eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مُحَلِّل
در خصوص مسئله قفقاز، بارها در همین فضا گفته شد که وضعیت به دلیل مواضع ایروان، پیچیده است و نباید همه چیز را در باکو خلاصه کرد‌؛ در واقع ما با دوطرفی مواجهیم که یکی در دامان اسرائیل و ترکیه و دیگری در دامان آمریکا است و شما باید حداکثر منافع راهبردی خود را تحصیل کنید، آن هم در زمانی که پرونده قفقاز وقتی گشوده می‌شود که تهران مشغول یک پرونده های دیگری است. اما باز هم تصوری کلاسیک وجود داشت که باز کردن زنگزور با لشکرکشی‌ علیف صورت می‌گیرد پس ما نیز می‌توانیم با ابزار نظامی مانع شویم که این خود تا حدی بازدارنده بود اما نهایتاً اینگونه شد. چرا اینگونه می‌شود و تجربه‌ای که حاصل می شود چیست؟ دلیل آن است که ما متوقف می‌شویم. ورود نظامی، تصرف نخجوان و ... گزینه های جدی‌ای است اما حریف با علم به طراحی ابتدایی ما، به آن بدل می‌زد تا ابزار ما را بی اثر کند پس باید به بدل او بدل زد و او هم مجددا همین کار را می کند و الی آخر. چه می توان کرد؟ راهکار سنتی مدنظر "منتظر بنشینیم و مترصد فرصتی باشیم" نیازمند آماده‌سازی ابزارهاست. اکنون تنها ابزارهای اطلاعاتی ما می توانند این مسئله را حل کنند. @Muhallel
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻۱۰ نکته درباره انتخاب لاریجانی برخی به انتصاب علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی پس از ردصلاحیت انتخاباتی انتقاد دارند؛ 🔻اما نکاتی دیگری هم هست: 1⃣1.  ردصلاحیت برای ریاست‌جمهوری به معنای بی‌صلاحیتی در سایر مسئولیت‌ها نیست. 2⃣۲. نگاه فرشته یا اهریمن به افراد، مانع دیدن توانمندی‌های واقعی آن‌هاست؛ لاریجانی در کنار نقدها، نقاط قوت مهمی دارد. 3⃣۳. تصمیم‌های شورای نگهبان مطلق و بی‌خطا نیستند؛ در گذشته مواردی اصلاح یا جبران شده‌اند. 4⃣۴. رهبر انقلاب پیش‌تر هم از چهره‌های ردصلاحیت‌شده در مجمع تشخیص بهره گرفته‌اند؛ مانند مرحوم هاشمی، احمدی‌نژاد و مجید انصاری. 5⃣۵. لاریجانی از همان زمان ردصلاحیت، مشاور رهبری و نماینده ایشان در نشست‌های راهبردی بوده است. 6⃣۶. در جریان جنگ اخیر، رویکرد انقلابی و راهبردی او، باعث بازنگری بسیاری از منتقدان در قضاوت‌های پیشین شد. بازگشت به قضاوت‌های هیجانی گذشته نادرست است. 7⃣۷. دولت امروز به تجربه تقنینی و اجرایی او نیاز دارد؛ این انتخاب عقلانی و کاربردی است. 8⃣۸. در شرایط جنگی، حضور فردی که هم انقلابی باشد، هم باتجربه و هم در شورا سابقه داشته باشد، بسیار مهم است. 9⃣۹. لاریجانی در توافق‌های بلندمدت با چین و روسیه نقش‌آفرین بوده است و این انتخاب می‌تواند مسیر دیپلماتیک راهبردی گذشته را تقویت کند. 🔟۱۰. در شعام تصمیمات حساسی مانند فیلترینگ و حکمرانی سایبری و حجاب اتخاذ می‌شود وحضور افرادی که هم عاقل باشند و هم حوزه اجرا را بشناسند و هم نگاه مردمی داشته باشند و هم دین و نظام را بفهمند و هم بر قوانین مسلط باشند ضروری است. 🔻در عین حال راه نقد بسته نیست. اما دنبال حذف آدم ها نباشیم. یک ویژگی کلیدی رهبرانقلاب که برای همه ما آموزنده است اینست که با همین ساختار و آدم های موجود با سلایق و در طیف های مختلف کار انقلاب را جلو می برند. @mahdian_mohsen
♦️سرشار از دانش هوش، تهی از تصمیم هوشمند! دلایل عقب‌ماندگی ایران در عرصه AI در گفت‌وگو با مهدی طریقت 🔶جایگاه ایران در عرصه هوش مصنوعی، بیانگر یک تناقض بنیادین است. با وجود برخورداری از ظرفیت بالای انسانی و تولید علم قابل‌توجه، کشور به دلیل ضعف‌های ساختاری از رقبای جهانی عقب مانده است. 🔶 این شکاف ریشه در عواملی کلیدی چون نبود یک استراتژی ملی منسجم و اجرایی، زیرساخت‌های فناورانه ناکافی، سرمایه‌گذاری ناچیز، و عدم اتصال مؤثر میان دانشگاه و صنعت دارد. 🔶پتانسیل علمی کشور به قدرت فناورانه یا ارزش اقتصادی تبدیل نشده و ایران در معرض از دست دادن فرصت‌های استراتژیک و عمیق‌تر شدن این عقب‌ماندگی قرار گرفته است. 🔹متن کامل را از اینجا بخوانید🔹 🔴 پایگاه مطالعاتی-تحلیلی سدید🔴 🆔 @farhangesadid 🌐https://eitaa.com/farhangesadid
⭕️‏آدرس غلط ندهید؛ ما سال‌هاست آرزومندانه تحولات قفقاز را دنبال می‌کنیم. 🔸توافق اخیر ارمنستان و جمهوری آذربایجان با میانجی‌گری ترامپ و مدیریت ۹۹ ساله کریدور زنگزور توسط آمریکا یک شکست ژئوپلیتیکی است که نه امروز، بلکه در طول دو دهه غفلت ما شکل گرفته است.‏ 🔸طی دو دهه ایران نفوذ تاریخی خود در قفقاز را به‌تدریج از دست داده، اما به جای بازسازی قدرت نرم و سخت، سیاست خارجی آرزومحور را ادامه داده است. در جنگ ۲۰۲۰قره‌باغ، می‌توانستیم میانجی متوازن باشیم، اما باجانبداری از باکو، فرصت را به مسکو و آنکارا واگذار کردیم و از روند مذاکرات کنار گذاشته شدیم.‏ 🔸آمریکا با زنگزور حلقه فشار بر ایران را تکمیل می‌کند؛ ترکیه مسیر تورانی خود را به آسیای مرکزی باز می‌کند؛ روسیه با وجود از دست دادن بخشی از نفوذش، به اندازه ایران، دغدغه مند و نگران مسیرهای جایگزین انرژی نیست؛ اتحادیه اروپا دسترسی غیرروسی یه منابع انرژی آسیای مرکزی پیدا می‌کند و چین بدون بازیگری فعال ایران و بدون تکمیل مسیرهای کریدوری مسیرهای خود را بدون عبور از ایران می‌چیند.‏ 🔸سهم ایران از تجارت با قفقاز کمتر از پنج درصد است و حالا تنها مسیر غیرترکی و غیرآذربایجانی ما به منطقه نیز از بین رفته. 🔸 حضور آمریکا در این نقطه، مرز شمال‌غربی ما را به بخشی از محیط امنیتی واشنگتن مبدل می‌کند.‏همان‌طور که ترکمنچای شکست‌های پیشین ایران را ثبت کرد، توافق زنگزور نیز افول دیرینه ما را تثبیت می‌کند. 🔸 این وضعیت محصول توطئه دیگران نیست، بلکه نتیجه بی‌توجهی به منطق قدرت و جایگزینی آن با روایت‌های دلخواه از نفوذ تاریخی است. https://t.me/+SV6YYFA0zX1kOGZk
