مُحَلِّل
صحنه سیاسی واضح است؛ ترامپ میگوید یا شما باید تسلیم شرایط شده و تبدیل به یک دولت مطیع شوید و یا یک
۵. حتما تغییراتی در آخرین طرح دشمن خصوصا در ترتیب و ترکیب اهداف رخ خواهد داد.
۶. این گزاره قرآنی را نباید فراموش کرد که شاید چیزی را بد پنداریم اما برای ما خوب باشد.
۷. نترسیم و نترسانیم. هیچ کشوری در دنیا نتوانسته دو جنگ براندازی ضربتی را طی کمتر از ۶ ماه خنثی سازد.
@Muhallel
کشته شدن حتی یک نفر از هموطنانِ بیگناه ما تلخ و غیرقابل قبول است. چه جوانان عزیز و نیروی انسانی کم نظیری که از ظرفیت کشور ما کم میکند، چه خانوادههایی را که داغدار میکند و چه جامعهای را که با اختلال مواجهه میکند؛ با این حال در ۲۴ ساعت گذشته و پس از روایتگریهای تک به تک از کشته شدگان که نقش آمادهسازی ظرفیت روانی مخاطبان را دارد، شاهد ورود پررنگ رژیم صهیونیستی و رسانههای مستقیماً وابسته به آن هستیم که اعداد و ارقام دلبخواه خود را از کشته شدگان حوادث تروریستی اعلام میکنند، از ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار تا ۳۶۵۰۰ تا ۶۰ هزار تا ۸۰ هزار. به نظر میرسد این ورود جدی و اقدامات آنها: در حال حاضر سه هدف برجسته دارد:
۱. پروندهسازی خارجی برای جمهوری اسلامی ایران در عرصههای سیاسی و رسانهای و حقوق بشری و فضاسازی جهت ترغیب ترامپ به حمله.
۲. تزریق تشتت و هیجان منفی به جامعه ایران؛ این یک فاز دوم خواهد داشت که ترغیب دوباره به شورش خشونتطلبانه است. البته افزایش بیمنطق عددها و تعدد آنها خود باعث بیاعتباری آنها نیز میشود.
۳. به انحراف کشاندن نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه در دو طول دو سال گذشته و اکنون. توجه به این نکته مهم است که در سه روز اخیر، حملات رژیم به نوار غزه و جنوب لبنان تصاعدی بوده است.
@Muhallel
مُحَلِّل
از حیث عملیاتی، یکبار دیگر همه چیز را مرور میکنیم. پس از جنگ، دشمن ۴ دسته هدف را مشخص کرد: ۱. به ت
با توجه به اینکه در ساعات اخیر، مجددا مسائل مختلفی در خصوص جنگ مطرح شده، اگر امشب اتفاق خاصی رخ ندهد قصد داریم تا تمام سناریوهای مطرح را که توسط تحلیلگران مختلف داخلی و خارجی مطرح شده را شرح داده، دلایل و الزامات و پیامدهای هر یک را بررسی کرده و نکاتی را به آنها اضافه کنیم. هدف مطالب فوق صرفا دستیابی به یک تصویر جامع است تا بر تمام سناریوها و احتمالات مسلط شده و سپس بر مبنای نقاط بعدی، به یک جمع بندی روشن برسیم. بنابراین مطلب فوق از نوع تحلیل سناریو است و نه برآورد.
@Muhallel
به طور کلی، اکنون تحلیلگران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
گروه اول: که معتقد به حمله دشمن حداقل در کوتاه مدت نیستند. این گروه خود به سه دسته تقسیم میشوند:
۱. افرادی که دلیل تحرکات آمریکا را صرفاً یک عملیات روانی میدانند.
۲. گروهی که معتقدند فراتر از عملیات روانی، هدف محاصره ایران است.
۳. دستهای که رویکرد عملیاتی داشته و هدف را منفعل کردن ایران و حمله به محور مقاومت میدانند.
اما گروه دوم افرادیاند که حمله نظامی دشمن را در کوتاه مدت کاملاً ممکن و محتمل میدانند. این گروه نیز خود به دو دسته دیگر قابل تقسیم است:
۱. معتقدان به حمله محدود که باز هم به زیرگروه دیگر تقسیم میشود:
الف. حمله محدود موثر
ب. حمله محدود نمادین
پ. حمله محدود خطرناک
۲. معتقدان به حمله گسترده کلاسیک
در ادامه رویکرد هر یک بررسی میشود.
