eitaa logo
گلچین شعر
15.9هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم ابری شد و ، باران نگرفت غصه‌ی دوریِ تو ،  بر دلم آسان نگرفت سر به دیوارِ غم‌انگیز گرفت ، پیچکِ دل هرچه پیچید ولی ، شانه‌ی لرزان نگرفت دلِ خسته ، نفسِ تنگ ، نگاهی نگران حسرت و آهِ دلم ، بعدِ تو درمان نگرفت غربتم با تو شروع شد ، که شدم مَردِ سفر وسعت تنگیِ دل  ، کوه و بیابان نگرفت بغضِ سنگینِ تو هرشب ، به دلم چنگی زد قصه‌ام با تو شد آغاز ، که پایان نگرفت نفسم رفت از این سینه و دل ، پرپر شد قاصدی شعر مرا خواند ولی ، جان نگرفت @golchine_sher
شمعم که در مقابلِ نور ایستاده ام آهم که توی تنگِ بلور ایستاده ام بر سنگ فرشِ خاطره ها بوسه میزنم سروم که روی سنگِ صبور ایستاده ام چون رود، از سخاوتِ دریا گذشته ام ابرم که روی باد غرور ایستاده ام ای ماه خوابهای مرا در بغل بگیر شادم که پا به پای حضور ایستاده ام با من که سر به سجده زدم از هوا نگو خاکم که در کشاکشِ گور ایستاده ام من را میان جزر و مد دل رها نکن موجم که در تلاطم تور ایستاده ام ای روشنای جان به تماشای من بیا آری بیا ببین که چه جور ایستاده ام! بی روی دوست نای نشستن نداشتم هرگز گمان مبر که به زور ایستاده ام! @golchine_sher
باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن با من دم از هوای کس دیگری بزن پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت روزی به آشیانه من هم سری بزن ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن سرباز نیمه جان! به صف لشکری بزن درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت ای روزگار سیلی محکمتری بزن ! شاید که جام بشکنم و توبه ای کنم ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن @golchine_sher
‌پس من چرا عادت نكردم؟ پنج شش سال است گفتی زمان حل می‌كند هر مشكلی را... كو؟ @golchine_sher
گرچه می دانم نمی آیی ولی هردم ز شوق سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم... @golchine_sher
من قول داده ام غزلم را نیاورم تا حرف روی حرف شماها نیاورم اصلاً  قرار بود که گرد ملال را دیگر به هیچ چهره ی زیبا نیاورم از آنهمه پرنده که افتاد در قفس حتّی پری برای تماشا نیاورم یعنی که زیر ِ خم شدن ِ شانه ی درخت بنشینم و به روی خود امّا نیاورم جانم به تنگ آمده دیگر، اجازه هست؟ آن را بیاورم به لبم یا نیاورم؟ حالا که کارد آمد و از استخوان گذشت بهتر که یاد قول خودم را نیاورم میخواستم که سقط کنم هرچه شعر را نوزادهای زنده به دنیا نیاورم، اما نشد عفونت ِ این چند ساله را در خود فرو بریزم و بالا نیاورم! @golchine_sher
اگر سوار و اگر که پیاده می‌آییم به‌شوق توست که جاده‌به‌جاده می‌آییم هزارشکر که در اوج این همه سختی به دیدن حرم تو چه ساده می‌آییم بزرگ و کوچک ما شوق کربلا دارند بدیهی است که با خانواده می‌آییم اگرچه سختی و دشواری است، اما ما به خُلق باز و به روی گشاده می‌آییم "به‌رغم مدعیانی که منع عشق کنند" به حکم عشق الهی زیاده می‌آییم شکوهمندترین نوع انتظار این است همین که خسته ولی ایستاده می‌آییم در این مسیر فقط در پی رضای توایم که فکر غیر تو از سر نهاده، می‌آییم بیا به دیدن ما ای امام صاحب‌امر که ما به شوق تو با این اراده می‌آییم @golchine_sher
دلم فراق تو را سَرسَری گرفت و کنون به جستجوی تو با جانِ پرپر آمده‌ام... @golchine_sher
همیشه باز خواهد شد گره از کار با گریه شفا میگیرد آخر آدم بیمار با گریه گرفتاری ندارد روز محشر آن که در روضه سلامی داده سمت تو فقط یک بار با گریه به یاد تشنگی ها و ترک های لبت با بغض همیشه آب خوردم لحظه‌ی افطار با گریه به یاد دخترت با دخترم دیروز با سرعت گذشتم از میان کوچه و بازار با گریه همیشه میگذارم در فراق صحن تو سر را به جای شانه ات بر شانه‌ی دیوار با گریه دوباره اسمی از دیوار آمد ناگهان در من نوای روضه های کوچه شد تکرار با گریه شنیدم از همان روزی که زهرا پشت در افتاد چَکُش را می‌زند بر میخ در نجار با گریه @golchine_sher
تا زنده ام هر اتفاقی بین ما رخ داد من عاشقم اما خیالم از تو راحت نیست... @golchine_sher
تصویــــــر قشنگ قــاب چشمانم باش تنهـــــــا سبب شــــــادی پنهـــانم باش دلواپسی‌ام پشت سرت بیخود نیست تو جــــــــــان منی مواظب جانم باش @golchine_sher
پدرم عاشق مادرم بود ولی هرگز به او نگفت اما وقتی که مادرم بیمار بود دکتر درجه تب را در دهان پدرم می‌گذاشت @golchine_sher