[بخش ۲ از ۲]
آری؛ با وجود همه اختلافنظرها و اختلافسلیقهها، اصل ضرورت یک سازوکار مشخص برای ورود به وادی مرجعیت را همه قبول دارند. اگر در «حوزۀ نجف» نمیتوان بدون سابقۀ علمی و تقوای لازم، حمایت حوزه را به دست آورد و به مرجعیت رسید، در «حوزۀ قم» نیز دقیقا همینطور است؛ با این تفاوت که تلاش میشود تا برای مفاهیمی مثل «سابقۀ علمی» و «تقوا»، شاخصههای روشنی تعریف شده و روش احراز آنها سامان یابد.
خلاصه آنکه هرکسی بتواند از سازوکار تعیین مرجعیت در «حوزۀ قم» بنالد، افرادیکه بعضا مرجعیت را بازیچۀ اغراض سیاسی خود قرار داده و بدون آنکه دلشان برای دین بسوزد، منافع حزبی خود را دنبال میکنند چنین حقی ندارند؛ همانها که علیرغم برخورداری رهبر معظم انقلاب از همۀ ویژگیهای لازم برای مرجعیت، هنوز که هنوز است تن به آن نمیدهند.
و اما چند نکتۀ پایانی:
۱. واضح است که آنچه گفته شد هرگز بهمعنای انکار نقاط قوت و خدمات «حوزۀ نجف» یا نفی نقاط ضعف و ناکارآمدیهای «حوزۀ قم» نیست.
۲. برای قضاوت دربارۀ یک نهاد چندبعدی مثل حوزه، باید علاوه بر کارکرد آن نهاد، میزان هجمههایی که علیه آن میشود را نیز در نظر گرفت؛ و کیست که نداند «حوزۀ قم»، همواره بیشتر از «حوزۀ نجف» در معرض هجمۀ دشمنان بوده است.
۳. جای هیچ شکی نیست که حضرت آیة الله سیستانی توانستهاند با بصیرتی مثالزدنی، ملت عراق را از خطرات فراوانی در امان داشته و برکات بیشماری را برای جامعۀ خود به ارمغان آورند. همچنانکه حضرت آیة الله خامنهای نیز با رهبری الهی و مدیریت حکیمانۀ خود، ایران عزیز را به منادی تمدن نوین اسلامی تبدیل کرده و تمام زمینههای لازم برای تبدیل این کشور به یک ابرقدرت جهانی را فراهم آوردهاند.
۴. تا موقعی که تنگنظری و طعنهزنی جای خیرخواهی و وظیفهمحوری را گرفته باشد، تا وقتی که بهخاطر حبوبغضهای سیاسی و جناحی، مصالح اهم امت اسلام به مسلخ روند و تا زمانی که موقعیت جمهوری اسلامی در دنیای امروز و نقش تاریخی آن در پاسداری از اساس دین فهم نشود، دوگانهسازیهای مخربی از قبیل «قم ـ نجف» نیز ادامه خواهد داشت؛ همان اقدامی که میتوان آن را زمینهساز تحکیم «سکولاریسم حوزوی» و حرکت بهسمت «آنتیتز انقلاب» دانست.
۵. در کنار همۀ اشکالات، باید اعتراف کرد که در یادداشت جناب سروش محلاتی، یک سخن حق هم وجود دارد و آن اینکه: تحمل سختیهای مادی برای حفظ هویت و استقلال، ارزشی است که هر ساختار مدیریتی مجاز است امور آحاد متعلق به خود را بر اساس آن تدبیر کند. اما چه کنیم که ایشان و همفکرانشان، دقیقا بهخاطر التزام به همین ارزش، به تقبیح جمهوری اسلامی مشغولند.
📌 منتشرشده در خبرگزاری صدای حوزه: https://v-o-h.ir/?p=44532
🏷 #نوشتار #نقد #حوزه_نجف #حوزه_قم #سکولاریسم_مذهبی #سروش_محلاتی
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 آیة الله شهید صدر رضوان الله علیه، ترکیبی از: فقاهت، خلاقیت، شجاعت و دیانت
🔸 ۱۹ فروردین، سالروز شهادت آن عالم بزرگوار را گرامی میداریم و از خداوند متعال میخواهیم که توفیق حرکت در مسیر عالمان و مجاهدان راستین را به همۀ ما عنایت کند.
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔥 ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام ...
