از غزه تا تهران.pdf
حجم:
234.4K
متن کامل یادداشت «از غزه تا تهران» نگاشته سید مهدی ناظمی قره باغ در فرهیختگان
@sayyedmahdinazemi
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 *گفتارهای جنگ و وطن*
🔻 گفتار دوازدهم؛
🔹 *«جنگ امروز، انسان فردا»*
♦️ سیدمهدی ناظمی قرهباغ
🔸در شرایط امروز جهان دو افق قابل تصور است؛ افق اول افق حفظ وضع موجود یعنی نظم لیبرال سرمایهداری
افق دوم هم، افق نه به وضع موجود و افق تحول اساسی در شرایط امروز جهان.
ما چیزی به اسم افق اصلاحی نداریم.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله](ble.ir/rcica) | [ایتا](eitaa.com/rcica_ir) | [تلگرام](t.me/rcica_ir) | [اینستاگرام](instagram.com/rcica_ir)
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی](www.rcica.ir)
هدایت شده از مدرسهتـ؋ــکرونوآوری نگاه
40.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
#سیدمهدی_ناظمی
▪️جنگی برای سرنوشت!
▫️در پس این جنگ، سرنوشت این جهان آشفته مشخص میشود.
▫️چرا این جنگ، جنگی آخرالزمانی است؟!
▫️جهان باید انتخاب کند؛ بردگی یا مقاومت؟
🔻برای دیدن تحلیلی متفاوت کلیک کنید!
#برای_سرنوشت
#وعده_صادق
#بشارت_فتح
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🌐 http://www.negahschool.ir
هدایت شده از مدرسهتـ؋ــکرونوآوری نگاه
40.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
#سیدمهدی_ناظمی
▪️غربِ وحشی!
▫️"کار کثیفِ غرب" چیست که اسرائیل آنرا به نیابت از آنان انجام میدهد؟
▫️غرب در آستانه شکست وجودی از مقاومت است!
▫️لیبرال سرمایهداری به جایی رسیده است که دیگر در کشتن انسانها هزینه فایده هم نمیکند، فقط میکشد!
🔻برای دیدن تحلیلی متفاوت کلیک کنید!
#وعده_صادق
#بشارت_فتح
#برای_سرنوشت
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🆔@brayesarnevesht
🌐 http://www.negahschool.ir
هدایت شده از پژوهه
🔹 انسان یا ماشین
سید مهدی ناظمی
🔻 جنگی که رژیم صهیونی با جبهه مقاومت انجام میدهد، ناگفتهای در خود دارد که در سایر جنگهای تاریخ وجود نداشته است. برای مثال وقتی جنگ جهانی دوم را مرور میکنیم، همواره این ادعا از سوی سه طرف وجود داشته است که ایشان مدعی یک ایدئولوژی نجات بخش و برآمده از آرمانها و ارزشهای جهانشمول مدرن هستند که دیگری یا دیگران فاقد آنند. به همین خاطر بخش قابل توجهی از جنگ، به جنگ روانی اختصاص داشت تا بتوانند جبهه مقابل را از درون ضعیف و تهی سازند. در واقع و با وجود اینکه اکثریت نیروهای فعال همسو با رژیمهای سیاسی میجنگیدند، اما از سوی جبهه مقابل، تلاش میشد فضای کلی فرهنگی و اجتماعی پاس داشته شود.این را برای مثال در تعامل آلمانیها با فرانسویهای مغلوب و در برخورد اطراف جنگ با نمادها و شخصیتهای برجسته میتوانید مشاهده کنید. اگر چه استالین تا حدی نقض کننده این رسم کلی بود. در جنگ تحمیلی هم ارتش بعث عراق هیچگاه به صورت سازمان یافته به آثار باستانی و نمادهای فرهنگی حمله نکرد و ایران نیز چنین نکرد. هر دو جبهه تا حدی اصولی مشترک در جنگ ویرانگر هشت ساله داشتند. در سالیان پایانی حملات کور موشکی به نقاط مسکونی کشورمان تا حدی این اصل کلی را مخدوش کرد.
🔻 صرف نظر از جنگ رسانهای سنگین غرب برای تغییر ادراک مخاطبان که بارها درباره آن گفته شده است و وزن آن اگر بیشتر از بعد نظامی نباشد، قطعاً کمتر هم نیست، اما از نظر نظامی این اولین بار است که یک رژیم سیاسی مدعی کشور بودن، به طور سازمان یافته به جنگ کلیت فرهنگی- اجتماعی سرزمینها میرود. به عبارت روشنتر، صهیونیستها و بیشک حامیان آمریکایی آنها، آنقدر مطالعات دقیق دربارۀ ایران، لبنان، فلسطین، یمن، عراق، سوریه و... دارند که بدانند هر چند در برخی از این کشورها ممکن است نسبت به حاکمیت اعتراضاتی باشد، اما هیچگاه ایشان دل خوشی از صهیونیسم، آمریکا و خوی متجاوزکارانه آنها ندارند. به عبارت دقیقتر ایشان مطلع هستند که در سرزمینهایی که به آنها حمله میکنند و قصد بردهسازی یا نابودسازی کامل آنها را دارند، اکثریت هیچ علاقهای به ایشان ندارند و حتی آنها را دشمن خود میدانند. حکومتی مانند فرانسه ویشی در اغلب این سرزمینها شدنی نیست، با اینحال با قدرت تمام به تخریب و غارت این سرزمینها اهتمام دارند.
🔻منشاء این قدرت کجاست؟ قدرتی که مساجد و دانشمندان و رسانه ها و آثار باستانی و بیمارستانها و مدارس و مهدکودکها و دانشگاهها را آشکار و بیمحابا نابود میکند و میدانیم که این نابودی یعنی تلاش برای نابودی ملتها؟ به نظر میرسد برای اولینبار در تاریخ بشر، این احساس به اوج خود رسیده است که میتوان «انسان» و متعلقات و اقتضائات انسان بودن را به مدد تکنیک، یعنی پیشرفتهترین سلاحهای مخوف و هوش مصنوعی و پیشرفتهترین تکنولوژیهای جاسوسی و مانند آن نابود کرد. اعتماد به نفس آمریکا و عامل آن، اعتماد به توان تکنولوژی برای نابودی انسان است. در واقع این تلقی کاملاً در ایشان ریشه دوانده است که با تکنولوژی برتر، میتوان ارادهها را خرد کرد و توانها را از بین برد و موجودیتهای انسانی را خوار و تحقیر و سرانجام نابود کرد تا آن موجودیت بین بردگی مطلق و نابودی، یکی را انتخاب کند.
🔻 بنابراین باید دانست که جنگی که با ملت فلسطین آغاز شد و کل خاورمیانه را کمابیش از خود متأثر ساخته است، جنگی است که سویهای فلسفی نیز دارد. این جنگ بین تکنیک و انسان است. بین جبر تفسیر ریاضیوار از هستی و تلاش برای تصرف هستی در چارچوب نگاه ریاضی با انسان و تفسیر آزاد از انسان و تلاش برای حفظ میراث انسان بودن.
پژوهشگر و مدرس فلسفه
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
متن سخنرانی منتسب به دکتر رضا داوری اردکانی به مناسبت سالگرد ارتحال مرحوم فردید:
(مطابق معمول چند سال اخیر که تلاش میشود، تصویری محدود و عمدتاً سیاسی از استاد داوری، رسانهای گردد، این سخنان مهم هم رسانهای نشد)
🌸🌸🌸🌸
به نام خدا
با سلام به حاضران و کسانی که سخن مرا میشنوند، سخن خود را آغاز میکنم و همت دوستان عزیزی را که پس از درگذشت استاد دکتر فردید، هر ساله به یاد او، مجلس بحث ترتیب میدهند، مي ستايم.
