eitaa logo
حدیث اشک
13.3هزار دنبال‌کننده
147 عکس
230 ویدیو
13 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
در شبستان دلم روشَنیِ ماهی نیست چشمِ ظلمت‌زده ، شایسته‌ی گمراهی نیست نا نمانده است که در هِجر تو حسرت بکشم متعجب شده آئینه ، چرا آهی نیست! سر به صحرا زده یعقوب ، به یوسف برسد غافل از اینکه در این بادیه‌ها ، چاهی نیست گِله از غربت خود داری و من باخبرم مشکلی سخت‌تر از مُعضل آگاهی نیست حاضرم داغ فراق تو مرا پیر کند بخدا نوکر تو ، آدم خودخواهی نیست اختیاراً گره انداخته ام در کارم این گرفتاریِ من گردنِ اِکراهی نیست کوه طُغیان من از عرش فراتر رفته طاعتی کو؟ که در انبار عَمَل ، کاهی نیست جانِ شاهَنشهِ وادیِ نجف ، جانِ منی! گرچه این عاشقت ، آنگونه که میخواهی نیست زود دریاب که «أَبْلَیتُ شَبابي»* ، آقا! عُمر من صرف تباهی شده و راهی نیست بین رویا چِقَدَر دستِ تو را بوسیدم کاش تائید کنی خوابِ خوشم ، واهی نیست " هرگز از رونق بازار غمت کم نشود " بس که در کار گدایان تو کوتاهی نیست من فقیرم ، همه داراییِ من چیست ؟! حـسـیـن... جز فراق حرمش ماتم جانکاهی نیست ▪️ نوکِ نیزه ، تَهِ خورجین ، کَفِ خاکیِ تنور وسط طشت طلا جای سر شاهی نیست *أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ جوانی‌ام را در سرمستیِ دوری از تو فرسودم! 🔶مناجات شریف شعبانیه @hadithashk
آسمان ابر شد و موسم باران آمد بارش عشق به امداد بیابان آمد دلمان گرم شد از بارش نورش وقتی دست مهرش به سر سوز زمستان آمد فصل ویرانگی ام طی شد و نرگس گل داد سر و‌ سامان دل بی سر وسامان آمد دفتر دوره ی دلواپسی ام بسته شد و فصل دلتنگی آدینه به پایان آمد شد زلیخا همه ی شهر زمانی که شنید یوسف فاطمه از جانب کنعان آمد محشری کرد به پا هیبتِ قَدْ قامت او جلوه کرد و به تن مرده ی ما جان آمد باده ای بود که در خمره ی حق می جوشید ساغری بود که با خیر فراوان آمد یازده آیه تطهیر رسید و پس از آن وقت تفسیر شد و سوره ی انسان امد رد شد از خاطره ی سیزده آیینه ی نور ماه کامل شد و در نیمه شعبان آمد @hadithashk
اومدم دعا کنم تا که بیای هی خداخدا کنم تا که بیای بعداز این میخوام که همراه دعا دوری از خطا کنم تا که بیای اومدم بگم منو نگا کنی تو نمازشب برام دعا کنی اومدم که التماست بکنم نشه یک لحظه منو رها کنی اگه تو بیای آقا بهار میاد تو دل منتظرات قرار میاد یه روز عاشقات بهم خبر میدن  آقامون داره با ذوالفقار میاد میای و لبارو خندون می کنی مهربونی رو فراوون می کنی شب انتظار دیگه تموم میشه میای و دردا رو درمون می کنه میایو غم از تو سینه می بری میاری صفا و کینه می بری کاشکی که زنده باشیمو ببینیم که میای مارو مدینه می بری میای و با چشمای تر میخونی میای از غربت حیدر میخونی چه قیامتی میشه وقتی آقا... برا ما روضه ی مادر میخونی کاشکی از باغ خزونت بخونی از عموی مهربونت بخونی ما چقد لطمه بصورت می زنیم وقتی که از عمه جونت بخونی @hadithashk
