eitaa logo
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
40 دنبال‌کننده
45 عکس
16 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
انقدر کم پیدام؟ 🤣 خوبم، تو خوبی؟
اصن ندیدمت این هفته... اوهوم؛ اکانت رو جدید مبارکتتت و باید بگم که https://eitaa.com/saye_var/379
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
فداتشم😭مال خودت که خیلی خفن تر و زیبا تره:)))
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از خونـه درختے
روز سوم مهمونی
𝒟𝒶𝒾ℓ𝒴 𝒱ℰℒ𝒜
روز سوم مهمونی #دورهمی
_بجنب اکسل! مردک کند! نیکولای سرعتش را زیاد کرد . اکسل که خنده اش گرفته بود کمی از برادر کوچک ترش عقب افتاد. عادتی که هرگز از این دو برادر جدا نمیشد این ساعت دویدن بود! اکسل برادر بزرگتر عاشق این عادت بود؛ شاید چون وقتی تنها با برادرش برای چند دقیقه در شب پر نور شهرشان میدوید یادش میرفت چه مشکلاتی دارد... یادش میرفت پدر و مادرش حال در حال دعوا هستند و تک تک وسایل خانه را میشکنند، فراموش میکرد باید برای نگهداری از پدربزرگ به خانه اش میرفت، از یاد میبرد باید سر کار میرفت و تا صبح روی پروژه های مختلف کار میکرد ؛باید سنگ قبر مادربزرگ را با گل ها تزئین کند. همه چیز را به فراموشی میسپرد.... _هی نیکو! نیکولای نفسی عمیق کشید و بلند داد کشید : _الان نه اکسل! اگر میخوای مسابقه رو لغو کنی و جر بزنی نه! اکسل خنده ای کرد و گفت : نه احمق جون! فقط خواستم بگم تو دیوونه ترین آدم زندگیمی! نیکولای قهقه ای زد و گفت :و تو ام کندترین آدم زندگیه منی اکسل... با مسخرگی در صدایش ادامه داد : داداش بزرگ! اکسل کیف مشکیش را طوری روی شانه اش تنظیم کرد که نیفتد و بلند گفت:درسته داداش خنگ کوچولوم قبل از اینکه نیکولای جوابی بدهد اکسل از او جلو زد. اخمی روی صورت نیکولای نشست،برادرش خوب حواسش را پرت کرد و از این فرصت برای تغییر نتیجه استفاده کرده بود. نیکولای پوزخندی زد و بلند گفت: _کور خوندی اکسل نایت! من برنده ام! سرعتش را زیاد کرد و همین که اکسل را کنار زد با نیشی باز ادامه داد: _ همونطور که مشخص بود کی برنده اس؛ احمقِ کند، من برنده شدم!! هر دو به دویدن ادامه دادند... مسابقه تمام شد اما آن دو باز هم طبق عادت دویدند ....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/AveryHawthorne/1964 قلبم درد گرفت؛ یعنی چی که رایان میمیره؟؟؟