دکتر فردید درک عمیقی از فلسفه داشت؛ اما چون نظر خود را به تفصیل بیان نمی کرد، بسیاری از مستمعان مطالب او را به دقت درنمییافتند و در مورد او به درستی نمیتوانستند حکم کنند. کسانی هم فلسفه او را با اظهار نظرهایش در امور عادی و هر روزی زندگی، یکی دانسته و با او به مخالفت و بلکه دشمنی، برخاسته اند. برخی اشخاص و بعضی از شاگردان ايشان هم که در صدد دفاع برآمده اند، منتسب به گروه مجعول موسوم به فردیدی-هیدگری شدهاند.
فلسفه مجال بحث است؛ اما وقتی راه بحث به دشمنی، ناسزا گویی و بهتان میرسد، دیگر فلسفه جایی ندارد. فلسفه مقام دوستی است و دوستی جزئی از نام فلسفه است و چون فلسفه دوستداری حکمت و معرفت است، نادانان قهراً با آن میانهای ندارند.
البته مواجهه خصمانه با فلسفه، رسم تازهای نیست! در آتن که وطن فلسفه و شهر شعر و تفکر بود، سقراط را که به قول افلاطون، از حیث دانش و فضیلت، در زمان خود نظیر نداشت، کشتند! در ديار ما هم اهل تفکر و فلسفه آزارها دیدند و سهروردی به قتل رسید! جرم فلسفه این است که بیخردی و جهل و غرور را افشاء میکند و طبیعی است که به سزایش هم برسد. نمیدانم اگر دکتر فردید زنده بود، در باره زمان و وضع کنونی جهان و ایران چه میگفت و چه میاندیشید. مسلما اصول اساسی نظرش را حفظ میکرد؛ اما چون با زمان و تاريخ آشنا بود، از دگرگونی وضع جهان، نمیتوانست چشم بپوشد!
از جمله نکاتی که در این مجلس مورد بحث قرار میگیرد، جنگها، کشتارها و ويرانگري هاي آخرالزمانی است. چرا جنگهای آخرالزمانی؟ اگر در زمان ما جنگها آخرالزمانی است، آیا چیزها و امور وابسته به وجود ما، آخرالزمانی نیستند؟
به نظر میرسد که اگر جنگ، جنگ آخرالزمانی است، باید تحقیق و تامل شود که بشر آخرالزماني چیست و چه مسائل و مشكلاتي دارد. اما چون بحث مجلس، جنگهای آخرالزمانی است، من هم ناگزیر، به آن باز میگردم!
مراد از جنگهای آخرالزمانی چیست؟ این جنگها با جنگهای سابق چه تفاوتی دارند و صفت خاصّشان چیست؟ در جنگ آخرالزمانی، مثل گذشته، جنگ جنگ سربازان و با لشكركشي برای کشورگشایی نیست! بلکه جنگ اطلاعات و تکنیک است؛ فرماندهی آن هم به عهده هوش مصنوعی است.
البته وقتی از شرایط جنگ سخن میگوییم، نمیتوانیم از نسبت آن با تفرعن بگذریم! اما تفرعنی که اکنون موجب بسياري از جنگهاست، تفرعنی است که شاید کمتر با اراده به قدرت، نسبت دارد و بیشتر با توهم قدرت توأم است!
به هر حال زمان ما، چنان که بعضی فیلسوفان معاصر گفتهاند، زمان کینه و دشمنی است! کسی مثل کارل اشمیت، حتی گفته است که سیاست، تشخیص دشمن و مرزهای دشمنی و دوستی است! در چنین زمانی، پرهیز از جنگ، کاری بس دشوار است. ولی چنان که گفته شد، جنگ، جنگ اطلاعات است. قدرتهای جهانی، قدرت خود را با اطلاعات و نفوذ اطلاعاتي حفظ و اعمال مي كنند. اگر دو یا چند کشور با هم خصومت داشته باشند، نفوذ اطلاعاتی مي تواند مهم ترين و موثرترین عامل، در پیروزی یا شکست آنها باشد.
وصف دیگر جنگهای زمان ما که عجیب مینماید، این است که قصد و غایت آن، بیش از آن که فتح و پیروزی باشد، نابود کردن است! کسانی که زمان را زمان کینه دانستهاند، شاید نظرشان به این بوده است که دشمنان به تسلیم يكديگر راضی نمیشوند، بلکه سوداي نابودي دشمن را در سر دارند.
