eitaa logo
گلچین شعر
15.8هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
جز خیال روی او نقشـــــــے نیاید درنظر.... هرچه ما دیدیم و مےبینیم آن جانان ماست ...!!! https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
🔹حیات جاودان🔹 تو همچون غنچه‌های چیده بودی که در پرپر شدن خندیده بودی مگر راز حیات جاودان را تو از فهمیده‌ها فهمیده بودی https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
سربلند سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده‌ایم اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم اگر دل، دلیل است، آورده‌ایم اگر داغ، شرط است، ما برده‌ایم اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم! اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم! گواهی بخواهید، اینک گواه: همین زخمی‌هایی که نشمرده‌ایم! دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست، عمری به سر برده‌ایم https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن زیرا هیچ کس به غیر از تو بهای سکونتشان را نخواهد پرداخت https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
نازم بـه چشم یار که تیرِ نگاه را بیجا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد ...! https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تو این روزها پر از هیجان تغزلم چیزی به جز ترانه ندارم برای تو جان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو از حد دوست دارمت اعداد عاجزند اصلا نمی شود بشمارم برای تو این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای تو من ماهی ام تو آب، تو ماهی، من آفتاب یاری برای من تو و یارم برای تو با آن صدای ناز برایم غزل بخوان تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو مهدی فرجی https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ...تا می بینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی گه گاه دلگرمی شوم میل میل توست اما بی تو باور کن که من در هجوم بادهای سخت، پرپر می شوم https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
رفتی و بعد تو بر پنجره باران زده است بی سبب نیست که مردی به خیابان زده است رفتی و بعد تو این خانه پر از دلهره شد وضع جسمانی من آه، چه بحران زده است https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
در این دریا، چه می جویند ماهی‌های سرگردان مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشق طلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردان به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان من از سرمایه عالم همین یک «قلب» را دارم اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست مرا در آتش تردیدهایم شعله ور گردان https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
نور با آینه وقتی متقابل باشد ذره کوچک‌ تر از آن است که حائل باشد نور، زهراست و آیینه علی، ذره کجاست که در این بین فقط عاطل و باطل باشد برترین خلقت دنیاست،‌ عجب نیست اگر که علی نیز به زهرا متوسّل باشد رو به قبله‌ ست همه عمر، خدایا ! غلط است قبله بایست به سمتش متمایل باشد اگر این طرز نماز است که او می‌ خواند ترس دارم که نماز همه باطل باشد دل محال است ولی عقل دلش می‌ خواهد بین زهرا و خدا فاصله قائل باشد یک نفر آمده در را به لگد می‌ کوبد پشت در باز هم ای کاش که سائل باشد نیم‌ رخ می‌ شود انگار علی آمده است ماه، دیگر به دلش نیست که کامل باشد محمدحسین ملکیان https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
نذر شهادت نقاره می‌زنند... چه شوری به پا شده‌ست؟ نقاره می‌زنند... که حاجت‌روا شده‌ست؟ نقاره می‌زنند... نوای جنون کیست؟ بر سنگ‌فرش صحن حرم خط خون کیست؟ آهنگ دیگری‌ست که نقاره می‌زند خون کبوتری‌ست که فواره می‌زند هنگامه تقرب حبل‌الورید شد آن‌کس که داشت نذر شهادت شهید شد.. عشاق دوست غسل زیارت به خون کنند سرمست عطر یار، هوای جنون کنند چاقوی کفر در کف تکفیر برق زد جادوی غرب، شعله به دامان شرق زد گر ابن ملجمی به مرادی رسد چه باک؟ حاشا که اوفتد علم «یا علی» به خاک حاشا که دست تفرقه مسحورمان کند از گرد آفتاب حرم دورمان کند هم‌سنگریم و همدم و همراه و هم‌قسم آری به خون فاطمیون حرم قسم https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0
شب فرو می افتاد به درون آمدم و پنجره ها را بستم باد با شاخه در آویخته بود من درین خانه ی تنها…تنها غم عالم به دلم ریخته بود ناگهان حس کردم که کسی آنجا بیرون در باغ در پس پنجره ام می گرید صبحگاهان شبنم می چکید از گل سیب https://eitaa.com/joinchat/646840548C8f90df0db0