🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
بسم الله الرحمن الرحيم
#تفسیر_یک_دقیقه_ای_قرآن_جلسه_456
🌹 آیه 185 سوره آل عمران
🌸 كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَآ إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور
ِ
🍀 ترجمه: هركسى چشنده مرگ است و بى گمان در روز قیامت پاداش هاى خود را به طور كامل خواهید گرفت، پس هر كسی از آتش بر كنار شد و به بهشت وارد گشت، قطعاً رستگار است و زندگى دنیا، جز کالای فریبنده نیست.
🌷 #ذائقة: چشنده است ذوق هم به معنای چشیدن است.
🌷 #الموت: مرگ
🌷 #توفون: به طور کامل دریافت خواهید کرد
🌷 #أجوركم: پاداش هايتان
🌷 #زحزح: بر کنار شد
🌷 #النار: آتش
🌷 #أدخل: وارد گشت
🌷 #الجنة: بهشت
🌷 #فاز: رستگار شد
🌷 #الحیوة: زندگی
🌷 #متاع: کالا
🌷 #غرور: فريبنده
🔴 این آیه همانند سایر آیات سوره آل عمران در مدینه نازل شده است. این آیه به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر مصلحان كه مورد آزار و اذیّت و تكذیب كافران قرار مى گیرند، روحیه ى #صبر و #مقاومت مى بخشد، زیرا مى فرماید: همه مى میرند ولجاجت ها موقّتى است و پاداش تحمّل این مشكلات را خداوند بى كم وكاست عطا مى كند.
🌸 کل نفس ذآئقة الموت: هر کسی چشنده مرگ است. امام صادق علیه السلام درباره ى «كلّ نفس ذائقة الموت» فرمودند: همه ى اهل زمین و آسمان مى میرند و فقط ملک الموت و حاملان عرش و جبرئیل و میكائیل باقى مى مانند، سپس ملك الموت مأمور مى شود كه روح آنان را نیز بگیرد و تنها خود باقى مى ماند و #خداوند به او خطاب مى كند كه بمیر، او نیز مى میرد. و همچنین آن حضرت فرمودند: كسى كه مرگ را نچشیده و كشته شده، به دنیا برگردانده مى شود تا مرگ را بچشد.
🌸 در #قیامت، مرحله پاداش و کیفر اعمال شروع می شود. و إنما توفون أجوركم يوم القيامة: و بى گمان در روز قیامت پاداش های خود را به طور کامل خواهید گرفت. سپس می فرماید: فمن زحزح عن النار و أدخل الجنة فقد فاز: پس هر کسی از #آتش بر کنار شد و به بهشت وارد گشت، قطعاً رستگار است. سپس می فرماید: و ما الحیوة الدنيا إلا متاع الغرور: و زندگی دنیا، جز کالای فریبنده نیست. مهم این است که جهان ماده و لذات آن، هدف نهایی انسان قرار نگیرد و گرنه استفاده از جهان ماده و مواهب آن به عنوان یک وسیله برای رسیدن به تکامل انسانی لازم است.
🔹 پيام های آیه185سوره آل عمران 🔹
✅ #مرگ در راه است، پس این همه لجاجت و استكبار در برابر حق، براى چه؟
✅ #مرگ، عدم نیست، یک امر وجودى است كه قابل چشیدن است، راه انتقال از دنیا به آخرت است.
✅ #گناهان و عوامل سوق دهنده به دوزخ، داراى جاذبه هایى است كه باید انسان با نیروى ایمان و عمل صالح خود را برهاند.
✅ جزاى كامل در #آخرت است، و پاداش هاى دنیوى بى ارزش.
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
گفتم حاجی رویِ امـــر به معــــروف هم دیگه نمیشه حســـاب کرد، چون تأثیـــر نداره!
گفت ولی دشمن روی سکوت تو حساب ویژهای باز کرده...
سلام✋
#عاقبتتون_شه🌹 دایی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
شهید ها هم متولد میشوند؛
مثل ما...
اما مثل ما نمیمیرند؛
شهید میشوند؛
برای همیشه زنده میمانند؛
و میشوند امید قلبهای شکسته...💔
─┅🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃┅─
🎁 #عارفان_مجاهد #شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
26.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غبار روبی و تغییر ویترین شهداء به هفت سین شهدایی به مناسبت فرا رسیدن سال نو .
امروز چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱
🌹خواهران خادم الشهدای قرارگاه فرهنگی ۱۴ شهید گمنام کوه خضر نبی «علیه السلام »🌹
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در محضر ولایت
راز شهادت از زبان رهبر انقلاب | برای شهید شدن چکار باید کرد؟
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از
امام زادگان عشق
9.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان های عبرت آموز ۱۵۹(تلنگر آمیز)
گوشه ای از زندگی آیت الله خوانساری
🎙استاد عالی
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
9.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | استوریموشن
🌊 اینجا تنها گلزار شهدای ِ آبی دنیاست؛
#بهوقتِاردوگاهشهیدرستگار
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#کتاب_آرام_جان
#خاطراتی_از_شهید
#محمد_حسین_حدادیان
#به_روایت_مادر
#نویسنده: محمد علی جعفری
#نشر_شهید_کاظمی
#قسمت_هفدهم
صبح ۱۷ ربیع الاول سال ۷۲رفتیم دفترخانه راننده آژانسی که همسایه فرهاد بود ما را رساند. از خانواده
فرهاد هیچ کس نبود من بودم پدر و
مادرم، منظر و مجتبی موقع خواندن خطبه خواهرم دو حبه قند ازقندان
برداشت .جلوی اشکهای پدر و
مادرم سعی میکرد فضا را شاد کند با شوخی دو حبه قند را روی سرم
مدام می سابید مدام یاد
دختر خاله ام می افتادم، تو چرا برای
جمله
ازدواج فقط سوپرمنها رو انتخاب
می کنی؟!»
بعد از ظهر فرهاد گفت: «آقام اینا امروز میرن کرج عروسی. بیا بریم وسایلمو برداریم » دست مجتبی را گرفتیم و رفتیم ما توی سایه دیوار سر کوچه ایستادیم. فرهاد آرام کلید انداخت توی قفل در، شک داشت کسی خانه است یا نه سرک کشید توی حیاط.
دلش که قرص شد رفت داخل دلم
مثل سیروسرکه میجوشید دست مجتبی را توی دستم فشار میدادم کف دستم خیس عرق شد. یک دفعه دیدم از خانه زد بیرون دو تا چمدان داشت؛ یکی چرخ دار بود یکی را هم
روی زمین میکشید و با خود می آورد. رفتیم خانه اجاره ای خودم در خیابان ۱۶ آذر تا شب یک کلمه با هم حرف نزدیم هر دو انگار از کارمان پشیمان بودیم .چند دقیقه یک بار ازش می پرسیدم پشیمان که نشدید؟ میگفت: «نه!» ولی تردید و دودلی را از چشمانش می خواندم تنها توی دل مجتبی عروسی بود از بس خوشحال بود که بابا پیدا کرده است از درو دیوار بالا میرفت و میوه و
شیرینی می خورد. به خواب شبمان نمیآمد به این زودی ازدواجمان لو برود همان روز از قضا ماشین پدر فرهاد موقع حرکت
خراب می شود،
👇👇