میدانیم كه تاریخ تجدد با طرح سوبژکتیویته و ظهور اراده به قدرت، قوام پیدا کرده و به دگرگونی کلی در احوال و زندگی همه مردم جهان مؤدي شده است؛ ولی اکنون این خودبنیادی، دیگر قدرت سابق را ندارد. وقتی گفتند: "انسان مرده است!" مراد مرگ سوبژکتیویته و اراده به قدرت بود!
چنان که گفته شد، اكنون دیگر لشگرها و سربازها جنگ نمیکنند، بلکه جنگ، جنگ اطلاعات، تکنیک و هوش مصنوعی است. پس دیگر نيازي هم به خرد و خردمندی نیست! هوش مصنوعی جانشین انسان خردمند شده است و توقع اين است كه کار او را انجام دهد! ظاهراً وضع روزگار هم چنان است که گویی میخواهد هوش مصنوعی جانشین انسان شود!میگویند و درست میگویند که هیچ موجودی نمیتواند مصنوعي کاملتر از خود بسازد! اکنون هم کسی در صدد ساختن موجود کامل نیست، بلکه آدمی بدون آن که بداند و متذکر باشد، جانشینی برای خود میسازد تا خود را از بیم و غم ناتوانی در تدبیر امور، برهاند!
از حوصله اي كه فرموديد سپاسگزاري مي كنم و به روان استاد دكتر فرديد درود مي فرستم.
رضا داوری اردکانی، ۷ مهرماه ۱۴۰۴
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
همایش «مبانی علمی و فلسفی هوش مصنوعی» امروز، چهارشنبه، ۲۱ آبان ۱۴۰۴ با پیام استاد داوری اردکانی به میزبانی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی آغاز به کار کرد:
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
🔎 https://varastegi.ir/3599
«به نام خدایی که هرچه هست از اوست و علم را هم او به ما آموخته و بخشیده است. از استادان عزیز آقایان دکتر علیاکبرصالحی و دکتر جواد صالحی ممنونم که سالخورده گوشه گرفتهای را برای ایراد سخن در این مجلس شریف دعوت فرمودهاند. من افتاده و ناتوانم و سخنی که لایق چنین مجلسی باشد ندارم اما چون خود را موظف به اجابت دعوت و اطاعت امر میدانم چیزی که به نظرم رسیده است نوشتهام و تقدیم میکنم. خلاصه نظرم اینست که هوش مصنوعی، چیزی بیش از یک ماشین عظیم پر از اطلاعات و اطلاعاتپرداز است. هوش مصنوعی میتواند منشاء آثار مفید و مضر باشد. اما به احتمال قوی در جهانی که نشان مهر و دوستی در آن کمتر پیدا و میل به قهر و دشمنی غالب است، قدرت ویرانگری بیشتری دارد.
ادامه پیام در پست بعدی...
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
ادامه قبل...
هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است و خدا کند که مرحله آخر آن نباشد. این تکنولوژی که حضور علم را در آن آشکارا میتوان دید تعلق به عصری دارد که بشر در آن کوشید و تا حدودی توانست طبیعت و هر چه در جهان است را به تصرف خود درآورد و مهار کند. قوام این عصر با تکنیک بود. فهم و درک و تصور غالب این است که تکنیک وسیلهای در اختیار آدمی است و برای رفع نیازهای آدمی پدید آمده است. یعنی تکنیک را با حرفه و صنعت قدیم اشتباه میکنند ولی تکنیک صورت کامل، صنعت قدیم نیست و از حیث ماهیت با آن تفاوت دارد. کسانی که میپندارند تکنیک از جنس صنعت قدیم است ملتفت نیستند که تکنیک با خواست و بر اثر اظهار نیاز آنان پدید نیامده بلکه از لوازم اصلی جهان مدرن برای تسخیر و تصرف طبیعت بوده و مردمان پس از پدید آمدن خود را به آن محتاج دیده و وابستهاش شدهاند.
