پیامبر اکر(ص) دربارهی حضرت خدیجه (س) فرمودند:
خداوند همسری بهتر از او به من نداد، او به من ایمان آورد وقتی مردم کفر ورزیدند، و او تصدیقم کرد و مردم مرا تکذیب نمودند و او در مال خود مرا شریک ساخت و از او خداوند فرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر نسبت به فرزند محرومم ساخت.
الفصاح، ص۲۱۷
#امالمومنین
#حدیث
#حضرت_خدیجه_س
@hadithashk
با نام "خدیجه" هر لبی وا بشود
خشنود دل حضرت زهرا بشود
درباره او رسول اکرم فرمود:
هیهات که چون "خدیجه" پیدا بشود
#شعر_حضرت_خدیجه_س
#سید_مجتبی_شجاع
@haditashk
در کل جزیره العرب خوشنامی
از بس که کریمه ای پی اکرامی
هرکس به جهان پایه گذار چیزیست
تو پایه گذار وقف در اسلامی
#حضرت_خدیجه_س
#احمد_جواد_نوآبادی
@hadithashk
در شب سوگ خدیجه (س) حامی قرآن و دین
در رثایش حال شعرم گشته از داغش غمین
دلبر عالم محمد (ص) بود اما گشت او
دلبر و دلداده و دلدار ختم المرسلین
اولین مومن به اسلام است در بین زنان
بین زنها در مسلمانی و ایمان برترین
بین مردان بود مولا با رسول الله قرین
بین زنها هم خدیجه (س) با پیمبر همنشین
بهترین غمخوار و یار و اسوه ی ایثار و صبر
در مصیبتها و تلخیها و سختیها مُعین
آن پرستاری که مرهم بود بهر مصطفی (ص)
بین آماج غم و زخم زبان مشرکین
از محبت گشت پیغمبر (ص) پدر بر امتش
همسر دلسوز او هم گشت، امّ المؤمنین
کیستی مادر! که ایزد هم سَلامت می رساند
از زبان پیک وحیَش حضرت روح الامین
کیستی بانو که از دامان پاکت سبز شد
غنچه ی زهرای اطهر نِعمَ اَجرُ العامِلین
مادری آموخت زهرا (س) از وجود مادرش
تا که شد ام پدر ، صدر نساء العالمین
در شما جمع است اوصافی که قرآن گفته است
صابرین و صادقین و قانتین و منفقین
دلبرش رفت و برایش سال، عام الحزن شد
جان احمد گشت از هجران او اندوهگین
رفت یار و یاورت پیغمبر اعظم! ولی
شکر مثل فاطمه (س) زخمی نبود از جور کین
خوش به احوالش عبایت گشت از بهرش کفن
بی کفن بین حصیری نیست وقت واپسین
از عبا گفتم به یاد کربلا افتاده ام
قطعه قطعه پیکر پیغمبری روی زمین
در کنار پیکرش بابا نشسته روی خاک
ناله می زد وای فرزندم به آوایی حزین
کربلا! بنگر که سبط حیدر کرار اوست
زین سبب هر عضو او تکرار گشته اینچنین
بهر بردن تا حرم بهرش عبا آورده اند
با عبایی جمع گردد شاید اجزای نگین
از عبا گفتم به یاد کودکی زیر عبا
تا حرم می رفت و بر می گشت بابا شرمگین
#شعر_شهادت_حضرت_خدیجه_س
#جواد_محمودآبادی
@hadithashk
چنان از صبح تا شب مُهر ایمان بر جبین است او
که در اخلاص و پاکی اسوه ی روح الامین است او
به پابوس قدم های محمد سکه می ریزد
چنین از عاشقی دست کرم در آستین است او
به غیر از او کسی از کار کوثر بر نمی آید
که از پاکیّ دامن چشمه ی «ماء معین» است او
نیاورده است جز اندوه احمد خم به ابرویش
نه، جای هیچ شکی نیست، سر تا پا یقین است او
نخی از چادرش سرْنخ به دست عاشقان داده
مبادا گم کنید این رشته را، حبل المتین است او
نه باک از ساختن دارد، نه بیم از سوختن دارد
به پای دین اگر باشد چنان است او، چنین است او
به رسم مادری چشم محبت سوی ما دارد
الهی من به قربانش که «ام المومنین» است او
#شعر_شهادت_حضرت_خدیجه_س
#سیده_تکتم_حسینی
@hadithashk
جهان کفاره پس میداد در شامِ پریشانی
زمان لب تشنه بود انگار،در امّید بارانی
رسید از راه تنها مرهمِ غمهای طولانی
گرفت رنگ و لعاب دیگری اصلا مسلمانی
زمین یک "طاهره" شایستهی تقدیر پیدا کرد
نگاه جهلِ آن دوران به "زن" تغییر پیدا کرد
گواهِ همدمی بی نقص در آیینِ دلداری
همیشه چشمهایش داشت گویا شوق دیداری
گره وا میشد از قلب محمد در گرفتاری
خوشا بختِ پیمبر از چنین اقبالِ سرشاری
کجا مثل خدیجه یاوری پیدا کند اسلام؟
خدیجه عفّت تام و خدیجه معنیِ اکرام
خدیجه اسوهی انفاق،اصل و رکن دین بوده
گمانم حامل وحی است! کوثر آفرین بوده
و تا آخر همین است و از اول اینچنین بوده
که او لایق ترین مصداق امّ المؤمنین بوده
بنا شد که بیاید یاور پیغمبرش باشد
مقدّر کرد زهرا تا خدیجه مادرش باشد !
