🕌در محضر امام روح الله (۲۵۸)
💠 اگر نفس خودتان را تصفیه کردید باک از هیچ چیز نداشته باشید
📌 امام خمینی (ره ):
اگر نفس خودتان را تصفیه کردید، باک از هیچ چیز نداشته باشید، مردن چیز سهلی است، چیز مهمی نیست. این است که حضرت امیر(ع) مولای همه ما می فرمود که من به موت آن قدر انس دارم که بیشتر از انسی که بچه به پستان مادرش دارد.
📚صحیفه نور، جلد ۵،صفحه ١۴٢
#سپاه_پاسداران
#جمهوری_اسلامی_حَرم_است
#امام_خمینی
📌 بازنشر کلیه مطالب جهت روشنگری عموم مردم ، با ذکر #صلوات، بدون ذکر منبع هم مجاز است.
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
. کلیپ داستان قصه ی ما مثل شد(نان دزدی) ضرب_المثل پویانمایی 🧸@zandahlm1357
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر روز با امام رضا
@zandahlm1357
@HashtominEmam
آرشیو
مطالب صفحه هرروز با امام رضا (ع)
شفاي پا -۱
(شفاي پا)
كربلائي رضا پسر حاج ملك تبريزي الاصل و كربلائي المسكن فرمود:
من از كربلا به عزم زيارت حضرت علي ابن موسي الرضا (عليه السلام) براه افتادم (در روز هشتم ماه جمادي الاولي سنه ۱۳۳۴) تا رسيدم بايوان كيف و آن اسم منزل اول بود.
از تهران به جانب مشهد رضوي پس در آن منزل مبتلا به تب ولرز گرديدم و چون خوابيدم و بيدار شدم پاي چپ
خود را خشك يافتم از اين جهت در همان ايوان كيف دو ماه توقف نمودم كه شايد بهبودي حاصل شود و نشد و هرچه از نقد و غيره داشتم تمام شد و از علاج نيز مأيوس شدم.
پس با همان حالتي كه داشتم برخواستم و دو عدد چوبي را كه براي زير بغلهاي خود فراهم كرده بودم و بدان وسيله حركت ميكردم زير بغلهاي خود گرفته و براه افتادم.
گاهي بعضي از مسافرين كه ميديدند من با آن حال به زيارت امام هشتم (عليه السلام) ميروم ترحم نموده مقداري از راه مرا سوار ميكردند تا پس از شش ماه روز هفتم جمادي الاولي قريب بغروب وارد مشهد مقدس شدم و شب را در بالاخيابان بسر بردم. روزش با همان چوبهاي زيربغل رو به آستان قدس رضوي نهادم و نزديك بست امام بحمام رفتم و عمله جات حمام مهرباني كرده و مواظبت از حالم نمودند تا غسل نموده و بيرون آمده روانه شدم تا بصحن عتيق رسيدم و در كفشداري چوب زير بغلم لرزيد و بزمين افتادم.
پس با دل سوزان و چشم گريان ناليدم و عرض كردم اي امام رضا مرادم را بده آنگاه بزحمت برخواسته چوبها را در كفشداري گذاردم و خود را بر زمين كشيدم تا بحرم مطهر مشرف گرديدم وطرف بالا سر شريف، گردن خود را با شال خود بضريح مقدس بسته و ناليدم كه اي امام رضا مرادم را بده.
پس بقدري ناله كردم كه بي حال شدم خوابم ربود در خواب فهميدم كسي سه مرتبه دست به پاي
خشكيده من كشيد نگاه كردم سيد بزرگواري را ديدم كه نزد سر من ايستاده است و ميفرمايد برخيز كربلائي رضا پايت را شفا داديم.
من اعتنائي نكردم مثل اينكه من سخن تو را نشنيدم. ديدم آن شخص رفت و برگشت و باز فرمود: برخيز كربلائي رضا كه پاي تو را شفا داديم، عرض كردم چرا مرا اذيت ميكني مرا بحال خود بگذار و پي كار خود برو.
پس تشريف برد بار سوم آمد و فرمود: برخيز كربلائي رضا كه پاي تو را شفا داديم، در اين مرتبه عرض كردم تو را بحق خدا وبحق پيغمبر و بحق موسي بن جعفر كيستي.
فرمود: منم امام رضا تا اين سخن را فرمود من دست را دراز كردم تا دامن آن حضرت را بگيرم بيدار شدم در حالتي كه قدرت بر تكلم نداشتم با خود گفتم صلوات بفرست تا زبانت باز شود. پس شروع كردم به صلوات فرستادن و ملتفت شدم كه پاي خشكيدهام شفا داده شده و از هنگام ورود بحرم تا آنوقت تقريباً نيم ساعت بيش نگذشته بود.
- ثچه شود زراه وفا اگر نظري به جانب ما كني
كه به كيمياي نظر مگر مس قلب تيره طلا كني
يمن از عقيق تو آيتي چمن از روح تو روايتي
شكر از لب تو حكايتي اگرش چو غنچه تو واكني
بنما از پسته تبسمي، بنما، زغنچه تكلمي
به تبسمي و تكلمي همه دردها تو دوا كني
توشه سرير ولايتي تو مه منير هدايتي
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
خدمت به امام هشتم مرحوم الهي قمشه اي در شبي برايم حكايت كرد كه جمعي از ارادتمندان مرحوم استاد آقا ب
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوباره ديندار شدم
بنده خودم در يكي از نوشتهها يم عنوان كرده و گفتهام من از دين به در آمدم و دوباره دين را قبول كردم، خواه مردم بپذيرند،
[صفحه ۶۳]
و خواه نپذيرند، بنده بله بنده، حسن زاده آملي، از دين به در آمدم و دوباره دين را پذيرفتم. بنده دين آبايي ندارم، دين تقليدي و طايفه اي ندارم. من اثني عشريه به تحقيق شده نه به تقليد، من قرآن را كتاب دينم و پيامبرم و ائمه ي اطهار را، يك به يك تا قائم آل محمد صلوات الله تعالي عليهم اجمعين پذيرفتم نه به تقليد خواه مردم بپذيرند و خواه نپذيرند. [۷۱].
ماه رمضاني با نان و پياز
مرحوم استاد فاضل توني در دوران تحصيلي در امر معاش سختي بسيار كشيده و چشيده است.
وي ميفرمود: سالي در مشهد كه مشغول تحصيل بودم، در ماه مبارك رمضان آن سال فقط سه تا سحر را با نان و پياز، ولي صفاي باطن و لذت روحي و معنوي را در همان سال يافته ام. [۷۲].
پایان
#فضايل_سيره_امام_رضا_(ع)#عالم_آل_محمد در آثار استاد علامه حسن زاده
@zandahlm1357
D1738556T15846299(Web)-mc.mp3
8.8M
🤲🏻عمو نابینای مادرزاد بود. همیشه دلش میخواست به زیارت امام رضا (ع) برود، اما هیچوقت موفق نشده بود.
🔎موضوعات قصه:
#نابینا
@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
#ماه_رمضان #امام_حسین ع ✅ نگذار روزت شب بشود مگر اینکه... ⬅️ رجوع مردم به تو، نعمتی است از نعمت ها
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا