یک آیه در روز
727) 🌺 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا
.
2️⃣ «مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُودٌ»
خطوط و رگه هاى رنگارنگ در كوهها تصادفى نيست.
📚(تفسير نور، ج7، ص493)
✅ @Yekaye
یک آیه در روز
727) 🌺 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا
.
3️⃣ «مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُودٌ»
تعبیر «غرابیب سود»، میتواند عطف به «جدد» باشد یا عطف به «بیض»:
🍃الف. اگر عطف به «بیض و حمر» باشد، یعنی برشمردن رنگ سیاه پررنگ در کنار رنگ سفید و سرخ؛
آنگاه منظور از کل این عبارت، عبارت است از:
🌱الف.1 راههایی که به صورت طبیعی با رنگهای مختلف سفید و سرخ و سیاه در کوهها پدید آمده است
📚(المیزان، ج17، ص42)
🌱الف.2. خود کوهها که همچون خطوطی رنگارنگ روی زمین تصویر شدهاند
📚(المیزان، ج17، ص42)
🌱الف.3. رگهها و لایههایی که در اثر رسوبات در دورههای مختلف زمینشناسی، رنگهای متفاوتی را در متن کوهها پدید آوردهاند.
🌱الف.4. ...
🍃ب. اگر عطف به «جدد ...» باشد یعنی کوههای «جدد بیض و حمر» در برابر کوههای «غرابیب سود»؛
آنگاه منظور از آن:
🌱ب.1. کوههایی است که در آنها راهها و رگههای رنگارنگی نیست بلکه به طور یکدست سیاه هستند
📚(مجمعالبیان، ج8، ص635)
🌱ب.2. ...
✅ @Yekaye
یک آیه در روز
727) 🌺 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا
.
4️⃣ «ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذينَ ... أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ...»
در آیه قبل از موضع متکلم وحده سخن گفت (گرفتم)،
سپس موضع غایب (خداوند نازل کرد)
و سپس متکلم معالغیر (بیرون آوردیم).
از این دو تغییر موضع چه نکتهای را مد نظر دارد؟
🍃الف. تغییر اول: (من- خدا)
🌱الف.1. در آیه قبل میخواست تاکید کند که خود خداوند آنان را میگیرد و هیچکس نمیتواند شفیع یا یاور آنان شود؛ و اقتضای کلام، متکلم وحده بود؛ اما در اینجا میخواهد به جلوهای از آفرینش خدا اشاره کند از این رو نام خدا را میبرد.
🌱الف.2. ...
🍃ب. تغییر دوم: (خدا – ما)
🌱ب.1. به خاطر کمال اعتنا به فعل است به خاطر آفرینش بدیعی که خبردهنده از قدرت و حکمت است.
📚(المیزان، ج17، ص42)
🌱ب.2. از تعبیر «الله: خدا» به تعبیر «ما» تغییر لحن داد و این اصطلاحا «متکلم معظم لنفسه» است [شبیه تعبیری که شاهان می گویند: ما چنین و چنان کردیم] و دلالت بر فخیم و عظیمالشان بودن گوینده دارد چون نعمت بیرون آوردن این گیاهان عظیمتر است از نعمت نزول باران؛ لذا این را با ضمیر متکلم بیان کرد و آن را با ضمیر غایب.
📚(البحر المحيط، ج9، ص28-29)
🌱ب.3. ...
✅ @Yekaye
یک آیه در روز
727) 🌺 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفا
.
5️⃣ «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ ... إِنَّما يَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»
نگاه توحیدی، در عین اینکه روابط علّی بین اشیاء را قبول دارد، همه امور را از خدا میبیند.
🔹اگر آنچه میبینی این باشد که خداوند آب را از آسمان فروفرستاد و میوهها را بیرون آورد و ...؛
آنگاه عالِمی خواهی شد که از خدا خشیت دارد؛
اما
🔸اگر آنچه دیدی صرفا بارش باران بود و روییدن ثمرات؛ معلوم نیست که این علم خشیت بیاورد.
