آموزه های نصیری در رساله رجعت.pdf
حجم:
1.1M
📜 آموزههای نصیری در رساله رجعت منسوب به مفضل بن عمر
علی عادلزاده، محمدعلی صابری
فصلنامه مشرق موعود، ش۶۲
رساله رجعت منسوب به مفضل بن عمر، بزرگترین روایت الهدایة الکبری و از مهمترین متون روایی درباره غیبت و ظهورِ امام مهدی عج است. این رساله در میانِ امامیان متقدّم چندان شناختهشده نبوده و ظاهراً از قرن ۸ق به سنت روایی امامیه راه یافته و از قرن۱۱ق به شهرت رسیده و مورد استناد بسیاری از متأخّران قرار گرفته است. این رساله اگرچه با روایاتِ دیگر، اشتراکاتِ زیادی دارد، در متن و سند آن، اشکالاتِ تاریخی و اعتقادی متعددی دیده میشود. مقایسه این رساله با منابع نصیری و به ویژه آثار خصیبی، نشاندهنده وابستگی این رساله به مذهبِ نصیری است. بنابر شواهدِ موجود، مسئول تدوین این رساله، خصیبی بوده و در پردازش آن از منابعِ امامی پیشین به عنوانِ قالبی برای بیانِ آموزههای نصیری بهره برده است.
@gholow
شواهد جعل و تحریف در روایات حسین بن حمدان خصیبی
(اشکالات تاریخی و ویژگیهای سبکی)
https://alasar.blog.ir/1400/12/08/Khasibi1
@gholow
حسین_بن_حمدان_خصیبی_و_اهمیت_وی_در.pdf
حجم:
783K
حسین بن حمدان خصیبی و اهمیت وی در تکوین نصیریه
✍ محمد کاظم رحمتی
مجله هفت آسمان، ش۳۰، تابستان ۱۳۸۵ ش، ص۱۷۳-۲۰۷
@gholow
40.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقد مناقب عتیق از مصادر غلات
جلسه اول: سندسازی در مناقب عتیق
@Gholow
التعريف بكتاب «بستان الواعظين» أحد مصادر تفسير البرهان
📝 إبراهيم جواد
در این تحقیق کتاب «بستان الواعظين» یکی از مصادر ناشناخته تفسیر البرهان شناسایی شده است. بر اساس نتایج این تحقیق این کتاب در اصل «بستان الواعظین و ریاض السامعین» نوشته ابن جوزی از عالمان اهل سنت است که نسخه تحریفشدهای از آن در اختیار سید هاشم بحرانی قرار گرفته است. در این نسخه، برخی روایات که مضامین عامی صریحتری داشته، تغییر شکل یافته و رنگ شیعی به خود گرفته است.
https://alasar.blog.ir/1401/06/13/Bustan
@Gholow
انگیزۀ شیخ صدوق در نقل بعضی روایات نامعتبر
https://deraayaat.ir/saduq-naql/
✍️ عمیدرضا اکبری
محدثان قدیم در روایتگری احادیث انگیزههای گوناگونی داشتهاند که تنها یکی از آنها نقل روایت به عنوان حجت است. بنا بر تصریح برخی از خود قدما، سیرۀ عمومی محدثان بر این نبوده که تنها احادیث حجت را نقل کنند...
@Gholow
درنگی در عوامل تعارض در روایات، و قاعده «الجمع مهما امكن اولی من الطرح»
✍️ عمیدرضا اکبری
از اشتباهات رایج در مواجهه با منابع روایی منتسب به شیعه این است که تلاش میشود در حد توان اختلافات اخبار بر وجوهی مانند تقیه حمل شود، تا این اختلافات به هیچ وجه از میزان اعتبار کتب روایی شیعه نکاهد. صد البته بسیاری از اختلافات با وجوه عرفی قابل جمع است. ولی واقع آنکه دسته زیادی از اختلافات جهاتی دیگر دارد، که توضیح آن در روایات نیز آمده، و در پژوهشهای تطبیقی جدید نیز نمونههای بسیاری برای آن معرفی و تبیین شده است؛ وجوهی مانند: 1- تفاوت قیود و ظروف اخبار و امکان جمع؛ 2- نَسخ اخبار؛ 3- سهو و ضعف در نقل به معنا؛ 4- وضع و جعل؛ 5- و در آخر تقیه با شرایط خودش.
نقد قاعده «الجمع مهما امكن اولی من الطرح»
همچنین در سدههای اخیر قاعدهای در میان جمعی از عالمان رایج شده که بر اساس آن بسیاری اوقات جمع حداکثری میان اخبار مختلف را ترجیح میدهند، و حتی اگر یک طرف از اخبار روایاتی بسیار ضعیف و غریب داشته باشد، برای رفع تعارض آنها تلاش میکنند. به تعبیر مشهور «الجمع مهما أمكن بارتكاب خلاف ظاهر لازم». این رویکرد در واقع متکی به این انگاره است که ریشه این روایات همواره به یک جا میرسد، و به تعبیری اصالت و اعتبار همگی یکی انگاشته میشود. اما روش صحیح این است که...
