💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#مناجات_با_خدا_مناجات
باز دعوت شدم و آمده ام مهماني
به اميدي كه مرا پيش خودت بنشاني
پاي اين سفره نشستن چه صفايي دارد
باز هم شاه و گدا جمع به يك مهماني
خسته از راه رسيدم تو خودت تعارف كن
شربتي، جرعه ي آبي، دو سه لقمه ناني
چقدر تا كه به اين خانه رسم طول كشيد
من و يك سال فقط در به دري حيراني
بعد مهماني قبلي كه از اينجا رفتم
گم شدم، دور شدم از تو به سرگرداني
به تو و مهر تو سوگند كه مي دانستم
كه تو دنبال مني تا كه برم گرداني
مناجات با خدا
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#امیرالمومنین__ع__نوحه
امير المومنين مولا علي جان
--
شدي عازم براي ديدن ياس
خزان مي گردد از داغ تو احساس
دلم لرزيد و وقتي پيش چشمم
سخن آهسته مي گفتي به عباس
بيا عباس من دستت ببوسم
بيا تا چشم مستت را ببوسم
عزيز جان من نور دو عينم
پس از من جان تو جان حسينم
--
رسيده جان به لب زين زخم کاري
به پايان آمده چشم انتظاري
روم با فرق تا ابرو شکسته
به سوي همسر پهلو شکسته
خدا حافظ حسن اي نور ديده
عزيز فاطمه اي غم رسيده
پس از من مي کشي محنت فراوان
پس از من جان تو جان يتيمان
--
خدا حافظ حسينه کربلايي
که ديگر آمده وقت جدايي
سرت بر نيزه ها مي بينم امشب
تنت را له ببينم زير مرکب
الا اي زينب غم پرور من
حلالم کن هميشه ياور من
غريبي موج دارد در نگاهت
سفر رفتي خدا پشت و پناهت
اسيري مي روي در چنگ اغيار
به دست بسته بين کوچه بازار
امیرالمومنین (ع)
4_5981311626962275063.mp3
1.89M
واحد جفت مدح مولا و کربلا
از روز اول من گدای آل زهرایم
من ادّعای بندگی دارم به مولایم
من بنده ام من عبد آن صاحب لوا هستم
من بنده ام من بَردهء شیر خدا هستم
درسینه تارم نور جلی دارم
من سرفرازم چون عشق علی دارم
یا مرتضی حیدر
از برکت شیرحلال و لقمهء بابا
شد قسمتم باشم گدای حضرت مولا
عمری درِ این خانه کشکولی به کف دارم
عمری بود که سر به ایوانِ نجف دارم
من روزیِ خود را زین خانه میگیرم
بی حیدر و زهرا واللهِ می میرم
یا مرتضی حیدر
صحرا به صحرا بیقرار و مست و مجنونم
من پای پیمان غدیر خم دهم خونم
لعنت به هر کس که ولایت را شده منکر
باشد ولیِ مطلق حق حیدر و لاغیر
نفرین و لعنت بر هرکس که غاصب شد
رُکنِ ولایت را با حیله صاحب شد
یا مرتضی حیدر
ای کربلا ای قبله گاهم آرزو دارم
تا که دوباره سر رویِ خاک تو بگذارم
مجنون شدم با دیدن گنبد طلاهایت
با دیدن سرخیِ پرچم های زیبایت
دیوانه شد قلبم مجنون صحرا شد
پایم که به خاک کربُ بلا وا شد
یا اباعبدالله یا حسین ثارالله
شبهای جمعه کربلا غوغا وطوفانی است
در قتلگاه شاه بی سر بزم مهمانی است
مادر بدیدار حریم پسرش آید
زهرا بدیدار حسین بی سرش آید
گوید به صد ناله شیب الخضیب من
بهر تو میمیرد مادر غریب من
یا اباعبدالله یا حسین ثارالله
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
.
#شب_بیست_و_سوم
#مناجات، #زمزمه #شب_قدر
#امام_زمان
شب قدر سومه من اومدم بازم گدايی
ای جگر گوشهٔ فاطمه بگو الان كجايی
نجفی يا كربلايی ؟
يا که مشهد الرضايی ؟
مكه ای يا كه مدينه ؟
غصه دار زخم سينه
هر جا هستی اقاجونم، برام دعا كن۳
خوب خوبا مهربونم، برام دعا كن۳
_
شب قدر سومه سفارش منم كن اقا
لباس پاكی و اخلاص و خودت تنم كن اقا
اگه ابروتو بردم
دل به غير تو سپردم
پشيمونم پشيمونم
اشتباه كردم ميدونم
عيبامو بيا درست كن، ای گل نرگس۳
يه غلام سيا درست كن، ای گل نرگس۳
_
شب قدر سومه امضا میشه مقدّراتم
آقا جون یعنی میشه امضا بشه برگِ براتم
حرم و بده نشونم
قسمتم کن آقا جونم
کنارت تو دلِ جاده
اربعین پای پیاده
یاد پاهای رقیه(س)٬ میریم پیاده۳
نذر بابای رقیه(س)٬ میریم پیاده۳
___
شب قدر سومه٬ تازه شده داغ سه ساله
داری از غمش آقا جون گریه و ضجّه و ناله
آخه عمّه جونْ رقیه(س)
نداره تَوون رقیه(س)
بسکه رو خارا دویده
شده قامتش خمیده
تو بيای روضه بخونی ،برا رقيه۳
عمريه كه پريشونی ، برا رقيه۳
تاولِ تازه روی پا٬ دلش رو خون کرد۳
روی نیزه سرِ بابا٬ دلش رو خون کرد۳
شاعر: #یاسین_زندی✍
4_5980858550862228251.mp3
3.84M
🔶🔸اللهم عجّل لولیک الفرج🔸🔶
واحد حماسی امیرالمومنین علی علیه السلام
➖➖➖➖➖
ای فاتح خیبر داماد پیغمبر
بر هرنبردی تو سردار وسرلشکر
دلدل سواریّ و میتازی بر میدان
از خشم چشم تو میدان شود طوفان
با ذوالفقار تو شد هر که رودررو
با یک تنِ بی سر افتاده به زانو
علی اسدالله حیدری
محشره اندر محشری
همسر زهرای بتول
ساقی حوض کوثری
یاعلی مولا یاعلی
➖➖➖➖➖
پیروز پیکاری دل دار و سالاری
الله به تو نازد از بس جنم داری
هرکس نَمی خورده از ضرب شست تو
روح از تنش رفته با برق دست تو
از هیبتت دشمن واللهِ می میرد
با چرخش تیغت سرگیجه میگیرد
حق علی و مَعَ الحق علی
امپراطور مطلق علی
نقشه ی دشمن و بر مَلا
کرده ای در خندق علی
یاعلی مولا یاعلی
➖➖➖➖➖
تو نفس قرآنی میزانِ ایمانی
بر قلعه ی قلبم مولا تو دِژبانی
وقت ظهور گردد با ذکر تو محشر
وقتی که فرزندت گوید مدد حیدر
باصاحب صمصام احیا شود اسلام
وقتی که می آید دنیا شود آرام
بر همه ی جهان رهبره
برتر و سرتر و سروره
میوه ی قلب فاطمه
تکرار حیدر صفدره
یابن امیرالمومنین
➖➖➖➖➖
✍️به قلم:
#کربلایی_علی_قاسمی
#ای_فاتح_خیبر
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
حضرت علی (ع) - شب نوزدهم - لطیفیان
از چه مهمان محاسن پیر من بابای من
هرکجا که حرف هجران است با من می زنی
یا مگو چیزی و یا گیسو پریشان می کنم
بعد عمری آمدی و حرف رفتن می زنی
*
بعد عمری من فقط یکبار بر تو رو زدم
کم بگو ،دست از سرم بردار زینب جان برو
می روی ، باشد برو در خانه ی من هم نمان
خب به جای رفتن مسجد به نخلستان برو
*
حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر
شک ندارم راه مسجد رفتنت را می گرفت
چادرش را بر کمر می بست و بین کوچه ها
پا برهنه می دوید و دامنت را می گرفت
*
حیف جای مادرم خالی است ورنه ای پدر
گیسو یش را بر زمین می ریخت پیش پای تو
ناله از دل می کشید و باز مثل پشت در
استخوانش را سپر می کرد امشب جای تو
*
مادرم زهراست من هم دختر این مادرم
گر دهی اذنم فدایت دست و پهلو می کنم
حرمت گیسوی من مانند موی او بود
کوفه را من زیر و رو با نام گیسو می کنم
*
نذر کردی گوئیا رویت ببینم لاله گون
رحم کن کن بر دخترت امشب بیا مسجد نرو
هست در یادم هنوز آن صورت سرخ وکبود
ای قتیل مادر زینب بیا مسجد نرو
*
ای غریب کوچه ها ،ای حیدر بی فاطمه
مادرم زهرا برای تو همیشه کوه بود
در بین کوچه،بین چهل نفر آن روز هم
مادرم از پا نمی افتاد اگر قنفذ نبود
*علی اکبر لطیفیان*
.
#زمینه
#امام_علی علیه السلام
#شب_بیست_و_یکم
بند1⃣
آسمون سیاهه
سینهی زمین پُر آهه
بیقراره اونکه قرار دلهای بی پناهه
از داغ حیدر بیتابه کوفه
دلتنگ یاره مهتاب کوفه
محراب و منبر روضه خون
عمامه و سر غرق خون
شیر خدا در زمزمه
انّا الیه الراجعون
انّا الیه الراجعون
بند2⃣
لحظهی سفر شد
کهکشون دیگه بی قمر شد
سهم یتیمای علی از امشب خون جگر شد
رو دست مردم ظرفای شیره
اما چه فایده که خیلی دیره
اشک چشای خستهشون
داره میباره بی امون
اما میخونه مرتضی
انّا الیه الراجعون
انّا الیه الراجعون
بند3⃣
با یه قلب مضطر
روضه خونه چشمای حیدر
خیره شده باز این دمای آخر به دیوار و در
امشب تو بستر احیا گرفته
رو لب دم یا زهرا گرفته
میخونه از یار جوون
از بانوی قامت کمون
میگه شده وقت سفر
انّا الیه الراجعون
إنّا الیه الراجعون
شعروسبک:محمدجواد ابوترابزاده
#شب_قدر
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
#دو بیتی های شب ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
همین که تیغ بَر سر بر جبین خورد
میانِ خانهاش زینب زمین خورد
نه تیغ اینقدرها زوری ندارد
غلط گفتم که میخی آتشین خورد
علی را عاقبت از پا درآورد
که با خود تیغ یادِ مادر آورد
چنان زد تیغ هم نالید از درد
چنان زد دادِ زهرا را درآورد
سرِسفره دلِ دختر تَرَک خورد
فقط سه لقمه امشب با نمک خورد
علی امشب هوایِ روضهها داشت
فقط میگفت بودم او کتک خورد
همانهایی که بانو را شکستند
خدایا بِینِ اَبرو را شکستند
چنان زد فاطمه اُفتاد از پا
گمانم باز پهلو را شکستند
چه با این مَرد این شمشیر کرده
چه با این فرق این تقدیر کرده
چنان بد زد نشد بیرون کشانَد
گمانم تیغ در سر گیر کرده
حسن با داغِ خود درگیرتر شد
تمامِ مسجد از شمشیر تر شد
علی اُفتاد رویِ دامنِ او
حسن پیر است حالا پیرتر شد
