.
#امام_هادی
✅مرحوم علامه مجلسی(۱۱۱۰ق) به نقل از «الخرائج و الجرائح» مرحوم «قطب الدین راوندی(۵۷۳ق) نقل می کند که؛
در زمان حکومت متوکل عباسی، زنی ادعا کرد که حضرت زینب(سلام الله علیها) است!
متوکل به او گفت :
📋《أَنْتِ اِمْرَأَةٌ شَابَّةٌ وَ قَدْ مَضَى مِنْ وَقْتِ رَسُولِ اَللَّهِ(ص) مَضَى مِنَ اَلسِّنِينَ》
♦️تو زن جوانی هستی و از زمان حضرت رسول اکرم(ص) سالیانی گذشته است.
آن زن گفت :
📋《إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ(ص) مَسَحَ عَلَيَّ وَ سَأَلَ اَللَّهَ أَنْ يَرُدَّ عَلَيَّ شَبَابِي فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ لَمْ أَظْهَرْ لِلنَّاسِ إِلَى هَذِهِ اَلْغَايَةِ فَلَحِقَتْنِي اَلْحَاجَةُ فَصِرْتُ إِلَيْهِمْ》
♦️حضرت رسول اکرم(ص) دستش را بر بدن من کشیده است و از خداوند خواسته که هر چهل سال جوانی ام را به من برگرداند و من این مطلب را تا به حال برای مردم اظهار نکردم.
اما اکنون احتیاج مرا واداشت که خود را به مردم معرفی کنم.
در این هنگام؛ متوکل عباسی پسران ابی طالب(ع) و فرزندان عباس بن عبدالمطلب و قریش را خواست و با آنان مشورت کرد.
آنان گفتند : در فلان تاریخ، زینب کبری(س) دختر حضرت فاطمه(س) وفات یافته است.
ولی آن زن به می گفت :
📋《كَذِبٌ وَ زُورٌ فَإِنَّ أَمْرِي كَانَ مَسْتُوراً عَنِ اَلنَّاسِ فَلَمْ يُعْرَفْ لِي حَيَاةٌ وَ لاَ مَوْتٌ》
♦️روايت دروغى است که از خودشان ساختهاند!
من از نظر مردم پنهان بودهام و كسى از مرگ و زندگى من اطلاعی نداشته است.
متوکل به آنان گفت :
📋《هَلْ عِنْدَكُمْ حُجَّةٌ عَلَى هَذِهِ اَلْمَرْأَةِ غَيْرَ هَذِهِ اَلرِّوَايَةِ؟》
♦️غير از اين روايت دليل ديگرى داريد كه اين زن را مغلوب كنيد؟
آنان گفتند : خیر!
متوکل گفت : من از جدم عباس بيزار باشم اگر او را مانع از ادعايش شوم مگر با دليل!
آنان گفتند :
📋《فَأَحْضِرِ اِبْنَ اَلرِّضَا(ع) فَلَعَلَّ عِنْدَهُ شَيْئاً مِنَ اَلْحُجَّةِ غَيْرَ مَا عِنْدَنَا》
♦️ابن الرضا[امام هادى(ع)] را احضار كن تا شايد او دليل ديگرى غير از اين روايت داشته باشد.
متوکل شخصی را پى امام هادی(ع) فرستاد و جريان آن زن را برايش نقل كرد.
امام هادی(ع) فرمود :
📋《كَذَبَتْ فَإِنَّ زَيْنَبَ(س) تُوُفِّيَتْ فِي سَنَةِ كَذَا فِي شَهْرِ كَذَا فِي يَوْمِ كَذَا》
♦️دروغ مىگويد! حضرت زينب(س) در فلان ماه و فلان روز از دنيا رفته است.
متوکل گفت : اينها نيز همين روايت را نقل كردند ولى من قسم ياد كردهام كه مانع ادعايش نشوم مگر با دليل!
امام(ع) فرمود :
📋《وَ لاَ عَلَيْكَ فَهَاهُنَا حُجَّةٌ تَلْزَمُهَا وَ تَلْزَمُ غَيْرَهَا》
♦️چيز مهمى نيست! دليلى بياورم كه او را ملزم نمايد و ديگران نيز بپذيرند.
متوکل گفت : آن دلیل چیست؟
امام(ع) فرمود :
📋《لُحُومُ بَنِي فَاطِمَةَ(س) مُحَرَّمَةٌ عَلَى اَلسِّبَاعِ فَأَنْزِلْهَا إِلَى اَلسِّبَاعِ فَإِنْ كَانَتْ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ(س) فَلاَ تَضُرُّهَا》
♦️گوشت فرزندان فاطمه(س) بر درندگان حرام است، او را وارد گودال درندگان كن اگر از فرزندان فاطمه(س) باشد درندگان با او كارى ندارند.
متوکل رو به زن کرد و گفت : چه می گویی؟
زن گفت :
📋《إِنَّهُ يُرِيدُ قَتْلِي!》
♦️او قصد کشتن من را دارد و قبول نکرد!
امام هادی(ع) فرمود :
📋《فَهَاهُنَا جَمَاعَةٌ مِنْ وُلْدِ اَلْحَسَنِ(ع) وَ اَلْحُسَيْنِ(ع) فَأَنْزِلْ مَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ!》
♦️اينجا از فرزندان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) زيادند،هر كدام را مايلى پيش درندگان بفرست.
در اين هنگام، رنگ از چهره همه حضار پريد.
سپس برخی از مبغضین امام هادی(ع) به متوکل گفتند :
📋《هُوَ يُحِيلُ عَلَى غَيْرِهِ! لِمَ لاَ يَكُونُ هُوَ؟》
♦️او مىخواهد ديگرى را با حيله به چنگ درندگان اندازد! چرا خودش نمی رود؟
متوكل نيز با اين پيشنهاد اظهار تمايل كرد، چون ميل داشت بدين وسيله امام هادی(ع) از بين برود، بىآنكه او در خونش دخالت كرده باشد.
پس متوکل خطاب به امام هادی(ع) گفت :
📋《يَا أَبَا اَلْحَسَنِ(ع)! لِمَ لاَ تَكُونُ أَنْتَ ذَلِكَ؟》
♦️ای ابالحسن(ع)! چرا خودتان نمی رويد؟
امام هادی(ع) فرمود :
📋《ذَاكَ إِلَيْكَ!》
♦️اگر شما مايل باشيد، مي روم!
متوکل گفت : این کار را انجام دهید.
در این هنگام نردبانی آوردند و راه وارد شدن به محل شیران که تعدادشان شش عدد بود، گشودند و امام هادی(ع) پایین رفت.
📋《فَلَمَّا دَخَلَ وَ جَلَسَ صَارَتِ اَلْأَسْوَدُ إِلَيْهِ فَرَمَتْ بِأَنْفُسِهَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَ مَدَّتْ بِأَيْدِيهَا وَ وَضَعَتْ رُءُوسَهَا بَيْنَ يَدَيْهِ فَجَعَلَ يَمْسَحُ عَلَى رَأْسِ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهَا ثُمَّ يُشِيرُ إِلَيْهِ بِيَدِهِ إِلَى اَلاِعْتِزَالِ فَتَعْتَزِلُ نَاحِيَةً حَتَّى اِعْتَزَلَتْ كُلُّهَا وَ أَقَامَتْ بِإِزَائِهِ》
ادامه مطالب :👇
♦️هنگامی گه امام هادی(ع) داخل شد، ميان شيرها نشست، آنها اطراف امام(ع) را گرفتند و دستهاى خود را روى زمين پهن كرده و سر بر روى دست خويش نهادند.
امام(ع) دست بر سر يكايك آنها كشيد و به هر كدام اشاره مىنمود كه فاصله بگيرد و كنار برود. و شيرها به جانبى كه امام(ع) دستور داده بود رفتند و در مقابل امام(ع) ايستادند.
در این هنگام وزیر متوکل به متوکل گفت :
📋《مَا هَذَا صَوَاباً فَبَادِرْ بِإِخْرَاجِهِ مِنْ هُنَاكَ قَبْلَ أَنْ يَنْتَشِرَ خَبَرُهُ》
♦️اين كار بر ضرر تو است، بگو قبل از اينكه جريان منتشر گردد از آنجا خارج شود.
متوکل سراسیمه گفت :
📋《يَاأَبَا اَلْحَسَنِ(ع)! مَا أَرَدْنَا بِكَ سُوءاً وَ إِنَّمَا أَرَدْنَا أَنْ نَكُونَ عَلَى يَقِينٍ مِمَّا قُلْتَ فَأُحِبُّ أَنْ تَصْعَدَ》
♦️ما نظر بدى در باره شما نداشتيم، منظورمان اين بود كه فرمايش شما ثابت شود اكنون خوب است بالا بيائيد.
📋《فَقَامَ وَ صَارَ إِلَى اَلسُّلَّمِ وَ هِيَ حَوْلَهُ تَتَمَسَّحُ بِثِيَابِهِ فَلَمَّا وَضَعَ رِجْلَهُ عَلَى أَوَّلِ دَرَجَةٍ اِلْتَفَتَ إِلَيْهَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ أَنْ تَرْجِعَ فَرَجَعَتْ وَ صَعِدَ》
♦️امام(ع) از جاى حركت كرد و نزديك نردبان آمد و شيرها اطرافش را گرفتند و خود را به لباسهاى ايشان مي ماليدند.
همين كه پاى بر اولين پله نردبان گذاشت اشاره كرد برگرديد و همه رفتند و ايشان بالا آمد و فرمود :
📋《كُلُّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ(س) فَلْيَجْلِسْ فِي ذَلِكَ اَلْمَجْلِسِ》
♦️هر كسى مدعى است فرزند فاطمه(س) است، ميان اين درندهها برود.
متوکل به آن زن گفت : پایین برو!
آن زن شروع به التماس نموده و گفت :
📋《اَللَّهَ اَللَّهَ اِدَّعَيْتُ اَلْبَاطِلَ وَ أَنَا بِنْتُ فُلاَنٍ حَمَلَنِي اَلضُّرُّ عَلَى مَا قُلْتُ》
♦️به خاطر خدا به من رحم کنید! من به دروغ گفتم! من دختر فلان كس هستم و شدت از فقر و تنگدستى اين ادعا را كردم.
سپس متوکل دستور داد که آن زن را در ميان درندگان (#شیر ها) بیاندازند که در این هنگام با درخواست مادر متوکل، آن زن را بخشیدند.(۱)
📚منبع :
۱)بحارالانوار مجلسی، ج۵۰، ص۱۴۹، ح۳۵
#اسنادالمصائب
.
.
مقتل #امام_هادی(ع)-پسر بر بالین پدر
در وقت شهادت فقط امام حسن عسکری(ع) بر بالین پدر حاضر بودبنابر قول شیخ صدوق و بعضى دیگر، معتمد عباسى برادر معتز آن حضرت را مـسـمـوم كـرد(1)و در وقت شهادت آن امام غریب غیر از امام حسن عسكرى علیه السـلام كـسـى نـزد بـالیـن آن جـنـاب نـبـود و چـون حضرت از دنیا رحلت فرمود جمیع امرا و اشـراف حـاضـر شـدنـد.
و امام حسن علیه السلام در جنازه پدر شهید خود گریبان چاك زد و خـود مـتـوجـه غـسـل و كـفـن و دفـن والد بـزرگـوار خـود شـد و آن جـنـاب را در حـجـره اى كه محل عبادت آن حضرت بود دفن كرد(2)
📚:1.مناقب ابن شهر آشوب
🔹منتهی الامال-زندگانی امام هادی(ع)
#مقتل_امام_هادی_علیه_السلام
#مقتل #امام_هادی_علیه_السلام
#روایت
.
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠
مقتل امام هادی(ع)-گریبان چاک نمودن امام عسکری(ع)
امام حسن عسکری(ع) در تشییع پیکر پاک پدرشان گریبان چاک نمودندامام حسن عسگری علیه السلام در مراسم تشییع پیکر مطهر پدرش، امام هادی علیه السلام، گریبان چاک کرد.
کسی به نام ابو عون برای او نامه نوشت که:
«چه کسی از اولیای خدا را دیده یا شنیدهای که در عزای کسی گریبان چاک کرده باشد؟»
امام حسن عسگری علیه السلام در پاسخش نوشت: «ای نادان! تو چه میفهمی؟ بدان که موسی علیهالسلام در عزای برادرش هارون گریبان چاک کرد.
🔹متن عربی
روایت: [رجال الكشی] أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ كُلْثُومٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ وَ غَیْرِهِ قَالَ خَرَجَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع فِی جَنَازَةِ أَبِی الْحَسَنِ ع وَ قَمِیصُهُ مَشْقُوقٌ فَكَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَوْنٍ الْأَبْرَشُ قَرَابَةُ نَجَاحِ بْنِ سَلَمَةَ مَنْ رَأَیْتَ أَوْ بَلَغَكَ مِنَ الْأَئِمَّةِ شَقَّ ثَوْبَهُ فِی مِثْلِ هَذَا فَكَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو مُحَمَّدٍ ع یَا أَحْمَقُ وَ مَا یُدْرِیكَ مَا هَذَا قَدْ شَقَّ مُوسَى عَلَى هَارُونَ.(1)
اما دلها بسوزد...زینب(س) در مجلس یزید با دیدن سر نورانی برادر گریبان چاک زد
و اما زینب (س) چون سر مبارك برادر خود را بدید از شدت ناراحتى گریبان را چاك زد .
سپس به آواز غمناك فریاد یا حُسَیْناهُ، یا حَبیبَ رَسُولِ اللّهِ، یَابْنَ مَكَّةَ وَ مِنى ، یَابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى برآورد به گونه ای كه ناله اش دلها را خراشید.
راوى گوید: به خدا سوگند كه همه آن كسانى كه در مجلس یزید حضور داشتند از ناله جانسوز او به گریه و افغان افتادند و در آن حال خود آن پلید لب از گفتار فرو بست و ساكت بود.
🔹متن عربی:
وَ اءَمّا زَیْنَبُ، فَانَّها لَمّا رَاءَتْهُ اءَهْوَتْ الى جَیْبِها فَشَقَّتْهُ، ثُمَّ نادَتْ بِصَوْتٍ حَزینٍ یَفْزَعُ الْقُلُوبَ: یا حُسَیْناهُ، یا حَبیبَ رَسُولِ اللّهِ، یَابْنَ مَكَّةَ وَ مِنى ، یَابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ النِّساءِ، یَابْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفى .قَالَ الرّاوى : فَاءَبْكَتْ وَاللّهِ كُلُّ مَنْ كانَ حاضِرا فى الْمَجْلِسِ، وَ یَزیدُ ساكِتُ.(2)
✅ منبع:
🔹1. رجال كشى 2/842.
🔹بحارالأنوار ج : 50 ص : 1912.
🔹لهوف ابن طاووس- المسلك الثالث فى الاُمُورِ الْمُتَاءَخَّرَةِ عَنْ قَتْلِهِ ع وَ هِىَ تَمامُ ما اءَشَرْنا اِلَیْهِ.
#مرثیه_امام_هادی_علیه_السلام
#مجلس_یزید
#گریز
.
.
#امام_هادی(ع) -مصائب- بر هم زننده بزم شراب
#شهادت_امام_هادی
هنگامى كه بدخواهان در نزد متوكل، از امام هادىعلیه السلام سعایت و بدگویى كرده و گفتند: در منزل او سلاح و نوشتهها و اشیاى دیگرى است كه از طرف شیعیان به وى رسیده و او قصد قیام بر ضد دولت تو را دارد، متوكل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد، آنان شبانه به خانه امام علیه السلام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنها دیدند كه حضرت تنها در اطاقى دربسته نشسته و در حالى كه جامه پشمین بر تن دارد و بر زمین خاكى روى شن و ماسه نشسته، به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است.
امام را با همان حال دستگیر كرده و نزد متوكل بردند و به او گزارش دادند كه در خانهاش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم كه قرآن مىخواند. متوكل چون امام را دید، از عظمت و هیبت امام بىاختیار ایشان را احترام نموده و در كنار خود نشانید و با كمال گستاخى جام شرابى را كه در دست داشتبه امام علیه السلام تعارف نمود.
امام سوگند یاد كرده و فرمود: «گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معاف دار!» متوكل حضرت را معاف نمود و گفت: شعرى بخوان! حضرت فرمود: «من شعر كم مىخوانم». متوكل گفت: «باید بخوانى!» امام هادى علیه السلام آن گاه كه اصرار وى را دید اشعارى را قرائت نمود كه تمام اهل مجلس متاثر شده و به گریه افتادند و بزم شراب و عیش به سوگ و عزا تبدیل شده و آنان جامهاى شراب را بر زمین كوبیدند. اشعار امام چنین بود:
بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الْأَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ
غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ
[گردنكشان] بر قله كوهساران شب را به روز آوردند در حالى كه مردان نیرومند از آنان پاسدارى مىكردند، ولى قلهها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند.
وَ اسْتَنْزَلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ مَعَاقِلِهِمْ
وَاسْكِنُوا حُفَراً یَا بِئْسَمَا نَزَلُوا
آنان پس از مدتها عزت از جایگاههاى امن به زیر كشیده شدند و در گودالها جایشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندى!
نَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمْ
أَیْنَ الْأَسَاوِرُ وَ التِّیجَانُ وَ الْحُلَلُ
پس از آن كه به خاك سپرده شدند، فریادگرى فریاد برآورد: كجاست آن دستبندها، تاجها و لباسهاى فاخر؟
أَیْنَ الْوُجُوهُ الَّتِی كَانَتْ مُنْعِمَةً
مِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الْأَسْتَارُ وَ الْكِلَلُ
كجاست آن چهرههاى در ناز كه به احترامشان پردهها مىآویختند؟
فَأَفْصَحَ الْقَبْرُ عَنْهُمْ حِینَ سَاءَلَهُمْ
تِلْكَ الْوُجُوهُ عَلَیْهَا الدُّودُ تَقْتَتِلُ
گور به جاى آنان پاسخ داد:
اكنون كرمها بر سر خوردن آن چهرهها با هم مىستیزند!
قَدْ طَالَ مَا أَكَلُوا دَهْراً وَ قَدْ شَرِبُوا
وَ أَصْبَحُوا الْیَوْمَ بَعْدَ الْأَكْلِ قَدْ أُكِلُوا
آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند ولى بعد از خوردن طولانى، خود خورده شدند!
🔹🔹🔹
پس از خواندن این اشعار متوکل و هر که در مجلس بود گریستند تا انجا که اشک محاسن متوکل را تر کرد.
سپس چهار هزار دینار به امام هادی(ع) داد و ایشان را با احترام روانه منزل کرد.
کراجکب در کنز الفوائد نقل کرده که متوکل (پس از شنیدن این اشعار) جام شرابش را بر زمین کوفت و در آن روز عیششان منقّض گردید.
♦️متن عربی روایت:♦️
أَقُولُ قَالَ الْمَسْعُودِیُّ فِی مُرُوجِ الذَّهَبِ، سُعِیَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوَادِ ع أَنَّ فِی مَنْزِلِهِ كُتُباً وَ سِلَاحاً مِنْ شِیعَتِهِ مِنْ أَهْلِ قُمَّ وَ أَنَّهُ عَازِمٌ عَلَى الْوُثُوبِ بِالدَّوْلَةِ فَبَعَثَ إِلَیْهِ جَمَاعَةً مِنَ الْأَتْرَاكِ فَهَجَمُوا دَارَهُ لَیْلًا فَلَمْ یَجِدُوا فِیهَا شَیْئاً وَ وَجَدُوهُ فِی بَیْتٍ مُغْلَقٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِ مِدْرَعَةٌ مِنْ صُوفٍ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى الرَّمْلِ وَ الْحَصَى وَ هُوَ مُتَوَجِّهٌ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى یَتْلُو آیَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ إِلَى الْمُتَوَكِّلِ وَ قَالُوا لَهُ لَمْ نَجِدْ فِی بَیْتِهِ شَیْئاً وَ وَجَدْنَاهُ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ وَ كَانَ الْمُتَوَكِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشُّرْبِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ وَ الْكَأْسُ فِی یَدِ الْمُتَوَكِّلِ فَلَمَّا رَآهُ هَابَهُ وَ عَظَّمَهُ وَ أَجْلَسَهُ إِلَى جَانِبِهِ وَ نَاوَلَهُ الْكَأْسَ الَّتِی كَانَتْ فِی یَدِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یُخَامِرُ لَحْمِی وَ دَمِی قَطُّ فَأَعْفِنِی فَأَعْفَاهُ فَقَالَ أَنْشِدْنِی شِعْراً فَقَالَ ع إِنِّی قَلِیلُ الرِّوَایَةِ لِلشِّعْرِ فَقَالَ لَا بُدَّ فَأَنْشَدَهُ ع وَ هُوَ جَالِسٌ عِنْدَهُ ....
👇
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #امام_هادی(ع) -مصائب- بر هم زننده بزم شراب #شهادت_امام_هادی هنگامى كه بدخواهان در نزد متوكل، از
.👆
قَالَ فَبَكَى الْمُتَوَكِّلُ حَتَّى بَلَّتْ لِحْیَتَهُ دُمُوعُ عَیْنَیْهِ وَ بَكَى الْحَاضِرُونَ وَ دَفَعَ إِلَى عَلِیٍّ ع أَرْبَعَةَ آلَافِ دِینَارٍ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَى مَنْزِلِهِ مُكَرَّماً .
أَقُولُ رَوَى الْكَرَاجُكِیُّ فِی كَنْزِ الْفَوَائِدِ، وَ قَالَ فَضَرَبَ الْمُتَوَكِّلُ بِالْكَأْسِالْأَرْضَ وَ تَنَغَّصَ عَیْشُهُ فِی ذَلِكَ الْیَوْمِ.(1)
اما دلها بسوزد...راوى گوید: بعد از آن ، سر نازنین امام حسین علیه السّلام را با زنان و كودكان آن امام مبین ، به مجلس یزید بى دین بردند به هیئتى كه همه ایشان را به یك ریسمان بسته بودند...
در این بین یزید لعین چوب خیزران طلبید مكرر با آن چوب به دندان مبارك فرزند رسول الله صلى الله علیه و آله مى زد.
♦️متن عربی:♦️
قَالَ الرّاوى :
ثُمَّ اءُدْخِلَ ثَقَلُ الْحُسَیْنِ ع وَ نِساؤُهُ وَ مَنْ تَخَلَّفَ مِنْ اءَهْلِهِ عَلى یَزیدَ، وَ هُمْ مُقَرَّنُونَ فى الْحِبالِ... قالَ: ثُمَّ دَعا یَزیدُ بِقَضیبِ خَیْزُرانَ، فَجَعَلَ یَنْكُتْ بِهِ ثَنَایَا الْحُسَیْنِ ع(2)
✅.منبع:
🔹1.مروج الذهب مسعودی-کنز الفوائد-
🔹بحارالأنوار ج : 50 ص : 2132.
🔹لهوف ابن طاووس- المسلك الثالث فى الاُمُورِ الْمُتَاءَخَّرَةِ عَنْ قَتْلِهِ ع وَ هِىَ تَمامُ ما اءَشَرْنا اِلَیْهِ.
#مقتل
#روایت
#امام_هادی_علیه_السلام
#مقتل_امام_هادی_علیه_السلام
.
4_5942738839209513095.mp3
13.95M
1⃣اقدامات متوکل
دلیل تخریب قبر سیدالشهدا!!!!
2⃣بی احترامی به امیرالمومنین و حضرت زهرا توسط متوکل و قتل او
3⃣برخی از مصائب امام هادی علیه السلام
4⃣روضه خوانی امام هادی برای حضرت علی اکبر
🔹مقتل صوتی امام هادی علیه السلام
🔹حجت الاسلام #محسن_حنیفی
#امام_هادی_علیه_السلام
#زندگینامه_امام_هادی_علیه_السلام
#مقتل_امام_هادی_علیه_السلام
💠 صلوات خاصه امام هادی علیهالسلام 💠
▪️ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَصِيِّ الْأَوْصِيَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِيَاءِ
وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ
اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَهُ نُوراً يَسْتَضِيءُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ
فَبَشَّرَ بِالْجَزِيلِ مِنْثَوَابِكَ وَ أَنْذَرَ بِالْأَلِيمِ مِنْ عِقَابِكَ
وَ حَذَّرَ بَأْسَكَ وَ ذَكَّرَ بِآيَاتِكَ
وَ أَحَلَّ حَلَالَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ
وَ بَيَّنَ شَرَائِعَكَ وَ فَرَائِضَكَ وَ حَضَّ عَلَى عِبَادَتِكَ
وَ أَمَرَ بِطَاعَتِكَ وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِكَ
فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَمَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ.»
📚 زادالمعاد، ص٣١٢
.
.
✏️ #یادداشت | یمنی ها را بهتر بشناسیم 🇾🇪
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻قوم یمن در قرآن
قوم سبا که در زمان حضرت سلیمان وجود داشتند، ابتدا خداپرست نبودند ولی بعد از نامه سلیمان نبی به آنها، خداپرست شدند. سبا بخشی از یمن امروزی میباشد.
🇾🇪سوره نمل؛ آیه۲۴
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻پادشاه خانوم
تنها پادشاه خانومی که در قرآن از آن نام برده شده ملکه سبا (بلقیس) میباشد. او حکومت بسیار قوی و با عظمتی در یمن ایجاد کرده بود ولی خورشید پرست بود. بعدها با دعوت حضرت سلیمان به خداپرستی، یکتاپرست شد. برخی میگویند تنها حکومتی که ذوالقرنین نتوانست آن را فتح کند، حکومت بلقیس بوده.
🇾🇪مجمع البیان؛ ج۷؛ ص۳۷۲ / تاریخ مدینة دمشق؛ ج۶۹؛ ص ۶۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻بانوان و کار سیاسی
با توجه به داستان ملکه سبا در قرآن، مقالاتی در بررسی نگاه قرآن به مدیریت و حضور فعال زنان در جامعه نوشته شده است. بنابراین بانوانی که کار سیاسی میکنند قدردان یمنی ها باشند لطفا؛ چون میگویند بلقیس بعد از ایمان آوردن به حضرت سلیمان، با تایید ایشان تا چند سال حاکم یمن باقی ماند.
🇾🇪تاریخ مدینة دمشق؛ ج ۶۹؛ ص ۶۷
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻ازدواج با سلیمان نبی
بعد از ایمان آوردن به خدا، بقلیس و حضرت سلیمان با هم ازدواج کردند و حضرت برایشان خانه بسیار زیبایی از بلور ساختند که روی آب قرار داشت...
🇾🇪بحارالانوار؛ ج۱۴؛ ص۱۱۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻اروپا یا یمن؟!
در سوره نمل از نعمات و سرسبزی بسیار زیاد یمن (قوم سبا) سخن گفته شده. به قدرى این سرزمین پر بركت بود كه در تواريخ آمده: اگر كسى سبدى بر روى سر مىگذاشت، و در فصل ميوه از زير درختان عبور مىكرد، آن قدر ميوه در آن مىريخت كه، بعد از مدت كوتاهى سبد پر مىشد!|
🇾🇪تفسیر نمونه؛ ج۱۸؛ ص۷۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻شیعه شدن توسط ایرانی ها
رهبر انقلاب: از همین مازندران ما و گیلان ما – منطقه ی شمال رشته کوه البرز – یک عده یی از ایرانی های ما بلند شدند و به یمن رفتند و حکومت شیعه زیدی (زید بن علی، فرزند امام سجاد) را در آن جا برپا کردند. یمنی ها شیعه زیدی هستند و حکومت زیدی داشتند؛ این به وسیله ی سربازان ایرانی و مجاهدان و مدافعان اسلام و تشیع صورت گرفت.
🇾🇪بیانات ۱۳۸۳/۱۲/۰۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻آخوندها و یمن
خاندان اشعری، گروهی از یمن بودند که به دلیل سختگیریهای حجاج بن یوسف به شیعیان، از کوفه به قم مهاجرت کردند و قم را محل سکونت خود و مرکز ترویج تشیع در ایران ساختند. از آن به بعد بود که قم، قم شد.
🇾🇪السیرة النبویة؛ج۱؛ ص ۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻اولین حاجی ها
بعد از اینکه خداوند به حضرت ابراهیم ماموریت داد تا وجوب حج را بر مردم بیان کند، میگویند اولین گروهی که دعوت جناب ابراهیم را برآورده کردند، اهل یمن بودند.
🇾🇪الكافي؛ ج۴؛ ص۲۰۵
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻علاقه پیامبر به یمن
ابن عباس (پسر عموی) پیامبر میگوید: حضرت محمد هر وقت اهل یمن را میدید، با رویی خوش به آنها میفرمود: مرحبا به خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی!
🇾🇪بحار الأنوار؛ ج۵۷ ؛ ص۲۲۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻دو برادر معروف یمنی
کمیل یکی از یاران خاص امام علی و امام حسن اهل یمن بود. دعای کمیل از یادگاری های اهل یمن برای شیعیان است که توسط امیرالمومنین به او آموزش داده شده است. جالب است بدانید برادر کمیل، قاتل طفلان مسلم بوده است!!!
🇾🇪نهج البلاغه دشتی؛ ص۵۹۹
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻یمنی ها در کربلا
بسیاری از شهداء معروف کربلا اهل یمن بوده اند مثل عابس، بُریر، نافع بن هلال و... تا حدی که برخی میگویند ۳۴ نفر از ۷۲ شهید کربلا، یمنی بوده اند.
🇾🇪نقش قبائل یمنی در حمایت از اهل بیت؛ ص۳۳۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻پیامبر یمنی
پیامبر اکرم: بهترین ایمان و حکمت در یمن است، اگر ماموریت هجرت از مدینه به مکه نبود، من هم اهل یمن بودم و به آنجا میرفتم.
🇾🇪 کافی؛ ج۸؛ ص۷۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻دوست یمنی ها
امیرالمومنین میفرمودند: حضرت محمد به ما میگفتند: هر کس اهل یمن را دوست دارد، گویا من را دوست دارد و هر کس با آنها دشمنی کند، گویا با من دشمنی کرده است.
🇾🇪كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج۲ ؛ ص۵۴۱
📎 #یمن
#جهاد_مقدس 🇾🇪
.
.
#امام_جواد_علیه_السلام
🌹 امامت امام جواد(ع) در کودکی
امام جواد(ع) در حدود ۸ سالگی به امامت رسید. به دلیل پایین بودن سن وی، میان شیعیان درباره امام پس از حضرت رضا(ع) اختلاف شد. برخی به دنبال عبدالله بن موسی، برادر امام رضا(ع) رفتند، اما طولی نکشید او را شایسته امامت ندانستند و از او روگرداندند. برخی به احمد بن موسی برادر دیگر حضرت رضا(ع) گرویدند و شماری نیز به واقفیه پیوستند. با این حال، بیشتر اصحاب علی بن موسی الرضا(ع) به امامت فرزندش جواد(ع) معتقد شدند.
منابع علت این اختلاف را کودکی جوادالائمه(ع) دانستهاند. به گفته نوبختی علت پیدایش این اختلاف، آن بود که آنان بلوغ را از شرایط امامت میدانستند.
البته این مسئله در زمان حیات امام رضا(ع) نیز مطرح بود. حضرت رضا(ع) در واکنش به کسانی که خردسالی جوادالائمه را مطرح میکردند به نبوت حضرت عیسی(ع) در کودکی استناد میکرد و میفرمود: «سن عیسی هنگامی که نبوت به وی عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.»
همچنین در پاسخ به کسانی که شبهه کودکی امام جواد(ع) را مطرح میکردند، به آیاتی از قرآن درباره نبوت حضرت یحیی در کودکی و سخن گفتن حضرت عیسی در گهواره استناد میشد. خود او نیز در پاسخ به کسانی که مسئله سن او را مطرح میکردند، به جانشینی حضرت سلیمان به جای حضرت داود، در کودکی اشاره میکرد و میگفت: «هنگامی که حضرت سلیمان(ع) کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا میبرد، حضرت داود(ع) او را جانشین خود کرد؛ اما علمای بنیاسرائیل آن را انکار میکردند.»
📚منبع
فرق الشیعه، نوبختی، ص۸۸
مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج۴، ص۳۸۳
کافی، شیخ کلینی، ج ۱، ص ۳۲۲
#امام_جواد
#فضائل_امام_محمد_تقی
📚 #مداحی_عالمانه
.
.
#امام_جواد_علیه_السلام
#امامت_در_کودکی
🌸 من هم مانند علی علیهالسلام ۹ سال دارم
علی بن اسباط میگوید: روزی به امام جواد علیهالسلام عرض کردم: ای مولای من! مردم به کوچکی سن شما ایراد میگیرند و به این جهت از پذیرفتن امامتتان سر باز می زنند.
امام در پاسخ فرمودند: «چرا آنان این نکته را بر من ایراد میگیرند؟ به خدا سوگند! خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود»: «قُل هذِهِ سَبیلی اَدْعُو ا الی اللهِ عَلی بَصیرةٍ اَناومَنِ اتَّبَعَنی.» (۱)؛ «بگو: این راه من است! من و هر کسی که پیرو من باشد، با بصیرت کامل، [همه مردم را] به سوی خدا دعوت میکنیم.»
«و غیر از علی علیهالسلام در اول اسلام، کسی از رسول الله صلی الله علیه و آله پیروی نکرد. و آن حضرت در آن هنگام ۹ ساله بود و من هم ۹ سال دارم. [که با بصیرت کامل مردم را به سوی خدا هدایت میکنم؟»(۲)
📚منبع
(۱) سوره یوسف،آیه ۱۰۸
(۲)تفسیرقمی، ج۱، ص۳۵۸
#امام_جواد
#فضائل_امام_محمد_تقی
#مداحی_عالمانه
.
🔶 کودک بودن او در امامتش، مشکل ایجاد نمیکند
روزی صفوان بن یحیی به حضرت رضا علیه السلام عرضه داشت: قبل از آنکه خداوند متعال فرزندت – حضرت ابوجعفر – را به شما عطا کند، میفرمودید که خداوند به من پسری خواهد بخشید. اینک خداوند متعال او را به شما ارزانی کرد و چشم ما به جمالش روشن شد. حال میپرسیم، – خدای نکرده – اگر خبری شد [و شما از دنیا رفتید!] بعد از شما ما به چه کسی رجوع کنیم؟
امام رضا علیهالسلام به فرزندش حضرت جواد علیهالسلام – که پیش رویش ایستاده بود – اشاره کرد. صفوان بن یحیی با کمال تعجب گفت: ایشان که کودکی سه ساله هستند؟! [چطور میشود یک کودک امام باشد؟]
امام فرمودند: «و ما یضره من ذلک شی ء قد قام عیسی بالحجه و هو ابن ثلاث سنین.»
«کودک بودن او در امامتش مشکل ایجاد نمیکند، عیسی علیه السلام در سه سالگی به حجیت الهی قیام نموده [و به نبوت رسید].»
📚منبع
تفسیرالمیزان، علامه طباطبایی، ج۱۴، ص۵۵
.