🔻جنس پیشران در متن زندگی
دکتر مریم منصوری، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
سالیان سال است که در ادبیات غرب، به خصوص مکاتب فمینیستی، مسالهی جنس و جنسیت، به دعوایی تقابلی مطرح شده است. به نحوی که در مدرنیتهی اولیه، مرد نماد عقل است و نظم مردانه درسایهی پیشرفت، با جنس اول رقم خورده است.
در تقابل با این رویکرد، به خصوص در مدرنیتهی متاخر، ادبیات مقاومت، علیه نظم پیشین، با برافراشتن زندگی به جای پیشرفت، تلاش میکند تا از سرکوبگری سوداگرایانهی مدرنیته، زن را به کانون محوری یک جنس مطلوب تبدیل سازد و البته در اواخر قرن بیستم، اساسا نظم مبتنی بر زوجیت زیر سوال میرود.
در این میان، اما، در فضای نظری اندیشمندان انقلاب اسلامی، تمام آنچه در غرب میگذرد ذیل هستیای قرار میگیرد که منقطع از خدا و حقیقت الهیاتی انسان و فطرت وی برساخت شدهاست و هرآنچه میگذرد، سرکوب جدی حقیقت انسانی است.
همانگونه که انقلاب اسلامی، به عنوان ایدهای ایجابی با پسزدن شرق و غرب، الگوی سومی خلق کرد، در فضای نظم جنسیتی نیز، ذیل نظم جنسی زوجیتمحور، الگوی سومی خلق کرد که زنان را نه سرخورده از سودگرایی و لذتجویی غربی و شرقی، که برآمده از فطرتی معناگرا در نظر میگیرد.
زن در این معنا، همانگونه که آیت الله جوادی آملی در کتاب زن در آیینه جمال و جلال او را بر اساس رحامت، جامعهساز میداند، به نظر میرسد در میانهی حیات جمعی به "جنس پیشران" تبدیل میشود.
آنچه که امروز در فضای جنگ شاهدیم، حکایت از تناوردگی این نگاه دارد. آنگاه که سخن از تجاوز به ایران ایمانی میشود، تجاوزی که جنگ دوجانبه را رقم زده، زن در دو سو، همچنان سرزنده حضور مییابد و استقامت میورزد.
در تجاوز بیرونی و جنگ سخت، زنان، با نگهداشت متن زندگی مردان جنگنده را راهی و همراهی میکنند و در تجاوزی که هرآن، احتمال شعلهکشیدن از درون است، پرقدرت، میدان را به دست گرفتهاند.
حضور پرشور و چندبرابری زنان در نسبت با مردان به صورت مستمر و شبانه و خلاقیتهایی که در این شبها شاهدیم، حاکی از نظمبخشی خلاقانهای توسط زنان، در متن زندگی و در جنگ داخلی و خارجی دارد.
نظمی که زنان، پیشرانند. به خوبی میدانند که ظهور در خیابان، پشتیبان و به بیان بهتر حضور نامرئی در جنگ سخت است و محکم و مقاوم، تا دفع شر، ایستادگی میورزند. این نظم در جنگیدن توسط زنان در کنار مردان، دیگر نه تقابلی است و نه سوداگرانه یا لذتجویانه.
مقاومت زنانه، آنگونه که در ادبیان غرب جایگرفته، مقاومت بدنمند و لذتمدار نیست. مقاومتی از جنس "رحامت برای نگهداشت حیات جمعی و هویت آن" است.
زن، پیشران نگهداشت زندگی امن و مهربانانهای است که به نظر میرسد به حدود آن از درون و بیرون تجاوز شده است. معرفی زن ایرانی به مثابه پیشران مقاومت، جامعهی جهانی را ملزم میکند تا رویکردهای استعمارگرانهی غرب را بیش از استعمار زمین، استعمار زندگی ببیند و علیه آن بشورد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻متکفل معنا، متولی باطن
زن ایرانی منبع اصیل قدرت نرم و اراده جمعی جامعه است.
