سالیانی هست از عشق تو تب دارم هنوز
نام زیبای تو را بر روی لب دارم هنوز
ذره ای از تربتت را زیر لب بگذاشتم
بعد از آن در کام خود طعم رطب دارم هنوز
عهد کردم تا فقط با تربتت خوانم نماز
این روال کهنه را هر روز و شب دارم هنوز
رو به قبله میکنم هر صبح, این کارم شده
دست بر سینه, به تو عرض ادب دارم هنوز
روضه و سینه زنی گردیده کار هر شبم
گریه بر داغ تو را چون مشق شب, دارم هنوز
بار آخر, زیر قبه, هست یادت حاجتم؟
یک شب جمعه حرم, از تو طلب دارم هنوز
#میلاد_الیاسوند
#شب_جمعه
#دلتنگ_حرم
@shearvdastan
بغضی که گلوگاه تو را نیمه شب آزرد
سنگی شد و بر آینهی باور ِ من خورد
با قطرهی اشکی که شب از چشم تو جوشید
این مرد هم از چشم تو افتاد و زمین خورد
امّید، گُلی بود که در گوشهی این باغ
با بوسهی پاییزترین حادثه پژمرد
پاییز ِ من از حوصله خالیست مسافر
نفرین به بهاری که مرا خورد و تو را برد
این شعر ، همان خانهی گرمیست که بی تو
یکباره فرو ریخت و در قلب تو افسرد
پرپر بکن این سِر شده از زخم زبان را
مردی که تو را دست خداوند ِ تو نسپرد
#هخا_هاشمی
@shearvdastan
در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم
غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد
#میرزاابراهیم_ادهم
#شعر_خوب_بخوانيم
@shearvdastan
ای بهترین بهانه خلقت ظهور کن
صحن نگاه چشم مرا پر ز نور کن
چشمم به راه ماند بیا و شبی از این
پس کوچه های خاکی قلبم عبور کن
آقا بیا و با قدمی گرم و مهربان
قلب خراب و سرد مرا گرم شور کن
آقا بیا و روضه بخوان ، زینب (س) است و شام
با اشک روضه قلب مرا هم بلور کن
آقا بیا و روضه بخوان روضه ی عطش
یادی ز مشک پاره و اشک و تنور کن
صبر و قرار رفته ز دلهای عاشقان
با دست عشق آتش دل را صبور کن
راه نفس نمانده بیا ای گل امید
اقا بیا و رنج و بلا را تو دور کن
دجال های دشمن دین جلوه کرده اند
چشمان فتنه های زمان را تو کور کن
#صبح_جمعه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@shearvdastan
از فصل باران های شور انگیز می ترسم
بیزارم از پاییز، از پاییز می ترسم
هر بار گفتی "دوستت دارم" دلم لرزید!
من از دروغ مصلحت آمیز می ترسم
#شایان_مصلح
#ارسالی_اعضاء_محترم
@shearvdastan
این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است
کـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده است
مثــل من باغچـــــه ی خانــه هـــــم از دوری تــــو
بس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده است
بس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلم
نسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده است
بی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کرد
خبـــــر از آمدنت داشت کـــه پنهان شده است
عشق مهمان عزیزی ست که با رفتن او
نرده ی پنجره ها میله زندان شده است
عشق زاییده ی بلـــخ است و مقیم شیراز
چون نشد کارگر آواره ی تهران شده است
عشــــق دانشـــکده تجــــربـــــه ی انسانهـــاست
گر چه چندی ست پر از طفل دبستان شده است
هر نو آموختــه در عالـــم خود مجنون است
روزگاری ست که دیوانه فراوان شده است
ای که از کوچه معشوقـــه ی ما می گذری
بر حذر باش که این کوچه خیابان شده است
#غلامرضا_طریقی
@shearvdastan
جنازهای را بر سر راهی میبردند،
درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند
پسر از پدر پرسید که:
بابا در صندوق چیست؟
گفت: آدمی!
گفت: کجایش میبرند؟
گفت: به جایی که نه خوردنی باشد،
و نه پوشیدنی، نه نان و نه هیزم!
نه آتش، نه زر، نه سیم، نه بوریا و نه گلیم!
گفت: بابا مگر به خانه ما میبرندش؟!
👤 عبید زاکانی
@shearvdastan
همیشه به یاد داشته باش وقتی مردی از اتاق بیرون می رود
همه چیز را آنجا میگذارد
اما وقتی زنی از اتاق خارج می شود
تمام چیزی را که در اتاق اتفاق افتاده است
با خود حمل می کند....
📙 شادی بیش از حد
✍🏻 آلیس مونرو
@shearvdastan
خدا آن چيزى است كه كودكان مى دانند، نه بزرگسالان؛
بزرگسالان وقت خود را براى غذا دادن به گنجشكان هدر نمى دهند.
📙 رفيق اعلى
✍🏻 كريستين بوبن
@shearvdastan
هوا شرجی، خیابان خیس، با کفش کتانیها
چه آسان زندگی را می دویدیم از جوانی ها!
چقدر آن روزها سر به هوا در کوچه میخواندیم
دوتایی یک غزل را بی هوا مثل روانی ها!
و باران نم نمک موسیقـی متن غـزل میشد
دُ رِ می فا سُ لا سی، می چکید از ناودانی ها
عسل میریزد از کندو تو وقتی شعر میخوانی
شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانی ها
تو آن شعر سپیدی که برایت حرف می سازند
حسودی میکنند از بس که با ذوقم، فلانی ها
خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم
زبانِ همدلی ها باش در این بی زبانی ها
قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم
تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانی ها
و نصفِ… نه! جهانم هستی و من دوستت دارم
همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانی ها
#سید_محمد_عارف
@shearvdastan
مدرسه که میرفتیم هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم
معلممون میگفت «مواظب باش خودتو جا نذارى!»
و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم.
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جا گذاشتیم،
توى یه کافه،
توى یه خیابون،
توى یه خاطره...
@shearvdastan
من در پی ردّ تو کجا و تو کجایی
دنبال تودستم نرسیدهست به جایی
ای «بوده»! که مثل تو نبودهست، نگوهست
ای «رفته»! که در قلب منی گر چه نیایی
این عشق زمینیست که آغاز صعود است
پابند «هوس» نیستم ای عشق «هوایی»
قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم
وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی
ای قطب کشانندهی پرجاذبه، دیگر
وقت است دل آهنیام را بربایى
گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم
دشنام و جفایی و دعایی و وفایی
یک عالمه راه آمدهام با تو و یک بار
بد نیست تو هم با من اگر راه بیایی
#مهدی_فرجی
@shearvdastan