eitaa logo
تبیین خلاق
435 دنبال‌کننده
150 عکس
48 ویدیو
5 فایل
تبیین خلاق 🌱💡 کانالی برای مربیان و نوجوانان 👩‍🏫👨‍🏫 | ایده‌ها، بسته‌ها و محتوای تبیینی به زبان کودک و نوجوان🔦✨ 📞پشتیبان @Scunit 🏢 واحد کودک و نوجوان مرکز تخصصی جهاد تبیین و اندیشکده راهبردی سعدا @Tabyin_net 🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
روایت شده که پس از ورود کاروان امام حسین(ع) و یارانش به کربلا در دومین روز از ماه محرم ، آن حضرت(ع) خطبه‌ای ایراد فرمودند. پس از ایراد این خطبه، یاران امام(ع) به پا خاستند و هر یک از آنان سخنانی را به زبان راندند و با مولای خویش تجدید بیعت کردند. از جمله کسانی که پس از سخنان امام(ع) به پا خاست و سخنانی را ایراد نمود بریر بود. بریر پس از زهیر از جای برخاست و خطاب به اباعبدالله الحسین(ع) گفت: ‌ای پسر رسول خدا(ص) ! خداوند به واسطه وجود شریفتان بر ما منت نهاده است، بدرستی که ما در رکاب شما نبرد می‌کنیم، تا آن‌جا که در راه [دفاع از] شما اعضای بدنمان تکه تکه شود. پس جدِّشما [بواسطه این عمل] در روز قیامت شفیع ما خواهد شد.‌» در حین نبرد بریر با رضی بن منقذ، بریر او را بر زمین کوبید، رضی از یاران خود کمک طلبید کعب بن جابر بن عمرو اسدی به یاری او شتافت. عفیف بن زهیر (که خود از سپاهیان ابن سعد بود) فریاد زد: «‌این مرد بریر بن خضیر قاری است که در مسجد کوفه می‌نشست و ما را قرآن می‌آموخت »؛ اما کعب توجّهی نکرد و با نیزه‌اش به بریر حمله کرد و او را به شهادت رساند. تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative
قسمت۴۲؛پایان امپراتوری "خب بچه‌ها، ما تصمیم گرفتیم این اواخر تحقیقمون رو به جنگ ۱۲ روزه اختصاص بدیم و تا اینجا حالا میریم سراغ حرف‌های چس فریمن. کسی که موهاشو تو سیاست خارجی آمریکا سفید کرده و سفیر امریکا بی ها تو عربستان بوده." یکی از دانشجویان از ردیف وسط دست بلند می‌کند. دانشجو: "ببخشید، یعنی این آدم قبول کرد که آمریکا اشتباه کرده؟ معمولاً سیاستمدارا زیر بار نمیرن." سهراب: "دقیقاً نکته همین‌جاست! فریمن میگه مشکل اصلی آمریکا این بود که «راه و رسم حرف زدن رو فراموش کرده بود». اونا فکر می‌کردن صاحب‌خونه خاورمیانه هستن و همه باید ازشون اجازه بگیرن. اما جنگ ۱۲ روزه مثل یه آب یخ بود رو سرشون." سهراب : "فریمن یه جمله عجیب داره. اون میگه حمایت کورکورانه آمریکا از اسرائیل، فقط یه باخت نظامی نبود، بلکه «آبروی اخلاقی غرب رو برد». اون صراحتاً گفت: «ایران در این جنگ به سلطه آمریکا بر خاورمیانه پایان داد... هیچ‌کس در منطقه دیگر اعتمادی به بی‌طرفی، شایستگی دیپلماتیک یا حسن نیت آمریکا ندارد.» به زبان ساده یعنی: آمریکا دیگه اون ریش‌سفیدی نیست که کسی حرفشو بخونه. اعتبارش لکه‌دار شده و دیگه نمی‌تونه رهبری کنه." همهمه تأیید در سالن می‌پیچد. سهراب تریبون را به بهزاد می‌سپارد. بهزاد: "سهراب از دیپلماسی گفت، اما بذارید من از باروت و استراتژی بگم. این آقا که می‌بینید، سرهنگ لورنس ویلکرسون هست؛ رئیس دفتر کالین پاول، وزیر دفاع سابق آمریکا. کسی که نقشه‌های جنگی رو مثل کف دستش می‌شناسه." سکوت مطلق برقرار می‌شود. بهزاد: "ویلکرسون میگه ما سال‌ها فکر می‌کردیم اسرائیل پایگاه شکست‌ناپذیر ماست و سیستم‌هایی مثل «تاد» و «پاتریوت» غیرقابل نفوذن. اما اون ۱۲ روز مثل یه زلزله همه چی رو خراب کرد. ویلکرسون اعتراف می‌کنه که وقتی موشک‌ها فرود اومدن، نه تنها غرور اسرائیل خرد شد، بلکه ستون فقرات ارتش آمریکا هم لرزید." بهزاد مکثی می‌کند و به چشم‌های استاد خیره می‌شود: "و این جمله‌ی تکان‌دهنده‌ی ویلکرسونه که شاید تو هیچ اخبار رسمی نشنوید. اون بدون تعارف گفت: «ایرانی‌ها در مدت ۱۲ روز اسرائیل را شکست دادند … با پذیرفتن تمام مسئولیت می‌گویم: این جنگ پایان امپراتوری آمریکا خواهد بود.»" صدای نفس‌های حبس شده در سالن شنیده می‌شود. بهزاد اسلاید آخر را نشان می‌دهد که تصویر جلد یک کتاب است: «روایت رستاخیز» بهزاد: "دوستان، استاد گرامی... چیزی که شنیدید، نه شعار بود و نه اغراق. ما توی این تحقیق، فقط به این دو نفر اکتفا نکردیم. ما ۴۷ روایت از ژنرال‌ها، استراتژیست‌ها و متفکران غربی رو جمع‌آوری کردیم که همشون با زبون خودشون اعتراف کردن که ورق برگشته. تمام این اسناد و منابع دقیقشون رو توی کتابی به اسم «روایت رستاخیز» چاپ کردیم که نسخه کاملش الان دستتونه. می‌تونید خودتون بخونید و ببینید دنیا چطور تغییر کرده." بهزاد صحبتش را تمام می‌کند و کنار سهراب می‌ایستد. برای چند ثانیه، سالن در بهت فرو رفته است. دانشجویان میخکوب شده‌اند؛ انگار برای اولین بار واقعیت عریانی را دیده‌اند که پشت غبار رسانه‌ها پنهان شده بود. ناگهان استاد از جا بلند می‌شود و شروع به دست زدن می‌کند. پشت سر او، تمام سالن منفجر می‌شود و دانشجویان ایستاده تشویق می‌کنند. فرهاد که در ردیف اول نشسته، آرام به جلد کتاب «روایت رستاخیز» در دستش نگاه می‌کند. در ذهنش تصویر بازی ریسک، تحلیل‌های آقای کامرانی و حرف‌های ویلکرسون مرور می‌شود. او زیر لب زمزمه می‌کند: *"تاریخ رو فاتحان می‌نویسن... این بار، ما نوشتیمش چون فاتح جنگیم." فرهاد لبخندی می‌زند و همراه با بقیه برای دوستانش دست می‌زند. پایان. ✍🏻مهدوی بقیه قسمت ها👉 تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative
🇮🇷🇮🇷🇮🇷روایت بعثت مردم🇮🇷🇮🇷🇮🇷 پیرمرد و پرچم تهران. چهارراه ولی‌عصر. .. پیرمرد، با قامتی خمیده و در برابر آفتابی سوزان، پرچم به دست گرفته بود. قامت تن او، خمیده بود، اما قامت عزم او، همچون سرو بود؛ استوار و راسخ. حیرت کردم از این ارادۀ پولادین و سخت.. اصحاب خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید، این‌چنین هستند؛ بی‌باک و مرگ‌آگاه و خلل‌ناپذیر. از سر حسرت و حیرت، به روی او لبخند زدم و دست تکان دادم. او نیز چنین کرد. در همان لحظات، این تصویر را ثبت کردم. آری، این تاریخ قدسی، این عهد ملکوتی، این برهۀ الهی، هرگز و هرگز قامت خم نمی‌کند و زانو نمی‌زند و تسلیم نمی‌شود. حکایت این پیرمرد، حکایت تاریخ انقلاب ماست... زیر فشار همه سختی ها و هجوم دشمنان محکم ایستاده است و پرچم عزت انقلاب و اسلام را در عالم برافراشته است . تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative
جواب های یک خداباور.pdf
حجم: 2.4M
پاسخهای یک خداباور به سوالات ۲۵گانهٔ یک خداناباور این جوابیه برای نسل جوان که به دنبال یافتن پاسخ‌های سریع ولی برهانی برای شبهات فضای مجازی هستند، می‌تواند مفید باشد. تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative
⚓️🚢⛴از سوئز تا هرمز 🚢⛴⚓️ قست هفتم غم میناب در راه سعید و محمد کنار هم صندلی عقب نشسته بودند و هر کدام خودشان را مشغول گوشی کرده بودند. پدر محمد همان طور که رانندگی می‌کرد، با جمال پاشا در مورد جنایت مدرسه میناب سر صحبت را باز کرده بود _《می دانی ناخدا ... اولش می گفتند کار سپاه هست، بعد که دروغ شان معلوم شد، دیگر نتوانستند جمع اش کنند》 . محمد که فرصت را مناسب دید، نیم نگاهی به سمت سعید کرد و گفت:《 آنهایی که مدام می گفتند آمریکا بیاید و ما را نجات دهد، نمیدانم چرا ساکت شدند! تا دیروز که همه شان میگفتند کار خودشان است ولی الان حرفی برای گفتن ندارند》. سعید که میخواست کم نیاورد بلافاصله جواب داد:《اولا جنایت جنگی را همه محکوم میکنند ...دوما وقتی مردم به اینجا می رسند که توقع دارند آمریکا بیاید ما را نجات دهد، دیگر مشخص است در چه شرایطی بودند》. جمال پاشا گفت:《خب آن شرایط را که همه‌اش را داخلی ها درست نکردند پسر جان ... ما که در کار تجارت هستیم ،می فهمیم تحریم یعنی چه... فشار حداکثری یعنی چه... وقتی دلار دست آمریکا هست، می تواند اقتصاد هر کشوری را بخواهد بالا و پایین کند، با خیلی از کشورها هم این کار را کرده فقط ایران نبوده است》. خورشید بوشهر در حال غروب بود که به خانه دختر و داماد جمال پاشا رسیدند. هادی آقا و صفیه خانم استقبال گرمی از آنها کردند. هادی آقا، مرد خیلی متواضع و فهمیده ای بود. بعد از نماز و پذیرایی، جمال پاشا به هادی آقا گفت:《 این بچه ها کلی سوال از شما دارند...من برایشان داستان سوئز را تعریف کردم و گفتم وضع آمریکا هم الان مثل انگلیس آن زمان است... حالا شما که مسائل را بهتر می دانی، یک توضیحی برایشان بده تا بهتر‌ متوجه شوند》. هادی آقا رو به بچه ها کرد و گفت:《خیلی خوب است که دنبال کسب آگاهی هستید بچه ها ... تاریخ همیشه نشان داده که ملت ها از ناآگاهی خودشان ضربه می خورند نه از دشمنانشان ... همانطور که پدرخانومم برایتان گفتند، می توان این طور گفت که شرایط فعلی آمریکا در تنگه هرمز، کپی برابر اصل انگلیس در کانال سوئز هست و آمریکا در واقع دارد مثل انگلیس نقشه نابودی خودش را امضا میکند چون شباهت ها آنقدر زیاد و ترسناک شده که دیگر نمی توان به آن گفت اتفاقی!》 سعید گفت:《من یکی که متوجه شباهت این دو نمی شوم... الان آمریکا ابرقدرت نظامی دنیاست و آن زمان انگلیس از نظر نظامی آنقدر پیشرفته نبوده است》.... تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative
738K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بزرگترین پرچم خونخواهی و باید برخاست در مسیر مشایه توسط کاروان ۴۰۰ نفری دانش آموزان مشهدی تبیین خلاق✨ | تبیینی جذاب برای نسل فردا 🌱💡 https://eitaa.com/Tabyin_Creative