eitaa logo
گنبد فیروزه
59 دنبال‌کننده
547 عکس
169 ویدیو
22 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
☫﷽☫ 😳 چاقو دسته خود را برید! (بخش اول): https://eitaa.com/GonbadeFirozeh/493 کانالی مجازی موسوم به «جانباز شیمیائی» در واکنش به افشاگری اشتری، او را چنین توصیف کرده است: «دروغ‌گویی و لجن‌پراکنی دو فرقه انحرافی اصلاحات و بهار» https://eitaa.com/GonbadeFirozeh/487 بنده (افشاگر ۱۳ فرقه از جمله دو فرقه مذکور) که خبر را در کانال خود درج کردم نه را می‌شناختم و نه از انتساب وی به اطلاعی داشتم. البته اخیراً متوجه شدم که افشاگر هم بوده و طی آن، به ۱۸ ماه حبس هم محکوم شده است. منظور از اشاره به است که بنده از سال ۱۳۸۱ پیوسته در صدد افشاگری آن (در ادامه افشاگری‌های مداومم علیه از سال ۱۳۶۰) بوده‌ام. آنچه در اینجا قابل توجه است؛ انتساب افشاگر به است که در جای خود قابل تحقیق می‌باشد. ادعای مذکور ناگهان مرا برد به حدود ۱۴ سال قبل! اجازه بدهید از اینجا شروع کنم: بعد از فتنه ۸۸ جلسات «جامعه وعاظ» در محل ساختمان ولی‌آباد «جامعه روحانیت» با کارشکنی حجة‌الاسلام (که معمولاً با هماهنگ بود) مدتی تعطیل شد ولیکن با همت تعدادی از دوستان انقلابی، در محل مسجدی در حوالی بهارستان، جلسات هفتگی دوشنبه‌ها را مجدداً تشکیل دادیم که ریاست سنی آنرا به حجة‌الاسلام شیخ جعفر سپردیم ولیکن پس از چند ماه، آن‌مرحوم بعنوان اعتراض به اوقاف، از دبیری جامعه، استعفاء داد! پرسیدیم: چه ربطی دارد؟! گفت: نیمی از تهران (از قله دماوند تا پائین دشت‌های جنوبی تهران)، موقوفه است که نیمی از آن‌ها برای حوزات علمیه و طلاب و روحانیت (محققین و مبلغین و مدرسین) وقف شده است اما مسئولین اوقاف، آنچنان در موقوفات و عواید آن‌ها حرص و ولع دارند که حاضر نیستند یک‌هزارم آن را به ماها کمک کنند! وی که عضو تهران بود، قبل از استعفای عجیب خود، جلسات جامعه را به محل قبلی (پیچ‌شمیران) برگردانید و وضعیت قبلی برقرار گردید. یکی از مدعوین آن‌مقطع، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی () بود که بعد از سخنرانی، در جمع روحانیونی که اطراف او را گرفته بودند، ادعا کرد: احمدینژاد را من به آقامجتبی معرفی کردم وگرنه به نمی‌رسید! در آن‌لحظه بنده احساس کردم که این ادعا نمی‌تواند صحیح باشد زیرا بمفهوم آنست که در انتخاب رئیس جمهور، طفیلی سفارش خاموشی و پسند آقاسیدمجتبی (فرزند مقام معظم رهبری) است! این حرف از زبان رئیس اسلامی، چنان نابخردانه بود که مرا واداشت تا واکنش تندی نشان دهم فلذا به ایشان توپیدم که؛ اگر راست گفته باشید، ما برای خودمان و ملت متأسفیم و شما هم برای خودتان متأسف باشید! حجة‌الاسلام آ.سیداسماعیل که از مدیران سازمان تبلیغات و عضو جامعه وعاظ بود (و احتمالا دعوت‌کننده رئیسش به آن جلسه) در قفای خاموشی ایستاده بود و نمی‌دانم چرا با لب‌گزیدن و میمیک صورت و انواع حرکات پانتومیمی و ایماواشاره خود، سعی می‌کرد که مرا از ادامه اعتراضم به منصرف نماید! ولیکن بنده ادامه دادم و تأکید کردم که حتی اگر یک کلمه در هل دادن به درون حرف زده یا حمایت کرده باشید، وحشتناکی خواهید داشت حتی اگر توبه کنید و تا آخر عمرتان استغفار بجوئید! شما از نیروهای ولایت به شمار می‌روید و همزمان از افراد حمایت کرده‌اید؟! زهی به این و تولای شما!!! مطمئنم که از این خودت پشیمان خواهی شد و... بدمستی ناشی از پیروزی مشانژاد، مانع از آن بود که در آن‌سال (۱۳۸۸) به حرف‌هایم حتی فکر بکند! حال می‌رسیم به ایستگاهی که یک نیروی ظاهراً مشانژادی (یا بهاری!)، باید او را از بدمستی حمایتش از مشانژاد در آورد! آری! چاقو دسته خود را برید! https://eitaa.com/GonbadeFirozeh/472 ✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر) تیر ۱۴۰۲ 💠 کانال‌های اطلاع‌رسانی : 🆔 @SayyedAlaaddin 💠 🆔 @GonbadeFirozeh 💠 🆔 @chelcheraaqHM
☫﷽☫ ! پارسال قبل از وقوع فتنه که مسئله تحقیق و تفحص مجلس در قضیه «فساد ۹۲ همت فولاد مبارکه» رسانه‌ای شد (و موجب تشدید فتنه مذکور گردید)، بنده سعی کردم اذهان مخاطبین خود را در قالب مقاله ذیل، به «فساد عظیم‌تر اوقاف» هم جلب بکنم و حال بعنوان یک نمونه بسیار کوچک؛ وقتی می‌بینیم که یکی از موقوفه‌های یکی از شهرستان‌ها به مبلغی معادل قیمت یک بطری شیر پاستوریزه، اجاره داده شده است، معلوم می‌شود؛ حق داشتم توصیه کنم که ملت، موقوفات خود را به «سازمان لوطی‌خور اوقاف» نسپارند. در «بحران روانی ناشی از فساد فولاد مبارکه» همه گمان کردند که زیر سر دولت روحانی و باند تبهکار اصلاح‌طلب‌های خائن است و لذا بر طبل رسواسازی آن کوبیده شد و رئیس جمهور دستور برکناری کلیه دست‌اندرکاران آنرا صادر کرد ولیکن وقتی معلوم شد که قریب باتفاق آن‌ها از جناح اصولگراهای خائن است، ورق برگشت و شمرده شد و رئیس مجلس، نوای دگری ساز کرد ووو... این مقاله 👇 را پارسال در واتساپ به اشتراک گذاشتم: 👇 🤔 سازمان اوقاف و امور خیریه (یا شرّیّه؟!) (بخش اول): آهای مردم! در نشسته‌اند. لذا هنگام اموال و املاک خود، هرگز از کلمه استفاده نکنید! تا مبادا بهانه‌ای به دست بدهید که کل یا بخشی از وقفیات و شما را قانوناً بالا بکشند! اجازه بدهید عمق مسئله و بلکه فاجعه را در قالب یکی از خاطراتم بیان کنم: در نیمه اول دهه ۱۳۶۰ بعد از شلتاق‌ها و خیانت‌های بنی‌صدر و تروریستی و سرانجام آیت‌الله و آیت‌الله و یارانشان و نیز شهادت جمعی دیگر از و بدتر از همه «ترور شخصیتی انقلابیون توسط قلم بمزدها» (بویژه علمای اعلام را)، تعدادی از روحانیون تهرانی گرد هم آمده و با راه‌اندازی و شرکت در جلسات هفتگی آن، به هم‌اندیشی پرداختند که اخیرا به بهانه تعطیل گردیده است! ریاست این تشکیلات را حجت‌الاسلام والمسلمین بر عهده داشت که آنرا بعداً به حجت‌الاسلام والمسلمین اکرمی سپرد. هم که ابتدائا حامی ۱۰۰٪ی منحرف بود در ۱۳۸۸ با چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای آشکار حامی ۱۰۰٪ی گشت (که قصه آنرا قبلا گفته‌ام) و بعنوان اعتراض به (رمز فتنه ۸۸) را خودسرانه تعطیل کرد! لابد وی گمان می‌کرد «فتنه سید میرماسون» از «فتنه سید ابوالحسن»، برای و و ، کم‌رنگ‌تر و کم‌خطرتر است! (البته بعضی هم معتقدند که وی با اشاره ناطق نوری این کار را انجام داد!) ایشان در دوره به مسئولیت نهاد فرهنگی منصوب شد و جایگزین گردید. عباس امیری‌فر در زمان ریاست اکرمی، دبیر اجرایی جامعه وعاظ بود و در زمان ریاست جمهوری مشانژاد منصب ریاست نهاد فرهنگی ریاست جمهوری را بدست آورد و همزمان با تشکیل «جامعه وعاظ ولائی» (اما مشهور به جامعه وعاظ مشائی!) اقدام به انشعاب جامعه وعاظ کرد ولیکن بعد از تولید فیلم بازداشت و مدتی محبوس شد. در طی فیلم مذکور، فقیهی بنام بعنوان قوای امام زمان(عج) در آخرالزمان معرفی شد!!! (ناگفته نماند که این شیخ، بعد از فروافتادن طشت مشانژاد ، از آنها تبری جست!) بعد از تعطیلی توسط اکرمی، چند نفری از جمع شدیم و جلسات هفتگی آنرا در یکی از مساجد حوالی راه‌اندازی کردیم و حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ جعفر را که از همه ما مسن‌تر بود بعنوان دبیر جلسات بر تخت ریاست نشاندیم. ولیکن بعد از مدتی، آن مرحوم، از ریاست جامعه وعاظ داد و در توجیه آن، نکته عجیبی را مطرح نمود که تمام این مقدمات برای اشاره به همین توجیه استعفای ایشان مرقوم شد. وی گفت: «برخی از و کم‌بضاعت به من مراجعه می‌کنند که به آنها کمک مالی بکنم اما من شخصا که قادر به اجابت نبودم رفتم سراغ «سازمان اوقاف و امور خیریه» تا شاید از طریق آنجا بتوانم برای به ، آب باریکه‌ای راه‌اندازی کنم اما موفق نشدم! در حالیکه نیمی از تهران؛ از نوک قله دماوند تا بیابان‌های پائین قرچک و ورامین، وقف امور خیریه بویژه مساعدت به طلاب و علمای و و و مدارس علمیه شده است. زیرا سازمان اوقاف عمدتا در اختیار دزدهای قهاری افتاده است که حاضر نیستند حتی نم پس بدهند و به غارت ۱۰۰٪ی اموال و مشغول هستند و دزدترین دزدها در اوقاف جمع شده‌اند! من که ... ...ادامه دارد در: https://eitaa.com/GonbadeFirozeh/538 ✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر) تابستان ۱۴۰۱ 🆔 @SayyedAlaaddin 💠 🆔 @GonbadeFirozeh 💠 🆔 @chelcheraaqHM
. 🔻 خرولایی ها و خرحزب اللهی ها به جلز و ولز افتاده اند 🔻 مفهوم خرولایی اینجا معنادار می شود که بنام ولایت با توهین به دیگران زمینه توهین به رهبری را بوجود می آورند 🔻 به بزرگان کسی توهین کنید به بزرگان تان توهین می کنند 🔻 البته ما اینها را در خط ولایت و حتی علاقمند به ولایت نمی دانیم و از همین رو آنها را خرولایی می نامیم. و این هارت و پورت های خرولایی ها و خرحزب اللهی ها هیچ ربطی به آقای ما سید علی خامنه ای ندارد 🔻اون آخوندک رو ببینید میگه "اگر کشته هم بشه تا یک ماه بعد از مخفیش کنید". یعنی اونی که به این آخوندک عمامه داده مجتهد بوده؟ ☝️ از پیام‌های دریافتی☝️ نقدونظر از تحرکات بنظر می‌رسد ( و ) با طرح خود و بالطبع تهی‌مغزش، ضمن احساس فراموش‌شدگی و بالتبع تلاش برای خود، در صدد تحت‌الشعاع قرار دادن ابعاد و است تا اغتشاشات معنون به را دنبال کرده و حواشی آنرا پوشش دهد. در اولین انتخابات با نوشتن (احمقانه‌ترین ) در برگه‌های رأی دچار این خبط شدند که آمار ۳۰۰/۰۰۰ نفری خود در کل کشور را لو بدهد! اعضای نفوذی این در دولت بویژه وزارت آ.و پ. مورد شناسایی قرار گرفته و تا حدودی پاکسازی شدند ولیکن اذناب از و انتقامجویی کردند. آمار مذکور در فراز و نشیب است! 💠کانال اطلاع‌رسانی چلچراغ معارف و احکام حم 👇 eitaa.com/chelcheraaqHM
هدایت شده از مقالات حسینی منتظر
🇮🇷﷽☫ 🔻 @SMHM212 آینده شوم تهران! (قسمت ۰۷): لزومی هم ندارد که را در دشمنان بیرونی ببینید (لااقل به این زودیها) زیرا اول باید آن صورت بگیرد. ظاهراً خرابی آن به غرق شدن این شهر در متعفنی است که خود پدید می آورند. شاید هم در پی یک سنگین رخ بدهد که اتفاقاً یکی از تهدیدات جدی و فعلی این شهر هم است. بنده چند سال پیش شنیدم که حتی گروهی ژاپنی از متخصصین زلزله وقتی دعوت شدند که زلزله احتمالی تهران را مورد بررسی علمی قرار بدهند و قرار بوده که دو ماه در اینجا مطالعه میدانی داشته باشند ناگهان بعد از دو هفته عازم فرودگاه می‌شوند تا را ترک کنند. آنها قراردادشان را عملاً ابطال می‌کنند و می‌گویند حضور در این شهر دیوانگی است! تهران یک بیش نیست که هر لحظه ممکن است همه اهالی آنرا معدوم سازد! [طبق برخی مطالعات؛ طبقات زیرین ، همانند غار و مغاره، خالی است و پیش‌بینی می‌شود که طاقدیس‌های آن، روزی درهم شکسته و کل کلانشهر تهران (العیاذ بالله) در قعر زمین که مملو از است، فرو می‌رود! و لذا تا تهران از صفحه روزگار، و و متعفن و آن، نشوند، (عج) هم تشریف فرما نخواهند شد!] البته اگر را ملاک تصمیم‌گیری خود بدانیم فعلاً جای نگرانی نیست زیرا هنوز آن تشکیل نشده و هنوز تبدیل به نشده است! و هنوز ... اگرچه سایر مقدمات منتهی به این مسائل در حال شکل‌گیری هستند و بنده نشانه‌های آنها را آشکارا می‌بینم و برای شما هم خواهم گفت. شاید کسی گمان کند که این روایات معتبر نباشند. چه بسا ممکن است که فرضاً روزی کسی آمده به تهران و در اینجا مورد اذیت و آزار اراذل و اوباش آن قرار گرفته و از جانب دیگران هم حمایتی نشده و دستی هم به قلم داشته و لذا نشسته در وصف این شهر و مردمانش چنین حرفهایی را نوشته! آیا چنین چیزی یا امثال آن در میان بوده است؟ باید عرض کنم که خیر! زیرا بخشی از این روایات در کتبی مثل ، و درج شده‌اند؛ کتابهایی که قبل از بوجود آمدن تهران (بعنوان شهر) تألیف گشته‌اند. تهران حدود ۳۰۰ سال است که شهر شده و از خود اسم در کرده وگرنه در زمان نوشتن آن کتابها معلوم نیست حتی یک روستای کوچکی بوده است. مطلب دیگر نامیدن این شهر در برخی از روایات است و اینکه در تفسیر آن از هم اسم برده شده (و جالب آنکه اسم تیم ملی هم در حال حاضر است!) ولیکن بازهم متأسفم که به‌اطلاع برسانم خیر! این ، خود تهران است. زیرا (ع) نشانی دقیقی می‌دهند و صریحاً می‌فرمایند: در آینده شهری بنا نهاده خواهد شد در حوالی (سرزمین و در آنزمان مشهور بوده و شهر ری وجود خارجی داشته و حتی عمربن‌سعد (علیه اللعنة) در رؤیای استانداری آن تن به مشارکت و آغاز در قتل (ع) داد)، آدرس شفاف‌تری می‌دهند: در دامنه کوهی بلند و «تسمی بالطهران»! تهران نامیده خواهد شد. آیا کوهی بلندتر از کوههای شمال تهران و دامنه در حوالی ری سراغ دارید. آری همینجاست. همین شهری که بنده و شما آن به شمار می‌رویم! و فراموش نکنیم که امام صادق(ع) بعد از آدرسي‌كه مي‌دهند (در مضمون «في حوالي الري ... تبني ... بلدة ... تسمي بالطهران» يعني در آينده شهري بنياد نهاده خواهد شد در حومه شهر ري و در دامنه كوهي بزرگ كه ناميده خواهد شد)، در باره طهران فرموده‌اند؛ «فـرّوا منـها» (از آنجا فرار كنيد). یعنی هر گونه مقاومتی هم بی‌فایده است! حال اگر این روایت باشد و ما واعظین که مقتدایمان امام صادق(ع) است آیا مکلفیم که این را به اطلاع برسانیم یا خیر؟! و چگونه این کار را به انجام برسانیم؟ فرار از تهران به کجا؟! سرانجام چیست؟ روایات می‌گویند: «[سید] در پی نبرد با وی وارد می‌شود و نیروهای یمنی و جهت رویاروی با سفیانی وارد عمل می‌شوند و از چنین ظاهر می‌شود که نقش نیروهای یمن در نبرد سفیانی، نقش پشتیبانی از نیروهای ایرانی است؛ زیرا از لحن اخبار چنین فهمیده می‌شود که طرف درگیر با سفیانی، مردم مشرق‌زمین یعنی و هستند و گویا یمنی‌ها پس از یاری رساندن به آنان به باز می‌گردند.» (فرهنگ الفبایی مهدویت؛ موعودنامه/ چاپ۲۴/ مجتبی تونه‌ای/۱۳۹۰/ ص۷۸۵) ... ادامه دارد. 👌تذکر: این مقاله در سال ۱۳۹۰ تألیف شده (که بازنویسی بنده در همان سال بود که در محل انجام گرفت و مورد اعتراض شدید واقع شد!) و نکات داخل کروشه [...] را جهت توضیحات بیشتر، امروز بر آن‌ها افزودم. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) ۱۴۰۳/۹/۲۴ 🌐👈حیفه نبینی👉 💠 🎲👈محل نظرات👉 🙏