من کویر خشکیده در تشرف باران من شکسته بالی از حلقه گرفتاران من مریض بد حال و او طبیب بیماران دست خالی آوردم مثل دیگرِ یاران جان من به لب آمد ایهاالعزیز من روز من به شب آمد ایهالعزیز من بو کشیده‌ام امشب عطر ناب پیمانه تا رسیده‌ام اینجا پشت درب میخانه ساقیا تفضل کن بر گدای دیوانه رفته از سرم عقلم در هوای جانانه عطر میکده امشب کرده فارغ از خویشم در هراس از این دوری دائماً به تشویشم پشت درب میخانه با ادب زدم زانو مِی نمی‌زنم هستم مست ساقی مه‌رو در پی تماشای چشم و صورت و ابرو در پی تماشای حلقه حلقه گیسو در حریم او دارم میل عرض حاجاتی حاجتم نگاه او بر من خراباتی ساقیا نگاهی کن سوی ظرف دستانم لحظه‌ای تامل کن من گدای احسانم در مدیح تو ساقی تا همیشه می‌خوانم شوق تو چنین کرده من اگر که حیرانم ایهاالعزیز من! کن تصدقی آقا دفتر جنونم را کن تورقی آقا تو بهشت دلهایی ای ربیع انسان‌ها شمس پشت ابری تو ای امام دوران‌ها تو علائم دینی بر همه پریشان‌ها تو قواعد علمی در تمام دیوان‌ها صادقُ پس از صادق تو بقیه‌اللهی ما رعیتت آقا تو خلیفه‌اللهی هَل الیکَ کو راهی؟ تا جمال تو بینم کی شود میسر تا محضر تو بنشینم ای که کرده مژگان رخنه در دل و دینم آمدم که مرهم از خاک پات برچینم تو عزیز زهرایی من غلام بد حالم دست من بگیر آقا ای محول الحالم کوچه کوچه‌های ما پر شد از چراغانی بر لب محبانت پر شد از غزلخوانی در هوای تو حال ما شده چه عرفانی خسته شد ز هجرانت سینه‌های کنعانی طلعت رشید تو آرزوی ما باشد حُسن رویت آقا جان گفتگوی ما باشد تو بیا و از کار عاشقان گره وا کن درد هجر و دوری را تو بیا مداوا کن فکری ای گل زهرا بر غریبی ما کن بر نجات قدس آقا لشگری محیا کن غزه و یمن از جان می‌زند تو را فریاد قلب مردم ایران می‌زند تو را فریاد تومی‌آیی و داری یک سپاه رخشانی همت است و زین‌الدین، قاسم سلیمانی ما هم این طرف حاضر تا دهی تو فرمانی ما همه گروهان سید خراسانی انقلاب ما باشد اول قیام تو ان‌جدی‌العطشان اولین پیام تو @hadithashk
همه زندگی‌و وجود ما ،"لِتُرابِ مَقْدَمِكَ الفِدا"(۱) "عَظُمَ الْبَلاء، بَرِحَ الْخَفَا"،(۲) بخدا تویی همه هست ما ملکوت غرقِ به زمزمه، بُوَد این نوا به لب همه که بیا بیا گُل فاطمه، چه کنیم "وَانْکشَفَ الْغِطَا"(۳) نَبُوَد اجابتِ در دعا، نه امید در دل شیعه‌ها نه کسی به جز تو به فکر ما، تو بیا که "وَانْقَطَعَ الرَّجا"(۴) من اگر چه روسیه و بدم، مکنی ز درگه خود ردم به تو گفته‌ام غم بی‌حدم، که تو "مُستَعانی و مُشتَکی"(۵) تو بیا که دیده به راه توست، و مسیح بین سپاه توست همه رزق ما به نگاه توست، وَ"بِیُمْنِکَ رُزِقَ‌الْوَرىٰ"(۶) شرف حرم به وجود توست، ز ازل قِدَم به وجود توست(۷) به خدا قسم به وجود توست، "ثَبَتَتِ الاَرضِ وَالسّما"(۸) "وَ مَن اِسمُهُ که دَوا" تویی، "وَ بِذِکرِه که شِفا" تویی(۹) تو بیا بیا که دعا تویی، "بِجَمالِکَ کَشَفَ الدُّجىٰ"(۱۰) صلوات حق به جمال تو، "حَسُنَت جَمیعُ خِصالِ تو"(۱۱) برسیم روز وصال تو، "بِکَمالِکَ بَلَغَ العُلی"(۱۲) تو اگر کنی سوی ما نظر، ز غم و بلا چه غمی دگر شب تیره با تو شود سحر، "وَ بِنورِ وَجهِكَ مُنتَهىٰ"(۱۳) به فدای چشم ز خون ترت، تو بیا به ناله‌ی مادرت و قسم به جدّ مطهرت، "وَ هُوَالشّهیدُ بِکَربَلا"(۱۴) به حسین و حزن غریب او، به حسین و "شَیبِ خَضیبِ" او(۱۵) به حسین و "خَدّ تَریبِ" او،(۱۶) که تویی تویی مه دلربا به حسین و خون جبین او، تو بیا ز قتلگهش بگو سر شه جدا نشد از گلو،"ذُبِحَ الحُسَینُ مِنَ القَفا"(۱۷) به حسین سوره‌ی فجر و نور، که سرش بُوَد به دل تنور، بدنش به زیر سُم ستور، که حسین گشته حسین‌ها بگو از حسین و مُخدرّات، و بخوان ز "نِسوَتِ بَارِزات"(۱۸) بگو از "جُیُوبِ مُضَرّجَات"،(۱۹) بگو از "مُرَمّلُ بدّما"(۲۰) به حسین و طفل شده شهید، که عدو گلوی پسر درید "وَ مِنَ الوَریدِ اِلَی الوَرید"،(۲۱) سر طفل شد ز بدن جدا چه بگویم از سر اصغرش، چه بگویم از تن بی‌سرش که به پیش دیده‌ی مادرش، سر او زدن روی نی چرا؟ به فدای طرز هدایتت، همه عمر بوده حمایتت نبُوَد به غیر عنایتت، که سروده شائق بی‌نوا @hadithashk ۱)معنی: به فدای خاک قدومت ۲.۳.۴.۵)دعای فرج ۶.۸)«بِیُمْنِهِ‌ رُزِقَ‌ الْوَرَى‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ» بحارالانوار ج۲۳ ص۳۸ ۷) عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْحُجَّةُ قَبْلَ‌ الْخَلْقِ‌ وَ مَعَ‌ الْخَلْقِ‌ وَ بَعْدَ الْخَلْقِ. الکافی ج۱ ص۱۷۷ ۹)دعای کمیل ۱۰.۱۱.۱۲)قطعه ای از شعر سعدی بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله به سبب کمالش به بلندی رسید، با روی نکوی خود تیرگی​ها را برطرف ساخت، همه​ی روشهایش نکوست، بر او و خویشانش درود باد. ۱۳)این عبارت در دو جا آمده است: ۱/دعای کمیل ۲/فاضل متبحر سيد عليخان مدني در «کلم الطيب» از جد خود نقل کرده که اين دعاي فرج است: «اللهم يا ودود يا ودود يا ودود يا ذالعرش المجيد يا فعالا لما يريد اسئلک بنور وجهک الذي ملا ارکان عرشک و بقدرتک التي قدرت بها علي جميع خلقک و برحمتک التي وسعت کل شيء لا اله الا انت يا مبديء يا معيد لا اله الا انت يا اله البشر يا عظيم الخطر منک الطلب و اليک الهرب وقع بالفرج يا مغيث اغثني» ۱۴)و او شهید در کربلاست اشاره به حضرت حسین صلوات الله علیه. ۱۵.۱۶)زیارت ناحیه مقدسه ۱۷)ادر خطبه امام سجاد علیه السلام در شام که فرمودند: أنا ابن المذبوح من القفا، در بعضی کتب: أنا بن مجزوز الراس من القفا آمده است ۱۸.۱۹.۲۰)زیارت ناحیه مقدسه ۲۱)«فَذُبِحَ الطِّفْلُ مِنَ الْوَریدِ اِلَی الْوَریدِ اَوْ مِنَ الْاُذُنِ اِلَی الْاُذُن» پس ذبح شد طفل، از رگ تا رگ يا از گوش تا گوش (معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین (عَلَيهِما­السَّلام)
من به شوق نگاه معشوقم مینشینم گذر کند شاید او که رد شد قسم دهم او را شب ما را سحر کند شاید چه کسی گفته عاشقی باید راه کم پیچ و بی خطر باشد اول کار عاشقی این است دردسر پشت دردسر باشد این زلیخای دربدر اینجاست مو پریشان مکن فقط یوسف اینقدر خوبی خودت را هم خرج زندان مکن فقط یوسف تو به اجبار ما تک و تنها سالیانی به غیبتی رفتی زحمت ما به گردنت افتاد کنج زندان به خلوتی رفتی از همین توبه ها مشخص شد از خدا ما تو را نمی خواهیم آن طرف تو دعایمان کردی این طرف ما تو را نمی خواهیم @hadithashk
باهجر تو ما تجربه کردیم خزان را آورده به لب،غصه ی دوری تو جان را خیلی نگرانم تو بیایی و نباشم آرام نما قلب منِ دل نگران را رزق همه ی عالم امکان به ید توست «سائل نخورد ثانیه ای غصه ی نان را شیرینیِ اسم تو چه شوری به سر انداخت فرهاد کند،عشق تو شیرین صفتان را تو یوسف زهرایی و گر رخ بنمایی صد یوسف مصری بِکُند تخته دکان را چشمان تو شد تیر و دل ما هدفت شد صیاد،معطل نکن اینقدر کمان را تحت علمت هستم و تخت است خیالم صد شکر،خدا داده به من کهف امان را گفت حافظ شیراز تویی حافظ دنیا یارب برسان خسرو شیرین دهنان را آقا نجفی؟سامره ای؟کرب و بلایی؟ تا کی بشماریم فقط حدس و گمان را نگذار که ما جاهل و گمراه بمیریم تا کی نشِناسیم تو آقای زمان را شیعه به خدا گشته گرفتار،تو برگرد ای گل پسر فاطمه دریاب جهان را ای منتقم فاطمه ما چشم به راهیم برگرد و بسوزان تو فلانی و فلان را برگرد تورا جان همان دخترکی که میخورْد به همراه کتک زخم زبان را می‌گفت پدر طُرِّه ی گیسوت بهم ریخت تا حشر نبخشم به خدا شمر و سنان را از عمه شنیدم وسط مجلس اغیار یا حضرت منان برسان مهدی مان را @hadithashk
هر شب ز دلِ خسته، نگاهی به تو دارم در سجده ز جان، شوقِ پناهی به تو دارم چشمانِ ترم منتظرِ آمدنِ توست یک لحظه فقط، حسِ نگاهی به تو دارم در خواب، اگر دستِ تو در دست بگیرم بیدار نگردم، که نگاهی به تو دارم بگذار بمیرم به همان خوابِ خوشی که در آن تو بمانی، من و راهی به تو دارم @hadithashk
آمد بهار جانها، معشوق از در آمد ای شاخ تر برقصآ دوران غم سر آمد در وصف گُل همین بس در سامرا بروئید بوی گلاب حُسنش از سوی قمصر آمد آوا دهد منادی با بانگ شور و شادی بر باغ گُل مبارک سروِ صنوبر آمد نر گس ز شوق رویش ، مدهوش شد ز بویش درباغ گل بجویش یاس معطر آمد بر سبزه چون قدم زد، بر باغ گُل علَم زد از هر مناره بانگ الله اکبر آمد لبخند روی فرزند جان میدهد پدر را چون جان به پیکر شاه در بین عسکر آمد بلبل به شاخساران میخواند در بهاران طاووس اهل جنّت با بال و شهپر آمد شد نیمه ماه شعبان با معجز نگاهش گوئی بدست احمد شق القمر برآمد اندر خیال یارش دل بود بیقرارش همراه ذوالفقارش مانند حیدر آمد این نکته گفت مریم مهدی دَم است عیسی با لطف او عصای موسی چو اژدر آمد پشت نماز مهدی صف میزند ملائک بر انبیا چو احمد مهدی بُوَد سرآمد گفتم به دل چِسان شد عالم چنین مصفّا گفتا خنُک نسیمی از کوی دلبر آمد" تا عمر مانده باقی شو مست جام ساقی کو از سرای جنت با جام کوثر آمد آمد که دیو ظلمت از هیبتش گریزد نور فرشته ای که چون مهر خاور آمد عشق است روی مهدی مستم ز بوی مهدی کز مشک و عود و عنبر هر بار خوشتر آمد @hadithashk
می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را کاشکی نامه‌رسانی برساند ما را چه بگوییم، که اعدامِ صدا آزاد است می‌نویسیم قلم منتقمِ فریاد است بسم‌ربّ‌الْقلم ای آیه‌ی موعود سلام! از لبِ تشنه‌لبان می‌چکد «ای رود سلام!» اگر از حال دل بی‌خبران جویایی اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ... غصه‌ای نیست، به جز غربتِ جان‌فرسایت نیست غم، جز غمِ هجرانِ جوان‌فرسایت چشم‌مان کور شد از بسکه ندیدیم تو را گوش‌مان کر شده از بس نشنیدیم تو را دل‌مان گوشه‌ای از بی‌خبری‌ها پوسید لب‌مان نامِ تو را جای قدومت بوسید الغرض؛ بی‌سپری در دلِ دشمن سخت است تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است گرگ‌های دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شده‌اند راه‌زن‌ها وسطِ قافله پنهان شده‌اند منبرِ جدّ تو را منبریان دزدیدند خویش را نامه‌رسانان شما نامیدند نانِ هجرانِ تو را ندبه‌فروشان خوردند سودِ بازار تو را روضه‌فروشان بردند لشکرِ بی‌خبران از خبرت می‌گویند دشمنانِ پدرت از پدرت می‌گویند حرف‌شان گرچه دروغ است، ولی می‌گویند عمروعاصان سخن از عدلِ علی می‌گویند شمرکیشانِ زمان دورِ سرت می‌گردند کوفیان دنبالِ نامه‌برت می‌گردند برگِ تقویم پر از جمعه‌ی دلگیر شده روز موعود بیا، آمدنت دیر شده کاش تا خیمه‌‌ی سبزت قدمی پل بزنیم پیش چشمان ترت حرفِ تغزّل بزنیم ... پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است بین آبادی خود بی‌کس‌وکاری سخت است اشک، شد دانه‌ی تسبیح و زمین را پُر کرد با چنین سیلِ غمی لحظه‌شماری سخت است وسط لشکری از گرگِ بیابان دیده ابر باشی، ولی از ترس نباری سخت است از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است در زمینی که به عشقت شده نرگس‌کاری مثلِ هر روز گُلِ اشک بکاری سخت است گوشه‌ی شهرِ چراغان شده از میلادت سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است ؛؛؛ گر چه حرف از تو دروغی‌ست که در تکرار است بینِ ما بی‌عملان مردِ عمل بسیار است جاده‌ی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم با دلِ منتظران راه بیا منتظریم! @hadithashk
دستِ محتاج تر از من، به درت نیست کریم سر زدن به فقرا دردسرت نیست کریم پس کجایی گل نرگس؟ خبرت نیست کریم من و دیدار تو! ... شاید نظرت نیست کریم نیست آلوده تر از نوکر تو هیچکسی چقدر نیمه ی شعبان برسد، تو نرسی باز هم فکرِ دلِ نوکری امشب یا نه؟ با من بی سر و پا، می پری امشب یا نه؟ آبرو ریخته را، می خری امشب یا نه؟ تو مرا خیمه ی خود، می بری امشب یا نه؟ دستِ خالی من از دستِ تو وِل شد چکنم؟ مادرت از گنهم باز خجل شد چکنم؟! معصیت کارم و این، قابل فهمیدن نیست آنکسی آمده که لایق بخشیدن نیست کاشکی عفو کنی، کار تو رنجیدن نیست بهترین دوست من، مثل تو فکر من نیست آنچه من در تو ندیدم، غضب و کم محلی است ثمر عاشق تو بودن من، عشق علی است قطره ی اشک، به دریای علی محتاج است دل بیمار، به احیای علی محتاج است هرکه اینجاست، به زهرای علی محتاج است نجفم باز به امضای علی محتاج است آنکه برنامه ی مهمانی ما را چیده سفره های رمضان را به علی بخشیده وقت تنگ است، پی راه حلی می گردم شَرَّم و باعث خیرالعملی می گردم باز دنبال همان نور جلی می گردم دور زوار حسین بن علی می گردم دل من را وسط آن همه زائر، جا کن سفر کرببلای همه را امضا کن چون خماریم، کمی مِی به پیاله برسان عطری از