مبینا پیشیار، دانشجوی ارشد الهیات
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
حضور شجاعانه، فداکارانه و مبتکرانه زن ایرانی نه محصول تصادف تاریخی، بلکه ریشه در بنیانهای فلسفی ایمان به عنوان موتور محرک هستی او دارد که رقیب از آن بیبهره است.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻راز خانوادههای جبهه حق
زن ایرانی چگونه میجنگد که از خانواده فروگذار نمیکند؟
زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔹️ #گزیده_ویژهنامه
زنی که به قدرتهای زنانۀ خودش التفات داشته باشد، میداند بیشترین اثرگذاری و عمیقترین کانالهای عاطفی پایدار برای مدیریت عواطف و ارادههای یک جمع را میتواند در بستر خانواده انجام بدهد. اگر دغدغهاش همراهی و نصرت ولی الهی باشد، این مستعدترین بستر برای شکوفایی زنانگی خودش را از دست نمیدهد. او تمام مدت با حضورش در خانواده داشت کار سیاسیاش را پیش میبرد و حالا که شرایط روز، به خیابان آمدن را میطلبد، همان قدرتهای جنسیتی که خانه را با آن اداره میکرد را از درون خودش به خیابانها و میادین شهر میآورد و در همین راستا فرزندان و همسرش را هم وارد میدان میکند.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻پارادایم نوین دفاع: بازخوانی جایگاه زنان در گذار از جنگهای کلاسیک به نبردهای ترکیبی
یادداشت زهره صداقت در وبگاه شهرآرانیوز:
🔁 #بازتاب_اندیشهها
امروز ما شاهد تولد الگوی نوینی از منازعه هستیم که نه تنها در ابزارهای نظامی، بلکه در مبانی هستیشناختی «جنگ» تحولی بنیادین ایجاد کرده است. جنگی که اکنون تجربه میکنیم، فراتر از الگوهای قرن بیستمی، یک «جنگ تمامعیار مدرن» است؛ عرصهای که در آن مرزهای سنتی میان جبهه و پشتجبهه، نظامی و غیرنظامی، و بهتبع آن، نقشهای جنسیتیِ کلیشهای در حال فروپاشی است.
امروز شاهد واسازی مفهوم «مرز» و «سنگر» هستیم. در دکترین جنگهای کلاسیک، امنیت در گرو حفظ «خط مقدم» بود و زن در ادبیات این دوران، نماد «چشمانتظاری در خانه» و محافظت از حریم پشت جبهه تلقی میشد. اما در نبرد مدرن، با حذف مرزهای فیزیکی و نفوذ آتش به عمق استراتژیک شهرها، «خانه» که تاریخیترین ساحتِ زنانگی تلقی میشد، خود به قلبِ هدف تبدیل شده است. وقتی موشکها و پهپادها بدون تمایز، فضای زیست عمومی و خصوصی را هدف قرار میدهند، امنیت به یک مقوله «فراجنسیتی» تبدیل میشود. در این فضا، هر شهروند، فارغ از جنسیت، در خط مقدم دفاع از بقای خویش و جامعهاش قرار دارد.
عاملیت زنان در جنگ شناختی و رسانهای
جنگ مدرن، جنگی «ترکیبی» (Hybrid) است؛ نبردی که نیمی از آن در میدان نظامی و نیم دیگر آن در میادین شهری و ساحتهای رسانهای، شناختی و اجتماعی جریان دارد. در این لایههای غیرنظامی، زنان نه به عنوان عناصر فرعی، بلکه به عنوان «کنشگران محوری» ظاهر شدهاند. مدیریت تابآوری اجتماعی، سازماندهی شبکههای حمایتی، و حضور موثر در خط مقدم جنگ روانی و رسانهای، عرصههایی هستند که در آنها زنان به دلیل برخورداری از سرمایه اجتماعی و توانمندی در بازتولید معنا، نقشی حتی تعیینکنندهتر از نیروهای نظامی کلاسیک ایفا میکنند.
از «ابژه جنگ» به «سوژه دفاع»
تحلیلهای نو در مطالعات زنان نشان میدهد که ماهیت فراجنسیتیِ جنگ مدرن، زنان را از وضعیت «قربانی منفعل» یا «منتظر» خارج کرده و به «سوژههای فعال دفاعی» بدل ساخته است. در نبردی که هدف آن فروپاشی ساختارهای سیاسی و اجتماعی است، حفظ انسجام جامعه و مقابله با گسستهای ناشی از جنگ، خود بخشی از استراتژی نظامی محسوب میشود. در اینجا، نقشهای رهبری زنان در ابعاد سیاسی و مدنی، مرزهای جنسیتی را درنوردیده و تعریفی نوین از «قهرمانی» ارائه میدهد که لزوماً با سلاح گرم معنا نمییابد، بلکه با «مدیریت بحران» و «تولید آگاهی» پیوند خورده است.
ما با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «دموکراتیزه شدن مخاطرات جنگ» نامید. این جنگِ بیسنگر، جایگاه زنان را در سلسلهمراتب قدرت نظامی جابهجا کرده است. اکنون دیگر نمیتوان از زن به عنوان حاشیهنشینِ جنگ یاد کرد؛ بلکه او در مرکز ثقل این نبرد ترکیبی، همدوش و گاه پیشرو در حفظ ارکان هویت ملی و پایداری اجتماعی ایستاده است. تحلیل جایگاه زنان در این برهه، مستلزم عبور از کلیشههای سنتی و پذیرش این واقعیت است که در جنگ مدرن، جبهه به وسعت تمام خانهها و تمام اذهان گسترش یافته و زنان، استراتژیستهای اصلیِ این میدان نوین هستند.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻مجموعه پادکستهای زن و خیابان
اکبر شهبازی، دانشجو دکتری دانش اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
🔸️زن و خیابان(۱)_تغییر معنایی و فضایی کارکرد خیابان
🔸️زن و خیابان(۲)_جهان اجتماعی اربعین
🔸️زن و خیابان(۳)_خیابان مادرانه
🔸️زن و خیابان(۴)_استمرار حضور در خیابان
🔸️زن و خیابان(۵)_تبدیل سوگ به حماسه
🔸️زن و خیابان(۶)_فرهنگ شهادت
🔸️زن و خیابان(۷)_زن مظهر سکینه
🔸️زن و خیابان(۸)_روح عاطفی در شهر
🔸️زن و خیابان(٩)_خلق مناسک در خیابان
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻کانون خلیفهپروری در مسئلۀ قدس
مبینا پیشیار ، دانشجوی ارشد الهیات و معارف اسلامی
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
روز جهانی قدس، که ابتکاری راهبردی و عمیق است، فراتر از یک رویداد سیاسی صرف، تجلیگاه وحدت امت اسلامی، نمادی از مبارزه مستمر علیه ظلم، استکبار و اشغالگری است. این روز، یادآور مسئولیت خطیر مسلمانان در برابر یکی از کهنترین مظاهر ستم در عصر حاضر است.
اسلام، مکتبی است که از اساس برپایه عدل بنا شده است. قرآن کریم، انسان را خلیفهالله بر روی زمین معرفی میکند و از او میخواهد که در جهت استقرار قسط و داد در عالم بکوشد.
آنچه در خصوص نقش اول زنان در دفاع از آرمانهای اسلامی مطرح میشود، ریشه در ظرفیتهای وجودی آنان و وظایف بنیادینی دارد که اسلام بر دوششان نهاده است. این نقش، صرفاً یک فعالیت یا مشارکت نیست، بلکه یک "نقشآفرینی اولویتدار" است.
در نگاه الهیاتی، انبیای الهی و اولیاء او، همواره در مسیر دعا و دعوت به سوی حق گام برداشتهاند. زنان، در ابعاد مختلف این دعوت، از جمله در دعوت به سوی توحید، عدالت، و اخلاق حسنه، نقشی حیاتی دارند. حماسه زن در دفاع از آرمانهای اسلامی، در حقیقت، تبلور همین دعوت و پاسداری از مسیری است که خداوند برای هدایت بشر ترسیم کرده است.
زن به عنوان اولین و مؤثرترین "معمار روح" جامعه، نقش ایفا میکند. این بدان معناست که زن، در فضایی که او ایجاد و مدیریت میکند بذر حقیقت، عدالت و پایداری در برابر حق را میکارد. این "پرورش روحی" زیربنای تمام مقاومتها و پایداریهای بعدی جامعه در برابر ظلم و انحراف است.
مقاومت در برابر انحرافات، تنها در جبهههای سخت و آشکار نیست. بخش اعظم مبارزه، "مقاومت نرم" است؛ یعنی حفظ هویت، ارزشها و انسجام درونی.
