eitaa logo
حدیث اشک
13.7هزار دنبال‌کننده
151 عکس
231 ویدیو
15 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ز ناله تو در آمد فغان بى خبران چه كرد گريه تو با قلوب رهگذران به پرسش تو جوابى نداده است كسى بگو مگر كه چه پرسيده اى ز همسفران همينكه پيش تو نام از حسين مى آرند دوباره مى كند آتشفشان غم فوران به آفتاب مدينه بيا و عادت كن كه بر سر تو دگر نيست سايه پسران كسى تو را دگر ام البنين خطاب نكرد نداشت فايده اما محبت دگران ز بچه هاى تو اصلا رباب دلخور نيست مباش آخر عمرى از اين جهت نگران @hadithash
ام الادب از اول هر کجا که حرفی از مادرترین بوده همیشه بعد اسم فاطمه ، ام البنین بوده کنیزی کرد زینب را مقامش رفت بالاتر اگر ام‌البنین ، ام‌البنین شد اینچنین بوده خودش را روز اول پای زینب روی خاک انداخت کسی که پیش اقوام خودش بالانشین بوده ادب را شیر کرد و نوش جان بچه هایش کرد که بی شک همسر شیرخدا شیرآفرین بوده برای بچه های فاطمه مادر شدن کم‌نیست فقط او لایق این مرتبت روی زمین بوده اگر او را بخواهم در عناوینی بگنجانم علی تاج ولایت بود و این بانو نگین بوده اگر نانی به سائل داده گفته یادشان باشد که نان سفره اش نان امیرالمونین بوده هزار عباس اگر می‌داشت تقدیم علی می‌کرد نخوان ام‌البنین اورا که ام‌العارفین بوده ازاین که عالَمی حاجت گرفت از دست پُرمِهرش یقین دارم خودش دستِ خدا در آستین بوده شبیه کربلایی ها بخواه اول از او حاجت چرا که پیش از عباسش به فکر زائرین بوده امام دین در عاشورا به عباسش پناه آورد از این منظر ببینی زیر دِینش رکن دین بوده علمدارش زمین افتاد اگرچه‌ روز عاشورا علمدار بساط روضه بعد از اربعین بوده به داغ شیرخواره گریه کرده نه به شیرانش فداکاری ببین ، انگار اُمِّ بی‌بنین بوده به سینه میزد و میگفت ای تنهای بی مادر تمام فکر و ذکرش لحظه‌ی هل من معین بوده نبایستی برایش از حسین اینگونه میگفتند که ساعاتی به زیر زانوی شمر لعین بوده نمیزد اینقدر لطمه، اگر با او نمیگفتند که یک نیزه به پایش خورد وقتی روی زین بوده سوالی کرد که با سر چه‌ها کردند بعد از ذبح بشیر آهسته گفت ام‌البنین در خورجین بوده خجالت می‌کشید از فاطمیات بنی‌هاشم که در کوفه حجاب دخترانش آستین بوده همان بهتر نبود آنجا ببیند دخترانش را میان مجلسی که حرمله بالانشین بوده کسی نشنیده از او که بگوید: وای عباسم... ولی سردردهایش از عمود آهنین بوده گروه شعر یامظلوم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عاشقان عالمی دگر دارند چشم‌هایی همیشه تر دارند پیرزن‌های کربلایی از غم اُمّ‌البنین خبر دارند جای او زائر ابوالفضل‌اند از دلش بار غصه بردارند سفره‌های نیابتی یعنی سهم از این سفره بیشتر دارند از پسرهای مادری گویند مادرانی که خود پسر دارند جایش انگار روضه می‌خوانند روی هر رهگذر اثر دارند روضه اینجا رسید اهل حرم نگران دست بر کمر دارند شیرها رفته‌اند از این بیشه حال اگر گرگ‌ها جگر دارند آه ای روزگار، شب‌پره‌ها نقشه‌ی غارت قمر دارند رفت سقا ولی سه ساعتِ بعد همه بر صحنه‌ای نظر دارند مادری قد خمیده با پسرش سر در آغوش یکدگر دارند آن طرف عده‌ای به سوی حرم این طرف نیز ده نفر دارند نعل‌ نو می‌زنند بر مرکب چه خیالی مگر به سر دارند آنچنان تاختند روی تنش اثری تا نمانَد از بدنش @hadithashk
برائت از بنی امیه لعنهم الله در عصر ظهور 🔻قالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «یَا عَلِيُّ! سَیَلْعَنُکَ بَنُو أُمَیَّةَ وَ یَرُدُّ عَلَیْهِمْ مَلَکٌ بِکُلِّ لَعْنَةٍ أَلْفَ لَعْنَةٍ، فَإِذَا قَامَ الْقَائِمُ لَعَنَهُمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً.» ♦️رسول خدا صلی الله علیه و آله: «ای علی! به زودی تو را بنی امیه لعنت و نفرین می کنند، و فرشته ای در ازای هر لعنتی که بر تو می فرستند، هزار لعنت و نفرین بر آنها می فرستد، پس زمانی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، چهل سال آنها را لعن و نفرین خواهد کرد.» منبع @hadithashk
سوگند به فرزند های راستینش گشتیم و پیدا نیست در عالم قرینش همراه زهرا مرتضی هم آفرین گفت بر دامن پاک ابالفضل آفرینش از نور حیدر گشته روشن آسمانش از نور ساقی می شود روشن زمینش او را بخوان دارا تر از دارا ترین ها ما را بخوان مستضعفِ مستضعفینش عباس برده دست بر دامان این زن عالم اگر روزی خورد از آستینش بین تمام کنیه هایی که نوشتند جان ها فدای کنیه ی ام البنینش @hadithashk
عشق حسین(ع) در تمام عمر دنبال نگاه دلبرم با همین امید دائم در هوایش می پرم هر زمانی صاحب خانه عتابم میکند می‌فرستد در پی ام می‌داند این دور و برم من به نان مادر این خانه عادت کرده ام چون که از روز ازل نان از همین جا می‌برم افتخارم نوکری بچه های فاطمه است خادم این طایفه از ابتدا تا آخرم زنده ام عمری به عشق اینکه در وقت ممات می‌رساند خویش را مولا به بالای سرم هر کسی دارد به چیزی اعتقادی من ولی نیست جز عشق حسین بن علی در باورم روز محشر هر چه که دارند را رو می‌کنند من هم اشک روضه ارباب را می آورم بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ز داغ تو دو چشم من گوهر از دیده افشاندن ابالفضلم کجایی که به در چشمان من ماندن شنیدم پیش طفلان پیکرت با نیزه بالا رفت تو را کشتند نامردان دلم را سخت سوزاندن شنیدم جسم بی جان تو را با نیزه ها بردن تو را در دشت گرداندن ولیکن برنگرداندن شنیدم گوشه ی گودال با نیزه برش گرداند تن اهل و عیالش را در آن جنجال لرزاندن شنیدم روی نیزه گریه کردی از غم زینب شنیدم خارجی ها زینبم را خارجی خواندن جماعت مست بودند و سرت را تاب می‌دادند شنیدم که سرت را عده ای با نیزه چرخاندن @hadithashk
یا اماه آمد و یک مدینه آه آورد چشم گریان به شوق ماه آورد آمده با صلابت گریه ایستاده به قامت گریه در هوای نگاش ابر کشید بر زمین نقش چار قبر کشید بر مزار خیالی‌اش که نشست مرثیه خواند و گریه کرد و شکست بر روی دستهای اخلاصش زره یادگار عباسش نه فقط از تبار اشک است او بلکه مادربزرگ مشک است او فاطمه بود،فاطمه اما پشت در جاگذاشت اسمش را روز ، خورشیدو ماهتاب شبند اهل تقوا همیشه با ادبند گفت این خانه مال آل عباست گفت که فاطمه فقط زهراست به خودش ام بی بنین میگفت و به زینب هم اینچنین میگفت روزگارم شده‌ست پاییزی که نبینم تو اشک میریزی هی مرا مادرم خطاب نکن هی مرا از خجالت آب نکن شان من چون بتول اقدس نیست مادری کار هرکسی پس نیست مادر من به حکم لم یزلی شیر داده مرا به ناد علی آسمان نور دست من داده ماه در دامن من افتاده پسری داشتم که سقا بود خادم بچه های زهرا بود پسری داشتم مودب بود پسرم تکیه گاه زینب بود افتخار من و عشیرهٔ من یل من نافذ البصیرهٔ من علمش مرکز سپاه امام دستهایش ستون کل خیام آه اما بریده شد یارب آن دوتا دست از سر زینب اهل تکفیر پرپرش کردند نیزه ها جنگ بر سرش کردند تیغها پاره پاره اش کردند ماه را پرستاره اش کردند غیرت‌الله که زمین افتاد دخلت زینبُ علیَ بْنُ زیاد آه از دست بی بصیرت ها خنده ها طعنه ها شماتت ها گریه های سکینه اشک رباب آه از خیزران و بزم شراب  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به یُمن اشک پر و بال من کجاها رفت شبیه رود به آغوش امن دریا رفت دمِ حسینیه لالی بلند گفت: حسین! شنید معجزه ات را ، دل مسیحا رفت کنار منبر تو لاتِ کوچه‌گَرد نشست... زمان رفتنِ از روضه ، کوه تقوا رفت شراب جنت من چای بعد هیئت هاست خوش آن لبی که پِی این مِی طهورا رفت حیاط خانه‌ی ما صحنی از حرم شده است همین که سردَرِ آن پرچم تو بالا رفت برای نذر عزای تو خرج می کرده چه سودها که به دخل دکان بابا رفت هنوز رفتن مادر بزرگ یادم هست... سلام داد به سمت حرم..، ز دنیا رفت لباس مشکی من کادویی ز مادر توست همیشه در تن من هدیه های زهرا رفت عَنان نوکرِ تو دست شخصِ سلطان است غلامِ تو به رضاجان سپرد خود را..،رفت قوای دوش علم‌کِش مدد اباالفضل است همان یَلی که به سوی فرات ، تنها رفت خبر رسید علمدار در کمین افتاد خبر رسید به خیمه...، توان زن ها رفت برای شرح تنش گفته اند: کَالْقُنفذ!... چقدر تیر به تشییع جسم سقّا رفت رشید علقمه را نیزه قدّ اصغر کرد بببن چه بر سر آن پهلوان رعنا رفت! حسین بعد اباالفضل بی زره..، افتاد... به روی مُصحَف توحید ، شمر با پا رفت @hadithashk
