#جهان_آرا
.
🍃هم شهر #سقوط کرده هم ایمانمان.
کار به جایی رسیده #رهبرمان تنها #روضه میگیرد و تنها گریه میکند.
#علمدارش را ابن خناس ها #ارباً_اربا کردهاند و تحویلش داده اند.
.
🍂کار کشیده به کشیدن #چادر از سر ناموسمان.
بر گردید تا #گوشها از کشیدن #گوشوارهها پاره نشده.
.
🍃ما نه #عباسیم نه #علیاکبر زمان فقط شما را میخواهد تا پشت #علی را محکم بگیرید تا کمر خم نکند تا کار به #گودال پسرش #حسین نرسد.
.
🍃بشکن خمار مستی....
.
✍نویسنده: #محمد_صادق_زارع
.
🍃به مناسبت سالروز تولد #شهید_محمد_جهانآرا
.
📅تاریخ تولد: ۹ شهریور ۱۳۳۳
.
📅تاریخ شهادت: ۷ مهر ۱۳۶۰
.
📅تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۳۹۹
.
🥀مزار: بهشت زهرا(س) .قطعه ۲۴. رديف ۹۸. شماره ۴۴
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی #تاسوعا #عاشورا #جبهه #رزمنده #شهادت
🍃مردی از دیارِ دلاوران
شجاع، دلیر، فدایی انقلاب و کشور با درجه ستوان دومی از #دانشکده_افسری فارغالتحصیل شد و پس از پیروزی #انقلاب به ریاست دانشکده ارتقا یافت.
🍃به حضرت روحالله علاقه قلبی داشت و او را سدی در برابر انحرافات میشناخت. در دوره ای از خدمتش بر مَسنَدِ وزارت دفاع نیز تکیه زد.
🍃در همین دوران، هنگامی که با گروهی از فرماندهان نظامی در حال بازگشت از ماموریت" بررسی وضعیت جبهه ها " پس از عملیات موفق #ثامنالائمه بودند، بر اثر حادثه #سقوط جان خود را از دست دادند🕊
🍃سقوط ناباورانه پرواز سی_۱۳۰ نیروی هوایی ارتش، موسی نامجو و چند تن از فرماندهان دلیر کشور را به آغوشِ شهادت رساند🕊
یادشان جاودان♡
✍نویسنده: #زهرا_قائمی
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_سیدموسی_نامجو
📅تاریخ تولد : ٢۶ آذر ۱٣۱٧
📅تاریخ شهادت : ۶ مهر ۱٣۶۰
📅تاریخ انتشار : ٧ مهر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : شهر ری
🥀مزار شهید : بهشت زهرا
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃سالهاست از #جنگ_تحمیلی میگذرد ولی هنوز یاد آن روزگاران در خس خس سینه ای حس میشود، در فریاد های موج گرفته ای که از نجات بچه ها و #سقوط شهر میگوید شنیده میشود، در نقص عضو هایی دیده میشود. اینان واژه جنگ را با تمام وجود لمس کردند. بعضیهایشان دل جا گذاشتهاند در اروند، فکه، #طلاییه و...
🍃بعضی ها نگاه دلتنگشان سر پست، نگهبانی میدهد که اگر ردی یا اثری از گمشدهشان پیدا شد آگاه شوند! یک سری هایشان هم در میدان قدم به قدم جای پای #رفیقهای_آسمانیشان میگذارند تا بلکه به آنها برسند🕊
🍃در این میان آنها که #جنگ ندیده اند قلم به دست گرفته و راوی صحنه های #مقتدرانه ای میشوند که به نام های مختلفی ثبت شده. قلم من، روایتِ صحنه ای به نام #علیاصغر_بشکیده را عهده دار شد.
🍃صحنه ای از مقاومت بچه های گردان #عمار به فرماندهی علیاصغر که در فاز دوم عملیات تنها یک گروهان مانده بود و او، که #یاعلی گویان برخاست برای حفظ خط با چند نفر!
🍃صحنه ای که پروردگار تقوایش را آزمود و او سربلند از این #آزمون بیرون آمد! صحنه همسفره شدن با کارگرانی که غذای اعیانیشان آبِگوشت بود آن هم روزهای بسیار خاص. قلمم مفتخر به نوشتن برای او بود، اویی که دلنوشته اش را اینگونه نگاشته بود: خدایا دوست دارم تنها و #گمنام باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم!
🍃و عمق این مفهوم را آن زمان درک کردم که دیدم ما دیریست زیر خروارِ #گناهانمان دفن شده ایم و مدفنی متعفن ایجاد کرده ایم. این افتخار نیست و نبود برای منی که مقابلم اسوه ای از #ایثار و گذشت ایستاده و از خداوند طلب گمنامی میکند.
🍃وباز زمین سیصد و شصت و پنج روز به گرد خورشید گشت تا رسید به آن روز که علیاصغر در تاریخچه ذهن ها #غریب و گمنام ماند. به روز پرکشیدنش که اجر اخلاصش بود، به روز شهادتش. به وقت #عروج ملکوتیاش!
✨#تولدت_مبارک
✍نویسنده: #مهدیه_نادعلی
🌸به مناسبت سالروز #تولد
#شهید_علی_اصغر_بشکیده
📅تاریخ تولد : ٩ آذر ۱٣٣٨
📅تاریخ شهادت : ٢۰ اردیبهشت ۱٣۶۱
📅تاریخ انتشار : ۸ آذر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : خرمشهر
🥀مزار شهید : گلزار شهدای بهشت زهرا
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃خلاصه زندگی اش را قلم میزنم از همسایگی #کریمه_اهل_بیت تا دو سال استراحت در آغوش #تدمر. از آن لحظه نابی که اذن دفاع را از بانوی #قم گرفت تا زمانی که بال درآورد و به سوی آسمان شتافت.
🍃شاید همه آن چیزی که من میدانم همین باشد، در ذهن کوچک و خسته ام نمیگنجد که او را ترسیم و توصیف کند از این پایین تا آن بالا راه بسیار است او به وصال #مادر_پهلو_شکسته به آسمان عروج کرد و من به قعر چاه #سقوط.
🍃از زمین، #آسمان جور دیگریست، ابرهایش سفرنامه ها میخوانند اگر خوب گوش کنی. از #انتظار میگویند اینکه مادری کنج خانه نشسته و از پنجره حیاط را تماشا میکند بلکه در باز شود و قامت رعنای پسرش را باز به #آغوش کشد♡
🍃از همسفری میگوید که به #ابوزینب دل بست و #عاشق شد و چه خوب میدانست "هجران، کیفر #عشق است"* که چون #یعقوب به انتظار نشست و این کیفر را به جان خرید.
🍃به آخر سفرنامه که میرسند بغض میکنند. به آن لحظه که ابوزینب رفت و برنگشت، چشمه اشک #مادر خشک شد نیامد، دل همسر هزار تکه شد اما نیامد. به گمانم مادر دلش نیامد، پسر از لطف حضور #فاطمه(س) بی نصیب بماند که دست به دعا نبُرد بلکه به #انتظار نشست.
🍃و انتظار، عجیب سخت و #نفس_گیر است. اینبار قلم را به دست میگیرم تا در چاه برای خودم گمنامیاش را رسم کنم، سری که بر دامن زهراست و #تدمر که دو سال میزبان مهمان ایرانی اش بود.
☆#شهادتت_مبارک☆
*امیرالمومنین علی (ع)
✍نویسنده : #مهدیه_نادعلی
🕊به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_احمد_جلالی_نسب
📅تاریخ تولد : ۱۳۵۲
📅تاریخ شهادت : ۲۰ آذر ۱۳۹۵
📅تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : گلزار شهدای قم
🕊محل شهادت : تدمر سوریه
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی