eitaa logo
شعر مذهبی شاعران الغوث
339 دنبال‌کننده
18 عکس
4 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
به علی بعد پیمبر چقدر سخت گذشت غاصبی رفت به منبر چقدر سخت گذشت دو نفر مرد طرفداری از این مرد نکرد آه بی حمزه و جعفر چقدر سخت گذشت این طرف پنج نفر ، یک زن و یک مرد و سه طفل آن طرف چند برابر چقدر سخت گذشت صورت فاطمه و سینه و دو پهلویش به سه تا آیه کوثر چقدر سخت گذشت فاطمه روی زمین بود علی جان میداد وسط کوچه به حیدر چقدر سخت گذشت فاطمه خسته شد و پشت در خانه نشست لحظه وا شدن در چقدر سخت گذشت وسط دود که باشی نفست میگیرد وسط شعله به مادر چقدر سخت گذشت @sher_alghoth
نبینم اشکُ تو یِ چشات علی دیدی عاقبت شدم فدات علی روزی که سپر فروختی یادته من بجاش سپر شدم برات علی خنده ها و خوشی هامون یادته از رو هم ، شرم و حیامون یادته پدرم دستامونو به هم سپُرد زیر لب میکرد دعامون یادته دعا میکرد بمونیم برای هم همدم و همدل و هم صدای هم تازه فهمیدم چی میدید که میگفت الهی که پیر بشید بپای هم منکه پیر شدم علی به پای تو مثل محسنم شدم فدای تو اگه صد بارِ دیگه زنده بشم باز دو باره میمیرم برای تو پیش من ابالحسن گریه نکن پیش تو منو زدن گریه نکن با نَوَد زخم  اُحُد دم نزدی حالا با یه زخم من گریه نکن حلالم کن که من از پیشت میرم حلالم کن  تو خونه ات سر به زیرم رو مو بر می‌میگردونم غصه نخور بخدا که  مجبورم رو بگیرم تو خودت میبینی دست به دیوارم با سوالِ تو جوابی ندارم این یه رازیه  برا من و حسن مجبورم تو خونه چادر بزارم.... @sher_alghoth
سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است راه در دنیای او چندین برابر بسته است فاطمه در عرش مهمان خداوند است و بس در مقام قُرب او جبریل هم پربسته است عصمت‌الله است این بانو که در عالم خدا راه کشف این معما را سراسر بسته است هرکسی را نیست اذن گریه بر ناموس حق روضه‌های او خصوصی شد، اگر در بسته است جز پریشانی ندارد حاصلی بی‌مادری چون تمام نظم هر خانه به مادر بسته است از همان روزی که زهرای علی سردرد داشت روضه‌های فاطمیه غالباً سربسته است... نیست بی‌علت اگر از او خجالت می‌کشید ذوالفقارش در غلاف و دست حیدر بسته است «یک‌نفر، یک‌روز می‌آید برای انتقام...» جان ما تنها به این مضمون آخر بسته است @sher_alghoth
عزیزم شب گذشت ازنیمه یک ساعت نمی‌خوابی چراپهلوبه پهلومیشوی راحت نمی خوابی @sher_alghoth
بر دشمن و دوست اعتبارش پیداست در قد خمیده اقتدارش پیداست کی گفته که قبر فاطمه پنهان است در سینه‌ی عاشقان مزارش پیداست @sher_alghoth
داغی به دلش ز ضرب سیلی ست علی بیش از همه مشتاق فرج کیست علی بالای سر فاطمه همراه حسن مشغول دعا برای مهدی ست علی @sher_alghoth
داغ زهرا خون شد و جاری شد از چشمان تو بیت الاحزان غزل هایش شده دیوان تو چادرش میسوخت گر با شعلهٔ نمرودیان جانش اما بیشتر می سوخت با هجران تو کاش مادر های ما را جای زهرا میزدند ای پدر ها جان فدای دیدهٔ گریان تو سینهٔ سوزان زهرا چشم خونبار علی منتظر هستند تا بر پا شود دوران تو ای که هر صبح و مسا آلاله های سرخ رو خون دلها میخورند از هر سر مژگان تو نیست یعقوب نگاه هیچکس حیران او بی کس و تنها ست مادر یوسف کنعان تو کوثر مظلومهٔ قرآن جهان قربان آن قدر پنهان قبر پنهان زائر پنهان تو ای که آزردی تو بانوی گل و آیینه را غرق آشوب است قلب عالم از عصیان تو @sher_alghoth
ای عزیزی که رفته ای از یاد عمر ما بی تو می رود بر باد چشم خود را بر این و آن بستم شوق روی تو در دلم افتاد ندبه هایم نشان دلتنگی است می زنم غربت تو را فریاد راه وصل تو را به من آموخت گریه های شبانهء نوزاد بی تو در بند غم گرفتاریم با تو از بند غصه ایم آزاد ای به فریاد رس کجایی که داد شیعه در آمد از بیداد ریشهء ظلم را بخُشکان و کاخ ظالم در آور از بنیاد مادرت میزند صدا برگرد خواهد از ذوالفقار تو امداد می شمارد دقیقه ها را او دیده دارد به ساعت میعاد خیز و با دست حیدری بشکن دست ناپاک دومین جلاد نعره میزد که در دل خانه میزنم شعله هرچه باداباد شد عزاخانه،خانهء مولا شد عزاخانه عالم ایجاد محسنش را گرفت از او ای وای کس نبیند مصیبت اولاد مادرم را چگونه زد نامرد که زمین خورد و از نفس افتاد @sher_alghoth
در این سرا که مرا غیر غم مقدر نیست امید من تویی ای آنکه از تو بهتر نیست توان ناله ندارم تو را صدا بزنم وگرنه سوز دلی با غمم برابر نیست سراغ داغ مرا از خزان باغ بگیر که شور و شوق بهاری که بود دیگر نیست امید وصل تو ما را به روضه آورده بیا که طاقت این دوری مکرر نیست بیا تو حادثه ی خانه را روایت کن پسر که بی‌خبر از حال و روز مادر نیست ندیده‌ایم اگر ما ! ولی تو می‌بینی که خانه ی پدرت خالی از ستمگر نیست صدای ناله بلند است، بعد از این همه سال صدا صدای غم دختر پیمبر نیست؟ چه ازدحام عجیبی خدا بخیر کند که اضطرابش کمتر ز هول محشر نیست چنان به سینه ی در با لگد زد آن نامرد که زندگی پس از این ماجرا میسر نیست صدای فضه خذینی بلند شد یعنی که کار، کار زنانه است کار حیدر نیست قسم به حرمت خونی که ریخت بر دیوار که درد فاطمه از میخ و ضربه در نیست تمام غُصه او دست بسته ی مولاست کسی به فکر غم قهرمان خیبر نیست امید آخر زهرا! برس به داد علی که بعد فاطمه قلبی چنین مکدر نیست @sher_alghoth
هر شب بر این مصیبت اعظم گریستیم این نم تسلی است بر این غم ، گریستیم بستر که جمع شد همه شمع عزا شدیم سفره که پهن شد همه با هم گریستیم بازوی غرق خون تو ما را اگر چه کشت بیش از همه برای قد خم گریستیم تشییع تو اگر چه غریبانه بود ما اندازه تمامی عالم گریستیم زینب شبی به دست حسین تو آب داد خیلی برای ماه محرم گریستیم جمعه غروب بود که گرم دعا شدی زهرا چقدر یاد همان دم گریستیم مادر حلال کن که در این آخرالزمان بر بی کسی مهدی تو کم گریستیم @sher_alghoth