⭕️تجربه تابستان ۱۳۲۰ و ضرورت بازخوانی عقلانی قدرت در سیاست خارجی 🔸درس بزرگ شهریور ۱۳۲۰ این است که هیچ قدرتی، صرف‌نظر از روابطش با تهران، نمی‌تواند جایگزین ظرفیت ملی برای تصمیم‌گیری مستقل در محیطی متحول شود. مطالعه تاریخ، نه به‌عنوان تکرار صرف گذشته، بلکه به‌مثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راهبردی، در سیاست خارجی اهمیتی حیاتی دارد. عابد اکبری، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی اختصاصی برای الفباخبر به این موضوع پرداخته است. 🔸در میان لحظات سرنوشت ‌ساز سیاست خارجی ایران، کمتر مقطعی به اندازه‌ی تابستان ۱۳۲۰ نیازمند بازخوانی انتقادی است؛ نه از آن جهت که صرفاً رویدادی تاریخی بوده، بلکه به این دلیل که مجموعه‌ای از برآوردهای نادرست درباره ساختار قدرت جهانی، منجر به تصمیم‌گیری‌هایی شد که تبعات راهبردی بلندمدتی برای موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به دنبال داشت. در شرایطی که ایران امروز نیز در دل تحولی بنیادین در نظم بین‌الملل قرار دارد، توجه به این تجربه تاریخی، نه صرفاً از سر عبرت تاریخی، بلکه برای ارتقاء دقت در برآوردهای سیاستی ضروری است. 🔸در ماه‌های منتهی به اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، سیاست خارجی ایران با نوعی «سوءادراک مزمن» از توان و موقعیت قدرت‌های بزرگ مواجه بود. دستگاه تصمیم‌گیری رضاشاه، در فضایی آکنده از سوءظن نسبت به بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی، به توسعه روابط با آلمان نازی پرداخت. آلمان در آن زمان، در اوج پیروزی‌های نظامی خود در اروپا قرار داشت و تهران بر آن شد تا با افزایش تعاملات اقتصادی، جذب مستشاران فنی و کاهش وابستگی به منابع سنتی، الگویی «موازنه‌گرایانه» را در سیاست خارجی تجربه کند. طبق گزارش‌های وزارت خارجه بریتانیا و اسناد محرمانه آلمان که بعدها منتشر شد، در سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ بیش از ۶۰۰ کارشناس و تاجر آلمانی در ایران مشغول فعالیت بودند و همکاری فنی میان دو کشور گسترش کم‌سابقه‌ای یافت. 