eitaa logo
شعر هیأت
10.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
188 ویدیو
16 فایل
🔹انتخاب شعر خوب، استوار و سالم، تأثیرگذار و روشن‌گرانه همواره دغدغه ذاکران و مرثیه‌خوانان اهل معرفت و شناخت بوده است. 🔹کانال «شعر هیأت» قدمی کوچک در راستای تحقق این رسالت بزرگ است.
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔹محول الأحوال🔹 ای آرزوی روشن دریاها دیروز خوب، خوبیِ فرداها نوروزِ کودکانِ پر از لبخند ای اولین دقیقه پس از اسفند لبخندِ ما به لحظۀ فروردین آغاز سیزده عدد شیرین... از عطر سیب خانه معطر بود در هفت‌سین سلیقۀ مادر بود تا لحظۀ گشودن قرآن شد عیدی تا نخورده نمایان شد بابا که بی‌قرارترین رود است تنبیه او نوازش معبود است ای من فدای خندۀ شیرینش قربان اخم‌های دروغینش با او سکوت خانه صدا می‌شد بی او نماز صبح قضا می‌شد در سفره دست‌رنج ملال اوست خورشید و ماه نان حلال اوست کوه بلند بود قلمدوشش من کودکم هنوز در آغوشش لبریز خنده بود نفس‌هایش با یاعلی بلند شد از جایش می‌گفت گرچه دست و دلم تنگ است اما مدد ز غیر علی ننگ است آهنگ قصه‌هاش چه زیبا بود لبریز از مدایح مولا بود از شور قصه‌های علی می‌گفت شب بود، خسته بود، ولی می‌گفت از لحظه‌ای که ماه رسید از راه راز شکاف خوردن بیت الله می‌گفت از این‌که دست خدا برخاست قبله به پای قبله‌نما برخاست قامت ببند فاصله کوتاه است روح اذان علی ولی الله است از خیبر و مباهله و خندق حق بوده با علی و علی با حق همراه اشک شوق سخن می‌گفت وقتی که از غدیر به من می‌گفت مردی که پادشاه دو دنیا بود هم سفرۀ خرابه‌نشین‌ها بود دیگر زمین به خواب نخواهد دید همچون ابوتراب نخواهد دید الا همان سوار که می‌آید آرامش بهار که می‌آید آن آرزوی روشن دریاها دیروز خوب، خوبی فرداها ما بی‌قرار لحظۀ پروازیم چشم انتظار پنجره‌ای بازیم امسال ما بهارترین سال است نام علی محولِ الحوال است 📝 @ShereHeyat
گه‌گاه تنفسی به اوقات بده رنگی به همین آینهٔ مات بده من می‌دانم سرت شلوغ است ولی گاهی به خودت وقت ملاقات بده #محمدمهدی_سیار ✅ @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹زینب اگر نبود...🔹 ای زینب ای که بی‌تو حقیقت زبان نداشت خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت آگاه بود عشق که بی‌تو غریب بود اقرار داشت صبر، که بی‌تو توان نداشت در پهن‌دشت حادثه با وسعت زمان دنیا، سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت یک روز بود و این همه داغ، ای امام صبر پیغمبری به سختی تو امتحان نداشت گر پای صبر و همّت تو در میان نبود اسلام جز به گوشهٔ عزلت مکان نداشت... روزی به زیر سایهٔ پیغمبر خدای روزی به جز سر شهدا سایه‌بان نداشت؟ محمل درست در وسط نیزه‌دارها یک ذرّه رحم در دل خود ساربان نداشت زینب اگر نبود، شجاعت یتیم بود زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت زینب اگر نبود، وفا سرشکسته بود زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود آزادی این چنین شرف جاودان نداشت «میثم» هماره تا که به لب داشت صحبتی حرفی به‌جز مناقب این خاندان نداشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/744@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹والصّبح...🔹 دمید گرد و غبار سپاهیان سحر گرفت قلعۀ شب را طلیعۀ لشکر در ازدحام فلک، برقِ فجر پیدا شد رها شدند از آن تیرگی هزار اختر سپیده سر زد و با دست مهربانی خویش کشید پرده‌ای از نور روی قرص قمر به دوش کوه بر آمد ملیکۀ مشرق طلوع کرد و جهان را گرفت سرتاسر به شکر فتح خودش بر سر زمین پاشید بدون هیچ دریغی هزار سکّۀ زر چه خلقتی‌ست؟ شگفتا! چه آیه‌ای؟ عظمی! به فتح صبح قسم خورده خالق اکبر قسم به صبح که خورشید شام، زینب بود بزرگوار، شکوه‌آفرین، بلندنظر به هوش باش که برخاست محکمات علی بلند شد که قیامش به پا کند محشر بلند شد، سخنش را نشاند بر کرسی نیاز نیست که باشد خطیب بر منبر بلند شد، همه بت‌ها به لرزه افتادند مگر که رفت علی روی دوش پیغمبر؟ کلام موجز او واژه واژه پر اعجاز به گوش می‌رسد آیات سورۀ کوثر شبیه بود به تسبیح، رشتۀ سخنش به جای لفظ به هم وصل کرده دُرّ و گهر مگر که روح الامین سورۀ قیامت خواند که کاخ ظلم شد از این کلام زیر و زبر خطاب کرد: «اَنا بِنتُ قامِعِ الکَفَرة وَرِثتُ حُجبَ الکوثَر وَ مَنطِقَ الحیدر منم همان که جگرگوشۀ نبی خداست تویی نوادۀ آن زن که می‌درید جگر رسیده کار به جایی که هم‌کلام توام منی که هم‌سخنم نیست از مَلَک کمتر کنیزهای تو در کاخ‌ها نشسته به تخت عزیزهای پیمبر اسیر کوه و کمر اسیر در غل و زنجیر کودکان یتیم؟ ندای روح الامین می‌رسد: فَلا تَقهر!» به پای خطبۀ غرّاءِ ذوالفقاری او سپاه شب‌زده انداخت بی‌اراده سپر هنوز می‌رسد از شام، برق خورشیدش اگر مسافر صبحی، ببند بار سفر! مرکّب و قلم و کاغذ و مضامین، سرخ رسانده نامۀ خون را کبوتری بی‌سر من الغریب می‌آید، نمانده وقت خضاب حبیب‌های حرم را خبر کنید، خبر! مدافعان حرم بوده‌ایم نسل به نسل رسیده قبضۀ شمشیر از پدر به پسر اگر چه سر بدهد، قصّه‌اش به سر نرسد که شیعه حبّ علی را گرفته از مادر چه می‌شود که علی جان! به ما سری بزنی شهید چشم تو باشیم لحظۀ آخر حکایت من و عشق تو همچنان باقی‌ست اگر چه باز به پایان رسید این دفتر 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2175@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹شهید داغ حسین🔹 تکیده قامتش و تکیه بر عصا نزده‌ست همان که غیر خدا را دمی صدا نزده‌ست شهید داغ حسین است و ما در این فکریم که سر به چوبۀ محمل زده‌ست یا نزده‌ست هنوز بر سر تل، دست روی سر دارد هنوز پای غمش ایستاده، جا نزده‌ست هنوز چشم به راه است ماه برگردد و قرن‌هاست کسی سر به خیمه‌ها نزده‌ست خوشا به شاعر اگر آتشی به دل دارد بدا بر آن قلمی که دم از شما نزده‌ست به پای‌بوسی صیدی که بین گودال است کسی شبیه تو این‌گونه دست و پا نزده‌ست امید من به تو و گریه‌های روضۀ توست که چشم‌هام به اشک تو پشت پا نزده‌ست چقدر در دو جهان بی‌سر است و بی‌سامان توانگری که دمی سر به کربلا نزده‌ست 📝 @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹چادر زهرایی🔹 صبرت از پای درآورده شکیبایی را ای که سوزانده غمت لالهٔ صحرایی را دل به دریا بزند هرکه دلش بی‌تاب است تو به صحرا زده‌ای آن دل صحرایی را داغت آنقدر زیاد است که غم کرده علم در دل سوخته‌ات خیمهٔ تنهایی را دیده‌ای آنچه تماشا نشود با هر چشم و کسی چون تو ندید آن همه زیبایی را دم به دم خطبهٔ غرّای تو تیغ علوی‌ست بر سر انداخته‌ای چادر زهرایی را قلم از لحن تو سرمشق متانت برداشت از تو آموخت سخن شیوهٔ شیوایی را آه ای سنگ صبور دل بی‌تاب رباب! باز آرام بخوان نغمهٔ لالایی را 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹وعدهٔ خدا🔹 ای انتظارِ جاری ده قرن تا هنوز بی‌تو غروب می‌شود این روزها هنوز اما هنوز چشمِ جهانی به راه توست این جمعه آه می‌رسی از راه یا هنوز...؟ با اشتیاق رؤیت تو رو به آسمان هر چشم، خیره است ولی ابرها هنوز... باران پاک رحمتی و خاک می‌کشد هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز تو وعدهٔ خدایی و جاری‌ست یاد تو در خواهش مکرّر هر «ربنا» هنوز در انتظار جمعهٔ تو ندبه می‌کند ناحیهٔ مقدسهٔ کربلا هنوز... 📝 @ShereHeyat
💠 (صلوات‌الله‌علیه‌وآله) مَن أَجرَى اللهُ عَلَى يَدَيْهِ فَرَجاً لِمُسْلِمٍ فَرَّجَ اللهُ عَنهُ كُرَبَ الدُّنيَا وَ الآخِرَةِ خدا به دست هر كسی گشايشى براى مسلمانى پديد آرد، محنت دنيا و آخرت را از او بردارد. 📗 كشف الغمة، ج۱، ص۵۵۴ 🔹گره‌گشایی از کار مردم🔹 ای موجِ امید، راهی ساحل تو ای مهر و وفا عجین در آب و گل تو گر یک گِره از کار کسی باز کنی رنج دو جهان بَرَد خدا از دل تو @ShereHeyat
🔹سیل بهاران🔹 ما ز سیر و دور گردون از خدا غافل شدیم ما ز آب، از گردش این آسیا غافل شدیم... لب به حرف توبه نگشودیم با موی سفید در چنین صبحی ز غفلت از دعا غافل شدیم یاد شنبه، تلخ دارد جمعۀ اطفال را ما چرا زَاندیشۀ روز جزا غافل شدیم؟ گر چه پیری قامت ما را به صیقل ساخت خم با چنین روشن‌گری ما از جلا غافل شدیم عمر چون سیل بهاران رفت با چندین خروش ما ز خواب‌آلودگی‌ها زین صدا غافل شدیم 📝 @ShereHeyat
💠 (دعای سی و ششم) دعاى (علیه‌السلام) هنگامى كه به ابر و برق می‌نگريست يا آواز رعد می‌‏شنيد: (۱) اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَيْنِ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِكَ، وَ هَذَيْنِ عَوْنَانِ مِنْ أَعْوَانِكَ، يَبْتَدِرَانِ طَاعَتَكَ بِرَحْمَةٍ نَافِعَةٍ أَوْ نَقِمَةٍ ضَارَّةٍ، فَلَا تُمْطِرْنَا بِهِمَا مَطَرَ السَّوْءِ، وَ لَا تُلْبِسْنَا بِهِمَا لِبَاسَ الْبَلَاءِ. (۲) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْزِلْ عَلَيْنَا نَفْعَ هَذِهِ السَّحَائِبِ وَ بَرَكَتَهَا، وَ اصْرِفْ عَنَّا أَذَاهَا وَ مَضَرَّتَهَا، وَ لَا تُصِبْنَا فِيهَا بِآفَةٍ، وَ لَا تُرْسِلْ عَلَى مَعَايِشِنَا عَاهَةً. (۳) اللَّهُمَّ وَ إِنْ كُنْتَ بَعَثْتَهَا نَقِمَةً وَ أَرْسَلْتَهَا سَخْطَةً فَإِنَّا نَسْتَجِيرُكَ مِنْ غَضَبِكَ، وَ نَبْتَهِلُ إِلَيْكَ فِي سُؤَالِ عَفْوِكَ، فَمِلْ بِالْغَضَبِ إِلَى الْمُشْرِكِينَ، وَ أَدِرْ رَحَى نَقِمَتِكَ عَلَى الْمُلْحِدِينَ. (۴) اللَّهُمَّ أَذْهِبْ‏ مَحْلَ‏ بِلَادِنَا بِسُقْيَاكَ، وَ أَخْرِجْ وَحَرَ صُدُورِنَا بِرِزْقِكَ، وَ لَا تَشْغَلْنَا عَنْكَ بِغَيْرِكَ، وَ لَا تَقْطَعْ عَنْ كَافَّتِنَا مَادَّةَ بِرِّكَ، فَإِنَّ الْغَنِيَّ مَنْ أَغْنَيْتَ، وَ إِنَّ السَّالِمَ مَنْ وَقَيْتَ. (۵) مَا عِنْدَ أَحَدٍ دُونَكَ دِفَاعٌ، وَ لَا بِأَحَدٍ عَنْ سَطْوَتِكَ امْتِنَاعٌ، تَحْكُمُ بِمَا شِئْتَ عَلَى مَنْ شِئْتَ، وَ تَقْضِي بِمَا أَرَدْتَ فِيمَنْ أَرَدْتَ. (۶) فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَقَيْتَنَا مِنَ الْبَلَاءِ، وَ لَكَ الشُّكْرُ عَلَى مَا خَوَّلْتَنَا مِنَ النَّعْمَاءِ، حَمْداً يُخَلِّفُ حَمْدَ الْحَامِدِينَ وَرَاءَهُ، حَمْداً يَمْلَأُ أَرْضَهُ وَ سَمَاءَهُ‏. (۷) إِنَّكَ الْمَنَّانُ بِجَسِيمِ الْمِنَنِ، الْوَهَّابُ لِعَظِيمِ النِّعَمِ، الْقَابِلُ يَسِيرَ الْحَمْدِ، الشَّاكِرُ قَلِيلَ الشُّكْرِ، الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ ذُو الطَّوْلِ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، إِلَيْكَ الْمَصِيرُ. (۱) خدايا، اين دو(ابر و برق)، دو نشانه از نشانه‏‌هاى قدرت تو و دو كارگزار از كارگزاران تواند، كه با رحمتی سودمند یا رنجی زیانبار به فرمانبردارى‌ات شتاب می‌ورزند. پس با این دو نشانه بر سر ما باران فساد و تباهی مبار و بر تن ما جامۀ بلا مپوشان. (۲) خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و سود و بركت اين ابرها را بر ما فرو ریز و آزار و زيانشان از ما برگیر. مبادا ما را به آفت ابرها دچار کنی و بر مایۀ زندگانی ما آسیبی فرستی. (۳) خدایا، اگر اين ابرها را برانگيخته‌‏اى كه عذابی آورند و نمایندۀ خشم تو باشند، از خشم تو به خودت پناه می‌آوریم و آمرزش‌خواهانه به درگاهت زار می‌گرییم. پس خشم خود را به سوی مشرکان گسیل دار و آسیاب عذابت را بر سر خداناشناسان به گردش درآر. (۴) خدایا، خشکی سرزمین‌های ما را با ریزش باران خود از میان ببر و با روزیِ خود، وسوسه را از دل‌های ما بیروت کن. ما را به غیر خودت سرگرم مساز، و میان ما و سرچشمۀ احسانت فاصله مینداز، چون توانگر کسی است که تو بی‌نیازش کرده باشی و تن‌درست آن است که تو او را از بلا نگه داری. (۵) هیچ‌کس را در برابر تو نه وسیلۀ دفاع باشد و نه آن قدرت و نیرو که مانع قهر تو شود. به هر کس هر چه خواهی فرمان دهی و برای هر کس هر سرنوشتی که خواهی رقم زنی. (۶) پس حمد و ستایش برای توست که ما را از بلا نگه می‌داری و باید سپاس‌گزار تو بود که نعمت‌های خود را به ما می‌بخشی؛ چنان ستایشی که حمد و سپاس دیگر ستایشگران را پشت سر نهد و زمین و آسمان را سرشار کند. (۷) این تویی که عطاهای بزرگ می‌بخشی و نعمت‌های سترگ می‌دهی. ستایش کم را پذیرایی و شکر اندک را سپاس‌گزار. نیکوکار و خوش‌رفتار و صاحب نعمت‌های بسیاری. جز تو معبودی نیست و بازگشت همه به سوی توست. ✅ @ShereHeyat
🔹تویی دست‌گیر🔹 ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده... آنچه تغیّر نپذیرد تویی وآن‌که نمرده‌ست و نمیرد تویی... هر که نه گویای تو خاموش به آنچه نه یاد تو فراموش به... روشنی عقل به جان داده‌ای چاشنی دل به زبان داده‌ای... از پی توست این همه امّید و بیم هم تو ببخشای و ببخش ای کریم چارۀ ما ساز که بی یاوریم گر تو برانی به که روی آوریم!... وین چه زبان این چه زبان‌دانی است؟ گفته و ناگفته پشیمانی است... در صفتت گنگ فرو مانده‌ایم من عَرَفَ الله فرو خوانده‌ایم... چون خجلیم از سخن خام خویش هم تو بیامرز به اِنعام خویش... یار شو ای مونس غم‌خوارگان چاره کن ای چارۀ بی‌چارگان قافله شد، واپسی ما ببین ای کس ما، بی‌کسی ما ببین بر که پناهیم؟ تویی بی‌نظیر در تو گریزیم، تویی دست‌گیر جز درِ تو، قبله نخواهیم ساخت گر ننوازی تو، که خواهد نواخت؟ دست چنین پیش که دارد، که ما زاری از این بیش که دارد، که ما درگذر از جرم که خواهنده‌ایم چارۀ ما کن که پناهنده‌ایم... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2394@ShereHeyat
🔹همدلی🔹 سال جدید زیر همین گنبد کبود آغاز شد حکایتمان با یکی نبود ارابه‌های قاتل و آزادراه مرگ تدبیرهای دفن شده در مسیر رود ابرِ سیاه پوشِ غمِ جنگلی که نیست باریده است بر سر این شهر غرقِ دود پیش نگاه مامِ وطن در میان سیل از زندگی دوباره کسی دست شسته بود اما میان حادثه‌ها باز شاعری از شور و شوق و همدلی و عشق می‌سرود: بر غیرت همیشگی مردمم سلام بر همت همیشگی مردمم درود از شرق و غرب و راست و چپ زخم خورده‌ایم اما به لطف وحدتمان مثل تار و پود، در هم تنیده‌ایم و هنوز ایستاده‌ایم صبحِ فراز بوده اگر یا شبِ فرود   📝 @ShereHeyat