https://eitaa.com/satsojen/4595
اره دقیقا
اگه دست من بود همون اولین باری که اسمش تو داستان اومد و سباستینو زد میکشمتش🎀
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
اوه فکر کنم این پارت رو بخونی منم بزنی
https://eitaa.com/satsojen/4596
ویکتور غلط خورددددد عهههه
لحظه ای که بمیره اهنگ میزارم میرقصم، و قطعا که باید با اکلیل و شاین اضافی بمیر-(شکنجه و کتک-)
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ارهههه
بله بله موافقم
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
https://eitaa.com/satsojen/4593 ویکتور بعد از خاموش کردن ماشین سریع پیاده میشه و در رو برای امیلی با
بعد از خارج شدن ویکتور سباستین با همون حالت بی روح که به زمین خیره شده با دستش روی گونه اش دست میکشه و بعد با انگشتاش خون روی لبشو پاک میکنه نگاهی به خون روی دستش میکنه و بعد خنده ای کوتاه میکنه و دوباره دراز میکشه .
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
بعد از خارج شدن ویکتور سباستین با همون حالت بی روح که به زمین خیره شده با دستش روی گونه اش دست میکش
اینو به قبلی اضافه کن بعد بنویس
https://eitaa.com/satsojen/4597
عه از کجا فهمیدی-
من در حال رفتن به سمت ویکتور: نه عزیزم نترس بیا کاریت ندارم کههه چرا عقب عقب میری صبر کن کاریت ندارممم
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
میدونم دیگه .
حیحیحیحیی😈🤡🤡🤡🤡
( ویکتور در حال فراررررر :نههههه تو میخوای منو بکارییییی)
https://eitaa.com/satsojen/4600
اوکی
(میشه ایدت مرگ "کاملا ناگهانی" ویکتور بر اثر چند تا مشت و لگد "خیلییی کوچولووو" باشه؟🎀)
#امیلی
~~~~~~~~~~
اممم یه نقشه دیگه داشتم میخواستم به خاطر مرگش گریه کنی ولی مورد ندارن بیا باهم بکشیم
https://eitaa.com/satsojen/4603
یا خدا تو پیام قبلیم لینکو نوشتم پیامو ننوشتم😂(دستم خورد فرستادم🤡)
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
پیش میادددد.
https://eitaa.com/satsojen/4603
نه بابا منظورت چیه من که باهات کاری ندرم تو فقط یه دیقه وایسا من قول میدم(نمیدم) نکارمت عه ندو دیگههه🤡
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ویکتور : میخوام بدومممممم ولم کنننننم
https://eitaa.com/satsojen/4604
نه پس اونوقت نقشه خودتو هر وقت خواستی اجرا کن (گریه واسه اون بیتر ادب؟فعععک نکنما)
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
امم باشه ممنون
( من کاری کردم عاشق ریاضی بشی این که چیزی نیست .)
https://eitaa.com/satsojen/4606
من رو به ویکتور: ما که با هم این حرفا رو نداریم بیا بغلم عزیزممم که خاک تو سرت بریزممم- (خاک درواقع قراره روی سرش ریخته بشه، البته اگه چیزی از بقایاش باقی موند)
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
ویکتور : نهههه کمکککککک