🔸 با این حال، این موازنه‌گرایی بر درکی ناکامل از واقعیت نظام بین‌الملل استوار بود. آلمان نازی، به‌رغم قدرت نظامی‌اش، به دلایل ژئوپلیتیکی و راهبردی، فاقد امکان حمایت عملی از ایران در مقابل تهدیدات شوروی و بریتانیا بود. ایران در قلب شاه‌راه جنوبی تأمین تدارکات متفقین قرار داشت و منافع حیاتی طرف‌های درگیر جنگ جهانی دوم را مستقیماً تهدید می‌کرد. بنابراین، وقتی ارتش‌های شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب وارد ایران شدند، دولت رضاشاه عملاً بدون ظرفیت بازدارندگی مؤثر باقی ماند. 🔸فقدان یک نگاه واقع‌گرایانه به جایگاه بازیگران بزرگ در ساختار قدرت جهانی، زمینه‌ساز فروپاشی یکجانبه سیاست خارجی وقت و در نهایت، کناره‌گیری شاه از سلطنت شد. 🔸این تجربه تاریخی حائز اهمیت فراوان برای شرایط کنونی است. امروزه نیز ایران در میانه‌ی تحولی بنیادین در نظم جهانی قرار دارد؛ نظمی که نه متکی به تک‌قطبی آمریکایی و نه به ثبات دوقطبی دوره جنگ سرد است. 🔸 بازیگران جدیدی همچون چین، هند و قدرت‌های منطقه‌ای به صحنه آمده‌اند و رقابت‌های ژئوپلیتیکی به شکلی سیال در حال بازتعریف حوزه نفوذ قدرت‌هاست. در این میان، روسیه، به‌عنوان یکی از شرکای تاکتیکی ایران، نقشی ویژه در گفتمان سیاست خارجی تهران یافته است؛ همکاری‌های راهبردی در حوزه انرژی، نظامی و برخی مواضع مشترک در سازمان‌های بین‌المللی، نمودهایی از این نزدیکی است. اما تأکید بیش‌ازحد بر ظرفیت روسیه در معادلات جهانی، بدون لحاظ واقعیت‌های سخت پیرامونی آن، می‌تواند موجب بازتولید همان سوءادراک تاریخی شود. 🔸 روسیه در شرایط کنونی با چالش‌های پیچیده‌ای روبروست: درگیر جنگ فرسایشی و پرهزینه در اوکراین، مواجهه با تحریم‌های فلج‌کننده غرب، انزوای نسبی در برخی نهادهای بین‌المللی و کاهش نفوذ ژئوپلیتیکی در برخی حوزه‌ها. 🔸 افزون بر این، روابط روسیه با چین نیز از نوعی «ائتلاف تاکتیکی نابرابر» رنج می‌برد که توازن آن در نهایت به سود پکن است. در این چارچوب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند نوعی بازتنظیم بر پایه «ادراک واقع‌گرایانه از ظرفیت بازیگران» است. 🔸به‌عبارت دیگر، نه نفی همکاری با روسیه مطلوب است، و نه اتکای راهبردی صرف به آن. بلکه آنچه سیاست‌گذاران ایرانی باید دنبال کنند، حفظ استقلال اراده در تصمیم‌گیری، توسعه روابط متوازن با سایر قدرت‌ها و فهم عمیق از تحولات ساختاری نظم جهانی است. 🔸درس بزرگ شهریور ۱۳۲۰ این است که هیچ قدرتی، صرف‌نظر از روابطش با تهران، نمی‌تواند جایگزین ظرفیت ملی برای تصمیم‌گیری مستقل در محیطی متحول شود. 🔸اتکای بیش‌ازحد به یک قدرت، فارغ از وزن آن در ساختار جهانی، بدون درک دقیق از پویایی‌های پیرامونی، می‌تواند منجر به تضعیف بازیگری مستقل و افزایش آسیب‌پذیری کشور در بزنگاه‌های تاریخی شود.
🔸این‌چنین است که مطالعه تاریخ، نه به‌عنوان تکرار صرف گذشته، بلکه به‌مثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راهبردی، در سیاست خارجی اهمیتی حیاتی می‌یابد. https://t.me/+SV6YYFA0zX1kOGZk
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸این‌چنین است که مطالعه تاریخ، نه به‌عنوان تکرار صرف گذشته، بلکه به‌مثابه ابزاری برای ارتقاء فهم راه
درس تاریخی مهم از اشغال ایران در سال ۱۳۲۰: ایران در شهریور ۱۳۲۰ (۱۹۴۱) به دلیل اشتباه در ارزیابی قدرت بازیگران جهانی، مورد اشغال متفقین قرار گرفت. رضاشاه فکر می‌کرد با نزدیکی به آلمان نازی (که در آن زمان قدرتمند به نظر می‌رسید) می‌تواند در برابر انگلیس و شوروی موازنه ایجاد کند، اما سه خطای استراتژیک مرتکب شد: ۱. قدرت واقعی آلمان برای حمایت از ایران را بیش‌ازحد تخمین زد. ۲. موقعیت حساس ژئوپلیتیکی ایران (شاهراه تدارکات جنگی) را نادیده گرفت. ۳. به جای تقویت "ظرفیت مستقل ملی"، به یک قدرت خارجی متکی شد. نتیجه؟ اشغال ایران و سقوط رضاشاه. هشدار برای امروز: نویسنده هشدار می‌دهد که ایران امروز در حال تکرار همان اشتباهات با محوریت روسیه است: - روسیه اگرچه در ظاهر متحد تاکتیکی ایران است، اما ضعف‌های جدی دارد: • درگیر جنگ پرهزینه در اوکراین • تحریم‌های فلج‌کننده غرب • وابستگی فزاینده به چین - تأکید یکجانبه بر روسیه، بدون درک واقعیت‌های جهانی، ایران را آسیب‌پذیر می‌کند (مثل سال ۱۳۲۰). پیام کلیدی: هیچ قدرتی (روسیه، چین یا غرب) نمی‌تواند جایگزین "ظرفیت ملی ایران" برای تصمیم‌گیری مستقل شود. سیاست خارجی موفق نیازمند: ۱. واقع‌بینی درباره محدودیت‌های متحدان ۲. تعادل در روابط با همه قدرت‌ها ۳. تقویت توانمندی داخلی به‌جای اتکای استراتژیک به یک کشور. چکیده نهایی: تاریخ تکرار نمی‌شود، اما عبرت‌هایش حیاتی است. اشتباه سال ۱۳۲۰ به ما یادآوری می‌کند: «اتکای کورکورانه به یک قدرت خارجی، حتی اگر قوی به نظر برسد، راهبرد شکست‌خوردهای است که امنیت ملی را تهدید می‌کند.» راه حل: خِرَدِ استراتژیک، توازن در دیپلماسی و اولویت‌دادن به منافع ملی.
🔻زندانی سیاسی؛ از تصور تا واقعیت ✍️عبدالله گنجی ‏امروز(یکشنبه)جمعی از اصحاب رسانه خدمت ریاست محترم قوه قضائیه بودیم. ‏اونجا متوجه شدم برخی اصلاح طلبان قبلا از دستگاه قضا خواسته اند زندانیان سیاسی!را بعد از جنگ١٢ روزه آزاد کنند.قوه قضائیه هم گفته لیست بدهید بررسی کنیم. ‏ در جلسه از یک دوست رسانه ای سرشناس اصلاح طلب پرسیده شده: لیست چی شد؟ گفت با دوستان صحبت کردیم به٣نفر رسیدیم.اقای اژه ای گفت حالا پنج تا هم باشد اشکال ندارد لیست بدهید.برادر اصلاح طلب دیگری گفت لیست نمی دهیم.اما آخر جلسه بالاخره لیست حداکثری دادند که٧ نفر بود.اقای اژه ای قول بررسی داد. اما ما تعجب کردیم که اینهمه هیاهوی "آزادی زندانیان سیاسی"حالا٣تا٧نفر؟ما فکر کردیم١۵٠ نفر هستند! ‏ بنده عرض کردم وقتی مرتب می شنوید که مسولین فاسد یا فساد مسولین، اونجا هم اگر اسم بخواهید پنج نفر ندارند اما تصویر چیز دیگری است. "مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شوید👇 ✅️ @mesle_Beheshti
