eitaa logo
شعر هیأت
16.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
275 ویدیو
31 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹خدایا دلم را کجا می‌برند؟🔹 شبم در حضوری لبالب گذشت کدامین شبم مثل آن شب گذشت شب برگزیدن، شب انتخاب شب گام تا قلّۀ آفتاب شب عاشقان نفس سوخته شب چهره‌های برافروخته شب شبنم و شعله و شط و خون شب مستی و شور عشق و جنون شب خیزش عقده‌های زمین شب دست و پا باختن روی مین شب خاک با خون معطّر شدن شب تا سحر لاله پرپر شدن شب در زمین آسمانی شدن شب در خداوند فانی شدن نه ناسوت بود و نه لاهوت بود شب آتش و خون و باروت بود شب همّت بی‌هماوردهاست شب راست‌قامت‌ترین مردهاست شب دل سپردن به دریاست این شب بی‌خیالی ز دنیاست این... فلک باز قصد زمین کرده است کسی پشت این شب کمین کرده است اُحد...بدر...خیبر...و یا کربلاست خدایا نمی‌دانم اینجا کجاست؟ صدا می‌زند عشق از علقمه بیایید با رمز یا فاطمه شب عشق بازی، شبی پرخروش شب چفیه‌های غریبی به دوش شب وحشی ترکش و تیرهاست و گردانی از بانگ تکبیرهاست در این کوله پشتی غم آورده‌ام شهادت! کجایی؟ کم آورده‌‌ام هلا ای رفیقان همسنگرم شما دیگرید و من آن دیگرم... شما مشعل راه آینده‌اید شما تا همیشه... شما زنده‌اید... در این موج، خود را رها کرده‌ام دلم را به نام شما کرده‌ام مرا هم رهایی دهید از قفس بگیرید از من، مرا یک نفس اسیر غم جان و تن مانده‌ام مصیبت همین است، من مانده‌ام رفیق مرا بی‌صدا می‌برند خدایا دلم را کجا می‌برند؟ در این کوله پشتی غم آورده‌ام شهادت! کجایی؟ کم آورده‌ام 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2532 ✅ @ShereHeyat
🔹عباس‌های تشنه‌لب رفتند🔹 در کوله‌بار غربتم یک دل از روزهای واپسین مانده‌ست عباس‌های تشنه‌لب رفتند لب‌تشنه مَشکی بر زمین مانده‌ست من بودم و او بود و گمنامی نامش چه بود؟ انگار یادم نیست بر شانه‌های سنگی دیوار نام تو ای عاشق‌ترین، مانده‌ست مثل نسیم صبح نخلستان سرشار از زخم و سکوت و صبر رفتید، اما در دلِ هر چاه یک سینه آواز حزین مانده‌ست: «رفتیم اگر نامهربان بودیم» رفتند اما مهربان بودند «رفتیم اگر بار گران» آری بار گرانی بر زمین مانده‌ست بر شانهٔ خونین‌تان، یاران! یک بار دیگر بوسه خواهم زد برشانهٔ خونین‌تان عطرِ تابوت‌های یاسمین مانده‌ست زآنان برای ما چه می‌ماند؟ یک کوله‌بار از خاطرات سبز از من ولی یک چشمِ بارانی تنها همین، تنها همین مانده‌ست 📝 🌐 shereheyat.ir/node/271 ✅ @ShereHeyat
ما گرم نماز با دلی آسوده او خفته به خاک جبهه خون‌آلوده ما منتظر امام غائب هستیم او منتظر امام قائم بوده 📝 🏷 ✅ @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹فدای چشم‌های مهربانت🔹 شهیدی در میان کاروانت می‌شوم یا نه؟ غبار رهگذار عاشقانت می‌شوم یا نه؟ دلم سنگ است می‌دانم، دلم تنگ است می‌دانی نمی‌دانم که خاک آستانت می‌شوم یا نه؟ مرا با گوشه‌چشمی خواندی اما کاش می‌گفتی فدای چشم‌های مهربانت می‌شوم یا نه؟ فدای تو چه جان‌های جوانی شد بگو آیا فدای آن شهیدان جوانت می‌شوم یا نه؟ سرم را کاش بر زانو بگیری یوسف زهرا بگو وقت شهادت، میهمانت می‌شوم یا نه؟ 📝 ✅ @ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
آیات نصر.pdf
حجم: 929.8K
📕 «آیات نصر» اشعار برگزیده در تجلیل از سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله «آیات نصر» دربردارندۀ گزیده‌ای از اشعار شاعران انقلاب است که در تجلیل از سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله و مقاومت مردم لبنان سروده شده است. این کتاب که به صورت الکترونیکی عرضه می‌شود؛ شامل بیش از ۵۰ شعر در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی، چارپاره، مربع‌ترکیب و رباعی است. امید است این‌دست تلاش‌های شاعران دغدغه‌مند، گامی در جهت پیشبرد اهداف جبهۀ مقاومت باشد و مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد. 🌐 shereheyat.ir/node/6165 ✅ @ShereHeyat
🌷تقدیم به شهید والامقام چه خواهد کرد بعد از این زمین و آسمان بی تو سراسر زخمۀ مرگ است آهنگ زمان بی تو من و بی‌اختیار این اشک جاری در هوای تو من و این کودک هر لحظه در هر سو دوان بی تو بیا تکبیرگویان بند از دست زبان وا کن که از این بغض حزن‌آلود بند آمد زبان بی تو ز جا برخیز راهی نیست، هم رسم وفا این نیست که ما باشیم سوی مسجدالاقصی روان بی تو نشان دادی که هر نصری من الله است نصرالله چگونه جان نصراللهِ حق یابد نشان بی تو.. به سرمنزل رسیدن بی امیر کاروان سخت است ولی هیهات از رفتن بماند کاروان بی تو به ساحل می‌برد ما را نسیم لطفت ای دریا نخواهد ماند این کشتی بدون بادبان بی تو غروب ضاحیه، گلدسته‌ها، فریاد حزن‌آلود چه آشوبی‌ست اینجا لحظۀ سرخ اذان بی تو ابومهدی، هنیّه، حاج قاسم، مغنیه، چمران نمی‌شد جمع آن‌ها جمع سید! بی‌گمان بی تو 📝 ✅ @ShereHeyat
🌷تقدیم به شهید والامقام چه سخت است داغ علمدار دیدن غم یار، در اوج پیکار دیدن چه سخت است در اوج غوغای صفین علی را عزادار عمار دیدن به بی‌تابی موج‌های فراتیم به هنگامهٔ چشم خونبار دیدن نمی‌دید در خواب هم دیدهٔ ما به خون خفته آن چشم بیدار دیدن ز یوسف به یک پیرهن خیره ماندن ز یحیی سری دست اغیار دیدن به گفتن نیاید، به باور نگنجد چنان کوه را زیر آوار دیدن همین است تقدیر مردان میدان به پیکارها پیکر یار دیدن تنی را به میدانِ مین ارباً اربا تنی را پر از خون به رگبار دیدن ولی نیست هرگز به قاموس مردان هراسی از این راه دشوار دیدن هراس است بر جان خیبرنشینان سَنابرق شمشیر کرّار دیدن مَهیب است فریاد یا حیدر ما مهیب است هان! قهر قهار دیدن همه هیبت گنبد آهنین را بر این عنکبوتان چنان تار دیدن مهیب است در بارش «رعد» و «سجیل» زمین و زمان، تیره و تار دیدن به‌ناگاه «فتاح» و «خیبرشکن» را بر این قلعهٔ کهنه آوار دیدن جسدهای مشئوم دیوانه‌دیوان به هر کوی و بازار بر دار دیدن «بَعَثنا عَلَيكُم عِباداً لَنا» را به سربند گُردان احرار دیدن! زمانِ «فَجاسُوا خِلالَ الدِّيار» است شرر بر سراپای اشرار دیدن 📝 🌐 shereheyat.ir/node/6166 ✅ @ShereHeyat
🌷تقدیم به شهید والامقام پیکرت تنها نیامد از دل آوارها پیک «نصرالله» آمد از دل پیکارها می‌دمد آوای لبیک از زمین و آسمان می‌رسد «اِنّا عَلَی العَهد» از در و دیوارها آیهٔ «إِنَّ مَعِی رَبِّی سَيَهدِين» شاهد‌ است صد گره وا می‌کند قرآن ما از کارها عنکبوت انگار دارد گور خود را می‌کند می‌تند دور تن خود با ترورها، تارها تکه‌چوبی بار دیگر می‌شکافد نیل را می‌شکوفد میخکی خون‌بار بین خارها... با شهادت ختم شد چشم‌انتظاری‌های تو حاج‌ قاسم آمد استقبال با سردارها مرهم زخم دل ما چیست؟ فابک للحسین کربلا بردی دل ما را به داغت بارها کس ندیده پیکرت را زیر سمّ اسب‌ها کس نچرخانده سرت را بر سر بازارها عصر جمعه رفتی اما باز صبح جمعه‌ای باز می‌گردی میان جمع پرچمدارها... 📝 ✅ @ShereHeyat
🌷تقدیم به شهید والامقام خدا پر کرده از شور و شهامت چشم‌هایت را که زیر آتش دشمن دلم دارد هوایت را رجز خواندی برای ظلم، در هر جای عالم هست! که دنیا بشنود بین هیاهوها صدایت را ولایت بارها تکبیر گفت و اقتدا کردی به بال عرشیان بستی دخیل ربنایت را تو نصراللهی ای فرزند روح‌الله و حزب‌الله! که یاری می‌کنی هر آینه گویی خدایت را نسیم از دوردست عاشقی همراه خود برده‌ست برای هر که غربت دیده عطر آشنایت را حسینی بود ای سیدحسن! راه تو از آغاز اگر دنبال کردم خط سرخ ردّ پایت را شدی آیینه و راه شهادت را نشان دادی به ما که مرگ می‌دیدیم شام بی‌نهایت را 📝 ✅ @ShereHeyat
با ملت «الله اکبر» از قدرت شیطان نگویید جایی که حرف از جبرئیل است از پشّه‌ای لرزان نگویید سرویم، سرو استواریم در سرفرازی پایداریم وقتی شکوه کوه داریم از هجمهٔ طوفان نگویید سربند «یا زهرا» که بستیم با «یا علی» خط را شکستیم چیزی به‌جز غیرت ندیدیم چیزی به‌جز ایمان نگویید ما ملت «یا لیتنا»ییم شوری به‌جز «کنا معک» نیست با ما که از نسل حسینیم از خنجر بُرّان نگویید در زیستن آوازه داریم شوق حیاتی تازه داریم با بی‌قراران شهادت از مرگ، از پایان نگویید 📝 ✅ @ShereHeyat
هدایت شده از «امین»
✍️ با هرکسی نگوییم راز خموشی خویش... 🗓 بازنشر غزلی از رهبر شهید انقلاب اسلامی با دست‌خط ایشان، به مناسبت «روز جهانی ناشنوایان» که به فرزند ناشنوای شاعر و ادیب سرشناس زنده‌یاد محمد قهرمان تقدیم شده. ۱۳۷۵٫۰۱٫۱۴ 💗 «مناجات ناشنوایان» ▫️ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی هرچند بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️ویرانه‌ایم و در دل گنجی ز راز داریم با آنکه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️با هرکسی نگوییم راز خموشی خویش بیگانه با کسانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️آیینه‌ایم و هر چند لب بسته‌ایم از خلق بس رازها که دانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️از قیل و قال بستند گوش و زبان ما را فارغ از این و آنیم، ما را تو می‌شناسی ▫️از ظن خویش هرکس، از ما فسانه‌ها گفت چون نای بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️در ما صفای طفلی، نفسرد از هیاهو گلزار بی‌خزانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️آیینه‌سان برابر گوییم هرچه گوییم یک رو و یک زبانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️خطّ نگه نویسد حال درون ما را در چشم خود نهانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️لب‌بسته چون حکیمان، سرخوش چو کودکانیم هم پیر و هم جوانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️با دُرد و صاف گیتی، گه سرخوشی است گه غم ما دُرد غم کشانیم، ما را تو می‌شناسی ▫️از وادی خموشی راهی به نیک‌رویی‌ست ما روزبه از آنیم، ما را تو می‌شناسی ▫️کس راز غیر از ما نشنید بس «امینیم» بهر کسان امانیم ما را تو می‌شناسی 📲 @khamenei_poems