تفصیل مقاله:
🔹 deraayaat.ir/elale_taaroz
@Gholow
نقد كتاب عيون المعجزات.PDF
حجم:
903.1K
تحقيق حول كتاب عيون المعجزات بعنوان:
"صاحب كتاب عيون المعجزات من الغلاة وليس منا!" (دراسة نقدية)
✍️ محسن المحدث
الرابط:
http://8x838cj291x.blogspot.com/2023/04/blog-post.html
@Gholow
هدایت شده از میراث امامان
بِكَ اجتَمَعَتْ أَنسَابُنَا بَعدَ فُرقَةٍ
فَنَحنُ بَنُو الإِسلاَمِ نُدعَى وَنُنسَبُ
به واسطه تو نسبهای ما پس از پراکندگی گرد هم آمدند
پس ما فرزندان اسلام هستیم و به اسلام خوانده میشویم و نسب میبریم!
حَياتُك كَانَتْ مَجْدَنَا وسَناءَنَا
ومَوتُكَ جَدعٌ للعَرانِينِ مُرعِبُ
زندگی تو شکوه و بزرگی ما بود
و مرگ تو بریدن بینیها (ذلّت و خواریِ) و وحشتناک بود
وأَنتَ أَمِينُ اللهِ فِي النَّاسِ كُلِّهمْ
عَلَينَا وفِيمَا احتَازَ شَرقٌ ومَغرِبُ...
و تو امین خدا در میان همه مردم هستی
بر ما و بر آنچه مشرق و مغرب دربرگرفته
وبُورِكتَ مَولُوداً وبُورِكتَ نَاشِئاً
وبُورِكتَ عِندَ الشَّيبِ إِذ أَنتَ أَشيَبُ
و برکت یافتی هنگام تولد و برکت یافتی هنگام رشد
و برکت یافتی در سالخوردگی آنگاه که پیر شدی!
وَبُورِكَ قَبرٌ أَنتَ فِيهِ وبُورِكَتْ
بِهِ وَلَهُ أَهلٌ لِذَلِكَ يَثرِبُ
و برکت یافت قبری که تو در آن هستی و برکت یافت
به خاطر آن، شهرِ یثرب (مدینه) و سزاوار بود که برکت یابد!
لَقَد غَيَّبُوا بِرَّاً وصِدقَاً ونَائِلَاً
عَشِيَّةَ وَارَاكَ الصَّفِيحُ المُنَصَّبُ
به راستی آنان نیکوکاری و راستی و بخشندگی را دفن کردند
آن شام که سنگ قبر تو را پوشاند!
🖋 کمیت بن زید اسدی (60-126ق)؛ شرح هاشمیات الکمیت، 60-62
@Al_Meerath
استاد شهیدی4_5916034953061079689.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
نقد استاد محمدتقی شهیدی بر تفسیر «باطنیه»
درس خارج فقه، دوشنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۴
https://t.me/Faede_v_Borhan/298
#تفسیر_باطن
@gholow
نقد یکی از روایات تحریف قرآن در دلائل الإمامة
https://alasar.blog.ir/1401/02/05/dalael4
@gholow
🌀ظهور امیرالمؤمنین در ادوار پیشین؛ بررسی موردی: داستان فرعون و فارِس
یکی از انگارههای غالیانه درباره امیرالمؤمنین (ع)، ظهور ایشان در امم پیشین به صورتهای مختلف است. داستانهای زیادی در این باره شکل گرفته که بازگشت آنها به خداانگاریِ امیرالمؤمنین (ع) و نگاه تناسخی و ادواری به عالم است. این داستانها یا در کتب غلات نقل شده یا در کتبی که واسطه انتقالِ روایاتِ غلات به منابعِ شیعه بودهاند. مثلاً مشارق أنوار الیقین رجب برسی، تعدادی از این داستانها را در خود جای داده است.
یکی از این داستانها چنین است:
«موسی و هارون وارد کاخ فرعون شدند و از او احساس ترس کردند. ناگهان سوارکاری پیشاپیش آن دو پیدا شد که بر تنش لباسی از طلا و در دستش شمشیری از طلا بود؛ و فرعون طلا دوست داشت. سوارکار به فرعون گفت: این دو را اجابت کن و گر نه تو را میکشم. فرعون نگران شد و به موسی و هارون گفت: فردا نزد من بازآیید. وقتی آن دو رفتند، دربانها را صدا زد و توبیخشان کرد و گفت: چگونه این سوارکار بدون اذن بر من وارد شد؟ دربانها به عزت فرعون سوگند خوردند که جز این دو نفر کسی وارد نشدند. آن سوارکار، مثال علی (ع) بود که خداوند با آن پیامبران را پنهانی و محمد (ص) را آشکارا یاری کرد؛ زیرا او بزرگترین کلمه خدا است که خداوند در هر صورتی خواسته برای دوستانش آشکار کرده و با آن یاریشان کرده است.»
📘مشارق أنوار اليقين، ص۱۲۷، با اندکی تصرف در ترجمه
متأسفانه این داستان به آثار سید هاشم بحرانی (البرهان، ج۴، ص۲۶۵؛ حلیة الأبرار، ص۱۶؛ مدینة المعاجز، ج۱، ص۱۴۳) و برخی منابع متأخر راه یافته است.
برسی پس از آوردن این داستان، ادعا میکند که ابن عباس در تفسیر آیه «وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا» گفته است: بزرگترین نشانه موسی و هارون، همین سوارکار بود! (مشارق أنوار اليقين، ص۱۲۸)
این تفسیر از ابن عباس جای دیگری یافت نشد و بدون شک ساختگی است. میرزا شریف شیروانی در این باره مینویسد:
«این روایت موضوع است و در کلام احدی از علما و رُوات نیست، و نسبت آن به ابن عباس بهتان است.»
📘مرغم الغلاة، ص۱۴۲
قبلا نشان دادهایم که رجب برسی روایاتِ بسیاری به ابن عباس نسبت داده كه از دیگران سرقت كرده است:
https://eitaa.com/Gholow/441
🔸اما اصل این داستان از کجا آمده است؟
چنان که میدانیم رجب برسی واسطه انتقال بسیاری از آموزههای فرقهای غلات قدیم بوده است. پیش از رجب برسی (قرن ۸ ق)، میمون طبرانی (د. ۴۲۶ ق) که از مهمترین نویسندگان و رهبران غلات نصیری است (اکبری، نصیریه، ص۲۵۰) این داستان را در «الرد علی المرتدّ» آورده است.
به گفته میمون طبرانی، این داستان را ابو علی اسماعیل بن علی قمی در کتاب الظهورات به روایت از مفضل بن عمر نقل کرده است (الرد علی المرتد، ص۱۳۰، ج۱۱ سلسله تراث علوی).
اسماعیل بن علی قمی، شاگرد علی بن حسکة و از بزرگان و مشاهیر غلات خطابیه و به ویژه مخمسه است (اکبری، نصیریه، ص۵۴).
کتاب الظهورات نیز اثری غالیانه بوده که بعضاً مانندِ بسیاری دیگر از مجموعههای غالیانه به مفضل بن عمر منسوب شده است (اکبری، نصیریه، ص۱۷۷). موضوع این کتاب با توجه به مطالبی که از آن نقل شده، احتمالاً ظهور معنی (= ذات خداوند که در نگاه غلات همان امیرالمؤمنین (ع) است) در قالب بشر در زمانهای مختلف بوده است (طبرانی، الرد علی المرتد، ص۱۳۵؛ طبرانی، البحث والدلالة، ۲۰۱۶م، ص۵۰؛ طبرانی، الجوهریة، ۲۰۱۶م، ص۳۵).
داستانی که طبرانی از اسماعیل بن علی قمی نقل کرده، نسبت به نقل خلاصهشده برسی، جزئیات بیشتری دارد که به شناخت ریشه تناسخی و تألیهی آن کمک میکند. در این متن با اشاره به الوهیت علی (ع) و ظهور او در صور مختلف آمده است: «جل من یظهر كیف یشاء لمن یشاء كما یشاء» (الرد علی المرتد، ص۱۳۱). مضمون این جمله در متن برسی نیز آمده بود.
همچنین در این داستان، بر اساس عقیده تناسخی غلات درباره «اضداد»، ادعا شده که فرعون همان ابلیس بود که در زمان موسی (ع) به صورت فرعون ظهور کرد. لذا فرعون به علی (ع) میگوید: اگر به همان صورت که در عالم حجب، ظاهر شدی، ظاهر میشدی تو را میشناختم! و ادعا شده که علی (ع) همان یوشع بود!
در پایان آمده است که امیرالمؤمنین (ع) به آسمان رفت در حالی که عبدالله بن سبا (نماد غلو) پیشاپیش او بود! (الرد علی المرتد، ص۱۳۱)
گفتمان موجود در این اسطوره را با آیات صدق و حقیقت مقایسه کنید که در آن بصیرتهایی است:
«فلولا ألقي علیه أسورة من ذهب أو جاء معه الملائکة مقترنین» (زخرف، ۵۳)
«وما کنت بجانب الغربي إذ قضينا إلى موسى الأمر وما كنت من الشاهدين» (قصص، ۴۴)
این یک نمونه از قصص ظهورِ علی (ع) در امم پیشین که تمام شواهد متن، سند و منبع، نشاندهنده خاستگاه غالیانه آن است و قصص مشابه را نیز میتوان به همین صورت پیگیری کرد.
#مخمسه
#تناسخ
#اضداد
#برسی
@Gholow