از دکتر بیژن عبدالکریمی - علی‌رغم اختلاف‌ نظرهایم با ایشان- تقدیر و تشکر فراوانی می‌کنم؛ چرا که ایشان تلاش می‌کنند را به زبان فلسفی (به‌خصوص فلسفه‌ی سیاسی) تحلیل، تبیین و قابل فهم کنند. 👇👇👇👇👇👇
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیژن عبدالکریمی به این پرسش پاسخ میدهدکه آیاحاکمیت به سمتِ ملی‌گرایی مایل شده است؟ 🆔@dolat_qavi
⭕️ایران، یک زبان مشترک ▪️شناسایی ظرفیت‌های امت اسلامی در اعتلای ملیت ایرانی در گفت‌و‌گو با سیدجواد میری؛ ▫️تقابل میان «ملت» و «امت» یک دوگانه نادرست و برخاسته از تفکر اروپامحور است. تاریخ ایران نشان می‌دهد که هویت ملی ما با محوریت مذهب تشیع شکل گرفته و این دو مفهوم در هم تنیده‌اند. نفی ظرفیت‌های امت اسلامی به معنای نفی بخشی از تاریخ، فرهنگ و اساس «واقع‌بودگی» خودمان است. ▫️ایده امت اسلامی به معنای انحلال ملت‌ها در یکدیگر نیست. این ایده، شبیه به «اتحادیه اروپا»، به معنای استفاده از مشترکات فرهنگی و تاریخی برای ایجاد یک فضای بینابینی برای گفتگو و همکاری است. این ظرفیت می‌تواند به جای تفرقه، زمینه‌ساز صلحی پایدار و قدرتی مشترک در منطقه و جهان اسلام شود. 🌐متن کامل را از اینجا بخوانید
متن کامل مصاحبه دکتر بیژن عبدالکریمی با روزنامه آرمان ملی: منتشرشده در تاریخ شنبه 18 مردادماه 1404 روشنفکران با جامعه رابطه ای ندارند احسان انصاری: چه سناریوهایی پیش روی ایران است؟ این مهم‌ترین موضوع محوری گفت‌وگوی «آرمان ملی» با دکتر بیژن عبدالکریمی فیلسوف معاصر ایران است. عبدالکریمی در این باره سه سناریو را پیش روی ایران ترسیم می‌کند و امیدوار است سناریو اول و دوم شکل نگیرد و بلکه سناریو سوم به عنوان سناریو مطلوب محقق شود. وی همچنین معتقد است: «بهترین نیروهای ما در زمینه نظامی فعالیت می‌کنند اما گفتمان انقلاب در زمینه رسانه، امر اجتماعی، مسائل فرهنگی و اقتصادی به صورت مطلق و کاملأ ضعیف عمل کرده است. به همین دلیل اگر جبهه مقاومت می‌خواهد به اهداف خود دست پیدا کند باید پوست اندای کند. گفتمان انقلاب باید در عرصه اجتماعی بتواند با لایه‌هایی که با گفتمان انقلاب قهر هستند و یا در مسیر آن سنگ‌اندازی می‌کنند آشتی ملی کند. *چه انتظاری از تحولات دوران پس از جنگ12 روزه در کشور داشتید و فکر می‌کنید آیا ضرورت تحول توسط حاکمیت درک شده است؟ عبدالکریمی: من فکر می‌کنم پس از جنگ12 روزه همه گروه‌های اجتماعی، روشنفکران و حاکمیت ضرورت تغییر را درک کرده‌اند و همه خواهان نوعی تغییر هستند. با این وجود، این احتمال وجود دارد که برخی روشنفکران فریز شده و منجمد شده و اپوزیسیون نادان و شاید برخی کسانی که براساس تحولات زمانه تغییر نکرده‌اند ضرورت تغییر را درک نکرده باشند. شاید تنها در منتهی الیه پوزیسیون و اپوزسیون کسانی حضور داشته باشند که ضرورت تغییر را درک نکرده باشند. با این وجود آیا پرسش شما مبتنی بر این است که باید بیشتر به سمت مذاکره سوق پیدا کنیم یا اینکه به سمت توسعه سیاسی حرکت کنیم؟ *منظور من این است که تصمیم‌گیران جامعه برخی سیاست‌های اشتباه را که نتایج مثبتی برای منافع ملی نداشته را بپذیرند و به دنبال تغییر آن باشند. عبدالکریمی: واقعیت این است که این مفروضات را حاکمیت نمی‌پذیرد. حاکمیت جنگ 12 روزه را نشانه‌ای از کارآمدی خود قلمداد می‌کند. به بیان دیگر حاکمیت حفظ نظام در طول این 47 سال را، که همواره با توطئه و دشمنی همراه بوده، نوعی پیروزی و کارآمدی می‌داند. به همین دلیل باید به نحوه نگاه به مسأله توجه کرد. شاید این چارچوب‌ها و مفروضات پرسش شما نیز بخشی از مسأله باشد. این وضعیت مانند رابطه ایران و آمریکا است. روشنفکران ما همواره عنوان می‌کردند که ایران باید رفتار خود را در مقابل آمریکا تغییر بدهد. این در حالی بود که مذاکره و نزاع با آمریکا دو سر داشت. در چنین شرایطی آیا هیچ کدام از روشنفکران، اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون گفتند که آمریکا باید رفتار خود را نسبت به ایران تغییر بدهد؟ مفروض روشنفکران و منتقدین این است که حاکمیت باید رفتار خود را تغییر بدهد. با این وجود این سوال مطرح است که آیا تنها حاکمیت باید رفتار خود را تغییر بدهد و یا این تغییر رفتار شامل روشنفکران و منتقدان نیز می‌شود؟ من فکر می‌کنم مفروضات و انتظاراتی که روشنفکران و منتقدان از تغییر رفتار حاکمیت دارند پاسخی به حل بحران‌های کنونی کشور نباشد. *آیا شما مفروضات دیگری دارید؟ عبدالکریمی: یقینأ من مفروضات دیگری دارم. *ممکن است بفرمایید. عبدالکریمی: من معتقدم آنچه روشنفکران و منتقدان برای تحلیل شرایط امروز ایران مطرح می‌کنند از بسیاری جهات تحت تأثیر نظام سلطه است. در واقع این عده همان مسائلی را مطرح می‌کنند که رسانه‌هایی مانند «بی بی‌سی»، «ایران اینترنشنال» و «صدای آمریکا» و اتاق فکرهای موساد و سیا مطرح می‌کنند. این مفروضات مبتنی بر این است که حاکمیت در ایران به صورت مطلق در همه زمینه‌ها ناکارآمد بوده است، مقاومت در مقابل نظام سلطه مسیر اشتباهی بوده است، ما باید از یک عقلانیت سیاسی برخوردار می‌بودیم و با غرب مقابله نمی‌کردیم و این حکومت ایران بوده که غرب و اسرائیل را عصبی کرده است و سرمایه‌های کشور را در راستای تقویت بنیه نظامی جبهه مقاومت هدر داده و کشور را به این روز انداخته است. آنها معتقدند کا با حکومتی مواجه هستیم که همه گروه‌‌های اجتماعی را سرکوب کرده و به همین دلیل با انسداد سیاسی مواجه هستیم. من معتقدم همه این روایت‌ها تا حدود زیاد، اگر چه نه به نحو مطلق، ریشه در اتاق فکرهای موساد و سازمان سیا دارد. روشنفکران ما نیز به خود آگاهی ملی و تاریخی نرسیده‌اند و به همین دلیل شرایط ایران را با توجه به یک وضعیت خاص ژئوپلتیکی تفسیر نمی‌کنند. من معتقدم که مقاومت در مقابل غرب کار درستی بوده و ما باید در مقابل غرب مقاومت می‌کردیم و فکر می‌کنم در این زمینه موفق بوده‌ایم. توسعه نیافتگی ما نیز در حوزه‌های دیگری است که ارتباطی به حوزه دفاعی ندارد و ارتباط دادن توسعه نیافتگی ما با مسأله دفاعی صحیح نیست و باید در جای دیگری به دنبال دلایل توسعه نیافتگی کشور باشیم.