eitaa logo
🇮🇷 ๛شیفتهــ
214 دنبال‌کننده
89 عکس
25 ویدیو
24 فایل
پراکندگی های به هم پیوسته. معنا در جست و جوی انسان. فلسفه در زندگی روزمره. ادبیاتِ برآمده از زخم های ‌واقعی🌚 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_vccktwk&btn=شیفته «دفترچه » https://eitaa.com/shifte530
مشاهده در ایتا
دانلود
«از انسان ها بت نسازید» باید به این باور برسیم که انسان ها با هر درجه کمالی می توانند خطا کار باشند،منحرف شوند یا حتی تغییر عقیده بدهند . اگر قرار است باور های خودمان را بر بت های انسانی بنا کنیم و نه بر قواعد عقلی و منطقی پایان کارمان چیزی جز پوچی نیست   ๛شیفتهـ
یکم سوال بپرسم؟ بدون جواب چرا پیامبران کتاب دارن؟ چرا پیامبران بزرگ تر کتاب آسمانی دارن؟ چرا خدا به قلم قسم می خوره؟ راستی چجوری قلب یک انسان فتح میشه؟ همین دیگه
فیلم و سریال و کتاب مگه صدای خودمونه؟ « آشغال های دیجیتال خیلی بدن !» ولی بد تر از اون فرهیختگانی هستند که فکر می‌کنند هرچه فیلم بیشتری دیده باشند و نقل قول های بیشتری از متفکران بلد باشند فرهیخته ترند ... فرهیختگی آلوده انسان هِ».
واژه شیفته در فرهنگ زبان فارسی به معنای عاشق ،سرگشته، حیران و دلباخته است. و اما،درک من از این واژه چیزی ست،مانند کودکی گم شده در میان هزاران سرگرمی در حال چنگ زدن به ریسمان‌های گوناگون برای یافتن منبع آرامش و این آرامش کجاست؟! ๛شیفتهــ
🇮🇷 ๛شیفتهــ
#قسمت_دوم #عاشق_های_عاقل_عامل «وقت نماز است؛ برخیزیم» داشتم فکر می‌کردم در این سریالِ «شیفته»، حر
قسمت_سوم «یک سر و هزار سودا» وسط نماز بود. قابلمه خورشت سر رفت، تلفن همراهش زنگ خورد، کسی از داخل اتاق داد می‌زد و دنبال جورابش می‌گشت. بچه‌ی کوچک‌تر گریه می‌کرد؛ گرسنه بود احتمالاً. صدای تلویزیون هم پخش می‌شد و فواید نماز اول وقت را می‌گفت. دیدم نشسته روی زمین و وسط این بَلبَشو گریه می‌کند. کمی سرم را کج کردم. می‌خواستم انسان عاشقِ عاقلِ عامل را پیدا کنم. او نبود. اگر بود، باید الان بلند می‌شد؛ حداقل طفل معصوم خوابیده در گهواره را آرام می‌کرد. چشم چرخاندم. آن یکی هم عاشق عاقل عامل نبود جورابش را گم کرده بود خب به جهنم، حداقل کمی به فکر مادرش می بود که این چنین روی زمین نشسته گریه می کند. اصلاً که چه از دست این آدم‌های ناقص! نگاهش کردم که هنوز گریه می‌کرد و پرسیدم: «ناهار چی داریم؟» پ.ن:« از بین مشاهدات مفاهیم را استخراج کنید شیفته مشاهده گر است! » بَلبَشو:« آشفته بازار، شلوغی درهم تنیدگی». ๛شیفتهــ
شیفته اگر خودش را به شیفته اضافه کند، می‌شود خودشیفته! یعنی من، من در شیفته نگنجد، منیّت عامل فقدان حقیقت در روان شیفته باشد و بس...
نریمان پناهی1_26990149789.mp3
زمان: حجم: 3.3M
شما او را رهبری سیاسی ببینید، دیگری هم دیکتاتور، آن دیگری معشوق ... ولی او محبوبی بود که قلبم را به گوشه ی عبایش گره زده بودم. ..
🇮🇷 ๛شیفتهــ
#فلسفه_و_تنهایی #قسمت_سوم «وقتی تنهایی سکوت می‌کند» روح‌هایی که تنهایی در آن‌ها سکوت می‌کند، دقیقا
«تنهایی هم معشوقه‌ات را دوست دارد، نازنین!» برایت از تنهایی بگویم و معشوقه‌ها. همان لحظه‌ای که چشمانت به چشمانش گره می‌خورد و قلبت غنج می‌رود؛ همان‌جایی که برای آنی حس می‌کنی دیگر تنها نیستی. همانجا را می‌گویم. همان‌جایی که فروغ می‌گوید: «سخن از پیوند سست دو نام و هم‌آغوشی اوراق کهنهٔ یک دفتر نیست؛ سخن از گیسوی خوش‌بخت من است و شقایق‌های سوختهٔ بوسهٔ تو...» دقیقاً همانجا را می‌گویم. که ابراهیم تلاش می‌کند باغ را فتح کند و فروغ فکر می‌کند که دیگر از تنهایی رها شده. قرار است باغ را هر دو فتح کنند. با هم سیب بچینند و... بعد،رها نمی‌شود. به سمت ابراهیم می دود، بعد به بند می شود بند سیب، بند فکر، بند فهم؟ فهم!. فروغ فکر می‌کند کسی او را فهمید. دیگر تنها نیست. آه از معشوق‌ها. از درک شدنِ افکار و احساس‌ها. از زنان و مردانی که فکر کردند که آری، این همان است! همان که تنهاییم را می‌بوسد و زخمم را چنان التیام می‌دهد، انگار هرگز به این عفونت دچار نبودم. و بعد، عفونت هم به معشوق و معشوقه‌ها «دوستت دارم» می‌گوید و از خون معشوق و معشوقه‌ها تغذیه می‌کند؛ و بیماری در سکوت رشد می‌کند. مانند غدد سرطانی تکثیر می‌شود و وقتی بیدار می‌شوی که روح، سراسر به عفونتِ تنهایی دچار است، که حالا سرطان است . سرطانِ افسردگی... و این سرطان، در بدترین حالت، فروغ می‌شود. فروغ، پرندهٔ مردنی! مرگ... چه کلمهٔ پوچی... ๛شیفتهــ
شاید باید مانند شازده کوچولو به دنیا های یکدیگر سفر کنیم، دنیای آن دیگری که احمق نامیده ایم و بعد شاید جهان ما جای بهتری شود، شاید جای بهتری .. .