کسانی هم تا آنجا پیش رفته و گفتهاند که ممکن است روزی بیاید که بشر، برده تکنیک شود. آنچه محرز است اینکه تکنیک راه خود را میرود و به نیازهای مردمان کاری ندارد، بلکه میآید و مردمان را به آنچه آورده است نیازمند میسازد. هوش مصنوعی مرحله اخیر رشد تکنیک است و بیم آن میرود که آخرین مرحله آن باشد. زیرا، دارای قدرتی است که میتواند جهان را به هرصورتی که میخواهد تصویر کند و با دگرگون جلوه دادن وضع جهان و احوال مردمان و حوادث و کارها و چیزها، نظم جهان را بر هم زند و هر آشوبی که بتواند در هر جا پدید آورد.
اکنون وقتی از هوش مصنوعی میگوییم، بیشتر نظر به فایدهاش داریم و بر لزوم برخورداری از آن تأکید میکنیم و کمتر میاندیشیم که این ماشین هوشمند بر سر جهان و مردم جهان چه میتواند بیاورد. اگر اثر وجودیاش چیزی باشد که تاکنون از آن دیدهایم، بیشتر میتوانیم آن را خطرناک بدانیم. هوش مصنوعی با لطیفههای عجیبی که زیر دام و دانه خود دارد، میتواند در یک لحظه جهان را پرآشوب و حتی نابود کند. این گمان که اختیار هوش مصنوعی به دست صاحبان آن است، توهم بدی است.
هوش مصنوعی در جایی وجود دارد که آنجا کانون قدرت باشد و همواره با قدرت است نه در اختیار دانشمندان. هوش مصنوعی، انسان خردمند نیست. طراحان آن نیز در ابتدا نمیخواستند که انسان مصنوعی بسازند. معهذا شاید از جهاتی به انسان مصنوعی شبیه باشد. بعضی از رمانتیکهای اروپا صورتی از بشر مصنوعی را در خیال خود پرورده بودند که یکی از آنها هیولای فرانکّنشتاین بود. موجودی خطرناک که ویرانگر بود و آدم میکشت. اما بالاخره کشته شد.
نمیدانیم اگر هوش مصنوعی هم به کارهای خطرناک دست بزند و حامل طرحی برای کشتار آدمیان باشد، مردمانی باقی میمانند که بتوانند او را از میان بردارند. شاید اگر بخواهد همه چیز را نابود کند وقتی کارش را انجام داد وجودش دیگر وجهی نداشته باشد و خود به خود از میان برود.
آنچه اکنون اهمیت دارد این است که از هوش مصنوعی رو نگردانیم اما شیفته آن نباشیم که این شیفتگی با خرد و دانایی نمیسازد. هوش مصنوعی مانند هر تکنولوژی دیگر فایدهها دارد و از عهده کارهای بزرگ برمیآید اما در وضع کنونی بیشتر به کار ویرانگری میآید زیرا قدرت در مسیر ویرانگری است.
هوش مصنوعی هم میلش به سوی قدرت است و کاری به صلح و صلاح و بهبود زندگی انسان ندارد. شاید بتواند با محاسبه، صلاح را تشخیص دهد اما آن را ترجیح نمیدهد زیرا در بند خوب و بد و زشت و زیبا نیست. سرمایهاش هم اطلاعات است بیآنکه از خرد عملی بهره داشته باشد.
ما اکنون نسبتی با تکنیک داریم که نمیتوانیم از آن رو بگردانیم. امیدواریم هوش مصنوعی هرچه هست پایان تکنولوژی نباشد. از دانشمندان مجلس استدعا دارم به پرسشها و ابهامهایی که در باب کارکرد هوش مصنوعی وجود دارد پاسخ بدهند.
هوش مصنوعی تنها تکنیکی است که مردم نیز به آن اظهار علاقه میکنند و در انتظار آنند و چه خوب است به آنها گفته شود که چه انتظارهایی با آن برآورده میشود و چه کارهایی از عهده اش بر نمیآید.
مشکل اساسی این است که از این ساخته دست آدمی، میتوان سؤال و درخواست داشت اما نمیتوان برایش تکلیف معین کرد. جهان کنونی را تکنیک راه میبرد و متاسفانه نمیدانیم این راه به کجا میرود. سخن را با درود و احترام به حاضران گرامی پایان میدهم.
