eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
814 ویدیو
70 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 حکایت شهادت مردی از دیار پهلوانان سردار ✍️✍️✍️ راوی : ✅ قرار شد کار دشمن رو در بلندترین یکسره کنند تا پرونده بسته شود آفتاب روز 16 تیرماه 65 که غروب کرد و همه جا رو تاریکی فرا گرفت گردان حضرت علی اکبر علیه السلام سوار بر کامیون های مایلر میرفتند تا ضربه ی نهایی را به دشمن در قله 223 قلاویزان وارد کنند . هوا ظلمات بود و کامیون ها باید با چراغ خاموش حرکت میکردند. نبود دید کافی برای راننده ها ، سرعت رو هم کم کردم بود. کامیون ها پر از نیرو بود و به خاطر اینکه همدیگر رو گم نکنند با فاصله کم از هم حرکت میکردند. جاده خاکی و پر از دست انداز بود مثل اینکه جاده رو تازه بچه های مهندسی برای تردد خودرو ها کشیده بودند . یه جاهایی جاده از وسط میگذشت و عدم دید کافی راننده کامیون های و انحراف از جاده و رفتن داخل میدان مین فرمانده هان گردان رو نگران کرده بود. حسین اجاقی معاون گردان ، نگران جاده و نیروهاش بود. مدام بین کامیون ها جابجا میشد و تذکراتی به بچه ها میداد. و گاهی هم از ماشین پیاده میشد و مسیر رو وارسی میکرد. کامیون ها دیگه پرگاز حرکت میکردند و به تپه ها پایین قلاویزان رسیده بودند. بچه ها ، توی سربالایی با هر فشار راننده کامیون به پدال گاز روی هم میریختند و سر و صدا میکردند. حسین اجاقی برای اینکه کار رو مدیریت کنه روی رکاب سمت شاگرد کامیون مایلر ایستاده بود و فرمان میداد که ناگهان کامیون مایلر جلویی از شونه جاده خارج و روی مین ضد نفر رفت و صدای چند انفجار اومد ولاستیک ماشین ترکید . راننده ماشین پشت سر اومد که ماشین رو جمع و جور کنه که نتوانست و ماشین با خاکریز کنار جاده برخورد کرد و به سمت راست غلطید و واژگون شد. با هر زحمتی بود بچه ها از کامیون ها پیاده شدند. خدا رو شکر کسی آسیب جدی ندیده بود. با هر زحمتی بود فرماندهان ، بچه ها رو سرو سامان دادند و به سمت خط حرکت کردند و اون شب ماموریت انجام شد و های_گردان_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام به کمک سایر گردان ها که همه ماموریت سرکوب دشمن در بلندترین رو داشتند موفق شدند با سرکوب دشمن بر تمامی یال ها و تپه های مرتفع ترین تسلط پیدا کنند. کار که تمام شد اون هایی که مونده بودند همدیگر رو پیدا کردند. اما خبری از حسین اجاقی (ع) نبود. لیست شهدا و مجروحین رو هم وارسی کردند اونجا هم ردی از حسین نبود. نزدیک یک هفته همه جا نام حسین اجاقی بود. معراج شهدا و بیمارستان های در خط مقدم و پشت جبهه رو هم بچه ها پیگیر شدند انگار حسین غیب شده بود. تا اینکه بعد از یک هفته به سراغ کامیون چپ شده کنار جاده قلاویزان رفتند. کامیون به سمت شاگرد غلطیده بود. وقتی کامیون را از زمین بلند کرد با پیکرمتلاشی شده ی روبرو شدند. ✅دوستانش تعریف کردند که ، حسین خیلی از شهدای کرمانشاه رو غسل داد و کفن کرد و بعد از غسل یکی از شهدا ، طوری که کسی متوجه نشود رو به قبله ایستاد و دستهاش رو به دعا بلند کرد که خدایا من طوری شهید بشم که کسی نتونه بدنم رو غسل بدهد. که دعایش مستجاب شد و اون جوری که میخواست به معراج رفت. اجاقی معاون گردان علی اکبر(ع) لشگر 10 سیدالشهداء(ع) درساعات پایانی روز16 تیرماه سال 1365 از بلندی ها پرکشید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای باغ فردوس کرمانشاه در خاک آرمید. @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 ازچپ به راست اکبر اسماعیلی حاج حمیدتقی زاده جمع فرماندهان گردان علی اکبر(ع) لشگر10 تیرماه 1365 @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 