تاوان
به نام خداوند بخشنده و مهربان❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سابقه گسترده طلایی💛
❌بارداری ناخواسته ام...(واقعی)
من عاطفه 30 سالمه.یه شب همراه مادرم خانه عموم خواب بودم یهو دستی مردونه منو در آغوش کشید نتونستم فریاد بزنم.بله آن مرد ......بعد از اون به خانه عمو نرفتم میترسیدم به کسی بگم؛به دکتر زنان مراجعه کردم در کمال تعجب گفتن باردارم.به مادرم گفتم و تصمیم گرفت دوربین در خانه عموم قرار بده و در حالی ک خواب بودم همان اتفاق تکرار شد فردا صبح دوربین چک کردیم از تعجب انگشت به دهان گرفتیم مرد هنگامی که🙈
🔞 ادامه داستان کانال زیر بخونید👇
https://eitaa.com/joinchat/2047803799C79d3d86748
*واقعی*
🔞(بارداری مادرم) واقعی
من احسان هستم و هفده سالمه و مادرم عاطفه چهل و دو سالشه و پدرم چهار سالی فوت کرده....چند وقتی بود شاهد رفتارعجیب مادرم بودم۰۰۰۰ یک بار که ازمدرسه اومدم دیدم مادرم دست و پاش میلرزه انگار داشت یه چیزیو پنهون میکرد۰۰۰۰ چندوقت بعدصبح که سر صبحونه بودم مادرم حالش بدشد بردمش دکتر۰۰۰۰دکتردر کمال ناباوری بهم گفت مادرت باردار است ٬گفتم چطور ممکنه پدرم چهار ساله فوت کرد .......😳
ادامه داستان کانال زیر بخونید👇
https://eitaa.com/joinchat/2047803799C79d3d86748
تاوان
#تاوان #پارت۳۷ پس عدالتی که همیشه بابا میگفت تو داری کجاست که من دوبار به یه گناه نکرده تاوان دا
#تاوان
#پارت۳۸
دیگه گریه ام نمیومد و همون درموندگی و ناتوانی در مقابل پدر عسل و داشتم اون موقع هم همین بود و من محکوم و مجازات شدم
الانم فقط نگاهش میکردم بدونی حس بدون حسرت بدون تعجب بدون انزجار چون هیچ کار دیگه ای از دستم برنمیومد
_تویی که بعد از کشتن یه آدم بعد از اینکه یه زندگی رو گرفتی و چند نفرو به خاک سیاه نشوندی بازم عین خیالت نبود و میخندیدی ادا میریختی و مثلا دلبری میکردی برای من......
روی میز خم شد تو صورت خیسم
_ببینم زندگی کردن بدون عذاب وجدان چه جوریه؟ هااان؟
بی حرکتی و سِر بودنم رو که دید عصبانی تر شد و محکم روی میز کوبید
_عوضی چرا لال مونی گرفتی یه چیزی بگو دیگه؟
متاسف و دلسوزانه بهش خیره بودم
برای خودم یا برای اونی که فکر میکنه شاهکار کرده
_مجبور شدم خرج کنم تا پیدات کنم بقیه شم که راحت بود یه پیشنهاد شراکت به برادر مفت خورت که بدجورادعای زرنگیش میشه بعد دوتا سوسه اومدن برای خواهر احمق و پسر ندیده اش
هدایت شده از تبلیغات گسترده پرگاس
به سختی روکش تخت زیر پیر مرد و مرتب میکردم کمرم دیگه خم و راست نمیشد . در همین حال صدایی دم گوشم گفت
_ میخوای کمکت کنم ؟
پسرش بود . همون ک نگاه زیرکی و و تب دارش و همیشه حس میکردم . خودم هم بهش بی میل نبودم . در ثانی میدونستم با زنش مشکل داره
نازی به سر و گردنم دادم
_ اگه ممکنه ، آخه کمرم خیلی درد گرفت 🥺
دستاش و از دو طرفم رد کرد و روی تخت گذاشت منم مجبورا خم شدم ک...
_ الان برات درستش میکنم
همون طور ک ملحفه ی زیر پدرش و صاف میکرد سرش نزدیک گوشم شد تموم بدنم مورمور شد لبخند رو لبم اومد وقتی گفت .....😱❌💯
https://eitaa.com/joinchat/4123329806Ced00002e11
#رمان_جذاب_پرستار_شیطنت_هایم
طنزترین رمان ایتا با اختلاف 🤣
ماهرو ، یه دختر خُل و چِل بی پدر مادره 😐 "منظور همون بی خانوادست، نه ینی مامان بابا نداره:/ ای بابا اصن ولش کن" که پرستار یه مرد پولدار و بچه هاش میشه
داریوش جاوید، مرد مغروری که بخاطر گذشتش یک شخصیت ضد زن و عبوس و یوبس پیدا کرده😐اما ببینیم ماهی با پاره بازیاش چه بلایی سر این خونه و خانواده بی روح میاره😶👇😬👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2164916369Cc9b71f39f2
دارای محدودیت سنی بچه نیاد🤫‼️
#جزرومـــــــــد
#پارت۱۲
_تا کی مامان جان..... تو جوونی خواسته داری تاکی فقط میخوای سرتو بندازی پایین بری درمانگاه و بیای و آخر ماه هم هیچی دستتو نگیره.....همین دیروز ملیحه میگفت حداقل یه ذره به سر و وضعت برسم ولی خدا میدونه چقدر عذاب میکشم و شرمنده اتم که......
کلافه شدم از شنیدن همیشگی این حرف های تکراری و حرفشو بریدم
_مامان.....من یه تار موی سفید تو رو به کل اِهِن و تولوپ اون جماعت نمیدم که از ترس اینکه نکنه ثروتشون کم بشه و آبروشون بره که پسرشون یه زندگی پنهانی داشته حتی به عروس و نوه شون یه سقف بالاسر ندادن که گیر منوچهر نیوفتیم
بغلش کردم و گونشو محکم بوسیدم
_الانم الکی غصه نخور
بهترین مامان خودتی بقیه اداتو در میارن
دوقولوها هم که تا حالا تو حیاط داشتن بازی میکردن اومدن و پریدن رو سرو کله ی ما
۶سالشون بود....بعد از این دوتا وروجک تازه زندگیه من و مامان انگار یه دلخوشی پیدا کرد
مامانم قبل از این دوتا یه بار دیگه حامله شده بود ولی زیردست وحشی بازیای منوچهر از دست رفت