نقش اول زن بودن در دفاع از آرمانهای اسلامی، به معنای واگذاری مسئولیت اصلی پاسداری از جان مایه هویت دینی به اوست.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻مجموعه یادداشت های تحریریه اقلیما در جنگ رمضان
🔷️فاطمه بهرامی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸️بلوغ توحیدی ملت
🔷️رها پارسا، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸️احساس پیروزی؛ نیروی پنهان زنانِ میداندار
🔷️مبینا پیشیار، دانشجوی ارشد الهیات و معارف اسلامی
🔸️کانون خلیفه پروری در مسئله قدس
🔸️روح اسلام بر دوش زینب
🔷️فاطمه سادات سجادی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸️۸ مارس؛ قربانگاه زن
🔸️شرارت غربی و تمدن معصومیت
🔷️فاطمه صفدری، دانشجوی دکترای ارتباطات
🔸️هیچ چیز برای زن ایرانی، خطرناک تر از آمریکا نیست
🔷️حمیده عرب سرخی، دانشجو ارشد جامعه شناسی
🔸️سنگر بانان انقلاب اسلامی
🔸️آخرین درس ولایت
🔸️چادر به کمر ببندید که وقت تنگ است
🔸️خصلتها، تجربهها و دستاوردهای اختصاصی زن ایرانی
🔸️مادر انقلاب
🔷️زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸️شهر مقاومت زندگی را به رخ میکشد
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻تثبیت ولایت؛ زن ایرانی در متن میدان
محدثه مولایی، دانشجوی ارشد حقوق زن در اسلام
🔸️ #یادداشت_اختصاصی
اگر جامعه اسلامی را پیکرهای زنده در حال حرکت به سوی آرمانهای بزرگ بدانیم، «ولایت» محور انسجام و جهتدهی این حرکت است. ولایت تنها یک ساختار سیاسی برای اداره جامعه نیست، بلکه پیوندی زنده میان رهبری و مردم است که مسیر حرکت جامعه را حفظ و هدایت میکند. در اندیشه سیاسی اسلام، این پیوند زمانی استوار و پایدار میشود که جامعه در میدان واقعیت نیز با آن همراهی کند.
در شرایط بحران و تهدید، یکی از مهمترین خطرها ایجاد خلأ قدرت و در پی آن گسست اجتماعی است. تثبیت ولایت در چنین موقعیتی به این معناست که جامعه اجازه ندهد این گسست شکل بگیرد و حرکت آن متوقف شود. چنین تثبیتی صرفاً با تصمیمهای رسمی تحقق نمییابد، بلکه به کنش فعال مردم در لایههای مختلف جامعه وابسته است.
از آغاز جنگ تا امروز، یکی از واقعیتهای مهم میدان این بوده است که جامعه ایرانی توانسته انسجام خود را حفظ کند. در این میان، زن ایرانی نقشی قابل توجه ایفا کرده است. زنان با حفظ ثبات در نهاد خانواده، تقویت روحیه امید و ایجاد احساس امنیت در زندگی روزمره، اجازه ندادهاند اضطراب و بیثباتی اجتماعی گسترش یابد.
در واقع خانواده ـ بهعنوان یکی از پایههای اصلی جامعه ـ با مدیریت و نقشآفرینی زنان توانسته در برابر فشارهای بیرونی پایدار بماند. در عین حال، واقعیت میدان امروز با گذشته تفاوت دارد. در جنگهای معاصر دیگر مرز روشنی میان «جبهه» و «پشت جبهه» وجود ندارد. شهرها خود بخشی از میدان شدهاند و امنیت آنها بهطور مستقیم با مقاومت و انسجام اجتماعی پیوند خورده است.
در چنین شرایطی، حضور فعال زنان در زندگی شهری و اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. زنان در این میدان نقشآفرین بودهاند؛ از حفظ آرامش اجتماعی و تقویت همبستگی در محیطهای مختلف گرفته تا مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، رسانهای و اجتماعی که به تقویت روحیه عمومی جامعه کمک میکند.
در ادبیات نظری انقلاب اسلامی، یکی از نشانههای تثبیت ولایت، شکلگیری «همراهی آگاهانه جامعه» با جهتگیریهای رهبری است؛ همان مفهومی که در سنت اسلامی از آن با عنوان «بیعت» یاد میشود. این بیعت صرفاً یک اعلام رسمی نیست، بلکه همجهتی در اراده و عمل اجتماعی است.
زنان ایرانی در این فرآیند نیز نقش مهمی داشتهاند؛ چه در انتقال این همجهتی به عموم جامعه، چه به نسلهای بعدی و چه در تقویت فضای اعتماد و همبستگی در جامعه. از سوی دیگر، هنگامی که رهبری مطالباتی را برای حرکت جامعه مطرح میکند، تحقق آنها نیازمند مشارکت عمومی است.
در چنین فضایی، جامعه باید ظرفیتهای خود را برای پیشبرد این مسیر فعال کند. زن ایرانی در این بخش نیز سهمی قابل توجه دارد؛ حضوری فعال در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و علمی که به تقویت توان جامعه کمک میکند.
بنابراین اگر از «تثبیت ولایت» سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً در سطح مفاهیم نظری محدود کنیم. واقعیت میدان نشان میدهد که این تثبیت حاصل کنشهای پیوسته در لایههای مختلف جامعه است. زن ایرانی در این میان با نقشآفرینی نخ تنها در خانواده بلکه درجامعه و عرصههای فرهنگی، به حفظ انسجام اجتماعی و استمرار مسیر حرکت جامعه کمک کرده است.
در نهایت، جامعهای میتواند مسیر خود را به سوی عدالت، عزت و پیشرفت ادامه دهد که در برابر بحرانها دچار ازهمگسیختگی نشود. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که زنان ایرانی با آگاهی، مسئولیتپذیری و حضور فعال در متن زندگی اجتماعی، یکی از ستونهای این پایداری بودهاند؛ حضوری که بخشی از دستاورد مهم زن ایرانی در همراهی با مسیر ولایت و پیشرفت جامعه به شمار میآید.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️تنها شهید در حال مجاهدت نیست.
وقتی یک جوان به جبهه می رود و در راه خدا مجاهدت می کند، پشتِ سر او، مادر و پدر و همسر و فرزندانش قرار دارند. پس، او یک نفر نیست که مشغول مجاهدت است. هنگامی که یک جوان، جانش را بر کف دست می گیرد و به میدان جنگ می رود، در واقع پدر و مادرِ او هم جهاد می کنند. وقتی ملتی در مقابل تحمیل زورگویان دنیا میایستد، وقتی جوانان این کشور اعلام می کنند که محتاج به بیگانگان نیستند و حاضرند خودشان کشورشان را بسازند و آباد کنند، معنایش این است که در این جهاد مقدّس و بزرگ، مرد و زن باهم شریکند.
۱۳۷۳/۰۳/۱۷ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻مدافعان کمربسته
زنان ایرانی چطور مقاومت را زنده نگه میدارند؟
🔹️#گزیده_ویژهنامه
حمیده عرب سرخی، دانشجوی ارشد جامعه شناسی
آنها در میدان جنگ برای مقاومت، هر کاری که بتوانند انجام میدهند؛ کفن میپوشند و به میدان میآیند. این ابتکار عملی است که قطعاً در جنگ کنونی توسط زنان آغاز شد. این زنان بودند که کفن را به مثابه نمادی برای جان فدا کردن برای میهن و مقاومت تا آخرین قطره خون، انتخاب کردند. کفن، امری سخت در مقابل تصوری لطیف و نرم از زن را میسازد و نشان میدهد زنان مقاومت را به گونهای دیگر توصیف میکنند و فارغ از کلیشهها و امور عادتواره، در نسبت با آن کنشگری فعال دارند. آنان مرگ را مقدمهای برای پیروزی بر شر و مقاومت در برابر او قلمداد میکنند.
➕️دانلود شمارۀ دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻تفصیلدهندە معنویت سیاسی
زن ایرانی چگونه مهمترین نیروی تاریخی علیه سکولاریسم است؟
🔹️#گزیده_ویژهنامه
مهلا تکلو، پژوهشگر مطالعات جنسیت
نظریات سکولار این روزها که واقعیت را تهی از خدا و یا حتی جهان را محل و مجرای اراده الهی نمینگرد بیش از هر کسی از فهم زن ایرانی در این روزا و چه روزهای قبلی و چه بسا ناتوان ماندهاند و یا حضور او را نمادین و سمبولیک میداند. شیعه بودن مردم ایران مهمترین مانع آمریکا و اسرائیل است و چهبسا که باید برای شکننده کردن این مردم دست را روی نزدیکترین موجود به خدا یعنی زن گذاشت و رابطه او را با خدا مخدوش کرد هر بار تلاش برای سکولار کردن این زنان اما با شکست مواجه میشود.
➕️دانلود شماره دوم ویژهنامه جنگ رمضان در مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻«پیروزی» در چیست؟
پاسخی از منظرگاه فلسفهتاریخی
🔁 #بازتاب_اندیشهها
علیرضا ملااحمدی در یادداشتی در کانال نشریه خردورزی:
این روزها که صحبت از شرایط خاتمهیافتنِ #جنگ_رمضان پربسامد است، همه در جستجوی معیارهای مشخّصی هستند تا بتواند نشان روشنی از «پیروزی در جنگ» باشد. امّا قبل از آن معیارها، باید معلوم شود که «پیروزی دقیقاً در چیست؟ ملاکِ پیروزبودن در جنگ امروز چیست تا بتوانیم معیارهایی برای نمایانکردنِ آن پیدا کنیم؟» در این نوشتار تلاش میکنم از منظرگاه فلسفه تاریخ، پاسخی به این سؤال پیدا کنم؛ و طبعاً چنین پاسخی کلان است.
