4_5832421758103194111.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
🍂 نواهای ماندگار
🔸 بانوای
حاج صادق آهنگران
آخرین نوحه دفاع مقدس
بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸
نماز جمعه تهران
تا آخرین نفر، تا آخرین نفس
ما ایستاده ایم
شعر: مرحوم حاج حبیب الله معلمی
┄┅••༅✦༅••┅┄
#نواهای_صوت_ماندگار
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 صبح بخیر با عطر چای
و یادگاریهای جبهه
🌸 یادش بخیر... اون روزای ماووت... که نفس توی آتیش خمپارهها میسوخت، ولی یه فنجون چای میتونست همه چیزو به هم بزنه!
🍃 وسط اونهمه انفجار و اضطراب، صدای سهیل — یادگاریگیر حرفهای گردان — در دل سنگر پیچید:
«آقای معینیان... آقای معینیان...»
بچهها با قلبهایی که توی گلویشون اومده بود، منتظر شنیدن خبر انفجار بودند... اما سهیل، با چشمای برقزده و نفسزنان، فقط گفت:
🔹 «آقای معینیان... چای میخوای؟ 😄»
و اون لحظه... از سنگینیِ جنگ جدا شدیم و افتادیم به جون سهیل!😂
امان از چایخورهایی که حتی وسط مرگ و زندگی هم دنبال دمنوش آرامشاند!
🫖 نوش جان اون لبخندهایی که بین آتیش و خاک سنگر پخش میشدن...
و سلام بر سهیلها، که حتی توی تلخی روزگار، بلدن چطور مزهٔ شیرین زندگی رو یادمون بندازن.
🍂 صبح بخیر رزمنده 🍂
┄┅••༅✦༅••┅┄
#شوخی_با_جوونهای_قدیم
#یادش_بخیر #طنز_جبهه
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂
🔻 عبور از دجله - ۱۸
خاطرات سرباز اسیر عراقی
مترجم: حمید محمدی
࿐࿐༺◍⃟჻ᭂ༺࿐࿐
༺◍⃟჻ᭂ༅༺◍⃟჻ᭂ࿐
🔸 خاطره دوم
¤ تاکتیک جدید
پس از ناکامی عملیات «شرق دجله»، گویی فرماندهان ارتش بیش از پیش متوجه ضعف نیروها شده بودند. ما را به منطقه «شرهانی» فرستادند تا با شرکت در یک دوره فشرده و دشوار آموزشهای کماندویی، توان رزمیمان را تقویت کنیم. این دوره چند ماه به طول انجامید و فشار بدنی و روانی شدیدی به ما وارد کرد.
در واپسین روزهای دوره، واحد اطلاعات ارتش ناگهان با صدور نامهای به تمامی یگانها، خواستار معرفی افسران فراری از عملیات بدر شد. در یگان ما، تنها کسی که همزمان با شنیدن خبر عملیات خود را بیدرنگ به جبهه رسانده بود، من بودم. اما افسر اطلاعات، که گویا در پی مقصر میگشت، بیدرنگ نام مرا به عنوان متخلف به کمیته تحقیق اعلام کرد. بدون شک، اگر حمایت سرگرد «فاضل عیسی»، فرمانده هنگ، نبود، بهسادگی از من نمیگذشتند. وساطت او باعث شد پروندهام ـ دستکم برای مدتی ـ مسکوت بماند.
در بهمن ۱۳۶۴ (فوریه ۱۹۸۶)، نیروهای اسلام عملیات گستردهای را در منطقه استراتژیک «فاو» آغاز کردند. با حملهای برقآسا و غافلگیرکننده از دو محور، آنان چنان ضربه سهمگینی به یگانهای حاضر در منطقه وارد آوردند که فرصت هیچگونه دفاعی باقی نماند. اکثر نیروهای ما یا کشته شدند یا به اسارت درآمدند، چرا که حتی راهی برای عقبنشینی وجود نداشت.