🆔 @Smh_Doaei
سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 اشارات حضرت آقا در محور مهمِ «استحکامبخشیدن به مبانی فکری و معرفتی»: ▫️ هویت: فکر کردن، کار کردن
رهبر معظم انقلاب در دیدار امروز با دانشجویان، برای چندمینبار بر اهمیت برخورداری فعالان اجتماعی از یک زیربنای فکری متقن تأکید کرده و علیرغم همه هجمهها مجددا از اندیشههای آیة الله مصباح یزدی بهعنوان یک منبع مطمئن برای جوانها یاد کردند:
«اگر از لحاظ نظری تشکلها خودشان را تقویت نکردند اشکال در کارشان به وجود میآید. نه اینکه نمیتوانند تفکر انقلابی را گسترش بدهند خودشان هم حتی ممکن است به تحلیل بروند؛ کما اینکه این اتفاق افتاده؛ در مواردی زیر اسم اسلام، برخلاف فکر اسلامی کار میشود، حرف زده میشود، اطلاعیه داده میشود. ... بجاست از کتابهای مرحوم آقای مصباح رضواناللّهعلیه استفاده بشود. حقاً و انصافاً فکر این مرد بزرگ، فکر کمککنندهی به حرکت درست فکری جوانهاست.»
#استاد_فکر
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 ۲۰ فروردین، روز شهادت متفکر هنرمند، «سید مرتضی آوینی رحمة الله علیه»، یکی از پیشتازان و طلایهداران جبهۀ فکری و فرهنگی انقلاب است؛ روزی که به پاس زحمات او و به اعتبار جایگاه والای او، بهعنوانِ «روز هنر انقلاب اسلامی» نامگذاری شد.
🔸 یادش همیشه زنده و راهش هماره پُررهرو باد.
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 بخشی از پیام خواندنی و کمتردیدهشدۀ آیة الله جوادی آملی دامت برکاته بهمناسبت شهادت شهید آوینی:
روایت فتح را با درایت شهادت آمیختن
و هنر تصویر را با ظفر تحقیق هماهنگ ساختن
و دو قوس نزول و صعود را با منحنی تام هنر اسلامی دور زدن
و معقول را با عبور از بستر خیال، محسوس کردن
و محسوس را با گذر از گذرگاه تخیل، معقول نمودن
و تجرد تام عقلی را در کسوت خیال کشیدن
و از آنجا به جامهی حس درآوردن
و سپس از پیراهن حس پیراستن
و کسوت خیال را تخلیه نمودن
و به بارگاه تجرّد کامل عقلی رسیدن و رساندن
و در لفافهی هنر، سه عالم عقل و مثال و طبیعت را به هم مرتبط جلوه دادن
و کاروان دلباختهی جمال محبوب را از تنگنای طبیعت بهدرآوردن
و از منزل مثال رهایی بخشیدن
و به حرم امن عقل رساندن
که عناصر اصلی هنر اسلامی را تشکیل میدهند،
در سلالهی سلسلهی سادات و دودهی شجرهی طوبای شهادت، یعنی شهید سعید سید مرتضی آوینی (ره) و دیگر هنرمندان متعهد دینی تبلور یافت و مییابد.
📌 متن کامل پیام: https://khl.ink/f/6220
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
9.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 این صدای نجیب ...
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 نامۀ شهید آوینی به رهبر معظم انقلاب:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر (عج) حضرت آیة الله خامنهای أیدکم الله تعالی بتأییداته الخالصة
سلام علیکم و رحمةالله و برکاته
امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمیگذارد. لذا حقیر مستقیما با استمداد از فضل بیمنتهای رب العالمین، وارد در اصل مطلب میشوم، بعد از عرض این مختصر که:
ما با حضرتعالی بهعنوان وصیّ امام امت (ره) و نایب امام زمان (عج) تجدید بیعت کردهایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستادهایم؛ همانگونه که پیش از این دربارهی امام امت (ره) بودهایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری که پیش از این داشتهاند.
خدا شاهد است که این سخن از سر کمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال، بار جنگ را بر شانههای ستبر خویش کشیدند.
ما به جهاد فی سبیلالله عشق میورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفهی خشک و بیروح.
این سخن یک فرد نیست؛ دست جماعتی عظیم است که بهسوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند.
بسیارند کسانی که میدانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت (عج)؛ و نه تنها آماده، که مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.
کمترین مطیع شما
سید مرتضی آوینی
🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
ده سال قبل، در سالروز شهادت «شهید آوینی رحمة الله علیه»، یادداشتی از مهدی نصیری منتشر شد با عنوانِ «آوینی و افسانۀ بیطرفی تکنولوژی مدرن» که در همان روزها، بهخاطر محبت فراوان به آن شهید والامقام، بهسبب علاقه به وادی «رسانه» و بهدلیل احساس وظیفه برای مقابله با تحریف جبهۀ فکری انقلاب اسلامی، این یادداشت را نقد کرده و بنا بر ملاحظاتی آن را به نامِ «سید محمدحسین سجادی» منتشر کردم؛ نقدی که شاید بازنشر آن خالی از فائده نباشد:
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
▪️ گذری بر تفاوتهای «مهدی نصیری» با «شهید آوینی» در «نقد تجدد»
✍️ سید محمدحسین دعائی
🔸 چندی پیش مقالهای با عنوانِ «آوینی و افسانه بیطرفی تکنولوژی مدرن» به قلم جناب آقای نصیری منتشر شد؛ مقالهای که نویسنده در آن، ابتداء به بیان نظرات خود دربارۀ ماهیت تکنولوژی مدرن و نسبت آن با اسلام و آموزههای دینی پرداخته و سپس اندیشههای سلالۀ سلسلۀ سادات و دودۀ شجرۀ طوبای شهادت، یعنی شهید سعید سید مرتضی آوینی رحمة الله علیه در این حوزه را بر نظرات خویش منطبق میداند. غافل از آنکه هر دو بخش مقالۀ مذکور، محل اشکال است.
🔹 مطالبی که جناب آقای نصیری، بهشکل مختصر در این مقاله بیان میکند را پیش از این، مفصلا در کتاب «اسلام و تجدد» تشریح کرده است؛ کتابی که در کنار دیگر آثار و سخنان مخدوش نویسنده دربارۀ موضوعاتی همچون «فلسفه و عرفان اسلامی»، نیازمند فصل مشبعی از نقادی است. حتی میتوان گفت که ریشۀ نگاه تار و بیهویت او به «حکمت و معنویت ناب شیعی» را باید در زاویۀ غلط دید او نسبت به «هویت دین» و «حقیقت هستی» جستوجو کرد؛ زاویۀ دیدی که با دقت در ابعاد کتاب «اسلام و تجدد»، بهخوبی میتوان مختصات آن را بهدست آورد.
🔸 بهعنوان مقدمۀ بحث، باید توجه داشت که: افراد صاحبنظر در حوزۀ نسبت «دین» و «تکنولوژی» یا «دین» و «رسانه» (بهعنوان یکی از مهمترین مصادیق تکنولوژیهای مدرن) را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: قائلان به «تعامل»، «تناسب» و «تقارب» این دو پدیده و قائلان به «تعارض»، «تناقض» و «تضاد» آنها. قائلان به «تعارض دین و تکنولوژی» یا «ذاتگرایان»، با درنظرگرفتن ذات و هویتی مستقل برای هر یک از دو پدیدۀ «دین» و «تکنولوژی» یا «رسانه»، آنها را دارای اقتضائاتی مختص به خود و متعارض با دیگری دانسته و ترکیب یا تعامل آنها را زمینهساز تغییر و تخریب هویت هر یک از این دو میپندارند. اما قائلان به «تعامل دین و تکنولوژی»، در سه دستۀ «ابزارگرایان»، «کارکردگرایان» و «فرهنگگرایان»، هر یک بهنحوی، تعامل این دو پدیده را ممکن و بلکه لازم میدانند.
🔹 بهطور طبیعی و بر اساس روند منطقی بحث، برای فهم و تبیین نسبت «دین» با «تکنولوژی» یا «رسانه»، ابتداء باید فهم واقعی و تبیین صحیحی از هویت هر یک از این پدیدهها داشت. چرا که فهم و تبیین یک نسبت، بدون فهم و تبیین طرفین آن نسبت، ممکن نیست. از همین رو «دینشناسی» از یک سو و «تکنولوژیشناسی» از سوی دیگر، برای نسبتسنجی میان «دین» و «تکنولوژی» امری ضروری است؛ و به همین خاطر با ضعف در مرحلۀ «دینشناسی» یا نقص در فضای «تکنولوژیشناسی»، نتیجه بحث در نسبتسنجی میان این دو پدیده نیز تابع اخس مقدمتین بوده و محکوم به حکم بطلان است. بسیار دیدهایم رسانهشناسانی را که بهجهت قصور در شناخت دین، سر از ویرانههای تجدد غربی درآورده و یا دینشناسانی را که بهخاطر خطای در فهم رسانه، پا در بیابان تحجر و جمود نهادهاند. در این میان، طبیعی است که حال بیخبران از دو سوی ماجرا، از همه وخیمتر باشد.
🔸 سخن جناب آقای نصیری در یادداشت مورد بحث نیز اگر چه عموما ناظر به بحث «تکنولوژیشناسی» است، اما بهانضمام مطالب ایشان در کتاب «اسلام و تجدد» که حوزۀ «دینشناسی» را نیز پوشش میدهد، ظاهرا مصداق همین دسته سوم است. توضیح مطلب آنکه: ...
📌 متن کامل یادداشت در: yun.ir/ien0a8
🏷 #نوشتار #نقد #شهید_آوینی #مهدی_نصیری #دین #تجدد #تکنولوژی #رسانه
🆔 @Smh_Doaei