eitaa logo
شعر و داستان
2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
90 ویدیو
44 فایل
مدیر کانال @rEzA1996 «ارسال اشعار» «انتقادات و پیشنهادها» ارتباط بدون ذکر نام شما: https://harfeto.timefriend.net/17368038386764
مشاهده در ایتا
دانلود
برای اینکه بتوانم این زندگی را دو قدم پیش ببرم باید دست‌ کم ده‌ نفر باشم امّا من سه‌ نفر بیشتر نیستم یکی که دوستت دارد یکی که رفته کمک بیاورد و دیگری که زیر دست‌ و پا مانده است. حسین شکربیگی ـ از اندوهی به اندوهی دیگر @shearvdastan
احمد شیرازی، شاعری که خورده شد! سام‌میرزا در کتاب تحفه‌ء سامی (چاپ همایون فرخ صفحه ۲۸۱) نوشته که در زمان قحطی، او را آدمیخواران، خورده‌اند! این بیت از احمد شیرازی است: جدا ز شستِ تو چون تیر، بی‌قرارِ توأم به هر زمین که نشینم در انتظارِ توأم در کتاب احسن التواریخ روملو (چاپ نوایی جلد دوم صفحه ۱۰۸۹) نیز آمده‌ است که در سال ۹۲۰ ھ ق در خراسان خصوصا هرات، قحطی به مرتبه‌ای اشتداد یافت که مردم یکدیگر را می‌خوردند. احتمالا احمد شیرازی در هرات متوطن بوده و در قحطیِ سال ۹۲۰ ھ ق به‌دستِ آدمیخواران خورده شده باشد و شاید سام میرزا قصّه‌اش را در هرات شنیده بوده ‌است. @shearvdastan
دلم می‌خواهد به کوهستان بروم سال‌ها مقیم شوم آنقدر به تو فکر کنم که سرم به صخره‌ای بزرگ بدل شود آن‌گاه تو بیایی مقابلم بایستی فریاد بزنی: «من!» فریاد بزنم: «تو.......!» جواد گنجعلی - بی‌تفاوتی در نور زرد @shearvdastan
من اندوهگین نیستم خود اندوه عالمم! و سرزمینی در سینه‌ام گریه می‌کند... غادة السمان @shearvdastan
اگر عشق واقعى است، پس به همان روشى با آن رفتار كن كه با يك گياه رفتار مى‌كنى. تغذيه‌اش كن و در برابر باد و باران از آن محافظت كن. هر كارى را كه مى‌توانى كاملا انجام دهى. اما اگر عشق واقعى نيست، در اين‌صورت بهترين كار اين است كه به آن بى‌توجهى كنى تا پژمرده شود. 🖋هیرومی کاواکامی - حال‌وهواى عجيب در توكيو @shearvdastan
دریا را نمی شد تانکر تانکر به شهر آورد همین‌طور شهر را نمی‌شد کامیون کامیون به ساحل برد عمر مردی که دریا و شهر را یکسان دوست داشت در جاده گذشت! رسول یونان @shearvdastan
هوشنگ ابتهاج: کتابی رو که سعید نفیسی به من داده بود و امضا کرده بود، فروختم.... به‌نقل از کتاب پیر پرنیان‌اندیش گفتگوی میلاد عظیمی با هوشنگ ابتهاج امروز با سایه و خانم آلما و عاطفه رفتیم گردش. طرفهای خیابان منوچهری... خانم آلما می‌خواست از کتاب‌فروشی قدیمی که سالها از او کتاب‌ می‌خرد، کتاب بخرد؛ کتابهای دست دوم... سرمان به کتابها گرم بود... سایه هم بر یک صندلی زواردررفته جلوس کرده و متصلاً سیگار می‌کشید. ناگهان جوانی وارد مغازه شد، با چند کتاب در دست... هوا سرد بود و برف می‌بارید. جوان بلندبالای لاغراندام تکیده، خیس شده بود. کتابها را برای فروش آورده بود. فروشندۀ پیر کتابها را به ثمن بخس از جوان خرید. سایه را دیدم که سرخ شد و نفس عمیقی کشید و نفسش را کمی با صدا بیرون داد. این کار یکی از حالتهای او در زمان ناراحتی است. در ماشین از سایه پرسیدم که چرا آنقدر منقلب شد؟ گفت: یاد روزهایی افتادم که پول نداشتم و کتابامو فروختم. چندین بار این اتفاق برای من افتاد... سال 30؛ می‌خواستم خونه اجاره کنم، کتاب می‌فروختم (می‌خندد)، پول روزانۀ شام و نهارمو نداشتم، می‌خواستم نون بخرم، کتابهامو می‌فروختم... من خیلی کتاب می‌خریدم. واقعاً کتابهایی رو که من پول دادم خریدم، اگه داشتم، حالا شاید 20 هزار جلد می‌شد. چه کتابهایی هم بود؛ مثلاً کتابی رو که سعید نفیسی به من داده بود و امضا کرده بود، فروختم.... @shearvdastan
آخرین روزهای اسفند است از سر شاخ این برهنه چنار، مرغكی با ترنمی بیدار، می زند نغمه، نیست معلومم آخرین شكوه از زمستان است، یا نخستین ترانه های بهار؟! @shearvdastan
سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم ز پریشانیِ حالم باز گویم که عیانست، چه حاجت به بیانم... @shearvdastan
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم! به غرور و ناز گفتی تو مگر هنوز هستی؟ @shearvdastan
شب جمعه زحرم موج کرم می آید باز از کرب و بلا شیون و غم می آید امشب انگار هوای دگری خواهم داشت فاطمه (س) با کمری خم به حرم می آید @shearvdastan
«نه سیخ بسوزد نه کباب» 📕شجاع‌السلطنه، پسر فتحعلی‌شاه، یک وقتی حاکم کرمان بود. اسم کوچکش حسنعلی میرزا بود. او در کرمان تجربه کرده بود و متوجه شده بود که ترکه‌های نازک انار می‌تواند کار سیخ کباب را بکند و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه‌تر هم می‌شود. برای همین پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها می‌گفت: «طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزه نه کباب.» این دستور او به صورت ضرب‌المثل درآمد و برای بیان و توصیه میانه‌روی و اعتدال در کارها توسط مردم به کار می‌رود. @shearvdastan