بنازم! آسیه پرور غبار آستنیش شد!
کنار تیغِ حیدر ،ثروتش حرّاج دینش شد
رکابی که محبت به "علی" آمد نگینش شد
علی قبل از غدیر اصلاً، امیرالمؤمنینش شد
هُوَ الاوّل علی بود و هوَ الآخر علی بوده
از آن آغاز تا امروز هم محور علی بوده
به چشمِ کور بعضیها چنان خار است ایمانت
هزاران مریم و حوّاست شاگرد دبستانت
ملائک با تفاخر نیز همواره نگهبانت
نهفته معجزات انبیا در خاک دامانت
حجابت عصمت محض است در عصر جهالتها
قسم خوردن به نامت شد کلیدِ استجابتها
از آن لحظه که اوقاتش فقط با درد، سر میشد
غروب مکه از هر ساعتی دلگیر تر میشد
ستون خانهی احمد شکست و مُحتضَر میشد
ولی انگار چشمش داشت خیره سمتِ در میشد...
خدیجه چشم تو روشن! که زهرا دم به دم افتاد
"نه تنها مادر ما سوخت،بلکه گیر هم افتاد"
شنیدم که برایت یک کفن از آسمان آمد
کفن گفتم،هزاران روضه بر روی زبان آمد
همین که شمر از گودال میرفت،ساربان آمد
همه رفتند اما آخر کارش سنان آمد
نمیدانم که با زهرا به گودال آمدی یا نه؟
کنار جسم عُریانش به هر حال آمدی یا نه؟
#شعر_شهادت_حضرت_خدیجه_س
#عماد_شجاعت
@hadithashk
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
همه رفتند و تنها مانده ام من
ز همراهان خود جا مانده ام من
به یاد کرخه و فاو و شلمچه
به یاد خاک گلگون حلبچه
یکی درد و یکی درمون پسنده
یکی وصل و یکی هجران پسنده
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسنده
گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت
#شهدا
#نثار_ارواح_طیبه_شهدا_صلوات
@hadithashk
امامکاظم (ع) میفرمایند
دعای شخص روزهدار
هنگام افطار مستجاب میشود.
بحارالأنوار،ج۹۳
#حدیث
@hadithashk
بینوا
بینوا دستش نگیری بینواتر میشود
این گدا را گر کنی طردش گداتر میشود
های و هوهای خطاکار از سر بیچارگی است
زود تحویلش نگیری بی حیاتر میشود
آن جوانی که جوانی داده از دست آمده
قامتم زیر گنه هر روز، تاتر میشود
سائلی یک لاقبا پشت در این خانه است
رد کنی او را اگر، یک لاقباتر میشود
دست و پا گم کرده ام، چون دست و پاگیرت شدم
گر نبخشی، بنده ات بی دست و پاتر میشود
دست خالی مرا زهرا تصدّق می کند
هرکه محتاجش شود، حاجت رواتر میشود
با بدی هایم کنار آمد فقط شخصِ علی
طفلِ شرمنده ز بابا دلرباتر میشود
جانِ من بیتابِ وادی السلامِ حیدر است
بین قبرم لطف مولا، برملاتر میشود
سفره را با گریه می چینند خوبانت ولی
سفره ات با روسیاهان باصفاتر میشود
من به استقبال ماه توبه رفتم با حسین
چون که با ارباب، آدم، باخداتر میشود
روزه داران! شاه، عطشان و گرسنه کُشته شد
پس بیادش نوکرِ او کم غذاتر میشود
با نوک سرنیزه ها بر روی جسمش می روند
آن لباس کهنه دارد نخ نماتر میشود
پیش مادر، بسکه می تازند مرکب ها بر او
استخوان سینه ی او جابجاتر میشود
ساربان کمتر بکِشِ انگشترش را نیمه شب
بند، بندِ دست او از هم جداتر میشود
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خواستم مرد خدا باشم
مثل یک خرمن که بر جانش شرار افتاده است..
نور من رفت و حساب من به نار افتاده است
خواستم مرد خدا باشم ولی بلعم شدم
قصه ی رسوایی ام در هر دیار افتاده است
اینهمه خوب آمده بد را چکارش میکنی؟!
ساده مگذر از کسی که این کنار افتاده است
گرمی آغوش امنت را به نفسم باختم
ورشکست آن است که از چشم یار افتاده است
های و هوی مستیم رفته ست و آهم مانده است
حیف..دیگر سکه ی من از عیار افتاده است
چه ببخشی چه نبخشی دوستت دارم خدا
راه من بر خانه ات امیدوار افتاده است
چه کسی دارد هوای این گدارا جز علی؟!
با دم او ابر بخشایش به کار افتاده است
یاعلی و یاعلی و یاعلی و یاعلی
ذکر مولا بر دهانم بی شمار افتاده است
در حوالی نجف با ما تکلم کن فقط
گیوه ی موساست در این شوره زار افتاده است
من دراین شبها دلم یک جاست آن هم کربلا!
طالع من پای شش گوش نگار افتاده است
بالحسین العفو!من سینه زنم رحمی کنید
اشکم از داغش شبیه چشمه سار افتاده است
ذوالجناح آمد به خیمه صورتش زد را زمین
شاه از ما از صدر زین بین غبار افتاده است
آن تنی که احمد مختار میزد بوسه اش
یا رسول الله!دست نیزه دار افتاده است
هرکسی که میرسد رد میشود از صورتش
تشنه ای مذبوح در بین گذار افتاده است
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_مذهبی #شعر_مناجات
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