eitaa logo
شعر انقلاب
2.9هزار دنبال‌کننده
566 عکس
186 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
چقدر دیر به خود آمدیم... هزار سوگ چشیدیم و داغدار شدیم چه شد که نسل خبرهای ناگوار شدیم؟ صدای شیون بیروت در جهان پیچید شبی که باز پر از بهت انفجار شدیم چقدر دیر به خود آمدیم وقت وداع چقدر زود به نادیدنت دچار شدیم دوباره روضه به سمت نیامدن رفت… آه دوباره خیره به یک اسب بی‌سوار شدیم.. اگر به خاک نشستیم، از شکست نبود که گرم خواندن آیات سجده‌دار شدیم قسم به ماه که ما پیش‌مرگ حضرت صبح… قسم به سرو که قربانی بهار شدیم ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
تابوت سرخ ماه شب،‌ شتابان می‌برد تابوت سرخ ماه را اشک می‌گیرد در این تشییع، دست آه را خون؟ نه، این راهی‌ست بر خاکِ سیاهی ریخته داغ؟ نه، این مشعلی باشد دم بی‌گاه را تا ابد، تا آسمان، تا بی‌نهایت می‌رود خون او؛ بنگر شکوه و وسعتِ این راه را کهکشان در کهکشان بانگ هواللَّه می‌وزد چشم بگشا و ببین خورشیدِ الا الله را سیل نور است این که از آن‌سوی هستی می‌رسد می‌برد با خویشتن همراه و ناهمراه را قصه کوته کن که خود ظرفیتی در دهر نیست تا کند هضمِ غمِ این قصهٔ کوتاه را: ماه عزت، ماه غیرت، ماه ایثار و شرف کز طلوع ِخویش، روشن کرد قربانگاه را نیست دیگر تا شناسیم از شعاعِ نور او در شب تاریک، از مردان حق، اشباه را تا پناه کودکان غزه باشد باز... آه... نیست دیگر... آه بس کن این غم جانکاه را آه از صبحی که در بین زمین و آسمان آفتاب اندوهگین خوانَد نماز ماه را خونِ شیرانِ خدا چندان نمانَد بر زمین چند روزی کن تحمل خندهٔ روباه را چند روزی دولت جهل و جنون را صبر کن تا ببینی انقلابِ مردمِ آگاه را گفتی این خوکان کنون شاه جهان ما شدند کوه دیدی ظاهراً تو پشته‌ای از کاه را شاه می‌خوانی گدای دهر را؟ باشد چه باک انقلاب ما به‌زیر آورده قبلاً شاه را شیر اگر در خون بغلتد باز هم شیر است شیر موش بازیگر نیابد با خباثت، جاه را می‌شود از حُسنِ یوسف عالمی لبریزِ حُسن پر کنند از خونِ یوسف گر دهان چاه را زهرِ خاموشی‌ست در کام جهان، آری، ولی زهر خاموشی نَمیراند مگر گمراه را چشم بگشا و ببین در ماه، آن رخسار را گوش وا کن، بشنو از شب، لهجهٔ دلخواه را می‌شود از سرخیِ گوش شیاطین هم شنید تا قیامت سیلیِ فریاد نصرالله را ابر خون افشانده؟ یا که لاله پرپر کرده‌اند؟ - می‌برند از آسمان تابوت سرخ ماه را ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نصر من الله ضاحیه گریان، بیروت حیران ایران پر از خشم، غزه پریشان در آتش و خون سیب است و زیتون گریان و مجنون در زیر باران باران موشک، باران رگبار باران آتش بین گلستان می‌گرید از غم حوا و آدم عیسی بن مریم، موسی بن عمران می‌سوخت می‌سوخت در هرم آتش آیات انجیل، آیات قرآن صد دانه یاقوت در بین تابوت چشمان مبهوت گریان ایشان سخت است و دشوار، ای مرد پیکار در زیر آوار باشی تو بی جان اما خبرها داغ است داغ است کم شد عزیزی از شهر کنعان سیدحسن هم شد آسمانی برخیز قاسم، برخیز چمران یک چشم اشک و یک چشم خون است در سوگ غزه، در سوگ لبنان هرچند با داغ ما خو گرفتیم ماییم اما پیروز میدان با غصه و آه گفتیم با ماه نصر من الله این نیست پایان ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
سروهای زخم‌خورده نمردم و چه روزها که دیدم نمردم و چه داغ‌ها چشیدم چه سوگ‌ها سروده، زنده ماندم چه بارها به شانه‌ام کشیدم شبانه از سکوت تلخ اخبار چقدر عرض تسلیت شنیدم نگاه سروهای زخم‌خورده جنون، جنون شاخه‌های بیدم چه شام وحشتی! چرا از این خواب نمی‌پریدم و نمی‌پریدم شبیه‌ نخل بی‌ثمر شکستم شبیه برگِ شعله‌ور خمیدم من از جهان، همان دمی که خنجر سر تو را برید، دل بریدم بریده و خمیده و شکسته به ظهر روز واقعه رسیدم اگرچه روی تل زمین نخوردم اگرچه بوسه از گلو نچیدم تو رفتی و من، این من پریشان که سوختم در آتشت، شهیدم ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
نحن الغالبون نمی‌فهمند ما را عقل‌های بی‌جنون هرگز بگو سید نباشد راه ما بی فتح خون هرگز نشستن را نمی‌دانیم در سوگت به پا خیزیم که طوفان نسبتی هرگز ندارد با سکون هرگز درنگ و جنگ ما در فتنه‌ها موقوف فرمان‌ است نباشد سربلندی‌های‌ ما بی‌آزمون هرگز اَلا إنَّ الدَّعِیَّ ابن الدّعی قَد رَکَّزَ... هیهات که بی‌سر می‌‌شویم امروز اما سر نگون هرگز متون را خوانده‌ام، ما آنچنان پیروز فرداییم که حتی نامشان باقی نماند در متون هرگز چنان در خون نصرالله صهیون غرق خواهد شد که از یادش نخواهد رفت نحن الغالبون هرگز ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
صبح امید خونی به زمین ریخته و داغ جدیدی افراشته شد پرچم دردانه شهیدی رنجی‌ست مدام و به دلم داغ عظیمی آغشته به خونش شده دستان پلیدی نامش به سر دست گرفته‌ست نسیمی از خشم به جوش آمده طوفان شدیدی ای بیرق خورشید، که الله نشانی داری دل پر خون شده و روی سپیدی.. هر بار تفأل زده ام نام تو آمد ای «نصر خدا» نام تو دارد چه نویدی؟ گویا که در این معرکه از خون شهیدان تابیده شده روزنهٔ صبح امیدی ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شب تاریک خواهد رفت بخوان در گوش دنیا «رتل القرآن ترتیلا» بخوان از نصر از اسرا... «و نزلناه تنزیلا» بخوان: موسی به نفرین لب گشود آواره شد این قوم که سرگردان و حیران شد از این صحرا به آن صحرا بخوان هم‌سفرۀ جالوت با دستان خون‌آلود ندارد سهمی از خاک مقدس یک وجب حتی! به دل‌های پر از طغیان و کفر و کینه: «قل موتوا» به چشمانی که بازند و نمی‌بینند: «اُنظرنا» دمشق و غزه و بیروت و بغداد است یا تهران وطن جایی‌ست که پیچیده آنجا عطر خون ما به نابودی آن فرعون ذی‌الاوتاد، آن جلّاد به خون‌خواهی خونی که چکیده از سرِ یحیی عماد و صالح و قاسم، ابومهدی و اسماعیل چنین پیمان خون بستند در سرتاسر دنیا که خاکستر نگردد شاخه‌های کوچک زیتون نسوزد خانه‌ای بر شانه‌های مسجدالاقصی نبندد جای قنداقه، کفن را بر تن نوزاد در آغوشش نگیرد مادری فرزند بی‌سر را جهان از درد می‌پیچد به خود، آمادۀ فجر است شب تاریک خواهد رفت «وعداََ کان مفعولا» صدای غرّش آزادگان عالم است آری به زودی می‌رسد یک لشکر آزاده از هرجا... ✍🏻 🏷 | | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
پس از حاج قاسم... به آسایش جان و تن فکر کردم به آرامش خویشتن فکر کردم به دلبستگی‌های این زندگی آه چه خودخواه بودم به من فکر کردم اگر چه فلسطین و لبنان در آتش به امنیتِ در وطن فکر کردم چرا جای این‌که بسوزم از این غم به با غصه‌ها ساختن فکر کردم؟ پس از حاج قاسم ولی شب به شب من به آن ماه خونین‌بدن فکر کردم شدم‌ عاقبت غرق نصر من الله به چشمان سیدحسن فکر کردم ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
خون‌بهای تو تمام پنجره‌های دِه آشنای تواند چکاوکان همه دیوانهٔ صدای تواند ستاره و سحر و ماه با تو همسایه درخت و چشمه و گل اهل روستای تواند هزار قطرهٔ بارانِ در صف بارش هنوز در طلب بوسه بر عبای تواند بدون بودنت ای کوه! گریه هم سخت است که ابرها همگی جلد شانه‌های تواند دویده‌اند کسانی به سمت درک غمت دویده‌اند ولی تازه ابتدای تواند بخوان! دوباره بخوان خطبه‌ای به وسعت درد خوشا به آن کلماتی که مبتلای تواند به صبح خیره شو، از بزم آفتاب بگو که سایه‌ها همه افتاده پیش پای تواند مباد فتح‌نکرده، نبُرده، برگردند جماعتی که به دنبال خون‌بهای تواند ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
بازمی‌گردی بر کران ساحل نزدیک می‌گریند یارانت می‌خروشد در مصاف صخره، موج‌ سوگوارانت ای شهادت را گرفته تنگ در آغوش، نوشت باد! لذت سیر و سفر در عرش سوی هم‌قطارانت وقت ایمان نیست فصل سرد را، ققنوس خواهی شد شعله شعله می‌شکوفد از میان خون، بهارانت مژده دادی فتح نزدیک است، صبحی زود بی‌تردید در دل خورشید می‌تازند بر ظلمت، سوارانت بر مژه آویخته فانوس اشک سرخشان روشن! عهد خون بستند در شام غریبان، بی‌قرارانت شیرْآهنْ‌کوهْ‌مردا! در سکوت تشنه کامی‌ها می‌رسد از بی‌کران آسمان‌، فریادِ بارانت صبح جمعه، در رکاب مقتدایت بازمی‌گردی خنده‌ات گل ‌می‌کند در دیدۀ چشم‌انتظارانت ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
یاران نصرالله چون لشکر انجم به حکم ماه می‌آیند بهرِ نجات از این شبِ کوتاه می‌آیند مانند سیل از شرق و غرب عالم اسلام لبنان ببین یاران نصرالله می‌آیند یک لحظه هم در سنگرت تنها نخواهی ماند جان‌برکفان و مردم آگاه می‌آیند این مردمان مانند مولامان حسین امروز بهر دفاع از حق به قربانگاه می‌آیند هم اهل سنت می‌رسند از راه ای لبنان هم شیعیانِ بای بسم‌الله می‌آیند با دشمنان خویش شاید، لیکن این مردم با دشمنان دین مگر کوتاه می‌آیند پیروز این میدان تویی ای کشور لبنان یاران نصرالله‌مان والله می‌آیند ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab
أینَ نصرُالله؟ باغ ما این است؛ طوفان شد، صنوبر ایستاد سروی از پا اوفتاد و سرو دیگر ایستاد روی نی می‌رفت بی‌سر آفتاب کربلا باغ شاهد بود از آن پس نخل، بی‌سر ایستاد حال ما را خوب می‌دانند عاشوراییان هر زمان اکبر زمین افتاد، اصغر ایستاد یک اُحُد دردیم آری، حمزه رفت امّا چه باک مصطفی هر وقت تنها ماند حیدر ایستاد «قل هو الله أحد» را دست بستند و چه غم هر کجا قرآن در آتش رفت، کوثر ایستاد عین تسلیم و رضاییم این تمام حرف ماست زیر خنجر رفت اسماعیل و هاجر ایستاد أینَ نصرُالله؟ نزدیک است اذان آمد ببین! روی بام خانه با الله اکبر ایستاد ✍🏻 🏷 شهید والامقام 🇮🇷 @Shere_Enghelab