10 تیرماه 1365 راوی: ✍️✍️✍️ فرمانده گردان تخریب لشگر10 یکی از معبرهای ما در شب ، معبر عبور رزمندگان که مسوولیت اون معبر به سپرده شده بود. این شهید تعریف میکرد که شب عملیات نیروها رو در شیاری که نزدیک معبر بود خواباندیم وبا به سمت موانع و میدان مین حرکت کردیم. پای میدان مین که رسیدیم مشاهده کردیم که نگهبان دشمن داره پشت میدان مین قدم میزند و ما هم خود را مخفی کردیم و منتظر موندیم که نگهبان از اونجا دور بشه. طولانی شدن حضور نگهبان و تاخیر در زدن معبر داشت نگران کننده میشد. نگهبان عراقی مقابل معبر ما به سمت راست و چپ میرفت و گاهی هم به نقطه ای خیره میشد. انگار از حضور ما اطلاع پیدا کرده بود. از طرف دیگه هم سر و صدا در اطراف معبر ما زیاد میومد مثل اینکه در نزدیکی معبر ما و داخل میدون مین نیروهای مهندسی دشمن مشغول کار گذاشتن (فوگاز) بودند. ساعت داشت میگذشت و ما هنوز معبر رو شروع نکرده بودیم. شهید تابش میگفت: یه مقدار از معبر فاصله گرفتیم و با در یک گوشه ای بدور از چشم دیگر رزمنده ها دقایق کوتاهی متوسل به اهل بیت علیهم السلام شدیم و برگشتیم پشت موانع برای معبر زدن که دیدیم نگهبان عراقی داره از معبر دور میشه و سریع با معبر رو زدیم و لطف خدا و عنایت اهل بیت (ع) جوری به مدد ما آمدند که معبر ده دقیقه زودتر از اعلام رمز عملیات به اتمام رسید. @alvaresinchannel
🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 راوي:✍️✍️✍️ در که در نیمه تیرماه سال 66 انجام شد براي اولين بار، فرماندهي نيروهاي پياده را بر عهده داشت. در حقيقت آخرين روزهاي حضورش پيش از شهادت بود. در منطقه برای كمك به تيپ دوم عاشورا به سمت ارتفاعات حركت كرديم. درگيري سختي ميان ما و دشمن آغاز شد و سيد محمد هم در خط مقدم حضور داشت که ناگهان صداي حزن‌آلود رزمنده‌اي برخاست: «سيد محمد افتاد!» باور نمي‌كرديم، اول تصورمان اين بود كه شخص ديگري است ولي وقتي بالاي سرش رسيديم، نگاه‌هايمان بر او خيره ماند. سید را به اورژانس رسانديم اما سيد حالش وخيم‌تر شد و با وجود تلاش پزشكان به حالت اغماء رفت. سيد به عنوان جانشين تيپ سوم كربلا و در منطقه عمومي‌ تپه دو قلو شهر ماووت عراق با اصابت تركش كوچكي به قلبش درتاريخ 14/4/1366 دريچه‌اي به وسعت آسمان به رويش گشوده شد و شهادت، روح او را ازقله‌هاي خاكي به عروجي ملكوتي به پرواز درآورد. 🌷🌷 🌷🌷🌷 @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 با حضور سردار خادم حسینی فرمانده غواصان لشگر10 در سید مجید میر محمدی علیرضا شکاری جعفر طهماسبی رحیم مرادیان جواد کاند خانم رستمی 21 تیرماه 99 @alvaresinchannel
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 🌿🌿 ✅ 21/4/67 ارتش عراق با سپاه چهارم و گارد ریاست جمهوری به استعداد 9 لشگر به طور گاز انبری به , و منطقه عملیاتی و حمله کرد و با گرفتن هزاران نفر اسیر از رزمندگان ارتشی مستقر در خط مقدم عقب نشینی کرد. در ادامه این عمليات و در كمتر از پنج ساعت، عراق مجدداً را به تصرف خود درآورد. وقوع اين حادثه با توجه به زمان كم آن و تصرف مقر فرماندهي نيروي زميني ارتش در منطقه بيشتر به يك فاجعه شبيه بود تا شكست نظامي @alvaresinchannel
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀 بر فرزندان چه گذشت ✅ حدود ۲۴۰۰۰ نفر از ۴۰۰۰۰ نفر اسیر در دوران در سال ۶۷ اسیر شده‌اند. از ۲۴۳۷۸ اسیر در سال ۶۷، ۱۹۳۸۷ نفر برای سال ۶۷ است. یعنی ۲۰ هزار اسیر ما که می‌شود ، برای از جنگ بوده است. نویسند: آزاده دکتر علی خاجی @alvaresinchannel
ولادت : ۱۳۴۱/۹/۲۲ شهادت : ۱۳۶۷/۴/۲۲ رجعت پیکر : ۱۳۸۰/۰۳/۳ @alvaresinchannel