@Muhallel
مُحَلِّل
به طور کلی، اکنون تحلیلگران را می توان به دو دسته تقسیم کرد: گروه اول: که معتقد به حمله دشمن حداقل
1⃣ گروه اول
۱. افرادی هستند که می گویند دشمن در این مرحله به دنبال ارعاب و فشار روانی است. حفظ پرستیژ در برابر ضدانقلاب و همچنین شکاندن اراده سیاسی ایران دو دلیل این اقدامات اخیر دشمن است. این گروه سه نشانه را دلیل بر تحلیل خود می دانند:
الف. سطح شایعه پردازی و اخبار کذبی که در فضای مجازی در حال انتشار است که جنبه ارعاببخشی دارد.
ب. گسیل نیروهای آمریکایی به منطقه و انجام یک عملیات نظامی منطقی نیست زیرا آنها در هنگام عملیات غالبا نیروهای خود را از تیررس ایران بیرون می کنند.
پ. این تحرکات همزمان با پیام جدید آمریکا به ایران بوده که در آن بر تحویل و انهدام همه اورانیوم ها و صنعت هستهای، کاهش تعداد و برد موشک ها، عدم بازسازی و حمایت از گروه های مقاومت، خلع سلاح حزب الله و به رسمیت شناختن اسرائیل تاکید شده است. پس آنها با این تحرکات به دنبال پشتوانه سازی سخت این پیام برای تسلیم ایران هستند، خصوصا در جایی که می دانند برخی افراد در داخل از این وضعیت تاثیر می پذیرند.
🔹 با این حال نوع تجهیزاتی که آمریکا در منطقه مستقر کرده، همچنین شیوه آرایش آنها در منطقه و فرامنطقه، نشان میدهد که این صرفاً کارکرد عملیات روانی ندارد، هر چند آنها در وهله اول خواسته یا ناخواسته، از کارکردهای ایجاد ارعاب بهره خواهند برد.
۲. گروه دوم این مکتب معتقدند که هر چند دشمن به دنبال فشار سیاسی و روانی است، اما قصد دارد آن را به شکل عملی و با رویکرد محاصره ایران و با هدف فرسایش و فروپاشی داخلی، هزینهدهی در محیط امنیتی و قطع ارتباط خارجی ایران، بالفعل کند، تقریبا همانند سناریوی دو ماهه اول ونزوئلا. البته طرفداران این نظریه معتقدند که در این صورت، حاشیه مانور به شدت کم شده و هرگونه خطا می تواند منجر به انفجار اوضاع شود.
🔹ارزیابی صحت این تحلیل نیاز به زمان دارد.
۳. نهایتاً گروه سوم این پارادایم یک رویکرد عملیاتیتری داشته و معتقدند این تحرکات ممکن است با این هدف باشد تا ایران دچار ترس و انفعال شده، در همین حین حملهای تکی یا سراسری به نیروهای مقاومت در لبنان، عراق و یمن صورت گیرد. پس این ارعاب دشمن به جهت این است که ایران از پازل فوق دور مانده، گروه های مقاومت ضربه شدیدی خورده و راه برای حمله به ایران هموار شود.
🔹 باز هم کمیت و کیفیت آرایش دشمن و همچنین اقداماتی که آنها در برابر سه کشور مقاومت انجام دادهاند این را دور مینمایاند. البته این گزاره صادق است که دشمن به دنبال دفع مقاومت است اما به نظر در این مرحله به جای یک عملیات سراسری خارجی، تداوم عملیات چمن زنی در لبنان همچون حملات امشب، استفاده از اهرمهای اقتصادی و سیاسی علیه بغداد و استفاده از درگیریهای درونی و محاصره یمن رویکرد فعلی دشمن علیه سه کشور مقاومت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
1⃣ گروه اول ۱. افرادی هستند که می گویند دشمن در این مرحله به دنبال ارعاب و فشار روانی است. حفظ پرست
2⃣ گروه دوم
معتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند:
۱. معتقدان به حمله محدود:
الف. حمله محدودِ موثر: دشمن اقدام به یک حمله محدود اما موثر می کند مانند یک ترور سطح بالا. این عملیات ولو میتواند یک عملیات امنیتی و تروریستی بوده و لزوماً با استفاده از ساز و برگ نظامی نباشد.
ب. حمله محدودِ نمادین: در این حالت، ترامپ با هدف تداوم فشار، افزایش هشدار و حفظ اعتبار خود، با اطلاع قبلی، یکسری مراکز نمادین حکومتی و دولتی و برخی مراکز امنیتی و انتظامی را هدف قرار میدهد. برخی دیگر می گویند ممکن است حمله مجدد به اهداف هسته ای مطرح شود. شکل این حمله بسیار شبیه به عملیات روزهای توبه خواهد بود.
