eitaa logo
.تنهایی.
275 دنبال‌کننده
323 عکس
148 ویدیو
0 فایل
"بسم الله" *حرفی از دل یه دهه هشتادی* کپی؟!حرف دلمونه،برا خودت.. https://daigo.ir/secret/p-a27eee77
مشاهده در ایتا
دانلود
.تنهایی.
.پارت اول. «.غروب قشنگیه مگه نه؟!.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت دوم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟!.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ اقایx:حسنا!ما دیگه مال هم شدیم آروم باش!! حسنا:دلم با حرفش لرزید!از اون آدم بی احساس و سرد همچین حرفی شنیدم. -هر روز حسم بیشتر میشد بهش بغلم میکرد،دست می‌انداخت دور گردنم! -یه روز متوجه شدم قبل از من با یه نفر بوده که با هم تموم کرده بودن همین اواخر. اقایx:خانم رهنما یه لحظه میتونم وقتتونو بگیرم؟! فاطمه:برو صاحبت اومد!😒 حسنا:فاطمه!😐 اقایx:ببین دستمو! حسنا:دستش زخم شده بود؛با کلی ذوق چسب زخمی که دوست داشتم رو براش زدم! -هر روز یه خاطره قشنگ و به یادماندنی برای هم ساختیم. -یه روز همو خیس کردیم. یه روز کل دانشگاه رو دنبال هم دویدیم. یه روز با هم قهر کردیم. یه روز بهم پالتوی بارونیشو داد! یه روز همو کتک میزدیم. هر روز یه خاطره قشنگ...!! بعد از 1ماه و 19روز دوستیمونو هر روز سرد تر میشد این اواخر دعوا های زیادی میکردیم تا روزی رسید که ازش میترسیدم! -روزی که باورم نمیشد اون آدم همچین کاری با من کرده باشه. کلی پرس و جو کردم تا فهمیدم واقعیت داره!! -با خودم گفتم یعنی واقعا چجوری تونستی...! ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت دوم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟!.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت سوم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا:تمام خاطرات از جلوی چشمام مثل یه فیلم رد میشد! -سرم داشت میترکید؛نمیتونستم باور کنم! آخه چرا با من اینکارو کرد! این همه خاطره خوب الکی بود! مگه آخه میشه یه آدم انقدر پست باشه! یعنی چطور تونست انقدر ساده باهام بازی کنه!!! تو فکر بودم که صدای کامیون افکارمو پاره کرد. خشکم زده بود؛گفتم دیگه تمومه که یهو کشیده شدم! چشم باز کردم دیدم توی بیمارستانم.بالای سرم برادرم داشت با دکتر حرف میزد. دکتر:مورد حمله عصبی قرار گرفته؛سعی کنید به هیچ عنوان توی فکر نره. -دیوانه شده بودم؛هر دیقه و ثانیه بهش فکر میکردم و گریه میکردم. بعد از دو روز مثل قبل حالم بد و افتضاح بود،چشام پُف کرده بود! حوصله ی هیچیو نداشتم فقط می‌خوابیدم! -داشتم دیوونه میشدم که دوباره متوجه یه موضوعه کثیف تر شدم!... ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت سوم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت چهارم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ +آیلین! حسنا:آیلین کیه؟ها! آقایx:ما فقط فابیم و اون کاپلمه اوکی؟پس آروم باش حسنا:درسته ما فقط فابیم ولی چرا انقدر یهو؟؛ آقایx:خب اون رو من کراش بود منم یه جورایی خوشم اومده ازش! حسنا:با خنده بهش گفتم که به دل نگیره؛ ولی از اعماق قلبم حسودی میکردم!:( -فرق گذاری تا کجاا💔😂 آقایx:حالا بگذریم. -چطوری جوجهه؟! حسنا:به من نگو جوجهههه!! -جوجع خودتیییی!. آقایx:خشم بهت نمیاد جوجه هااا! حسنا:یه بار دیگه بگو جوجه دارم برات! آقایx:جوجههه جوجههه جوجه جوجه جوجهههه حسنا:فردا کشتمت صبر کن. -نمیدونستم اون موضوع رو چجوری بهش بگم.دلو زدم به دریا حوفمو زدم!! توی جمع دوستاش بود ولی اشکالی نداره. حسنا:آقای... میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم؟؛ آقایx: جان دلم چی شده؟؛.... ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت چهارم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
پارت پنجم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا: خب راستش یه چیزی باید بهت بگم! آقایx: جان چیطو شده؟! حسنا: خب..... مهدی: x بدو بیا زود باش...! حسنا: دستشو کشید برد بدون اینکه بهم توجه ای کنه! آقای x: مهدی چیکار میکنی داشتیم حرف میزدیم!! مهدی: بدبخت آیلین تو و حسنا رو باهم دیده خلاصه اومدم بگم آمادگی داشته باشی. آقای x: آیلین الان کجاس؟! مهدی: پشت اون درخته با ستایش. آقای x: به به آیلین خانم عزیز حال شما خانم؟! -یهو یقمو گرفت چسبوند به درخت گفتم الان پاچمو میگیره ولی دیگه نه تا این حد! آیلین: اون دختره.... کیه که دست میندازی دور گردنش!! ها؟!!! آقای x: به خدا فابیم بزار چتامونو نشونت بدم!! ادامه دارد...
.پارت ششم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا: داشتم با دوستام میرفتیم سمت خونه یهو جلوم سبز شد؛میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم! -با خودم گفتم دلم نمی‌خواد ریختتو ببینم چه برسه به صدات.با لحنی خندون گفتم:«اره»! آیلین:میشه لطفا انقدر به اقایxنچسبی!ما با هم دیگه تو رابطه ایم پس لطف کن انقدر بهش نچسب! حسنا:ما فقط فابیم چرا آنقدر بزرگش می‌کنی! آیلین:وقتی روش کراشی بودی و فابشی عادی نیست بهش بگی بچم.... حسنا:دنیا روی سرم چرخید یعنی چی!یعنی اون پیامای ما رو خونده!! -فردا یقشو چسبیدن!آیلین چتای مارو خونده؟! آقایx:تو از کجا میدونی کی حرف زده؟!!! حسنا:چه دلیلی داشت بخونه هااا!!! -من هزار بارم بهت گفتم روی پیام هامون حساسم چرا همچین کاری کردی!! آقایx:باور کن از عمد نبود مجبور شدم! حسنا:چرا تو چشام نگاه می‌کنی دروغ میگی...!!! ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت ششم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت هفتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا: حالم به شدت بد شده بود و اصلا بهش محل ندادم. -اصلا براش مهم نبود که! فردا هم همین آش و همین کاسه! -دوباره وقتی داشتم میرفتم خونه جلو چشمام سبز شد! آیلین: میشه یه لحظه همراهم بیای! حسنا: عام آره! -آیلین و ستایش باهم بودن بهم گفتن.... آیلین: میشه کلا به آقای x پیام ندی؟! حسنا: آره! آیلین: دیگه باهاشم حرف نزن! کلا ازش فاصله بگیر! حسنا: باشه! ستایش: الان جدی دیگه؟! حسنا: آره؛ رفتم! نمیدونستم باید بخندم یا گریه کنم فقط ماتم زده بود!... ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت هفتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕
.پارت هشتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه ⭕ حسنا:رسیدم خونه کسی خونه نبود از فرصت استفاده کردم و زدم زیر گریه! -بعد از ربع ساعت گریم بند اومد،یکم روی خودت کار کردم.اروم شدم. -به یه جا زل زده بودم و تمام اتفاق های اخیر از جلوی چشام رد میشد. -حرف های آیلین،حرف های ستایش،رفتار خودش... پس یعنی حتما خودشم نمی‌خواد دیگه... با خودم توی مغزم دعوا داشتم نمی‌تونستم آروم باشم. محمد:حسنا! حسنا: جانم،کی اومدی داداش؟! محمد:تازه رسیدم،چی شده تو فکری؟ حسنا:هیچی قربونت برم تو فکر پایان نامم! محمد:باشه دختر کوچولو؛کاری داشتی هستم! حسنا:حداقل دلم به بودن محمد گرم بود! -اروم باش چته شبیه گراز میمونی....! ادامه دارد...
.تنهایی.
.پارت هشتم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه
.پارت نهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ زهرا:به خواهر بزرگترت احترام بزار تا نیومدم برات. حسنا:چته آبجی جان کی پاچتو باز گرفته سگ شدی؟! زهرا:داشتم بهش وابسته میشدم ولی وقتی فهمیدم همچین آدم اشغالیه ازش زده شدم اون حتی سر چیزایی که فکر میکردم واقعیه قسم میداد واقعی نیست ولی واقعی بود... حسنا:قربونت برم من از همون اول بهت گفتم آدم درستی نیست ولی گوش نکردی. -حالا غم دنیارو ولش کن بیا بریم بیرون خرید بهش فکر نکن. زهرا:مرسی که همیشه پشتمی دوست دارم! حسنا:ولی من دوست ندارم! -خنده های از ته دلشو دوست داشتم!! -اما خودم چی.... ادامه دارد...
.پارت یازدهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕ کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه⭕ حسنا:میدونستم اونقدر مرد نیست که بخواد کاری نکنه. آقایx:چطوری جوجه؟! حسنا: خوبم؛چیزی شده؟! آقایx:ببخشید اگر این مدت بغلت نکردم! حسنا:عام اشکال ندارع پیش میاد دیگه! -بغلم کرد و گفت:« آقایx:این مدت اتفاقی نیفتاده بخوای بهم بگی؟! حسنا:نه اتفاقی نیفتاده! آقایx:دیگه میشناسمت؛بگو ببینم چی شده! حسنا:هیچی گفتم!! آقایx:خانم رهنمااا؛جونxبگو ببینم چی شده! حسنا:خب راستش... ادامه دارد...
.پارت سیزدهم. «.غروب قشنگیه مگه نه؟.» ⭕کاملا بر اساس واقعیته و دست نویس خودمه به هیچ عنوان کپی نشه ⭕ آقایx :بخاطر این بود که زور یه نفرو در بیارم اون رفت با یه نفر منم برای اینکه زورشو در بیارم اومدم با تو ولی حسم تغییر کرد. -حسم شد دقیقا مثل حسی که به دوستام دارم. حسنا:واقعا چجوری تونستی؟! -بغض کرده بودم اصلا نمی‌تونستم خودمو کنترل کنم.! آقایx :کامل حرفمو شنیدی؛بگو کی بهت گفته! حسنا:خب ازم استفاده کردی دیگه؛ایلینم برگشته دیگه نمی‌خواد پیام بدی! آقایx :باور کن همش بهونه بوده برای اینکه بتونم مهدی و ستایش رو راضی کنم بهت نزدیک بشم. -حسنا باور کن هر کی بهت گفته می‌خواسته بین من و تو فاصله بندازه!داری قضاوت می‌کنی!خیلی چیزا هست که نمیدونی.حالا ازت یه سوال دارم. حسنا:بپرس آقایx :کی بهت گفته که من بخواطر اینکه حرص اینو در بیارم اومدم با تو؟؛ حسنا:همین کافیه از زبون خودت واقعیتو شنیدم... ادامه دارد...
شانسم یه طرف ماجراس...