eitaa logo
شعر هیأت
16.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
275 ویدیو
31 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
علیهاالسلام 🔹گوشۀ‌ ایوان🔹 در شهر مرا غیر شما کار و کسی نیست فریاد اگر هم بکشم دادرسی نیست یک عمر از این بام به آن بام پریدم حالا که به بام تو رسیدم نفسی نیست بانو! دل دل کندن از این خانه ندارم هر گوشۀ دنیا بپرم جز قفسی نیست جان را که به لب آمده بستم به ضریحت جز مرگ در این لحظه برایم هوسی نیست ای کاش سرم گوشۀ ایوان تو باشد آن دم که در این سینۀ تنگم نفسی نیست 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1789 ✅ @ShereHeyat
تا آسمانت را کمی در بر بگیرد یک شهر باید عشق را از سر بگیرد گنجایشت در سینۀ این خاک‌‏ها نیست باید تو را دستان پیغمبر بگیرد هرکس مزار مادرش را آرزو کرد باید سراغش را از این دختر بگیرد بانو، رهایی را نمی‏‌خواهم که ننگ است بی‌‏جذبۀ مهرت کبوتر پر بگیرد قلب مرا از سینه‌‏ام بردار، نگذار دار و ندارم را کس دیگر بگیرد دلواپس، اما دلخوشم، شاید که دستت دست مرا هم لحظۀ آخر بگیرد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1790 ✅ @ShereHeyat
از آتش هجرِ کیست افروخته‌اند؟ این درس بزرگ از که آموخته‌اند؟ از یکصد و شصت و هشت پروانه بپرس! با داغ کدام گل چنین سوخته‌اند؟ 📝 ✅ @ShereHeyat
🔹باغ ارغوان🔹 این باغ ارغوان گلِ نیلوفرش کجاست؟ لبخندهای نازِ بهارآورش کجاست؟ در صحنِ این دبستان، نزدیک باغچه افتاده یک کبوتر خونین، پرش کجاست؟ دیوارها خراب شده، سقف ریخته آه... این کلاس دوم گل‌ها... درش کجاست؟ در این خرابه‌ای که پر از دود و آتش است «پروانه»ای که سوخته، خاکسترش کجاست؟ «سودابه» داشت دفتر نقاشیِ قشنگ افتاده زیر پا، ورق دیگرش کجاست؟ «نسرین» که نیست... کاپشن صورتیش هست هر گوشه را بِگَرد، ببین خواهرش کجاست؟ یک کیف نیم‌سوخته، افتاده روی خاک پرپر شده کتاب «رها» دفترش کجاست؟ فریاد از این جنایت جنگی، از این ستم دنیای چشم بستهٔ ما، کیفرش کجاست؟ دستی به سردرِ «شجره‌طیبه» نوشت: این داستان تمام نشد، آخرش کجاست؟ میناب! خاک مدرسه‌ات لاله‌پرور است غرق شمیم دلکش گل‌های پرپر است 📝 ✅ @ShereHeyat
🔹کجایند مردان بی‌ادّعا؟🔹 شب است و سکوت است و ماه است و من فغان و غم و اشک و آه است و من شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام شب و ناله‌های نهان در گلو شب و ماندن استخوان در گلو من امشب خبر می‌کنم درد را که آتش زند این دل سرد را بگو بشکفد بغض پنهان من که گل سر زند از گریبان من مرا کشت خاموشی ناله‌ها دریغ از فراموشی لاله‌ها کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟ کجایند مردان بی‌ادّعا؟ کجایند شور‌آفرینان عشق؟ علمدارمردان میدان عشق... همانان که از وادی دیگرند همانان که گمنام و نام‌آورند هلا، پیر هشیار درد آشنا! بریز از می صبر، در جام ما من از شرمساران روی توام ز دُردی‌کشان سبوی توام غرورم نمی‌خواست این‌سان مرا پریشان و سردرگریبان مرا غرورم نمی‌دید این روز را چنان ناله‌های جگر‌سوز را غرورم برای خدا بود و عشق پل محکمی بین ما بود و عشق نه، این دل سزاوار ماندن نبود سزاوار ماندن، دل من نبود من از انتهای جنون آمدم من از زیر باران خون آمدم از آن‌جا که پرواز یعنی خدا سرانجام و آغاز یعنی خدا هلا، دین‌فروشان دنیا‌پرست! سکوت شما پشت ما را شکست چرا ره نبستید بر دشنه‌ها؟ ندادید آبی به لب تشنه‌ها؟ نرفتید گامی به فرمان عشق نبردید راهی به میدان عشق اگر داغ دین بر جبین می‌زنید چرا دشنه بر پشت دین می‌زنید؟ خموشید و آتش به جان می‌زنید زبونید و زخم زبان می‌زنید کنون صبر باید بر این داغ‌ها که پر گل شود کوچه‌ها، باغ‌ها 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2124 ✅ @ShereHeyat