پس از تسلط بر بخش وسیعی از فاو، نیروهای ایرانی برای تکمیل عملیات خود، حرکت به سوی منطقه ساحلی «امالقصر» را آغاز کردند. امالقصر تنها کانال ارتباطی عراق با خلیج فارس بود و سقوط آن برای رژیم عراق، فاجعهای جبرانناپذیر بهشمار میرفت.
فرماندهان عراق برای جلوگیری از پیشروی سریع ایرانیها، هرآنچه در توان داشتند به میدان آوردند؛ اما شدت و سرعت عملیات ایران بهمراتب فراتر از پیشبینیهایشان بود. در همان روزهای نخست، بیش از ۶۰٪ از نیروهای مستقر در منطقه نابود شدند. حجم بالای کشتهها و اسرا نه تنها یگانهای درگیر، بلکه کل ساختار روانی ارتش عراق را در هم شکست. فاو به نمادی از وحشت بدل شده بود. هر سربازی که مأموریتش را در فاو آغاز میکرد، آن را جهنمی مرگبار میدید و امیدی به بازگشت نداشت.
در نگاه نظامیان، فاو دیگر نه منطقهای نظامی، که گورستان نیروها شده بود؛ هر آنچه به درونش قدم میگذاشت، یا در آتش میسوخت یا به خاکستر بدل میشد.
پس از متوقف کردن نسبی پیشروی ایران، ارتش عراق به هر وسیله ممکن درصدد بازپسگیری فاو برآمد؛ چرا که این شبهجزیره استراتژیک را کلید بقای رژیم خود میدانستند.
با وجود دسترسی گسترده به اطلاعات جاسوسی ـ بهویژه از طریق آواکسهای عربستان ـ و بهرهگیری از تجربیات جنگی گذشته، فرماندهان عراقی در طراحی عملیات متقابل ناکام ماندند. ضدحملههای آنان نه تنها سودی نداشت، بلکه به انبوهی اجساد متلاشیشده در میدان نبرد منتهی میشد.
در نهایت، چارهای جز استمداد از مستشاران نظامی خارجی باقی نماند. یکی از چهرههای برجستهای که برای مشاوره وارد منطقه شد، «عبدالحلیم ابوغزاله»، وزیر دفاع مصر، بود.
او پس از ارزیابی دقیق منطقه فاو و نیروهای عراق، با بررسی میزان آمادگی بالای نیروهای ایرانی و ضعف شدید روحی نظامیان عراقی، نتیجه گرفت که زمان برای هرگونه حمله متقابل مناسب نیست. حمله دوباره جز شکستهای بیشتر، ثمری برای عراق نخواهد داشت. سرانجام توانست صدام را ـ که در حسرت بازپسگیری فاو میسوخت ـ قانع کند که برای جلوگیری از فروپاشی کامل ارتش، موقتاً دست از ضدحمله بردارد.
👈 ادامه دارد
┄┅••༅✦༅••┅┄
#عبور_از_دجله
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 نکتههای دفاع مقدس ۲
در آینه تحلیل
قسمت ۹ — حجت الاسلام راجی
┄┅••༅✦༅••┅┄
🔸 حماقت رژیم صهیونیستی ما را در جهاد تبیین هزاران گام پیش برد و صدها مطلب را ثابت کرد...
🔸 ثابت کرد که اسرائیل، #دشمنمشترکتمامایرانیان است
🔸ثابت کرد که #لیدرهایفتنهها، دستنشاندههای اسرائیل هستند
🔸ثابت کرد که ایران، توان #مقابله_با_ابرقدرتها را داراست
🔸ثابت کرد که نیروهای مسلح
و بهویژه فرماندهان، #سپربلایملت هستند.
🔸ثابت کرد که تنها راه رهایی، #مقاومت است و بس.
🔸ثابت کرد که #موشک، نعمت عظیمی است که امنیت را برای مردم به ارمغان میآورد.