حرکت
هر جامعهای خواهناخواه پیوسته در حال حرکتی است؛ حرکتی در جهتِ خاصّی. هیچ فرقی بین جوامع از این لحاظ وجود ندارد؛ تنها تفاوت در عوارضِ حرکت مثل نوع و جهت و سرعت است. خیلی وقتها جوامع حواسشان نیست که در حال حرکتند و این بدترین غفلت تاریخیِ یک جامعه است. مهمترین کارِ انقلاب اسلامی این بود که امّت ایران را متوجّه این نکته کرد و به او فهماند که این حرکت در چه جهتی «باید» باشد و در چه جهتی «نباید».
برخورد
«جنگ» بین دو ملّت، وقتی رخ میدهد که بین دو حرکت اجتماعی برخورد و تزاحم رخ میدهد. دو جامعه در حال حرکت به سمت هدف خود هستند امّا این دو حرکت در نقطهای در تلاقی و برخورد با یکدیگر قرار میگرند و مانع حرکت یکدیگر میشوند. جنگ اوجِ این برخورد است که طرفین سعی میکنند از مانع گذر کرده و به حرکت خود ادامه دهند.
غلبه
سرنوشت جنگ تعیین میکند که کدام یک از دو حرکت ادامه داشته باشد. پیروز جنگ آن جامعهای است که بتواند بر مانع (که از طرفِ جامعۀ مقابل عارض شده) غلبه کند و به حرکتش ادامه دهد. پس معیار پیروزی «استمرار حرکت» است. جامعهای پیروز است که پس از خاتمۀ جنگ به حرکت خود ادامه دهد و طرفِ مغلوب آنست که دیگر به حرکت پیشین خود آنگونه که تا قبل از جنگ حرکت میکرده، نتواند ادامه دهد.
افق حرکت
حوادث کوتاهمدّت و مقطعی افق درستی برای «حرکت جامعه» نمیتوانند باشند. بلکه حرکت هر جامعه در «افق کلانِ تاریخی» است که سرنوشتش را میتوان قضاوت کرد. مثلاً در ماجرای عاشورا، ظاهر امر در آن مقطع خاص تاریخی این بود که جبهۀ اباعبدالله علیهالسلام شکست خورده است؛ امّا روَند حرکت تاریخ ثابت کرد که اتفاقا این جبهه پیروزترین جبهۀ کلّ تاریخ بوده است.
سنجه
«انقلاب اسلامی» عنوانِ حرکت تاریخیِ جامعۀ ایران از ابتدای دهۀ چهل تا امروز است. این حرکت، پس از غلبه بر انواع موانع شناختی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و... امروز در معرضِ یک جهش تاریخیِ دیگر است که در ابعاد، فقط با خود حادثۀ پیروزیِ انقلاب اسلامی قابل مقایسه است. جامعۀ ایران اگر بتواند در این مرحله بر حرکتِ استعماریِ ابرقدرتهای نظامی و اقتصادی دنیا غلبه کند، سرعت حرکت تمدّنیاش چندبرابر میشود.
پیروزی
به تبعِ ابعادِ جنگی که امروز درگیرش هستیم، معنای پیروزی در عمیقترین وجه، اینست که جامعۀ ایران چنان بر دشمن غلبه کند که:
اولاً به مثابه یک سدّ محکم و نفوذناپذیر، چنان مانع حرکت استعماریِ دشمن شود که اختلال جدّی در حرکت تاریخیاش ایجاد شود؛
ثانیاً خود این جنگ باعث ارتقاء موقعیّت تاریخی ایران شود و بر ظرفیّتهای قدرتآفرین چنان بیفزاید که سرعتِ حرکتش پس از جنگ، به مراتب بیشتر از سرعت حرکتش قبل از جنگ باشد.
هر شاخصه و معیاری که برای پیروزی ایران در این جنگ تعریف میشود، باید بهگونهای باشد که این دو بُعد را به شکلی روشن و تنقیحیافته (نه مبهم و شعاری) نمایانگر باشد.
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag