Lair
قضیه از این قراره که تا خواستم بنویسم بعد اونهمه تنش و غم این آرامش حق درکه دیدم حتی این آرامش هم خو
مربی خفن تر از این مربی ندیدم من ، تک تک دیالوگا و رفتاراش باعث خندمه ...
موبایل سه در صد شارژ داره و من تا سر حد خاموش شدن ازش استفاده میکنم و نمی زنمش به شارژ ، در حالی که کل شب و کتاب خوندم و فیلم دیدم و تا ساعت پنج صبح بیدارم بودم و از این سمت ساعت ده یازده از خواب پاشدم ، بعد هم بی توجه به اینکه موبایل خاموشه بازم می خوام بخوابم و توجه نمی کنم که تو زندگی واقعی چی میگذره.
د خب ، روالش همینه دیگه ، مگه نه ؟!...
هدایت شده از HELLFIRE CLUB³
کتاب اتاق ورونیکا رو تموم کردم و اینجوریم که ؛
چه ؟ چرا ؟ چیشد ؟ این دیگه چه نوعشه ؟ لعنتیها ...
تنها آدمی که تو ناشناس چنلاش پیامی میدم خیلی باحاله .
حالا کیه ؟!
خودش فهمید منظورم خودشه .
Lair
بنیِ لعنتی ، همین .
چرا باید زاکل دختر باشه ؟ د آخه من تموم مدت مرد تصورش کرده بودم.