eitaa logo
شعر و داستان
2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
92 ویدیو
44 فایل
مدیر کانال @rEzA1996 «ارسال اشعار» «انتقادات و پیشنهادها» ارتباط بدون ذکر نام شما: https://harfeto.timefriend.net/17368038386764
مشاهده در ایتا
دانلود
سالیانی هست از عشق تو تب دارم هنوز  نام زیبای تو را بر روی لب دارم هنوز   ذره ای از تربتت را زیر لب بگذاشتم  بعد از آن در کام خود طعم رطب دارم هنوز   عهد کردم تا فقط با تربتت خوانم نماز این روال کهنه را هر روز و شب دارم هنوز    رو به قبله میکنم هر صبح, این کارم شده دست بر سینه, به تو عرض ادب دارم هنوز   روضه و سینه زنی گردیده کار هر شبم گریه بر داغ تو را چون مشق شب, دارم هنوز   بار آخر, زیر قبه, هست یادت حاجتم؟ یک شب جمعه حرم, از تو طلب دارم هنوز   @shearvdastan
بغضی که گلوگاه تو را نیمه شب آزرد سنگی شد و بر آینه‌ی باور ِ من خورد با قطره‌ی اشکی که شب از چشم تو جوشید این مرد هم از چشم تو افتاد و زمین خورد امّید، گُلی بود که در گوشه‌ی این باغ با بوسه‌ی پاییزترین حادثه پژمرد پاییز ِ من از حوصله خالی‌ست مسافر نفرین به بهاری که مرا خورد و تو را برد این شعر ، همان خانه‌ی گرمی‌ست که بی تو یکباره فرو ریخت و در قلب تو افسرد پرپر بکن این سِر شده از زخم زبان را مردی که تو را دست خداوند ِ تو نسپرد @shearvdastan
در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد @shearvdastan
ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن صحن نگاه چشم مرا پر ز نور کن چشمم به راه ماند بیا و شبی از این پس کوچه های خاکی قلبم عبور کن آقا بیا و با قدمی گرم و مهربان قلب خراب و سرد مرا گرم شور کن آقا بیا و روضه بخوان ، زینب (س) است و شام با اشک روضه قلب مرا هم بلور کن آقا بیا و روضه بخوان روضه ی عطش یادی ز مشک پاره و اشک و تنور کن صبر و قرار رفته ز دلهای عاشقان با دست عشق آتش دل را صبور کن راه نفس نمانده بیا ای گل امید اقا بیا و رنج و بلا را تو دور کن دجال های دشمن دین جلوه کرده اند چشمان فتنه های زمان را تو کور کن @shearvdastan  
از فصل باران های شور انگیز می ترسم بیزارم از پاییز، از پاییز می ترسم هر بار گفتی "دوستت دارم" دلم لرزید! من از دروغ مصلحت آمیز می ترسم @shearvdastan
این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است کـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده است مثــل من باغچـــــه ی خانــه هـــــم از دوری تــــو بس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده است بس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلم نسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده است بی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کرد خبـــــر از آمدنت داشت کـــه پنهان شده است عشق مهمان عزیزی ست که با رفتن او نرده ی پنجره ها میله زندان شده است عشق زاییده ی بلـــخ است و مقیم شیراز چون نشد کارگر آواره ی تهران شده است عشــــق دانشـــکده تجــــربـــــه ی انسانهـــاست گر چه چندی ست پر از طفل دبستان شده است هر نو آموختــه در عالـــم خود مجنون است روزگاری ست که دیوانه فراوان شده است ای که از کوچه معشوقـــه ی ما می گذری بر حذر باش که این کوچه خیابان شده است @shearvdastan
جنازه‌ای را بر سر راهی می‌بردند، درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند پسر از پدر پرسید که: بابا در صندوق چیست؟ گفت: آدمی! گفت: کجایش می‌برند؟ گفت: به جایی که نه خوردنی باشد، و نه پوشیدنی، نه نان و نه هیزم! نه آتش، نه زر، نه سیم، نه بوریا و نه گلیم! گفت: بابا مگر به خانه ما می‌برندش؟! 👤 عبید زاکانی @shearvdastan
همیشه به یاد داشته باش وقتی مردی از اتاق بیرون می رود همه چیز را آنجا میگذارد اما وقتی زنی از اتاق خارج می شود تمام چیزی را که در اتاق اتفاق افتاده است با خود حمل می کند.... 📙 شادی بیش از حد ✍🏻 آلیس مونرو @shearvdastan
خدا آن چيزى است كه كودكان مى دانند، نه بزرگسالان؛ بزرگسالان وقت خود را براى غذا دادن به گنجشكان هدر نمى دهند. 📙 رفيق اعلى ✍🏻 كريستين بوبن @shearvdastan
هوا شرجی، خیابان خیس، با کفش کتانی‌ها چه آسان زندگی را می دویدیم از جوانی ها! چقدر آن روزها سر به هوا در کوچه می‌خواندیم دوتایی یک غزل را بی هوا مثل روانی ها! و باران نم نمک موسیقـی متن غـزل می‌شد دُ رِ می فا سُ لا سی، می چکید از ناودانی ها عسل می‌ریزد از کندو تو وقتی شعر می‌خوانی شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانی ها تو آن شعر سپیدی که برایت حرف می سازند حسودی می‌کنند از بس که با ذوقم، فلانی ها خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم زبانِ همدلی ها باش در این بی زبانی ها قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانی ها و نصفِ… نه! جهانم هستی و من دوستت دارم همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانی ها @shearvdastan
مدرسه که میرفتیم هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت «مواظب باش خودتو جا نذارى!» و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم. بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جا گذاشتیم، توى یه کافه، توى یه خیابون، توى یه خاطره... @shearvdastan
‎ من در پی ردّ تو کجا و تو کجایی‌ دنبال تودستم نرسیده‌ست به جایی‌ ای «بوده‌»! که مثل تو نبوده‌ست‌، نگوهست‌ ای «رفته‌»! که در قلب منی گر چه نیایی‌ این عشق زمینی‌ست که آغاز صعود است‌ پابند «هوس‌» نیستم ای عشق «هوایی‌» قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم‌ وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی‌ ای قطب کشاننده‌ی پرجاذبه‌، دیگر وقت است دل آهنی‌ام را بربایى‌ گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم‌ دشنام و جفایی و دعایی و وفایی‌ یک عالمه راه آمده‌ام با تو و یک بار بد نیست تو هم با من اگر راه بیایی @shearvdastan