پ. حمله محدودِ خطرناک: این گروه یک سناریوی قدیمی را مطرح می کنند که آن تصرف جزیره خارک و جزایر سه گانه است تا بدان وسیله فشار بر ایران به شدت افزایش یافته، برخی ذی نفعان منطقهای همچون امارات متحده عربی نیز وارد معادله درگیری جزایر سه گانه شوند. در اینجا در واقع یک نبرد دریایی پیش رو داریم.
🔹 اما نکته مشترکی که هر سه تحلیل بر آن صحه می گذارند، این است که در اجرای هر سه سناریو، یک چیز برای آمریکا مهم است و آن "عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف ایران با پیام های تهدید و تطمیع سیاسی و سپس تلاش برای تغییر معادله امنیتی است". با این حال، مشخص است که شاید به جز سناریوی دوم، سناریوهای اول و سوم قابلیت محدود ماندن را نداشته و در به روی یک جنگ فراگیر گشوده خواهد شد. اعلام ایران مبنی بر پاسخ گسترده به هر حمله محدود، و اعلام آمادگی گروههای مقاومت در حمایت از ایران، در برابر این سناریوها قرار می گیرد.
۲. معتقدان به حمله گسترده:
نهایتا گروهی هستند که بر خلاف دسته های قبلی، معتقدند که دشمن اکنون به دنبال تکمیل زنجیره عملیاتی خود جهت آغاز نبردی گسترده است. این گروه مجددا تقسیم می شوند:
الف. حمله گسترده کلاسیک: همانطور که پیش از این گفته شد، دشمن در یک عملیات همچون بامداد ۲۳ خرداد، ابتدا رئوس سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را هدف قرار داده تا حلقه تصمیم گیری کشور حذف گردد. سپس آنها تمام قدرت آتش خود را بر روی پایگاه های موشکی و زیرساختهای دفاعی، مراکز امنیت داخلی و انتظامی و حتی پایگاه های نظامی متفرقه همچون نیروی زمینی، تیپها و قرارگاه های استانی و نیروی هوایی و پدافند هوایی قرار میدهند. این سناریوی یک حمله کلاسیک است که راه بر روی شورش جدید داخلی هموار میکند.
ب. اما در اینجا سوالی مطرح می شود. برخی تحلیلگران می گویند اگر دشمن به دنبال حمله گسترده باشد، طبعا رویکرد براندازی را دنبال می کند. پس بدون یک پیوست داخلی موثر اقدامی نمی کند. در اینجا همانطور که در تحلیل های قبلی گفته شد، عده ای معتقدند که هنوز بخشی از شبکه آشوب خصوصا در برخی استان های مرزی همچون کردستان و سیستان و بلوچستان خود را پنهان کرده تا در موعد مقرر وارد عملیات شوند. در برابر به این تحلیل، این پاسخ وجود دارد که بر خلاف سال ۱۴۰۱ که گروهک ها در این دو استان عملیات می کردند، اینبار این گروهک ها در مناطق مرکزی کشور توزیع شدند، پس آنها نیز ضربه خورده اند. پس به هر حال شبکه آشوب ضربه خورده ولی دشمن آنها را بازسازی میکند. از آنجایی که تزریق نیروی جدید در استان های مرزی نیز آسانتر است، پس مدل سال ۱۴۰۱ پیاده میشود. در سال ۱۴۰۱، مدل پایه این بود که خشونت گروهکی از جداره مرزی به داخل کشور تزریق شد، در زمانی که شهرهای بزرگ مرکزی تحت یک عملیات شناختی وسیع با محوریت "نزدیک بودن و ممکن بودن سقوط نظام و ایجاد یک سوگ و خشم ملی در پرونده افراد کشته شده" قرار داشتند. در اینجا سناریوی ایجاد سرپل عملیاتی در یک شهر مرزی (مدل درعا) با پشتیبانی هوایی متخاصم نیز یک طرح بسیار قدیمی است که اجرایی میگردد. ذیل همین تحلیل گفته شود که برخی معتقدند که هدف دشمن، به خیابان کشاندن مجدد مردم است پس عملیات احتمالی دشمن نیز به صورت اختصاصی یا در میان طرح های دیگر، حتما در موج اول خود هدف قرار دادن تاسیسات انرژی همچون گازی و برقی و بنزینی را دارد تا مردم را نیز خشمگین کند. لازم به ذکر است که الف و ب پیوستگی دشمن و میتوان آنها را ترکیب کرد.
پ. نهایتا گروهی تاکید دارند که هدف دشمن، غافلگیری است و احتمالا از یک برگه جدید رو خواهد کرد که جزئیات بر ما روشن نیست.
@Muhallel
مُحَلِّل
2⃣ گروه دوم معتقدان به حمله خود به دو دسته تقسیم می شوند: ۱. معتقدان به حمله محدود: الف. حمله محد
نکات تکمیلی:
۱. در متون بالا، صرفا سعی شد تا سناریوهایی که کارشناسان داخلی و خارجی مطرح کردهاند را تجمیع کنیم تا به یک Big picture دست یابیم. از این پس میتوان با جمع آوری نکات، متوجه شد که کدام تحلیل به واقعیت نزدیکتر است.
۲. برخی اقدامات مانند عملیات سایبری و جنگال و ... طبعا در هر عملیاتی وجود دارد فلذا ما آن را دیگر مطرح نکردیم. اجرای مستقل آن نیز در چارچوب منطقه خاکستری قرار میگیرد که موضوع بحث ما نیست.
۳. هیچ چیز مهم تر از عدم غافلگیری نیست. راهکار عدم غافلگیری در سه کلید است: جمع آوری دادههای معتبر از همه منابع، تحلیلهای راهبردی و برآورد محور با اتصال نقاط قبلی، اشتراک و گردش تحلیل و اطلاعات میان جامعه اطلاعاتی. در این زمینه، بیش از شورای هماهنگی، نقش دبیرخانه راهبردی است.
۴. احتمالاً سوال شما این خواهد بود که چرا حمله پیشدستانه نمیکنیم که قبلتر در این متن بدان پرداختیم.
۵. به استراتژی کلی آمریکای ترامپ توجه کنیم خصوصا در بحث ارزیابی مواضع دفاعی و یافتن راه مناسب. این تحلیل نیست و برای آن دادههای قابل اتکایی وجود دارد.
۶. در این چند روز، دوستان چینی، روسی و بلاروسی کمکهای گستردهای را به ما تحویل دادهاند که حتماً در معادله نبرد موثر است. خصوصاً دوستان چینی اقداماتی کردهاند که هم در عقب راندن دشمن در جنگ ۱۲ روزه موثر بود، هم در لغو تصمیم ترامپ در چهارشنبه شب و هم در حملات احتمالی بعدی آنان.
۷. در متنی جداگانه پاسخهای ایران و مقاومت را بررسی میکنیم هر چند با توجه به لزوم مبهم و پنهان ماندن این گزینهها، نمیتوان به این گستردگی صحبت کرد.
والسلام علیکم و رحمت الله
@Muhallel
در میان تحلیلگران همواره این بحث وجود داشته که آمریکا کدام مدل را بر روی ایران پیاده میکند؟ مدل شوروی؟ مدل عراق یا مدل لیبی؟
حقیقت این است که علاوه بر شباهتهای عامی که میان این سه وجود دارد، در جنگ ترکیبی جاری، اساس پیچیدگی که ما با آن مواجهیم، طراحی جنگ بر اساس آسیب پذیری های ماست. به عبارتی جنگ جاری، مختص کد جامعه ایرانی است و نه کشوری دیگر. با این حال به نظر میرسد که در مقطع خاص فعلی، دشمن بیش از هر چیز نگاهی به کاربست مدل عراق بر روی ایران دارد. در واقع، محاسبه اتاق فکر دشمن این است که حوادث سال ۱۴۰۳ علیه محور مقاومت که منجر به جنگ ۱۲ روزه شد، کارکردی مشابه جنگ اول خلیج فارس دارد که در آن پس از عقب راندن صدام از کویت، مجموعه ابزارهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی جهت فرسایش حداکثری نظام بعثی و فروپاشی اقتصاد عراق تا رسیدن به نقطه نفت در برابر غذا به کار گرفته شد و این به جایی رسید که صدام حاضر شد موشکهای خود را نیز تحویل دهد. اکنون نیز مشاهده می کنیم که پس از جنگ ۱۲ روزه، دشمن به سمت حداکثرسازی فرسایش کشور در همه حوزهها تا فروپاشی اقتصادی و اجتماعی حرکت کرده و البته پیشنهاد خلع سلاح هستهای، موشکی و منطقهای را زیر سایه جنگ نظامی همچنان روی میز گذاشته و برای تحقق آن تلاش میکند.
با وجود این، اما تفاوتهای عمیقی میان عراق بعثی و جمهوری اسلامی ایران وجود دارد:
اولاً میان دو نظام فوق از حیث سیاسی تفاوتهای کاملاً برجستهای وجود دارد که حتی نیاز به شرح کامل هم نیست از وجود انتخابات و مردم سالاری دینی تا جایگاه ولایت فقیه و دو بال استقلال و آزادی.
ثانیاً جنگ اول خلیج فارس، منجر به عقبنشینی کامل ارتش صدام از کویت و آسیب سخت و جبران ناپذیر به ماشین جنگی آن شد، در حالی که ائتلاف آسیب خاصی ندید. با وجود دریافت ضربات سخت در سال ۱۴۰۳ و جنگ ۱۲ روزه، اما هم به جبهه دشمن ضربات عمیق و تاثیرگذاری وارد آمد و به جز نظام بشار اسد، هیچ یک از اجزای مقاومت یا نیروهای مسلح ایران دچار سقوط کامل نشد چه، بسیاری از این واحدها استراتژی خود را تغییر داده، آسیبها را ترمیم کرده و حتی در مواردی از قبل آمادهتر نیز هستند.
ثالثاً، دشمن با قطع تمام راههای تنفس و استفاده از مزدوران داخلی جهت ایجاد قطحی مصنوعی در کشور باز هم به دنبال کشاندن ما به نقطه نفت در برابر غذا است، با این حال این پروژه یکبار در سال ۹۸ تست شد و شکست خورد، ضمن اینکه ظرفیتهای اقتصادی ایران و عراق قابل مقایسه نیست که اوج آن را در دوره کرونا، جنگ ۱۲ روزه و ... دیدیم.
رابعاً دشمن میخواهد از حوادث تروریستی اخیر در کشور، مدلی مانند وقایع پس از انتفاضه شعبانیه را بسازد، جایی که سرمایه اجتماعی داخلی و اعتبار بینالمللی نظام وقت عراق هدف قرار گرفت و این زمینهای برای تهاجم مجدد خارجی شد. در این مورد نیز دشمن خطا دارد، خصوصا جایی که اثبات شده برآوردهای سرویسهای جاسوسی آنان درباره جامعه ایران همیشه اشتباه بوده است.
خامساً، در وضعیت آرایش قدرت فعلی در کشور، دشمن باید خواب تحویل داوطلبانه و خلع سلاح خودمان یا دست خودمان را ببیند.
سادساً، فاصله میان جنگ اول و دوم خلیج فارس بیش از ۱۰ سال به طول انجامید. دشمن خود میداند که به دلیل نبردهای ژئوپلتیکی و ژئواکونومیکی جهانی چنین فرصتی را در اختیار ندارد و این از برخی اقدامات آنها هویداست.
سابعاً و در آخر، آمریکاییها بهتر است فراموش نکنند که چگونه و با طراحی ظریف اطلاعاتی چه کسانی وارد چه بازیای شدند که در آن صدام را سرنگون کردند. طبعاً شما نمیتوانید بازیای که بازیساز طراحی کرده را بر روی همان بازیساز پیاده کنید و انتظار هم داشته باشید که موفق شوید!
@Muhallel
از حیث راهبردی، شکاف خواستههای دو طرف در مذاکرات از سویی و همچنین فرسایش کشور، باعث این نتیجهگیری میشود که هیچ چیز جز جنگ این ماجرا را تعیین تکلیف نمیکند. در جنگ ۱۲ روزه با وجود اعلام آمادگی مقاومت برای پیوستن به نبرد، تهران آنها را رد کرد زیرا میدانست که نبردی فراگیرتر و گستردهتر در راه است. در نبرد بعدی که دشمن اهداف خاصی را انتخاب کرده، ما با یک جنگ موجودیتی میان شبکه مقاومت و شبکه دشمن مواجهیم پس بیطرف بازنده است. از حیث تاکتیکی، اعلام آمادگی گروههای مقاومت برای نبرد و همچنین سایر اقداماتی که انجام شده و انجام خواهد شد (به دلیل تهدید رهبر معظم انقلاب)، حتما بر محاسبات طرف مقابل تاثیرگذار بوده و از این رو آنها به دنبال مقابله هستند. با توجه به طراحی که دشمن دارد، در حالت جنگ موجودیتی همه محدودیتهای قبلی لغو میشوند، دستورالعمل عملیاتی این موضوع ابلاغ شده و حمایت متحدان خارجی در منطقه و فرامنطقه نیز وجود دارد. تصویر فوق متعلق به حاج ابوحسین حمیداوی فرماندهی کتائب حزب الله است که برای اولین بار نیز به صورت رسمی تصویر خود را منتشر کرد، در حال پر کردن فرم آمادگی عملیات استشهادی.
@Muhallel