یک آیه در روز
730) 🌺 ليُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ 🌺 سوره فاطر
.
4️⃣ «يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ»
نفرمود که از فضل خویش «یزید لهم: برایشان میافزاید» بلکه فرمود «یزیدهم: ایشان را بیفزاید».
چرا؟
🍃الف. فضل خدا صرفا بر داراییِ انسان نمیافزاید؛ بلکه بر خود انسان میافزاید و حقیقت انسان را ارتقاء می دهد.
🍃ب. ...
✅ @Yekaye
یک آیه در روز
730) 🌺 ليُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ 🌺 سوره فاطر
.
5️⃣ «لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ»
اینکه خداوند «شکور» باشد کافی است که اجرت افراد را تماماً بدهد و از فضل خود بر آن بیفزاید؛
چرا بر غفور و خطاپوش بودنش هم تاکید کرد، و حتی این را مقدم آورد؟
🍃الف. کارهای همه ما – مخصوصا وقتی در پیشگاه الهی که بر ظرایف امور کاملا آگاه است – عرضه شود، حقیقتا پر از عیب و نقص است، تا حدی که اگر قرار باشد صرفا ما به ازای کار ما را به ما بدهند، هیچ چیزی دست ما را نمیگیرد.
🔹به قول امام حسین ع در دعای عرفه: «إِلَهِي مَنْ كَانَتْ مَحَاسِنُهُ مَسَاوِيَ فَكَيْفَ لَا يَكُونُ مَسَاوِيهِ مَسَاوِيَ وَ مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ [حَقَّانِيَّتُهُ] دَعَاوِيَ فَكَيْفَ لَا تَكُونُ دَعَاوِيهِ دَعَاوِي: خدایا کسی که خوبیهایش بدی است، چگونه بدیهایش بدی نباشد؛ و کسی که حقایقش ادعایی بیش نیست، چگونه ادعاهایش بیش از ادعا باشد؟!» 📚(اقبال الاعمال، ج1، ص348)
به تعبیر دیگر،
🔹اگر فضل خدا به میدان نیاید همه زیانکار خواهند بود (فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرين؛ بقره/64)
🔹و هیچکس پاک و تزکیه نخواهد شد «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً؛ نور/24»
🔹و جز اندکی همگان پیرو شیطان میشدیم «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا؛ نساء/83»
🔹و بدین جهت است که به ما گفتهاند بیش از آنکه به آنچه جمع کردهاید دل ببندید، به فضل و رحمت خدا دلخوش باشید «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون؛ یونس/58»
🍃ب. شاید بتوان گفت که شکور بودن ناظر است به پاداش را تماماً دادن؛ و غفور بودن ناظر است به افزودن ناشی از فضل خدا؛ و در واقع در اینجا از صناعت «لف و نشر مُشَوّش» استفاده شده است.
🍃ج. ...
✅ @Yekaye
731) 🌺 وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌ 🌺
سوره فاطر (35) آیه 31
💐 ترجمه
و آنچه به تو از کتاب وحی کردیم خود حق است، و در حالی که تصدیق کننده است آنچه را که پیش روی اوست؛ قطعا خداوند به بندگانش بسیار آگاه و بصیر است.
4 شعبان 1439
1397/2/1
💐 میلاد باسعادت علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس بر تمامی مردان مرد روزگار و دلباختگان جوانمردی و عاشقان اهل بیت ع مبارک باد🌹
✅ @Yekaye
🔹«الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ»
در این جمله «الذی ...» مبتداست، و «الحق» خبر است و «هو» ضمیر فصل
📚(الجدول فی اعراب القرآن، ج22، ص274)
خبر عموما نکره میآید؛ وفتی معرفه بیاید دلالت بر حصر میکند؛
و ضمیر فصل هم برای تاکید است؛
در واقع در این عبارت با تاکید شدید میفرماید فقط آنچه از کتاب بر تو وحی شده است، حق است.
🔖(ان شاء الله توضیح بیشتر در تدبر1 خواهد آمد)
✅ @Yekaye
🔹مُصَدِّقاً
▪️قبلا بیان شد که ماده «صدق» به معنای راستگویی واژهای کاملا آشناست؛
و وقتی به باب تفعیل میرود،
▫️ اگر در مورد شخص به کار رود (صَدَّقْتُ فلانا)، به معنای نسبت صدق دادن به او و تایید راستگویی اوست؛ و
▫️ اگر در مورد مطلبی به کار رود، به معنای اذعان به راست و درست بودن آن مطلب است،
که این اذعان میتواند زبانی یا عملی باشد؛
و
«تصدیق» در مورد هر چیزی که در آن تحقیق و بررسیای انجام شده، به کار میرود.