🔸ثابت کرد که #امنیت، ارزشی است که بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد.
🔸ثابت کرد که #شبکه_ملیاطلاعات، ضرورتی بیبدیل است.
🔸ثابت کرد که #رسانههایضدانقلاب دشمنان ملت ایران هستند
🔸ثابت کرد که #سلطنتطلبان، به دنبال تجزیه ایران هستند
🔸ثابت کرد که اگر #محورمقاومت آسیب ببیند، ایران به خطر میافتد
🔸ثابت کرد که #هزینههایایراندرمنطقه، دقیق و به جا بوده است
🔸ثابت کرد که مردم ما، #درکمینگاهمبارزهباصهیونیستها هستند
🔸ثابت کرد که جوانان و نوجوانان ما، به وقتش #پایایننظام میایستند.
🔸ثابت کرد که #وحدت، رمز پیروزی این ملت است.
🔸ثابت کرد که #شناخترهبریازمردم، چقدر دقیق و عمیق بود.
🔸ثابت کرد که بزرگترین نعمت برای یک کشور #رهبریحکیم است
┄┅••༅✦༅••┅┄
#آینه_تحلیل #جبهه_مقاومت
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 کتب طنز دفاع مقدس
🔸 کتاب: مرغداری در میدان جنگ
نویسنده: سید سعید هاشمی
࿐✧•✧࿐
حسن، مسئول تدارکات، چند سبد تخممرغ آورده بود خط مقدم.
سردار با تعجب گفت: «این دیگه چیه؟ چرا تخممرغ آوردی وسط میدان جنگ؟»
حسن با اعتماد به نفس گفت: «این عملیات روانیه! دشمن اگه ببینه ما حتی تخممرغ داریم، فکر میکنه وضعمون خوبه، روحیهشو میبازه!»
تخممرغها تو سنگر چیده شد. یه روز که بارون میاومد، یکی از بچهها گفت: «بچهها، امروز دشمن بمب نزده، ولی ما نیمرو داریم!»
┄┅••༅✦༅••┅┄
#لبخند_زیر_آتش #طنز_جبهه #کتاب
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐
🍂 جنگ عراق و ایران از دیدگاه
فرماندهان صدام ۸
● سپهبد عبيد محمد الكعبي
ترجمه: عبدالمجید حیدری
✾࿐༅◉༅࿐✾
▪︎ وودز: تا سال ۱۹۸۳م [۱۳۶۲ش]، صدام به این نتیجه رسیده بود که جنگ علیه ایران باید به حوزه اقتصادی نیز کشانده شود. از همین رو، برای آغاز حملات به خارک و منطقه اقتصادی شمال خلیج فارس، به نیروی دریایی متوسل شد. ممکن است توضیح دهید رویکرد شما در تعیین اهداف چگونه توسعه یافت؟ چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟ خدمه آتشبارها چگونه توجیه میشدند؟ آیا از ماهیت اهداف آگاه بودند؟ و اصولاً به اهداف خاصی حمله میکردید یا هر هدف دریایی در تیررس مورد حمله قرار میگرفت؟ برای نمونه، اگر من یک خلبان بالگرد بودم و به خارک اعزام میشدم، مرا بهطور خاص توجیه میکردند یا صرفاً دستور داده میشد هر هدفی را که یافتم مورد حمله قرار دهم؟
کعبی: با انتصاب من به فرماندهی نیروی دریایی، عملیاتهای آفندی آغاز شد. نخستین عملیات را با هدف قرار دادن کشتیهایی در منطقه بوشهر طراحی کردیم. ابتدا سه فروند قایق تهاجمی را برای شناسایی اهداف بین پایگاه خلیج فارس و آبراه خور عبدالله اعزام کردیم. سپس مسیرشان را بهسوی سواحل ایران تغییر دادیم. عملیات حدود ۲۰ ساعت طول کشید و طی آن، قایقهای موشکانداز با شلیک ۶ موشک، موفق شدند ۵ فروند کشتی [ایرانی] را غرق کنند. این تجربه نشان داد که باید دامنه عملیاتهای دریایی را گسترش دهیم.