🔹نردبان آسمان🔹 سبک‌بالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه‌ای تمکین نکردند ترحّم بر من مسکین نکردند سواران از سر نعشم گذشتند فغان‌ها کردم، اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان، این چه سودا بود با من؟... اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بسط روح بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخندید رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم شهادت نردبان آسمان بود شهادت آسمان را نردبان بود چرا برداشتند این نردبان را؟ چرا بستند راه آسمان را؟... دلم تا دست بر دامان در زد دو دستی سنگ شیون را به سر زد... چه درد است این که در فصل اقاقی به روی عاشقان در بسته ساقی بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است بجوش ای اشک هنگام خروج است در میخانه را گیرم که بستند کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!... من آخر طاقت ماندن ندارم خدایا تاب جان کندن ندارم دلم تا چند یا رب خسته باشد؟ در لطف تو تا کی بسته باشد؟ بیا باز امشب ای دل در بکوبیم بیا این‌بار محکم‌تر بکوبیم... بکوب ای دل که غفار است یارم من از کوبیدن در شرم دارم بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست مرا هر چند روی در زدن نیست کریمان گر چه ستار العیوب‌اند گدایانی که محجوب‌اند خوب‌اند بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در بکوب ای دل هزاران بار دیگر... اگر آه تو از جنس نیاز است در باغ شهادت باز، باز است... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3918 ✅ @ShereHeyat
🔹خدایا دلم را کجا می‌برند؟🔹 شبم در حضوری لبالب گذشت کدامین شبم مثل آن شب گذشت شب برگزیدن، شب انتخاب شب گام تا قلّۀ آفتاب شب عاشقان نفس سوخته شب چهره‌های برافروخته شب شبنم و شعله و شط و خون شب مستی و شور عشق و جنون شب خیزش عقده‌های زمین شب دست و پا باختن روی مین شب خاک با خون معطّر شدن شب تا سحر لاله پرپر شدن شب در زمین آسمانی شدن شب در خداوند فانی شدن نه ناسوت بود و نه لاهوت بود شب آتش و خون و باروت بود شب همّت بی‌هماوردهاست شب راست‌قامت‌ترین مردهاست شب دل سپردن به دریاست این شب بی‌خیالی ز دنیاست این... فلک باز قصد زمین کرده است کسی پشت این شب کمین کرده است اُحد...بدر...خیبر...و یا کربلاست خدایا نمی‌دانم اینجا کجاست؟ صدا می‌زند عشق از علقمه بیایید با رمز یا فاطمه شب عشق بازی، شبی پرخروش شب چفیه‌های غریبی به دوش شب وحشی ترکش و تیرهاست و گردانی از بانگ تکبیرهاست در این کوله پشتی غم آورده‌ام شهادت! کجایی؟ کم آورده‌‌ام هلا ای رفیقان همسنگرم شما دیگرید و من آن دیگرم... شما مشعل راه آینده‌اید شما تا همیشه... شما زنده‌اید... در این موج، خود را رها کرده‌ام دلم را به نام شما کرده‌ام مرا هم رهایی دهید از قفس بگیرید از من، مرا یک نفس اسیر غم جان و تن مانده‌ام مصیبت همین است، من مانده‌ام رفیق مرا بی‌صدا می‌برند خدایا دلم را کجا می‌برند؟ در این کوله پشتی غم آورده‌ام شهادت! کجایی؟ کم آورده‌ام 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2532 ✅ @ShereHeyat
🔹عباس‌های تشنه‌لب رفتند🔹 در کوله‌بار غربتم یک دل از روزهای واپسین مانده‌ست عباس‌های تشنه‌لب رفتند لب‌تشنه مَشکی بر زمین مانده‌ست من بودم و او بود و گمنامی نامش چه بود؟ انگار یادم نیست بر شانه‌های سنگی دیوار نام تو ای عاشق‌ترین، مانده‌ست مثل نسیم صبح نخلستان سرشار از زخم و سکوت و صبر رفتید، اما در دلِ هر چاه یک سینه آواز حزین مانده‌ست: «رفتیم اگر نامهربان بودیم» رفتند اما مهربان بودند «رفتیم اگر بار گران» آری بار گرانی بر زمین مانده‌ست بر شانهٔ خونین‌تان، یاران! یک بار دیگر بوسه خواهم زد برشانهٔ خونین‌تان عطرِ تابوت‌های یاسمین مانده‌ست زآنان برای ما چه می‌ماند؟ یک کوله‌بار از خاطرات سبز از من ولی یک چشمِ بارانی تنها همین، تنها همین مانده‌ست 📝 🌐 shereheyat.ir/node/271 ✅ @ShereHeyat
ما گرم نماز با دلی آسوده او خفته به خاک جبهه خون‌آلوده ما منتظر امام غائب هستیم او منتظر امام قائم بوده 📝 🏷 ✅ @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹فدای چشم‌های مهربانت🔹 شهیدی در میان کاروانت می‌شوم یا نه؟ غبار رهگذار عاشقانت می‌شوم یا نه؟ دلم سنگ است می‌دانم، دلم تنگ است می‌دانی نمی‌دانم که خاک آستانت می‌شوم یا نه؟ مرا با گوشه‌چشمی خواندی اما کاش می‌گفتی فدای چشم‌های مهربانت می‌شوم یا نه؟ فدای تو چه جان‌های جوانی شد بگو آیا فدای آن شهیدان جوانت می‌شوم یا نه؟ سرم را کاش بر زانو بگیری یوسف زهرا بگو وقت شهادت، میهمانت می‌شوم یا نه؟ 📝 ✅ @ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
آیات نصر.pdf
حجم: 929.8K
📕 «آیات نصر» اشعار برگزیده در تجلیل از سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله «آیات نصر» دربردارندۀ گزیده‌ای از اشعار شاعران انقلاب است که در تجلیل از سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله و مقاومت مردم لبنان سروده شده است. این کتاب که به صورت الکترونیکی عرضه می‌شود؛ شامل بیش از ۵۰ شعر در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، چارپاره، مربع‌ترکیب و رباعی است. امید است این‌دست تلاش‌های شاعران دغدغه‌مند، گامی در جهت پیشبرد اهداف جبهۀ مقاومت باشد و مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد. 🌐 shereheyat.ir/node/6165 ✅ @ShereHeyat
🌷تقدیم به شهید والامقام چه خواهد کرد بعد از این زمین و آسمان بی تو سراسر زخمۀ مرگ است آهنگ زمان بی تو من و بی‌اختیار این اشک جاری در هوای تو من و این کودک هر لحظه در هر سو دوان بی تو بیا تکبیرگویان بند از دست زبان وا کن که از این بغض حزن‌آلود بند آمد زبان بی تو ز جا برخیز راهی نیست، هم رسم وفا این نیست که ما باشیم سوی مسجدالاقصی روان بی تو نشان دادی که هر نصری من الله است نصرالله چگونه جان نصراللهِ حق یابد نشان بی تو.. به سرمنزل رسیدن بی امیر کاروان سخت است ولی هیهات از رفتن بماند کاروان بی تو به ساحل می‌برد ما را نسیم لطفت ای دریا نخواهد ماند این کشتی بدون بادبان بی تو غروب ضاحیه، گلدسته‌ها، فریاد حزن‌آلود چه آشوبی‌ست اینجا لحظۀ سرخ اذان بی تو ابومهدی، هنیّه، حاج قاسم، مغنیه، چمران نمی‌شد جمع آن‌ها جمع سید! بی‌گمان بی تو 📝 ✅ @ShereHeyat