▪️در قرآن کریم فعل «صدّق»
▫️هم بدون حرف اضافه (صَدَّقَ الْمُرْسَلين، صافات/۳۷؛ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا، صافات، ۱۰۵؛ ٌ مُصَدِّقُ الَّذي بَيْنَ يَدَيْه، انعام/۹۲) به کار رفته،
▫️هم با حرف اضافه «بـ» (مانند همین آیه، یا «صَدَّقَ بِالْحُسْنی»، لیل/۶؛ «صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها» تحریم/۱۲؛ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّه، آلعمران/۳۹) و
▫️هم با حرف اضافه «لـ» (مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ؛ فاطر/31) و هم با حرف اضافه «علی» (صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْليسُ ظَنَّه، سبأ/۲۰).
🔖جلسه 297 http://yekaye.ir/al-maaarij-70-26/
✅ @Yekaye
🔹خَبيرٍ
▪️قبلا بیان شد که درباره ماده «خبر» برخی بر این باورند که در اصل در دو معنی به کار میرود
▫️یکی در معنای «علم» و
▫️ دیگری در معنای «نرمی و سستی»، چنانکه به کشاورزی که زمین را شخم میزند هم «خبیر» گویند چون زمین را نرم و آماده رویش گیاه میکند.
اما
▪️اغلب این دو معنا را به یک معنا برگردانده و گفتهاند علمی است که با اطلاع و احاطه دقیق باشد و به کنه معلومات پی ببرد و کشاورز شخمزننده را هم از این جهت خبیر گفتهاند که به زوایای پنهان مزرعهاش کاملا احاطه دارد و هنگام کار همه چیز را تحت نظر قرار میدهد.
▪️بدین ترتیب «خُبْر» و «خِبْرَةً» مصدر این ماده و به معنای خبردار شدن است چنانکه در آیه «قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً» (کهف/۹۱) آن را به معنای علم و معرفت دقیق به حساب آوردهاند.
▪️«خَبَر» را به معنای وسیله اطلاع و رسیدن به علم دانستهاند: «سَآتيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ؛ نمل/۷) به معنای این است که بتوانم علم و اطلاعی در این زمینه پیدا کنم.
▪️«خبیر» اسم فاعل و یا صفت مشبهه از این ماده است و کاربرد آن در مورد خداوند به معنای کسی است که علم به باطن و حقایق امور دارد و البته برخی این احتمال را هم مطرح کردهاند که شاید «خبیر» در مورد خدا به معنای «مُخبِر: خبر دهنده» باشد.
🔖جلسه ۵۲۴ http://yekaye.ir/al-ahzab-33-34/
✅ @Yekaye
🔹 بَصيرٌ
▪️درباره ماده «بصر» قبلا بیان شد که برخی گفتهاند به معنای «چشم» ویا «قوه بینایی» است؛
▫️ و برخی گفتهاند به معنای «علم به چیزی» است؛
▫️و برخی هم این گونه بین این سخنان جمع کردهاند که: به معنای «علمی است که با نظر کردن (خواه نظر کردن [ظاهری] چشم و خواه نظر کردن [باطنی] قلب) حاصل میشود»، علمی که مثل دیدن، کاملا آشکار است.
▪️همچنین در تفاوت «بصر» با «عین» (= چشم) گفتهاند
▫️«چشم، ابزار دیدن است؛
▫️اما بصر، اسم برای خود دیدن است؛ لذا به کسی نابیناست میگویند: «عین» او کور (عمیاء) است، نه اینکه «بصر» او کور است.
▪️«بصیر» بر وزن فعیل، و به معنای فاعل است (یعنی بیننده) است و مخصوصا وقتی به صورت «بصیرة» میآید دلالتش بر نظر کردن با قلب خیلی بیشتر میشود.
جمع «بَصَر»، «أبصار» است؛ و جمع «بصیرت»، «بصائر»؛ و هردو در قرآن کریم آمده است: (لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ؛ انعام/۱۰۳) و (قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُم؛ انعام/۱۰۴)
🔖جلسه ۹۱ http://yekaye.ir/yusuf-012-108/
✅ @Yekaye
☀️ 1) حارث اعور میگوید یکبار بر امیرالمومنین ع وارد شدم و گفتم:
یا امیرالمومنین! ما وقتی خدمت شما هستیم مطالبی میشنویم که دینمان را محکم میسازد و هنگامی که از نزد شما بیرون میرویم چیزهای مختلف و پرابهامی میشنویم که نمیدانیم تکلیفمان چیست؟
فرمود: آیا واقعا چنین کردهاند؟ [= چنین امور پرابهامی برای شما ایجاد کردهاند]
گفتم: بله.
فرمود: از رسول الله ص شنیدم که فرمود: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: محمد! بزودی در امت تو فتنهای رخ خواهد داد.
پرسیدم: راه خروج از آن چیست؟
گفت: کتاب خدا؛ در آن است توضیح مطالبی که پیش از شما بوده و اخباری که پس از شما خواهد بود، و حکم [=قضاوت نهایی] در خصوص آنچه در بین شما میگذرد؛ و آن جداکننده است، شوخی نیست؛ هر صاحب قدرتی که خداوند او را به حکومت رساند و به غیر قرآن عمل کند خداوند او را درهم میشکند؛ و هر که هدایت را در غیر آن بجوید خداوند گمراهش سازد؛ و آن ریسمان محکم الهی است؛ ذکر حکیمانه است؛ صراط مستقیم است؛ هوا و هوسها او را به انحراف نکشاند و زبانها او را مشتبه نسازد؛ و کثرت مخالفتها آن را مندرس نسازد؛ عجایبش تمامی نپذیرد و عالمان از آن سیر [= دلزده] نشوند. این همان است که جنیان وقتی آن را شنیدند نتوانستند مخفیاش کنند هنگامی که گفتند «همانا ما قرآنی عجیبی شنیدهایم، که به راه رشد هدایت میکند» (جن/1-2) کسی که بدان سخن گوید تصدیق شود و کسی که بدان عمل کند پاداش داده شود و «کسی بدان پناه برد به صراط مستقیم هدایت شود» (آلعمران/101) و آن کتاب نفوذناپذیری است که باطل از پس و پیش بر او وارد نشود، نازل شدهای است از جانب [خداوند] حکیمِ ستوده» (فصلت/42)
📚تفسير العياشي، ج1، ص3
عَنْ يُوسُفَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ رَفَعَهُ إِلَى الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّا إِذَا كُنَّا عِنْدَكَ سَمِعْنَا الَّذِي نَسُدُّ بِهِ دِينَنَا وَ إِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِكَ سَمِعْنَا أَشْيَاءَ مُخْتَلِفَةً مَغْمُوسَةً لَا نَدْرِي مَا هِيَ!
قَالَ أَ وَ قَدْ فَعَلُوهَا؟
قُلْتُ نَعَمْ.
قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ أَتَانِي جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ سَيَكُونُ فِي أُمَّتِكَ فِتْنَةٌ قُلْتُ فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْهَا فَقَالَ كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ بَيَانُ مَا قَبْلَكُمْ مِنْ خَبَرٍ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ مَنْ وَلِیَهُ مِنْ جَبَّارٍ فَعَمِلَ بِغَيْرِهِ قَصَمَهُ اللَّهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَى فِي غَيْرِهِ أَضَلَّهُ اللَّهُ وَ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ هُوَ الذِّكْرُ الْحَكِيمُ وَ هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ لَا تُزيِغُهُ الْأَهْویةُ وَ لَا تُلَبِّسُهُ الْأَلْسِنَةُ وَ لَا يَخْلُقُ عَنِ [کثرة] الرَّدِّ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ وَ لَا يَشْبَعُ مِنْهُ الْعُلَمَاءُ هُوَ الَّذِي لَمْ تُكِنَّهُ الْجِنُّ إِذَ سَمِعَهُ أَنْ قَالُوا «إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ» مَنْ قَالَ بِهِ صُدِّقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ أُجِرَ وَ «مَنِ اعْتَصَمَ بِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» هُوَ الْكِتَابُ الْعَزِيزُ الَّذِي «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيد.»
✅ @Yekaye