مورای: این ابتکار عمل از سوی صدام بود؟
کعبی: خیر، ابتکار عمل کاملاً از سوی خود من بود. صدام هیچ نقشی در طراحی یا هدایت آن نداشت. شخصاً به ستاد کل نیروهای مسلح رفتم تا طرح عملیات را ارائه دهم. اعضای ستاد ابتدا مخالفت کردند. اما چند دقیقه بعد، صدام وارد جلسه شد و پرسید آیا موضوع خاصی دارم که با او مطرح کنم. طرح خود را برای حمله به کشتیهایی که در بندر بوشهر پهلو میگرفتند ارائه کردم. او خواست جزئیات را توضیح دهم و من نقشه عملیاتی را برایش باز کردم. صدام با پرسشی زیرکانه گفت: «مطمئنی وقتی به این منطقه میروید کشتیهایی حضور دارند؟» پاسخ دادم: «این منطقه محل لنگر اندازی کشتیهای ایرانی است و مطمئنم که آنجا اهداف وجود دارند.» صدام در نهایت طرح را تصویب کرد، اما تأکید میکنم که ابتکار آن کاملاً متعلق به من و فرماندهی نیروی دریایی بود.
وودز: اما اجرای چنین عملیاتی مخاطرات زیادی داشت. تا آن زمان هیچ عملیات آفندی دریایی در خلیج فارس انجام نداده بودید. این مأموریت برای خدمه نیروی دریایی عراق تجربهای کاملاً جدید محسوب میشد.
کعبی: کاملاً درست است. اجازه دهید نمونهای را ذکر کنم. در نخستین عملیات، یکی از قایقهای موشکانداز تحت هدایت افسر جوانی که اکنون فرماندهی نیروی دریایی را برعهده دارد، در حدود ۹ مایلی (حدود ۱۴ کیلومتری) یکی از میدانهای نفتی ایران از کار افتاد. دو گزینه داشتیم: یدککشی قایق به عقب یا ارسال قطعات یدکی با بالگرد. اما آن افسر، با استفاده از لولههای کپسول آتشنشانی، لولههای سوخترسان آسیبدیده را تعویض کرد و با یک پمپ دستی، مخزن اصلی موتور را پر کرد. با وجود خرابی پمپهای اصلی، توانست قایق را به عقب برگرداند و دو قایق دیگر مأموریت را ادامه دادند. با شلیک ۶ موشک، آنها توانستند ۵ فروند از قایقهای [ایرانی] را غرق کنند.
وودز: در منطقهی عملیات، فعالیتهای تجاری نیز جریان داشت. چه نوع کشتیهایی را هدف قرار دادید؟
کعبی: یک نفتکش هندی، دو کشتی تجاری یونانی، یک کشتی تجاری ایرانی و یک قایق تفریحی متعلق به ایران را هدف قرار دادیم.
وودز: موشکها را از چه فاصلهای شلیک میکردید؟ گفتید برد آنها را اصلاح کرده بودید.
کعبی: موشکها را از فاصلهی حدود ۳۵ کیلومتری شلیک میکردیم. با گسترش دامنهی عملیاتها، تمامی میدانهای نفتی منطقه بوشهر را مورد حمله قرار دادیم. در مرحلهی دوم مأموریتهای آفندی نیروی دریایی عراق، مجموعاً ۱۷۸ عملیات انجام شد که به غرق شدن ۱۰۲ نفتکش و ۱۴۵ کشتی تجاری انجامید.
┄┅••༅✦༅••┅┄
#فرماندهان_صدام
کانال بچههای جبهه و جنگ
@defae_moghadas
࿐✧•حماسه جنوب•✧࿐