باغچه ی آن گل لاله برسان گرچه آواره شدیم آه، قباله برسان پای جامانده ی ما را به سه ساله برسان گفت؛ بابا رمقی نیست دگر در بدنم دختری که وسط راه زمین خورد، منم خواب بودم ز بلندی به زمین خورد سرم سرت از نیزه بهم ریخت پس از چشم ترم مادرت دید لگد خورد به روی کمرم عمه دق کرد، شد آتش همه جای جگرم از شرار نفسم خاک بیابان می سوخت پای زخمم وسط خار مغیلان می سوخت اینهمه موی بهم ریخته را باد کشید معجرم روی سرم بود ... نیفتاد ... کشید طرح این خنده ی من را پُرِ ایراد کشید تو نبودی چقدر زجر، سرم داد کشید گوش من رفت ولی گوش برایت مانده بغلم کن، اگر آغوش برایت مانده @hadithashk
دامن باد صبا با گُل لبخند آمد لب تقویم به پابوسی اسفند آمد نفس آینه از دیدن او بند آمد آخرین سوره‌ی توحید خداوند آمد می چکد آیه‌ی تطهیر از این آبِ حیات مَقدم گُل‌پسر حضرت نرجس صلوات سِرِّ مجنونی عشاق عیان خواهد شد هرچه ناگفته ‌ی عشق است..،بیان خواهد شد در زمین صحبت آقای زمان خواهد شد " عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد " تو شروعی ، تو طلوعی ، تو چراغ‌اَفروزی تو نگاری ، تو بهاری ، تو خودِ نوروزی لوح ایمانِ مُزیَّن به دعا یعنی تو در دل صور یقین زنگِ صدا یعنی تو پُل نزدیک به دیدار خدا یعنی تو کُلُّهُم؛ پنج‌تن آل عبا یعنی‌ تو! حسنی‌زاده‌ترین احمد مختار تویی فاطمه‌وارترین حیدر کرار تویی تو همان کشتی در عرش شناور هستی گل خوشبوی بهشتی که معطر هستی بهترین نسخه ‌ی یک مرد دلاور هستی وارث تیغ دو دَم‌ ، وارث حیدر هستی ظرف میلاد تو مَظروفِ علی را دارد پای تو کعبه گریبان بدرد..،جا دارد چارده شاخه‌ی گُل جمع شده در باغت هر سحر حضرت جبریل شود مشتاقت مکّه‌ی قلب مرا فتح کند اخلاقت تکیه بر کعبه بزن..،دل ببر از عُشّاقت ما عجم ها..،همه سلمانِ مسلمان توایم خادم مرقد سلطان خراسان توایم لحظه ی دیدن خورشید ، نویدِ فرداست آخرِ جاده ی این رود ، شکوهِ دریاست شوق دیدار تو از برق نگاهم پیداست سامرا؛ صحنه‌ی پیدایش زیبایی هاست به همان تربت اعلات قسم..، جانِ منی! همه‌ی دلخوشی نیمه‌‌ی‌ شعبان منی دشت خشکیده ی ما چشم به باران دارد یوسف مصری ما میل به کنعان دارد کم کن این فاصله ها را..،اگر امکان دارد مادرم سخت به برگشت تو ایمان دارد وای از این در به دری ، وای از این خون‌جگری پدرم پیر شد و از تو نیامد خبری حس تردید نشسته است به روح و جانم هُرم کفر است که آتش زده بر ایمانم رونقی نیست در این کاسبیِ دکانم گره کور ظهور تو منم..،میدانم! با همین وضع دلم..،بس که شما آقایی بخدا شنبه هم آدم بشوم..،می آیی! بغض دیروزی تو ، گریه ی فردای من است روی دیوار وصالت رد خون‌های من است دیگران را مَنِشان پشت درت..،جای من است مسجد تو همه ی لذت دنیای من است! جمکران؛ گریه‌ی بسیار فقط می چسبد روضه‌ی مشک علمدار فقط می چسبد دشت در همهمه ی نیزه و شمشیر افتاد دست کفتار‌صفت ها بدن شیر افتاد در دل کاسه‌ی چشمان یلی..،تیر افتاد ساقی اهل حرم بین کمین..،گیر افتاد دست افتاد..،دلش سوخت..،پرش هم پاشید آن عمود آمد و ترکیب سرش هم پاشید @hadithashk