.
ک: کربلا
ه:هلاکت عترت (اهل بیت پیامبر)
ی: یزید
ع: عطش
ص: صبر
و خداوند با این کلمهی مخفف، تمام اتفاقات کربلا رو به قلب زکریا نشون داد و زکریا متوجه شد چرا با نام حسین(ع) غمگینه!
زکریا از شدت غمی که بهش وارد شده تا چند روز در داخل بیت المقدس میمونه و برای اباعبدالله الحسین(ع) عزاداری میکنه...
.
.
بعد از اون، زکریا دوباره دعا کرد، ولی این بار دعاش فرق داشت.
این بار، دعای یه عاشق بود، عاشقِ اباعبدالله.
زکریا از خدا خواست که بهش فرزندی بده
که شبیه حسین باشه...
حتی شبیه حسین به شهادت برسه.
زکریا میخواست با چشیدن داغ فرزند، کمی حالِ حضرت محمد(ص) و امیرالمومنین و فاطمه(س) رو درک کنه.
پس خدا رو با این کلمات قسم داد:
اللهم یا حمید به حق محمد
یا عالی به حق علی
یا فاطر السماوات و الارض به حق فاطمه
یا محسن به حق حسن
و یا قدیم الاحسان به حق الحسین...
وقتی قسمش به نام مبارک امام حسین(ع) رسید، فوج فوج فرشتهها به بشارت نازل شدن و به زکریا گفتن که خدا دعای تو رو مستجاب کرد.
به برکت حسین، پسری در سن پیری به تو و همسرت میده که آقا و سید قومت خواهد بود و تصدیق کنندهی کلمهی الهی.🤍
.
خداوند به زکریا مژده داد که قراره فرزندی به نام یحیی داشته باشه.
حضرت یحیی که زندهکنندهی کالبد بیجانِ بنیاسرائیل بود، اولین کسی بود که به این نام نامیده شد.
[جالبه بدونید که امروز اسم "جان" که بین انگلیسیها رایجه، از یحیی گرفته شده.]حضرت یحیی(ع) مثل امام حسین(ع) شش ماهه به دنیا اومد، مثل ایشون به شهادت رسید و مثل ایشون بیدارکننده بود. .
.
اما تولد یحیی هم به همین زودی نبود.
در واقع، بعد از بشارت دادنِ زکریا به تولد یحیی، ۵ سال طول کشید تا ایشون به دنیا بیاد.
میبینید چقدر امتحانِ انبیای الهی سخته؟! :)
نشونهی این تولد هم این بود که وقتی زمانش نزدیک شد، زکریا نمیتونست تا ۳ روز با مردم حرف بزنه، مگر به زبون رمز!
و بعد از ۵ سال انتظار، یحیای وعدهدادهشده که قرار بود مصدّقِ مسیح و یادآور عهد به بنیاسرائیل باشه، بعد از ۶ ماه بارداری به دنیا اومد.
امام صادق(ع) میفرمایند که اهل آسمون مشتاقتر از اهل زمین بودن و به محض دنیا اومدن یحیی، ایشون رو برای زیارت فرشتهها به بالا بردن، کامشون رو با آب نهرهای بهشتی برداشتند و شادی کردن، چرا که یحیی نمونهی کوچکی از حسین(ع) بود :)
.
.
انشاءالله اگه عمری بود براتون داستان تولد پیامبر(ص) رو هم میگم .
تا مثل من ذوق کنید.
من خودم هروقت یادم میادش پر ذوق میشم چرا که خدا، یحیی و مریم و عیسی و ... همه رو آورده تا مژدهی اومدن احمد(ص) رو بدن:)
.
خب فکر کنم تا اینجا کافی باشه، خیلی طولانی شد و ممکنه خسته هم شده باشید ...
ادامهش بمونه برای فردا انشاءالله✨
بازم به داستان بارداری مریم(س) و تولد عیسی(ع) نرسیدیم😅 اونم به نوبهی خودش پر از اتفاقات جالبه
اما بزارید به عنوان حسن ختام امشب، به یه حدیث نورانی و کارگشا از حضرت امام صادق(ع) مهمونتون کنم:
"کلنا سفن النجاة ولکن سفینة جدی الحسین أوسع وفی لجج البحار أسرع"
همهی ما اهل بیت کشتیهای نجاتیم، ولی کشتی جدّم حسین علیه السلام وسیعتر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است.
هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد
درد جهان غم زده را کم حساب کرد...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین❤
.
شما با بنر رمان «درگذرزمان» عضو کانال شدید✨
موندگار باشید ♥️
لینک پارت اول رمان درگذرزمان👇🏻
https://eitaa.com/tafrihgaah/70798
خوش آمدید ✨
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
- بِسْمِاللٰہِالنُفُۅسِالمُطْمَئِنَھْ′🌱 . .
هدایت شده از ⌈ࡅߺ߳ܦ߭ܝࡅ࡙ߺܟߺࡏަߊܘ🇮🇷⌋
ای کہ از ما انتظاری
بیش از این داری ســلام..🖐🏻
السلامعلیکیاحجةاللهـفیأرضه♥️