📌 لینک کانال در تلگرام:
https://t.me/Mohallell
📌 لینک کانال در ایتا:
https://eitaa.com/Muhallel
📌 لینک کانال در بله:
https://ble.ir/Mohallell
📌 ارتباط با ادمین:
@Mohallell
دشمن به دنبال انهدام و فروپاشی مقاومت ملی ایرانیان است. راه آن نیز صرفاً تولید رخداد و روایت نیست.
آنها در ابتدا ما را خشمگین میکنند، خشم عامل خشونت حداکثری شده و در اینجا هر خطایی ممکن است. پس از خشم، آنها فضا را وارد یاس، اندوه و غم عمیق میکنند. پس چگونه کار فردی که خشمگین بوده و حالا غمگین است تمام میشود؟ وقتی در او هراس ایجاد کنید. از خشم به غم به ترس است که یک فرد را منفعل کرده، قدرت جمعآوری و توصیف و تحلیل و تصمیم و اجرا را از وی گرفته و آن را دچار واماندگی یا استال میکند. در اینجاست که دشمن میتواند برنامههای خود را به پیش برد. ۵۰ درصد پادزهر، شناخت همین برنامه است.
@Muhallel
صحنه سیاسی واضح است؛ ترامپ میگوید یا شما باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شوید و یا یک پروژه تغییر رژیم جامع دنبال خواهد شد. ترامپ نشان داده که برای رسیدن به اهداف خود هر کاری خواهد کرد زیرا منطق او پیروزی از طریق زور است. پس اکنون همه در منطقه نگراناند و این سوال را میپرسند، اگر پروژه اولیه آمریکا شکست خورد و ترامپ منطقه را به آتش کشید، وی صرفا عقب نشینی کرده و بقیه در آتش آن خواهند سوخت. در این بین رژیم نیز علیرغم طرفداری از این پروژه نگران است زیرا اولاً از عواقب یک جنگ طولانی مدت می ترسد، ثانیاً نگران است که در بخشی از تصمیمات کنار گذاشته شده و ترامپ خود تصمیم بگیرد و بدین ترتیب این رژیم نتواند پیامدهای تصمیمات ترامپ را کنترل کند.
در این بین ایده ترامپ، جنگ پاک است که سه اصل دارد و ژنرالهای آمریکایی کل توان خود را باید بر این مبنا به کار گیرند:
۱. حتی یک سرباز آمریکایی کشته نشود.
۲. کمترین خسارت به تجهیزات وارد شود.
۳. اگر کار اطلاعاتی شکست خورد، راه حل، توسل به حداکثر قدرت آتش است که در آن هر قانون درگیری و یا محدودیت و کنترل بر سلاح وجود ندارد.
در این بین آنها در روزهای اخیر مشغول آماده سازی صحنه عملیات بودهاند. افزایش نیرو و تسلیحات سنگین، استقرار گسترده در منطقه مبتنی بر قدرت هوایی و موشکی و تشکیل یک پایگاه عملیاتی مقدم دریایی با تقویت نقاط پشتیبانی در اروپا و اقیانوس آرام از جمله اقدامات پنتاگون بوده است. رژیم نیز در کسب اطلاعات میدانی و ایجاد یک بانک هدف انسانی و لجستیکی، رهبری عملیات ترور و خرابکاری و البته مشارکت مستقیم در نبرد فعالیت کرده است. نهاد اشغالگر گفته میتواند هزینهها را تحمل کند اما آن را مشروط به تداوم کارزار تا رسیدن به نقاط مشخص کرده است. این رژیم همچنین گفته میتواند به واسطه عملیات در عراق و سوریه و لبنان و یمن، از عقبه نیروهای آمریکایی محافظت کند. در طرف ما نیز تکمیل آمادگیهای دفاعی و تشدید اقدامات امنیتی جهت پاکسازی وضعیت داخلی دو دستور کار مهم است. با این حال گزینههای ایران تا حدی برای دشمن مبهم مانده که این مفید است. محور مقاومت نیز برنامههای خاص خود را دنبال میکند.