نه مرحم نه دوا آورده بودند
فقط آه و نوا آورده بودند
فقط یک ضربه خورده بود اما
برای او عبا آورده بودند
زمین اُفتاد و مینالید بابا
که هر گوشه علی میدید بابا
عبا آورده بودند و کمش بود
علی را روی هم میچید بابا
علی جانش علی جانش زمین ریخت
که حتی آه مژگانش زمین ریخت
کشیدش در بغل این بارِ آخر
ولی از بین دستانش زمین ریخت
صدا زد آتشِ دل را نشانید
مرا بر شانههای خود کشانید
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر درِ خیمه رسانید
#حسن_لطفی
#شب_های_قدر
#حسن لطفی
🥀🥀🥀🥀
#زمینه_شهادت_امیرالمؤمنین علیه السلام
#شب_بیست_و_یکم
#فارسی_عربی
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🏴بند اول:
شب آه و گریه و شب هق هق بارونه
سرِ مرتضی شکسته و دل همه خونه
رنگ صورتش شده مثه غروب خورشید و
جبرئیل تو آسمون داره، روضشو میخونه
امشب توی دل بچه ها شده غوغا😭
افتاده توی بستر غریبونه مولا
میره با روی خونی زیارتِ زهرا
سی سال هر شب، مرگش، رو خواست از خدا
اما امشب، حیدر، شد حاجت روا
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
🏴بند دوم:
حانَ في سَمائِنَا الْغُروبْ، يَسْطُو بِنَا الْآهُ
غابَ شَمسُنا مِنَ الْوُجودْ، نَضيعُ لَوْلاهُ
بَعدَ ما بَكىٰ حَياتَهُ، يَنْعَىٰ عَلَى الزّهراءْ
قَدْ مَضىٰ اِلىٰ زَكيَّتَهْ، وَ الْكَوْنُ يَنعاهُ
يَرْوي لَنا الْحُسَينُ، وَ دَمْعَهُ الْحَمْراء
مُصيبَةَ الجَبينِ، بِفَجْرِهِ الْغَبْراء
وَ سَقْطَةَ الْجَنينِ، وَ لَطمَةَ الزّهراء
ماتَ الْقرآن، وَ الدّين، وَ الْجَوْرُ بَدَىٰ
ماتَ الْاِسلام، وَ الْعَدلْ، مَخْنوقَ الصَّدَىٰ
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
🏴بند سوم:
لحظه ی وداع شده ولی، انگاری معلومه
که دلش پر از تلاطمه، با اینکه آرومه
افتاده یادِ وصیت و سفارش زهرا
که میگفت حسین من توی کربلا مظلومه
میگفت که زخمیِ تیر و نیزه ها میشه
میگفت اسیرِ درد و غم و بلا میشه
میگفت جلوی چشمام سرش جدا میشه
جسمش بی سر، روی، خاک کربلا
اِرْباً اِرْبا، عریان، زیرِ دست و پا
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
تَهَدَّمَتْ، وَ اللهْ، اَرْکانُ الْهُدَیٰ
شعر: #طاها_تحقیقی
#ناصر_آلبوعبید(بند عربی)
سبک: #حسین_نوری
🔰 #ترجمه:
غروب در آسمان ما آشكار شد و آه بر ماحملهور شد
خورشيد ما از هستى نا پديد شد و ما بدون او گمراه مى شويم
بعد از آنكه زندگيش را با نوحه بر زهرا گريست
به سوى زهراى خود شتافت و جهان به سوگواريش پرداخت
حسين با اشكهاى سرخش روايت مى كند
مصيبت پيشانى در صبحگاه شومش را
و همچنين سقط جنين و لطمه بر گونه زهرا را
قرآن و دين مردند و ستم آشكار شد
اسلام و عدالت مُرد و فرياد خفقان شد
بخدا قسم اركان هدايت ويران شدند