🔺 @varastegi_ir ๛ وارَستِگی
🔎 https://varastegi.ir/3599
✍🏻 رضا داوری اردکانی
🔶باز هم درباره دکتر داوری اردکانی...
🔶 سید مهدی ناظمی قره باغ
دکتر داوری اردکانی چند سال پیش در جلسه حضوری به این جانب صراحتاً و مؤکداً فرمودند که: «من اصلاح طلب نیستم.» این در حالی بود که اینجانب پرسشی هم در این باره نپرسیده بودم. ولی به نظر می رسد حضرتشان نگران تفاسیری بودند که در بدنه سیاسی کشور از ایشان انجام می شود. ایشان نگران هستند که سخن فلسفه و تفکر در کشور ما همواره با سخنان سیاست خلط می شود و اصلاً گویا تا زمانی که سخنی را نتوان به دلالتهای سیاسی روزمره کاست، چشمی به سوی آن دوخته نخواهد شد. افسوس که بعد از این چشم دوختن، باز هم گوشی برای شنیدن سخن باز نخواهد شد.
روز دیگری ایشان فرمودند که مرتب از سوی تیم پژوهشی دکتر رنانی تقاضای گفتگو درباره توسعه با ایشان مطرح می گردد. آن زمان من دلبستگی هایی به دکتر رنانی داشتم و برخی سخنانی را که از ایشان گوش داده بودم، نشانگر تیزهوشی و دقت نظر میفهمیدم. من نظر مثبتم را به استاد اعلام کردم ولی با کمال تعجب، متوجه شدم استاد مخالف این تقریب هستند(اطلاعی ندارم که آن مصاحبه انجام شد یا نه).
امروز بسیار خوب می فهمم که راه استاد داوری اردکانی درباره توجه به ضرورت توسعه در جهان امروز با مشی افرادی مانند رنانی چقدر متفاوت است. استاد داوری اردکانی، توسعه را ایدئولوژیک نمی فهمد و اصلاً تابع هیچکدام از نظریه های توسعه یا نظریه مختار جدیدی نیست. سخن ایشان، توجه دادن به ملت و سیاست ایران برای طراحی یک برنامه بلندمدت و جدی برای توسعه کشور است و این که این امر ضرورتی قابل امهال و دور زدن نیست. استاد داوری به درستی و با دقت نظر هیچگاه وارد جزئیات مناقشه برانگیز توسعه نمی شود. زیرا این جژئیات را باید اصحاب علوم اجتماعی و علوم انسانی بحث کنند و با بدنه سیاست کشور به نتیجه برسند.
در مقابل آقای رنانی و برخی مانند ایشان توسعه را ذیل ایدئولوژی نئولیبرالیسم و آن هم جهان سومی ترین نسخه آن یعنی وابستگی تام و تمام درک می کنند و این کمابیش همان نظری بود که در زمان پهلوی فهمیده می شد و به همین خاطر هم به شکست انجامید.
این البته هیچ ایرادی ندارد که فردی هم متفکر باشد و هم در سیاست روز غوری داشته باشد و چه بسا عملی هم داشته باشد. راقم این سطور نیز خود چند سالیست که فعالیت درباره مسائل روز کشور را اولویتی برای خود می داند. اما چیزی که خسارت بار است، خلط این دو سخن است. یعنی خلط سخن سیاست روز(اینجا نئولیبرالیسم) با سخن از سر تفکر درباره مبادی و مبانی عالم و آدم ایرانی.
غرض اینکه هر چند سخنان جذابی از زبان و قلم آقای رنانی صادر می شود ولی آقای رنانی صرفاً ادامه نظریه توسعه بر اساس وابستگی پهلوی است و راهی برای کشور باز نمی کند. تقریب بین رهیافت استاد داوری اردکانی و آقای رنانی می تواند ساحت علم و تفکر را بیش از پیش مخدوش و مغشوش سازد.
@sayyedmahdinazemi