📖در بحث از آیه 9 همین سوره اشاره شد که این نوع نگاه، یکی از عناصری است که میتواند «علم» را رنگ و بوی دینی ببخشد.
🔖جلسه 709، تدبر3 http://yekaye.ir/al-fater-35-9/
✅ @Yekaye
728) 🌺 وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ 🌺
سوره فاطر (35) آیه 28
💐 ترجمه
و از مردمان و جنبندگان و چارپایان به رنگهای مختلف، همچنین، جز این نیست که از بندگانش تنها عالمان از خداوند خشیت دارند؛ همانا خداوند شکستناپذیری خطاپوش است.
ا شعبان 1439
1397/1/29
💐 حلول ماه مبارک شعبان، بر تمامی رهپویان راه خدا مبارک باد 🌷
✅@Yekaye
🔹 الدَّوَابِّ
▪️ماده «دبب» در اصل بر حرکت و راه رفتن بسیار آرام دلالت میکند
📚(معجم المقاييس اللغة، ج2، ص263)
و معادل «جنبیدن» در فارسی است
📚(التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج3، ص172)
▪️استعمال کلمه «دابّة» برای «اسب» و «حشرات» بیشتر معروف است
📚(مفردات ألفاظ القرآن، ص306)
اما در واقع، برای هر جنبدهای که روی زمین راه میرود این کلمه به کار میرود
📚(معجم المقاييس اللغة، ج2، ص263)
▪️«دابّة» کلمهای است که هم برای مذکر و هم برای مونث به کار میرود و جمع آن «دَوابّ» است
📚(المصباح المنير، ج2، ص188)
▪️ این کلمه وقتی مطلق میآید به معنای مطلق جانوران و جنبدگان روی زمین به کار میرود (وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ، نور/45؛ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ، بقره/164) اما از آنجا که در معنای آن حرکت روی زمین نهفته است 📚(معجم المقاييس اللغة، ج2، ص263)، گاهی در مقابل «پرندگان» به کار میرود (وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ؛ انعام/38).
▪️همچنین اگرچه این کلمه در مورد مطلق جانداران روی زمین به کار میرود اما کلمه گاهی در مقابل انسان (الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ؛ حج/18) و گاهی در مقابل انسان و چارپایان (وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ؛ فاطر/28) به کار میرود.
ماده «دبب» در قرآن کریم به صورت «دابّة» و «دوابّ» و جمعا 18 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
✅@Yekaye
🔹الْأَنْعامِ
▪️ماده «نعم» در اصل دلالت بر برخورداری از رفاه (ترفّه) و خوشایند بودن معیشت (طیب العیش) و «بر وفق مراد بودن» امور دارد و از این ماده مشتقات فراوانی ساخته شده است که قبلا به تفصیل بیان شد.
▪️یکی از معانی «نَعَم» را شتر دانستهاند، از این جهت که برخورداری از آن برای عرب نعمت بزرگی بوده؛ و گفتهاند که جمع آن را که «أنعام» است، درباره چهارپایان اهلی (مشخصا شتر و گاو و گوسفند) به کار میبرند «وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً» (أنعام/۱۴۲) و تاکید کردهاند زمانی این برای چارپایان اهلی به کار میرود که حتما در میانشان شتر وجود داشته باشد. 📚(مفردات ألفاظ القرآن، ص۸۱۵) ؛
اما به نظر میرسد که اگرچه احتمالا اصل این کلمه را ابتدا برای «شتر» استفاده کرده باشند، اما تدریجا حتی مفرد آن (نَعَم) را برای مطلق چارپایان اهلی به کار برده باشند چنانکه اغلب، آیه «مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ» (مائده/۹۵) را مختص شتر ندانستهاند؛ و دیگران هم این کلمه را شامل حال همه بهائم دانستهاند. 📚(معجم المقاييس اللغة، ج۵، ص۴۴۶)
🔖جلسه 458 http://yekaye.ir/al-qalam-68-34/
✅ @Yekaye
🔹يَخْشَی
▪️ماده «خشی» در اصل دلالت بر نوعی خوف و ترس میکند
📚(معجم المقاييس اللغة، ج2، ص184)
و البته با توجه به اینکه در برخی آیات در کنار «خوف» مطرح شده (لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى؛ طه/77) به هر گونه ترسی گفته نمیشود.
▫️برخی «خشیت» را خوفی دانستهاند که همراه با نوعی تعظیم نسبت به امر مورد نظر باشد، و شاید بدین جهت است که در آیه قرآن آن را خاص علماء دانسته است (إِنَّما يَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ فاطر/28)
📚 (مفردات ألفاظ القرآن، ص283)
▫️اما دیگران با توجه به برخی از کاربردهای قرآنی این واژه مانند «فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً» (کهف/80) «تَخْشَوْنَ كَسادَها» (توبه/24) «ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ منکم» (نساء/25) «خَشْيَةَ إِمْلاقٍ» (اسراء/31) و «خَشْيَةَ الْإِنْفاق» (اسراء/100) با این تحلیل مخالفت کرده، و گفتهاند که معنای این ماده «مراقبت و محافظت کردنی است که همراه با خوف باشد» و به لحاظ معنایی به ماده «خشع» نیز نزدیک است (خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه؛ حشر/21)
📚 (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج3، ص64-65)
▫️اگرچه مرحوم مصطفوی با توجه به نکات فوق، محور معنای خشیت را «مراقبت» قرار داده که البته همراه با ترس باشد، اما به نظر میرسد که این معنا، معنای «اتقاء» است📚 (الفروق فی اللغة، ص238 ) و به نظر میرسد تعبیر بهتر این است که بگوییم محور معنای «خشیت» خوف است، و البته خوفی است که شخص را به مراقبت وادارد. در واقع در هر دو کلمه «خشیت» و «اتقاء» دو معنای خوف و مراقبت وجود دارد اما در خشیت محور اصلی خوف است و در اتقاء محور اصلی مراقبت است.
ماده «خشی» 48 بار در قرآن کریم به کار رفته است که تمامی کاربردهای آن یا به صورت فعل ثلاثی مجرد است و یا مصدر آن (خشیت).
✅ @Yekaye
🔹 عَزيزٌ
▪️قبلا بیان شد که ماده «عزز» به معنای شدت و قوت و قهر و غلبه میباشد و «عزت» حالتی در شخص است که مانع از آن میشود که مغلوب واقع شود؛ بنابراین «عزیز» یعنی کسی که همواره غالب است و هیچگاه مغلوب نمیشود؛ و به چیزی هم که نایاب است عزیز گفته میشود، چون دسترسی [= غلبه] به آن سخت و دشوار است.
▪️تفاوت «عزیز» با «قاهر» (غلبهکننده) در این است که عزیز از این جهت گفته میشود که کسی توان غلبه و اذیت و آزار او را ندارد، اما قاهر از این جهت گفته میشود که او بر دیگران غلبه میکند، و تعبیر «عزیزی» (همان «عزیزم» در فارسی) را در مورد محبوبی به کار میرود که جدایی از او بر انسان سخت و دشوار است
🔖جلسه۱۲۲ http://yekaye.ir/al-hajj-022-74/
درباره عزیز بودن خداوند در جلسه ۸ (شعراء/۲۱۷) و جلسه ۲۸ (شعراء/۹) نیز نکاتی گذشت که در اینجا تکرار نمیشود.
🔹غَفُورٌ
▪️قبلا بیان شد که ماده «غفر» در اصل در معنای «پوشاندن» ویا «محو کردن اثر شیء» است؛
▫️و در تفاوت «مغفرت» با «عفو» گفته شده که در عفو، شخص از مذمت و عذاب کردن منصرف میشود، و لذا در مورد انسانهای عادی هم «عفو کردن و طلب عفو» به کار برده میشود؛ اما در مغفرت، گناه شخص را میپوشاند و آبروی او را نمیبرد و در واقع، نحوهای ساقط کردن عذاب است که نوعی پاداش دادن را در دل خود دارد،
و لذا کلماتی همچون «مغفرت» و «استغفار» فقط در مورد خداوند به کار میرود.
🔖جلسه ۱۸۳ http://yekaye.ir/an-nisa-004-099/
✅ @Yekaye