@Muhallel
مُحَلِّل
صحنه سیاسی واضح است؛ ترامپ میگوید یا شما باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شوید و یا یک
از حیث عملیاتی، یکبار دیگر همه چیز را مرور میکنیم. پس از جنگ، دشمن ۴ دسته هدف را مشخص کرد:
۱. به ترتیب مقام معظم رهبری و مشاوران و دستیاران ایشان، سران قوا، اعضای شورای عالی امنیت ملی و دفاع و فرماندهان و مسئولان نظامی، امنیتی و انتظامی
۲. مراکز نظامی به ترتیب با محوریت پایگاههای موشکی، پدافند و سایر مراکز نظامی حسب نقش و اهمیت
۳. مراکز تامین امنیت داخلی و نقاط نمادین دولتی و حاکمیتی
۴. زیرساختها و تاسیسات حیاتی انرژی و ...
جمع بندی ما نیز این بود که حمله دشمن از دو حالت خارج نیست: اگر آنها قصد حمله گسترده را داشته باشند، ابتدا رهبر انقلاب اسلامی(روحی فداه)، دستیاران ایشان و سران قوا و اعضای شعام را در یک زمان هدف قرار داده و در ادامه به سمت سایرین خواهند رفت. سپس کل قدرت آتش آمریکا و ناتو و رژیم(اهدایی اولی) بر روی پایگاههای موشکی و مراکز نظامی متمرکز خواهد شد. در صورت موفقیت این دو فاز، مراکز و افراد امنیتی نیز هدف قرار گرفته تا مسیر هستههای آشوب هموار شود. در حالت دوم، بنا بر زمان، دشمن یک یا دو دسته از اهداف را میزند.
از آن پس، در نزدیکترین زمان، گزینه زد و خورد دریایی مطرح شد، سپس هم سناریوی حمله به پایگاههای موشکی که هر کدام بنا به دلایلی اجرایی نشد. در هفته اول اغتشاشات، مشخص شد که از داخل، اطلاعاتی از مراکز امنیت داخلی، در حال ارسال به خارج از کشور بوده و این مراکز در آن سوی مرز در حال تجزیه و تحلیل هستند. پس این سناریو تقویت شد که دشمن به دنبال حمله به این نقاط است. با این حال به دلیل قطع ارتباطات داخل و خارج کشور، انهدام بخش زیادی از شبکه آشوب، هشدارهای تند ایران و کمبود لجستیک آمریکا در خارج، گزینه نظامی تعلیق شد. پس اکنون دو فرضیه وجود داشت:
۱. آمریکا به دنبال اجرای طرح اول بوده تا تاثیری بر جای بگذارد اما لجستیک کافی نداشته پس آن را به بعد موکول کرده است.
۲. اجرای طرح دوم، حتما نیاز به تقویت "لایه دوم و سوم" دارد. به عبارتی اگر دشمن بخواهد صرفا یک یا دو دسته از اهداف را بزند، میتواند حملهای محدود انجام دهد اما باید لایههای تهاجمی و تدافعی سنگینی در منطقه و فرامنطقه مستقر کرده تا تهران را در دو راهی پاسخ - عدم پاسخ قرار داده و آن را وادار به دومی کند. پس آمریکا بلافاصله نسبت به تامین لجستیک سنگین در منطقه اقدام کرد، امری که نشان میداد آنها متناظراً و متناسباً باید تغییراتی را در شبکه داخلی خود ایجاد کنند، پس باز هم دو فرضیه شکل گرفت؛ یا بخشی از شبکه آشوب دست نخورده باقی مانده و منتظر حرکت خارجی است و یا آنها با فضاسازی خارجی و جلب توجه ما به آن سوی مرزها، نسبت به احیا نیروی جدید اقدام میکنند. پرونده کشتهها و تداوم شرایط اقتصادی میتواند محرکهای آشوب جدید در کوتاه مدت باشد. در ادامه چند نکته قابل ذکر است:
۱. نحوه آرایش و تحرکات آمریکاییها در منطقه، منبع مهمی برای فهم برنامه آتی آنان است.
۲. نیروهای مسلح ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، با سرعتی بیش از حد انتظار، نسبت به بازسازی آسیبها و ضربات وارده اقدام کرده و برگههای جدیدی نیز ایجاد کردند. آنها این محاسبه را داشتند که ما آتشبسی با دشمن نداشتیم و نداریم و فقط دو طرف آتش خود را متوقف کردهاند پس آمادگی زد و خورد از مدتها پیش وجود دارد و شاید بیش از ۵ بار از زمان پایان جنگ، بالاترین سطح آماده باش در کشور صادر شد که بسیاری اساساً در سکوت خبری و در هنگامه آرامش ظاهری کشور بوده. بله، اگر زمان بیشتری بگذرد حتما برگههای ما بیشتر و قویتر خواهد شد اما نیروهای مسلح از همان زمان منتظر تجاوز جدید دشمن نیز بودهاند. فی الواقع، یکی از دلایل شتاب دشمن در طرحهای اخیر خود مانند حملات ترویستی اخیر، ممانعت از تکمیل ایده آل روند بازسازی ایران است. پس قطعا ضربات ما در هرگونه درگیری احتمالی، قاطعتر و سنگینتر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود.
۳. هیچ جایی برای غافلگیری وجود ندارد. پس از ترور هنیه، پیجرها، شهادت سیدحسن، سقوط سوریه، جنگ ۱۲ روزه و حملات تروریستی ۱۸ دی، برخی افراد نباید خود را پذیرای غافلگیری جدید کنند. صحنه روشن است، نبرد میان ما و دشمن به دلایل متعدد و واضح سیاسی اجتناب ناپذیر است، چه امروز، چه دو هفته بعد و چه سه ماه دیگر. آرامش و عدم هراس همانطور که گفته شد یک اصل کلیدی است اما عدم آمادگی نیز منجر به غفلت، شوک و شکست خواهد شد.
۴. این یک گزاره جدی است که رفتار ترامپ، مشابه رفتار امپراتوریهایی است که در دوران افول و در آستانه سقوط خود در اوج تکبر هستند. اطمینان داریم که شاید تا یک قدمی خطر هم برویم اما بر اساس وعده الهی، این فرعون است که بار دیگر غرق خواهد شد.
مُحَلِّل
صحنه سیاسی واضح است؛ ترامپ میگوید یا شما باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شوید و یا یک
۵. حتما تغییراتی در آخرین طرح دشمن خصوصا در ترتیب و ترکیب اهداف رخ خواهد داد.
۶. این گزاره قرآنی را نباید فراموش کرد که شاید چیزی را بد پنداریم اما برای ما خوب باشد.
۷. نترسیم و نترسانیم. هیچ کشوری در دنیا نتوانسته دو جنگ براندازی ضربتی را طی کمتر از ۶ ماه خنثی سازد.
@Muhallel
کشته شدن حتی یک نفر از هموطنانِ بیگناه ما تلخ و غیرقابل قبول است. چه جوانان عزیز و نیروی انسانی کم نظیری که از ظرفیت کشور ما کم میکند، چه خانوادههایی را که داغدار میکند و چه جامعهای را که با اختلال مواجهه میکند؛ با این حال در ۲۴ ساعت گذشته و پس از روایتگریهای تک به تک از کشته شدگان که نقش آمادهسازی ظرفیت روانی مخاطبان را دارد، شاهد ورود پررنگ رژیم صهیونیستی و رسانههای مستقیماً وابسته به آن هستیم که اعداد و ارقام دلبخواه خود را از کشته شدگان حوادث تروریستی اعلام میکنند، از ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار تا ۳۶۵۰۰ تا ۶۰ هزار تا ۸۰ هزار. به نظر میرسد این ورود جدی و اقدامات آنها: در حال حاضر سه هدف برجسته دارد:
۱. پروندهسازی خارجی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصههای سیاسی و رسانهای و حقوق بشری و فضاسازی جهت ترغیب ترامپ به حمله.
۲. تزریق تشتت و هیجان منفی به جامعه ایران؛ این یک فاز دوم خواهد داشت که ترغیب دوباره به شورش خشونتطلبانه است. البته افزایش بیمنطق عددها و تعدد آنها خود باعث بیاعتباری آنها نیز میشود.
۳. به انحراف کشاندن نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه در دو طول دو سال گذشته و اکنون. توجه به این نکته مهم است که در سه روز اخیر، حملات رژیم به نوار غزه و جنوب لبنان تصاعدی بوده است.
@Muhallel
مُحَلِّل
از حیث عملیاتی، یکبار دیگر همه چیز را مرور میکنیم. پس از جنگ، دشمن ۴ دسته هدف را مشخص کرد: ۱. به ت
با توجه به اینکه در ساعات اخیر، مجددا مسائل مختلفی در خصوص جنگ مطرح شده، اگر امشب اتفاق خاصی رخ ندهد قصد داریم تا تمام سناریوهای مطرح را که توسط تحلیلگران مختلف داخلی و خارجی مطرح شده را شرح داده، دلایل و الزامات و پیامدهای هر یک را بررسی کرده و نکاتی را به آنها اضافه کنیم. هدف مطالب فوق صرفا دستیابی به یک تصویر جامع است تا بر تمام سناریوها و احتمالات مسلط شده و سپس بر مبنای نقاط بعدی، به یک جمع بندی روشن برسیم. بنابراین مطلب فوق از نوع تحلیل سناریو است و نه برآورد.
@Muhallel
به طور کلی، اکنون تحلیلگران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
گروه اول: که معتقد به حمله دشمن حداقل در کوتاه مدت نیستند. این گروه خود به سه دسته تقسیم میشوند:
۱. افرادی که دلیل تحرکات آمریکا را صرفاً یک عملیات روانی میدانند.
۲. گروهی که معتقدند فراتر از عملیات روانی، هدف محاصره ایران است.
۳. دستهای که رویکرد عملیاتی داشته و هدف را منفعل کردن ایران و حمله به محور مقاومت میدانند.
اما گروه دوم افرادیاند که حمله نظامی دشمن را در کوتاه مدت کاملاً ممکن و محتمل میدانند. این گروه نیز خود به دو دسته دیگر قابل تقسیم است:
۱. معتقدان به حمله محدود که باز هم به زیرگروه دیگر تقسیم میشود:
الف. حمله محدود موثر
ب. حمله محدود نمادین
پ. حمله محدود خطرناک
۲. معتقدان به حمله گسترده کلاسیک
در ادامه رویکرد هر یک بررسی میشود.
@Muhallel
مُحَلِّل
به طور کلی، اکنون تحلیلگران را می توان به دو دسته تقسیم کرد: گروه اول: که معتقد به حمله دشمن حداقل
1⃣ گروه اول
۱. افرادی هستند که می گویند دشمن در این مرحله به دنبال ارعاب و فشار روانی است. حفظ پرستیژ در برابر ضدانقلاب و همچنین شکاندن اراده سیاسی ایران دو دلیل این اقدامات اخیر دشمن است. این گروه سه نشانه را دلیل بر تحلیل خود می دانند:
الف. سطح شایعه پردازی و اخبار کذبی که در فضای مجازی در حال انتشار است که جنبه ارعاببخشی دارد.
ب. گسیل نیروهای آمریکایی به منطقه و انجام یک عملیات نظامی منطقی نیست زیرا آنها در هنگام عملیات غالبا نیروهای خود را از تیررس ایران بیرون می کنند.
پ. این تحرکات همزمان با پیام جدید آمریکا به ایران بوده که در آن بر تحویل و انهدام همه اورانیوم ها و صنعت هستهای، کاهش تعداد و برد موشک ها، عدم بازسازی و حمایت از گروه های مقاومت، خلع سلاح حزب الله و به رسمیت شناختن اسرائیل تاکید شده است. پس آنها با این تحرکات به دنبال پشتوانه سازی سخت این پیام برای تسلیم ایران هستند، خصوصا در جایی که می دانند برخی افراد در داخل از این وضعیت تاثیر می پذیرند.
🔹 با این حال نوع تجهیزاتی که آمریکا در منطقه مستقر کرده، همچنین شیوه آرایش آنها در منطقه و فرامنطقه، نشان میدهد که این صرفاً کارکرد عملیات روانی ندارد، هر چند آنها در وهله اول خواسته یا ناخواسته، از کارکردهای ایجاد ارعاب بهره خواهند برد.
۲. گروه دوم این مکتب معتقدند که هر چند دشمن به دنبال فشار سیاسی و روانی است، اما قصد دارد آن را به شکل عملی و با رویکرد محاصره ایران و با هدف فرسایش و فروپاشی داخلی، هزینهدهی در محیط امنیتی و قطع ارتباط خارجی ایران، بالفعل کند، تقریبا همانند سناریوی دو ماهه اول ونزوئلا. البته طرفداران این نظریه معتقدند که در این صورت، حاشیه مانور به شدت کم شده و هرگونه خطا می تواند منجر به انفجار اوضاع شود.
🔹ارزیابی صحت این تحلیل نیاز به زمان دارد.
۳. نهایتاً گروه سوم این پارادایم یک رویکرد عملیاتیتری داشته و معتقدند این تحرکات ممکن است با این هدف باشد تا ایران دچار ترس و انفعال شده، در همین حین حملهای تکی یا سراسری به نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و یمن صورت گیرد. پس این ارعاب دشمن به جهت این است که ایران از پازل فوق دور مانده، گروه های مقاومت ضربه شدیدی خورده و راه برای حمله به ایران هموار شود.
🔹 باز هم کمیت و کیفیت آرایش دشمن و همچنین اقداماتی که آنها در برابر سه کشور مقاومت انجام دادهاند این را دور مینمایاند. البته این گزاره صادق است که دشمن به دنبال دفع مقاومت است اما به نظر در این مرحله به جای یک عملیات سراسری خارجی، تداوم عملیات چمن زنی در لبنان همچون حملات امشب، استفاده از اهرمهای اقتصادی و سیاسی علیه بغداد و استفاده از درگیریهای درونی و محاصره یمن رویکرد فعلی دشمن علیه سه کشور مقاومت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
1⃣ گروه اول ۱. افرادی هستند که می گویند دشمن در این مرحله به دنبال ارعاب و فشار روانی است. حفظ پرست
2⃣ گروه دوم
معتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند:
۱. معتقدان به حمله محدود:
الف. حمله محدودِ موثر: دشمن اقدام به یک حمله محدود اما موثر می کند مانند یک ترور سطح بالا. این عملیات ولو میتواند یک عملیات امنیتی و تروریستی بوده و لزوماً با استفاده از ساز و برگ نظامی نباشد.
ب. حمله محدودِ نمادین: در این حالت، ترامپ با هدف تداوم فشار، افزایش هشدار و حفظ اعتبار خود، با اطلاع قبلی، یکسری مراکز نمادین حکومتی و دولتی و برخی مراکز امنیتی و انتظامی را هدف قرار میدهد. برخی دیگر می گویند ممکن است حمله مجدد به اهداف هسته ای مطرح شود. شکل این حمله بسیار شبیه به عملیات روزهای توبه خواهد بود.
پ. حمله محدودِ خطرناک: این گروه یک سناریوی قدیمی را مطرح می کنند که آن تصرف جزیره خارک و جزایر سه گانه است تا بدان وسیله فشار بر ایران به شدت افزایش یافته، برخی ذی نفعان منطقهای همچون امارات متحده عربی نیز وارد معادله درگیری جزایر سه گانه شوند. در اینجا در واقع یک نبرد دریایی پیش رو داریم.
🔹 اما نکته مشترکی که هر سه تحلیل بر آن صحه می گذارند، این است که در اجرای هر سه سناریو، یک چیز برای آمریکا مهم است و آن "عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف ایران با پیام های تهدید و تطمیع سیاسی و سپس تلاش برای تغییر معادله امنیتی است". با این حال، مشخص است که شاید به جز سناریوی دوم، سناریوهای اول و سوم قابلیت محدود ماندن را نداشته و در به روی یک جنگ فراگیر گشوده خواهد شد. اعلام ایران مبنی بر پاسخ گسترده به هر حمله محدود، و اعلام آمادگی گروههای مقاومت در حمایت از ایران، در برابر این سناریوها قرار می گیرد.
۲. معتقدان به حمله گسترده:
نهایتا گروهی هستند که بر خلاف دسته های قبلی، معتقدند که دشمن اکنون به دنبال تکمیل زنجیره عملیاتی خود جهت آغاز نبردی گسترده است. این گروه مجددا تقسیم می شوند:
الف. حمله گسترده کلاسیک: همانطور که پیش از این گفته شد، دشمن در یک عملیات همچون بامداد ۲۳ خرداد، ابتدا رئوس سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را هدف قرار داده تا حلقه تصمیم گیری کشور حذف گردد. سپس آنها تمام قدرت آتش خود را بر روی پایگاه های موشکی و زیرساختهای دفاعی، مراکز امنیت داخلی و انتظامی و حتی پایگاه های نظامی متفرقه همچون نیروی زمینی، تیپها و قرارگاه های استانی و نیروی هوایی و پدافند هوایی قرار میدهند. این سناریوی یک حمله کلاسیک است که راه بر روی شورش جدید داخلی هموار میکند.
ب. اما در اینجا سوالی مطرح می شود. برخی تحلیلگران می گویند اگر دشمن به دنبال حمله گسترده باشد، طبعا رویکرد براندازی را دنبال می کند. پس بدون یک پیوست داخلی موثر اقدامی نمی کند. در اینجا همانطور که در تحلیل های قبلی گفته شد، عده ای معتقدند که هنوز بخشی از شبکه آشوب خصوصا در برخی استان های مرزی همچون کردستان و سیستان و بلوچستان خود را پنهان کرده تا در موعد مقرر وارد عملیات شوند. در برابر به این تحلیل، این پاسخ وجود دارد که بر خلاف سال ۱۴۰۱ که گروهک ها در این دو استان عملیات می کردند، اینبار این گروهک ها در مناطق مرکزی کشور توزیع شدند، پس آنها نیز ضربه خورده اند. پس به هر حال شبکه آشوب ضربه خورده ولی دشمن آنها را بازسازی میکند. از آنجایی که تزریق نیروی جدید در استان های مرزی نیز آسانتر است، پس مدل سال ۱۴۰۱ پیاده میشود. در سال ۱۴۰۱، مدل پایه این بود که خشونت گروهکی از جداره مرزی به داخل کشور تزریق شد، در زمانی که شهرهای بزرگ مرکزی تحت یک عملیات شناختی وسیع با محوریت "نزدیک بودن و ممکن بودن سقوط نظام و ایجاد یک سوگ و خشم ملی در پرونده افراد کشته شده" قرار داشتند. در اینجا سناریوی ایجاد سرپل عملیاتی در یک شهر مرزی (مدل درعا) با پشتیبانی هوایی متخاصم نیز یک طرح بسیار قدیمی است که اجرایی میگردد. ذیل همین تحلیل گفته شود که برخی معتقدند که هدف دشمن، به خیابان کشاندن مجدد مردم است پس عملیات احتمالی دشمن نیز به صورت اختصاصی یا در میان طرح های دیگر، حتما در موج اول خود هدف قرار دادن تاسیسات انرژی همچون گازی و برقی و بنزینی را دارد تا مردم را نیز خشمگین کند. لازم به ذکر است که الف و ب پیوستگی دشمن و میتوان آنها را ترکیب کرد.
پ. نهایتا گروهی تاکید دارند که هدف دشمن، غافلگیری است و احتمالا از یک برگه جدید رو خواهد کرد که جزئیات بر ما روشن نیست.
@Muhallel
مُحَلِّل
2⃣ گروه دوم معتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند: ۱. معتقدان به حمله محدود: الف. حمله محد
نکات تکمیلی:
۱. در متون بالا، صرفا سعی شد تا سناریوهایی که کارشناسان داخلی و خارجی مطرح کردهاند را تجمیع کنیم تا به یک Big picture دست یابیم. از این پس میتوان با جمع آوری نکات، متوجه شد که کدام تحلیل به واقعیت نزدیکتر است.
۲. برخی اقدامات مانند عملیات سایبری و جنگال و ... طبعا در هر عملیاتی وجود دارد فلذا ما آن را دیگر مطرح نکردیم. اجرای مستقل آن نیز در چارچوب منطقه خاکستری قرار میگیرد که موضوع بحث ما نیست.
۳. هیچ چیز مهم تر از عدم غافلگیری نیست. راهکار عدم غافلگیری در سه کلید است: جمع آوری دادههای معتبر از همه منابع، تحلیلهای راهبردی و برآورد محور با اتصال نقاط قبلی، اشتراک و گردش تحلیل و اطلاعات میان جامعه اطلاعاتی. در این زمینه، بیش از شورای هماهنگی، نقش دبیرخانه راهبردی است.
۴. احتمالاً سوال شما این خواهد بود که چرا حمله پیشدستانه نمیکنیم که قبلتر در این متن بدان پرداختیم.
۵. به استراتژی کلی آمریکای ترامپ توجه کنیم خصوصا در بحث ارزیابی مواضع دفاعی و یافتن راه مناسب. این تحلیل نیست و برای آن دادههای قابل اتکایی وجود دارد.
۶. در این چند روز، دوستان چینی، روسی و بلاروسی کمکهای گستردهای را به ما تحویل دادهاند که حتماً در معادله نبرد موثر است. خصوصاً دوستان چینی اقداماتی کردهاند که هم در عقب راندن دشمن در جنگ ۱۲ روزه موثر بود، هم در لغو تصمیم ترامپ در چهارشنبه شب و هم در حملات احتمالی بعدی آنان.
۷. در متنی جداگانه پاسخهای ایران و مقاومت را بررسی میکنیم هر چند با توجه به لزوم مبهم و پنهان ماندن این گزینهها، نمیتوان به این گستردگی صحبت کرد.
والسلام علیکم و رحمت الله
@Muhallel
در میان تحلیلگران همواره این بحث وجود داشته که آمریکا کدام مدل را بر روی ایران پیاده میکند؟ مدل شوروی؟ مدل عراق یا مدل لیبی؟
حقیقت این است که علاوه بر شباهتهای عامی که میان این سه وجود دارد، در جنگ ترکیبی جاری، اساس پیچیدگی که ما با آن مواجهیم، طراحی جنگ بر اساس آسیب پذیری های ماست. به عبارتی جنگ جاری، مختص کد جامعه ایرانی است و نه کشوری دیگر. با این حال به نظر میرسد که در مقطع خاص فعلی، دشمن بیش از هر چیز نگاهی به کاربست مدل عراق بر روی ایران دارد. در واقع، محاسبه اتاق فکر دشمن این است که حوادث سال ۱۴۰۳ علیه محور مقاومت که منجر به جنگ ۱۲ روزه شد، کارکردی مشابه جنگ اول خلیج فارس دارد که در آن پس از عقب راندن صدام از کویت، مجموعه ابزارهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی جهت فرسایش حداکثری نظام بعثی و فروپاشی اقتصاد عراق تا رسیدن به نقطه نفت در برابر غذا به کار گرفته شد و این به جایی رسید که صدام حاضر شد موشکهای خود را نیز تحویل دهد. اکنون نیز مشاهده می کنیم که پس از جنگ ۱۲ روزه، دشمن به سمت حداکثرسازی فرسایش کشور در همه حوزهها تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی حرکت کرده و البته پیشنهاد خلع سلاح هستهای، موشکی و منطقهای را زیر سایه جنگ نظامی همچنان روی میز گذاشته و برای تحقق آن تلاش میکند.
با وجود این، اما تفاوتهای عمیقی میان عراق بعثی و جمهوری اسلامی ایران وجود دارد:
اولاً میان دو نظام فوق از حیث سیاسی تفاوتهای کاملاً برجستهای وجود دارد که حتی نیاز به شرح کامل هم نیست از وجود انتخابات و مردم سالاری دینی تا جایگاه ولایت فقیه و دو بال استقلال و آزادی.
ثانیاً جنگ اول خلیج فارس، منجر به عقبنشینی کامل ارتش صدام از کویت و آسیب سخت و جبران ناپذیر به ماشین جنگی آن شد، در حالی که ائتلاف آسیب خاصی ندید. با وجود دریافت ضربات سخت در سال ۱۴۰۳ و جنگ ۱۲ روزه، اما هم به جبهه دشمن ضربات عمیق و تاثیرگذاری وارد آمد و به جز نظام بشار اسد، هیچ یک از اجزای مقاومت یا نیروهای مسلح ایران دچار سقوط کامل نشد چه، بسیاری از این واحدها استراتژی خود را تغییر داده، آسیبها را ترمیم کرده و حتی در مواردی از قبل آمادهتر نیز هستند.
ثالثاً، دشمن با قطع تمام راههای تنفس و استفاده از مزدوران داخلی جهت ایجاد قطحی مصنوعی در کشور باز هم به دنبال کشاندن ما به نقطه نفت در برابر غذا است، با این حال این پروژه یکبار در سال ۹۸ تست شد و شکست خورد، ضمن اینکه ظرفیتهای اقتصادی ایران و عراق قابل مقایسه نیست که اوج آن را در دوره کرونا، جنگ ۱۲ روزه و ... دیدیم.
رابعاً دشمن میخواهد از حوادث تروریستی اخیر در کشور، مدلی مانند وقایع پس از انتفاضه شعبانیه را بسازد، جایی که سرمایه اجتماعی داخلی و اعتبار بینالمللی نظام وقت عراق هدف قرار گرفت و این زمینهای برای تهاجم مجدد خارجی شد. در این مورد نیز دشمن خطا دارد، خصوصا جایی که اثبات شده برآوردهای سرویسهای جاسوسی آنان درباره جامعه ایران همیشه اشتباه بوده است.
خامساً، در وضعیت آرایش قدرت فعلی در کشور، دشمن باید خواب تحویل داوطلبانه و خلع سلاح خودمان یا دست خودمان را ببیند.
سادساً، فاصله میان جنگ اول و دوم خلیج فارس بیش از ۱۰ سال به طول انجامید. دشمن خود میداند که به دلیل نبردهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی جهانی چنین فرصتی را در اختیار ندارد و این از برخی اقدامات آنها هویداست.
سابعاً و در آخر، آمریکاییها بهتر است فراموش نکنند که چگونه و با طراحی ظریف اطلاعاتی چه کسانی وارد چه بازیای شدند که در آن صدام را سرنگون کردند. طبعاً شما نمیتوانید بازیای که بازیساز طراحی کرده را بر روی همان بازیساز پیاده کنید و انتظار هم داشته باشید که موفق شوید!
@Muhallel