وقت گریه یار وقتی نیست زانو یار شد تکیه گاه گریه کردن های من دیوار شد مردم دنیا نمیفهمند ما عاشق شدیم زندگی کردن برای عاشقان دشوار شد من سرم را میزنم بر در که در را وا کنی کار تو انکار کردن کار من اصرار شد زار بودم زار گشتم زارتر از قبل خویش زار زارم رفت بالا روزگارم زار شد یاد تو افتادم و افتادم از آب و غذا یاد تو افتادم و حالم چه گریه دار شد مادرم گفته که از ام البنین حاجت بخواه دست و دل بازی تو بوده… گدا بسیار شد ما سر سال از تو میگیریم روزی را فقط بار ما با روزی هر ساله ی تو بار شد مثل مسکین های عباست ببین ما را شما جای دیگر رفتنم خیلی برایم عار شد ما هم آزرده ست این دنیا ، شما را بیشتر قدّ زن های حرم قلب تو هم آزار شد گریه کردی گریه کردن چشم هایت را گرفت گریه کردی و همه دیدند چشمت تار شد خم به ابرویت نیامد گفت ابرویش شکست چشم و ابرویش فدای چشم های یار شد تا خبر دادند افتاده زمین افتاده ای … صورت قبری کشیدی صورتت غمدار شد تا مسیحای جوانت را به نخلی بسته اند مریم آل علی هم راهی بازار شد با مکافاتی سرِ نیزه سرش را بسته اند چون نمیمانده به نیزه قسمتش دستار شد از خجالت از سر نیزه میفتاد او زمین روضه ی افتادنش از نیزه ها تکرار شد مجلس نامحرمان را رفت همراه زنان بیشتر از کربلا در شهر شام آزار شد @hadithashk
حضرت ام البنین سلام الله علیها احیاگر شعاير حسینی حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: وكانت أم البنين أم هؤلاء الأربعة الاخوة القتلى تخرج إلى البقيع فتندب بنيها أشجى ندبة وأحرقها … : ام البنین علیها السلام مادر چهار پسر بود - که عاشورا در کربلا - شهید شدند، پس او به بقیع میرفت و با شدیدترین و سوزاننده ترین نوحه ها بر این شهدای کربلا میگریست و ناله میکرد پس مردم پیرامونش جمع می شدند، و سخنانش را می شنیدند، حتی مروان علیه لعنة نیز از جمله کسانی بود که به بقیع می آمد، و با نوحه ها و سخنان ام البنین میگریست 📚 بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٤٥ - الصفحة ٤٠ در کتاب «الامالی الخمیسیة» آمده است که امام صادق علیه السلام فرمودند: ام جعفر کلابیه ( سلام الله علیها) بر امام حسین علیه السلام نوحه‌خوانی می‌کرد، و بر ایشان می‌گریست در حالی که چشمانش نابینا شده بود! مروان که آن زمان والی مدینه بود به صورت ناشناس در شب می‌آمد تا اینکه می‌ایستاد و به گریه و نوحه‌خوانی‌ ام‌البنین سلام الله علیها گوش می‌داد! 📚 الشجري الجرجاني، كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية، جلد ۱، صفحه ۱۷۵ @hadithashk
حدیث اشک
ز داغ تو دو چشم من گوهر از دیده افشاندن ابالفضلم کجایی که به در چشمان من ماندن شنیدم پیش طفلان پیکر
شعر اصلاح شده از غم یار سرشک مژه دریا کردند دل من خون،چو دل زینب کبرا کردند این شنیدم که ابوالفضل من از پا افتاد یوسف فاطمه را بی کس و تنها کردند این شنیدم که همان ها که به تو تیر زدند تا که خوردی به زمین،نیزه مهیا کردند این شنیدم که تو رفتی و پس از رفتن تو کودکان در وسط خیمه خدایا کردند باورم نیست که از نیزه زمین خورد سرت و ز پهلو سر نیزه سر تو جا کردند باورم نیست که با بودن تو عباسم زینبم را سر بازار تماشا کردند شیر من باد حلال همه فرزندانم که سر و جان به فدای گل طاها کردند اشک میریزم اگر در غم طفلانم نیست اشک ریزم که چه با یوسف زهرا کردند نه فقط بر بدنش زخم روی زخم زدند نیزه را در بدن زخمی او تا کردند گر که مضمون جدیدی است به طبع شائق نظر لطف بر او حیدر و زهرا کردند @hadithashk