eitaa logo
شعر هیأت
10.5هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
181 ویدیو
15 فایل
🔹انتخاب شعر خوب، استوار و سالم، تأثیرگذار و روشن‌گرانه همواره دغدغه ذاکران و مرثیه‌خوانان اهل معرفت و شناخت بوده است. 🔹کانال «شعر هیأت» قدمی کوچک در راستای تحقق این رسالت بزرگ است.
مشاهده در ایتا
دانلود
چشم وا کردی و آغوش خدا جای تو شد کعبه لبخند به لب، محو تماشای تو شد پلک وا کردی و آغاز شد آن لحظه بهشت خاک آن ذره‌ای از خاک کف پای تو شد نام خورشید برازندۀ چشمان تو، نه نور خورشید کمی از ید بیضای تو شد عشق همراه تو در کعبه به دنیا آمد عشق برخواسته از صورت زیبای تو شد از همان لحظه دلش خواست که تغییر کند قبله آن لحظه که سرمست تماشای تو شد خنده از روی لب کعبه نیفتاده هنوز کعبه یک قلب پر از شوق تولای تو شد عرق شرم به پیشانی این شعر نشست که پی درک تو و حل معمای تو شد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/4969@ShereHeyat
دُرج ولایت؛ احادیث منظوم علوی.pdf
761.6K
📗 «دُرج ولایت» (چهل رباعی برگرفته از احادیث امیر بیان حضرت مولا امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌علیه) ✍🏻 @smhroknabadi@ShereHeyat
علیه‌السلام فرازی از یک 🔹کتاب فضل🔹 نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی شده مات، عقل موحدین همه در جمال تو یا علی چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی.. تویی آن که غیر وجود خود به شهود و غیب ندیده‌ای همه دیده‌ای نه چنین بود، شه من! تو دیدۀ دیده‌ای فقرات نفس، شکسته‌ای؛ سُبَحات وهم، دریده‌ای ز حدود فصل، گذشته‌ای؛ به صعود وصل، رسیده‌ای ز فنای ذات به ذات حق بود اتصال تو یا علی چو عقول و افئده را نشد ملکوت سِرّ تو منکشف ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف همه گفته‌اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف فُصَحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف بُلَغای عصر به نطق خود شده‌اند لال تو یا علی.. نه همین بس است که گویمت به وجود جود مکرّمی نه همین بس است که خوانمت به ظهور فیض مقدّمی تو منزّهی ز ثنای من، که در اوج قدس قدم نهی به کمال خویش مُعَرِّفی، به جلال خویش مسلّمی نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی.. نه فرشته یافته در بشر چو تو ذوالکرم، چو تو ذوالعطا نه بشر شنیده فرشته را به چنین صفت، به چنین صفا به خدا ظهور عجائبی چو تو نیست در بشر از خدا که تعجب است به حق حق ز تو آن قناعت و این سخا به طراز سورۀ هل أتی چه نکوست فال تو یا علی تو که از علایق جان و تن به کمال قدس مجرّدی تو که بر سرائر معرفت به جمال انس مخلّدی تو که فانی از خود و متّصف به صفات ذات محمّدی به شئون فانی این جهان نه معطّلی نه مقیّدی بود این ریاست دنیوی غم و ابتهال تو یا علی تو همان تجلی ایزدی که فراز عرشی و لامکان دهد آن فؤاد و لسان تو ز فروغ لوح و قلم نشان خبری ز گردش چشم تو حرکات گردش آسمان تو که ردّ شمس کنی عیان به یکی اشارۀ ابروان دو مسخر آمده مهر و مه هِله بر هلال تو یا علی هله ای موحّد ذات حق! که به ذات معنی وحدتی هله ای ظهور صفات حق! که جهان فیضی و رحمتی به تو گشت خلقت کُن فَکان که ظهور نور مشیّتی چو تو در مدینۀ علم حق ز شرف مدینۀ حکمتی سَیَلان رحمت حق بود همه از جبال تو یا علی.. منم آن مجرد زنده‌دل که دم از ولای تو می‌زنم ره کوه و دشت گرفته‌ام قدم از برای تو می‌زنم به همین نفس که تو داده‌ای نفس از ثنای تو می‌زنم شب و روز حلقۀ التجا به در سرای تو می‌زنم.. ز چه رو به پرسش حال ما نشود مجال تو یا علی؟.. 📝 @ShereHeyat
گه‌گاه تنفسی به اوقات بده رنگی به همین آینهٔ مات بده من می‌دانم سرت شلوغ است ولی گاهی به خودت وقت ملاقات بده 📝 @ShereHeyat
🔹شکوفاترین بهار🔹 به چشم آینه، ای کاش بی‌غبار بیایم اگر قرار ندارم، سر قرار بیایم از آستانۀ پاییزِ لحظه‌ها بگریزم به اعتکاف شکوفاترین بهار بیایم سه روز نه همۀ عمر زیر سایۀ لطفت دعا دعا بکنم، بلکه در شمار بیایم قسم به چادر مادر، که اتفاق کمی نیست همین که معتکف خانۀ تو بار بیایم نفس نفس به هوایت دویده اشک به گونه چگونه پیش تو با بغض خود کنار بیایم بپوشم از همۀ شهر چشم و در شب حاجت به جمع مردم دل‌گرم انتظار بیایم خدا کند بتکانم به جای دوست، دل از خویش به چشم آینه، ای کاش بی‌غبار بیایم 📝 @ShereHeyat
5.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین از تو جدایی نداشت در هر حال مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت 📹 شعرخوانی استاد @ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹زینب اگر نبود...🔹 ای زینب ای که بی‌تو حقیقت زبان نداشت خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت آگاه بود عشق که بی‌تو غریب بود اقرار داشت صبر، که بی‌تو توان نداشت در پهن‌دشت حادثه با وسعت زمان دنیا، سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت یک روز بود و این همه داغ، ای امام صبر پیغمبری به سختی تو امتحان نداشت گر پای صبر و همّت تو در میان نبود اسلام جز به گوشهٔ عزلت مکان نداشت... روزی به زیر سایهٔ پیغمبر خدای روزی به جز سر شهدا سایه‌بان نداشت؟ محمل درست در وسط نیزه‌دارها یک ذرّه رحم در دل خود ساربان نداشت زینب اگر نبود، شجاعت یتیم بود زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت زینب اگر نبود، وفا سرشکسته بود زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود آزادی این چنین شرف جاودان نداشت «میثم» هماره تا که به لب داشت صحبتی حرفی به‌جز مناقب این خاندان نداشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/744@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹امّ الکتاب🔹 زینب اگر نبود حدیث وفا نبود با رمز و راز عشق کسی آشنا نبود زینب اگر نهیب نمی‌زد علیه کفر نطق مدافعان ولایت رسا نبود زینب اگر اسیر نمی‌شد به راه دوست دین خدا ز قید اسارت رها نبود زینب اگر طلسم ستم را نمی‌شکست امروز صحبت از شرف اولیا نبود.. در شام و کوفه باز نمی‌کرد اگر زبان نام رسول بر سر گلدسته‌ها نبود اُمّ الکتاب اوست «کلامی» به یک کلام زینب اگر نبود کتاب خدا نبود 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5340@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹از جان گذشته🔹 این زن که از برابر طوفان گذشته بود عمرش کنار حضرت باران گذشته بود صبرش امان حوصله‌ها را بریده بود وقتی که از حوالی میدان گذشته بود باران اشک بود و عطش شعله می‌کشید آب از سر تمام بیابان گذشته بود آتش گرفته بود و سر از پا نمی‌شناخت از خیمه‌های بی سر و سامان گذشته بود اما هنوز آتش در را به یاد داشت آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود... می‌دید آیه آیهٔ آن زیر دست و پاست کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود بر صفحه‌های سرخ مقاتل نوشته‌اند این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود 📝 🌐 shereheyat.ir/node/229@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹شکیبایی🔹 سرخیِ شمشیر و سرنیزه تماشایی نبود شام غم‌های تو را لبخند فردایی نبود.. زخم دیدی، زخم خوردی، زخم سرتاپا، ولی پاسخ این زخم‌ها غیر از شکیبایی نبود خطبه‌ات شمشیر و شمر و نیزه را در هم شکست هیچ شعری این همه در اوج شیوایی نبود تو نبودی، صبر سرخ کربلا نایی نداشت تو نبودی، در گلوی نینوا نایی نبود عشق یعنی با وجود آن‌همه غم‌های تلخ کربلا در چشم‌هایت غیر زیبایی نبود ما مدافع... نه، پناه آورده‌ایم اینجا به تو سایه‌ای می‌خواستیم و جز حرم جایی نبود 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5674@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹کشتۀ وداع تو...🔹 آتشفشان زخم منم، داغ دیده‌ام خاکسترم، بهار به آتش کشیده‌ام چشم بلا کشیدۀ من خون‌جگر شده‌ست از باغ سرخ آینه‌ها، آه چیده‌ام ققنوس‌های عاطفه را در فراق تو از شعله شعله‌های دلم آفریده‌ام از لحظه‌ای که رفتی و دیگر ندیدمت من کشتۀ وداع تو هستم، شهیده‌ام گودال زخم جان به لبم کرد روی تل بی‌تابم از فراز و نشیبی که دیده‌ام... «بزمی به پا کنید خوارج رسیده‌اند» از این قبیل زخم‌زبان‌ها شنیده‌ام کوهم که ایستاده‌ام و خم نمی‌شوم شمشیر زخم‌خورده ولی آب‌دیده‌ام با آرزوی صبحِ نگاهت، بهشت من! هر چه مصیبت است به جانم خریده‌ام 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2169@ShereHeyat
علیهاالسلام 🔹قسم به صبر!🔹 چه رنج‌ها که به پیشانی تو دیده نشد که غم برای کسی جز تو آفریده نشد چه بغض‌ها که گلوی تو را فشرد ولی صدای گریۀ تو لحظه‌ای شنیده نشد دلی نبود که هم‌رزم تیغ‌ها نشود گلی نماند که با دست زخم چیده نشد... به استواری لحن تو در حماسه قسم! به قامتت که دمی زیر غم خمیده نشد، قسم به صبر! به داغی که تازه است هنوز دلی صبورتر از زینب آفریده نشد 📝 🌐 shereheyat.ir/node/4245@ShereHeyat