ای مهربان به این دل من هم نگاه کن
حالم بد است ! حال مرا روبراه کن
سویت مُجیر ، از همه جا رانده آمدم
یا رب ! نظر به بنده ی بی تکیه گاه کن
فرصت بده به راه بیایم ، اگر نشد !؟
باشد قبول ، زندگی ام را سیاه کن
بخشندگیت دست مرا در حنا گذاشت !
فکری به حالِ متهم بی گناه کن
دارم شکست می خورم از لشکر گناه
سرباز بی سلاح و سپر را نگاه کن
یا اَیُها العزیز ! مَسَنا و اَهلَنا
رحمی بر این شکسته دلِ بی پناه کن
طفل چموش نفس مرا زودتر بگیر !
با ترکه ی محبت خود سر به راه کن
باید تو را به ذکر "علی جان" قسم دهم
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#وحید_قاسمی
@hadithashk
امر کردی، تکه ابری آمد و باران گرفت
بر گل گندم دمیدی، سفره بوی نان گرفت
تک درخت تشنه تا بال دعایش باز شد
با دم خورشید، برف از کوه ها جریان گرفت
اشک از چشمی چکید و چشمه ساری سبز شد
خاک نم برداشت، بوی پونه و ریحان گرفت
غنچه لب وا کرد و زنبوری لب گل را گزید
آدم از شیرینی اش انگشت بر دندان گرفت
بر کویر مرده جان بخشیدن از آیات توست
ای که در روز ازل بر گل دمیدی جان گرفت
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#علی_احدی
@hadithashk
بنده ای سرگشته در بحر گناه افتاده ام
همچو کور بی عصا در بین چاه افتاده ام
کشتی بی بادبان در موج و طوفانها شکست
غرقِ در موج تباهی بی پناه افتاده ام
ناخدا را با خدا عمری گرفتم اشتباه
مانده ام عمری چرا در اشتباه افتاده ام
موج عصیان و گنه میرفت تا غرقم کند
در میان موج غم یاد اِله افتاده ام
کای خدایا بار دیگر رحم کن دستم بگیر
پای کوه لطف تو مانند کاه افتاده ام
داشتم امّید عفو و گفتم آندم یا علی
تا به ساحل باز زیر نور ماه افتاده ام
توبه کردم در مه شعبان و در ماه صیام
در پی نورم اگر چه رو سیاه افتاده ام
هم گدایم هم چو ریگی بی بها با لطف حق
چون بها گیرم به زیر پا ی شاه افتاده ام
دست افشان پای کوبان سوی ایوان نجف
بار دیگر از خوش اقبالی به راه افتاده ام
#شعر_مناجات_با_خدا
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
در آتش جهنم مشغول سوختن بود
این حق یک گنهکار یعنی که حق من بود
ممنون که لطف کردی دست مرا گرفتی
گر تو نمیگرفتی پایم ته لجن بود
من خورده ام به بن بست راه نجات من کو
گفتی که گریه کن باش گریه قرق شکن بود
هی توبه کردم و باز هی توبه را شکستم
جنگ من و گناهم یک جنگ تن به تن بود
ای کاش های و هویم قدری به درد میخورد
تا کس نگویدم این تنها لب و دهن بود
نگذار بعد مرگم در آتشم کشانند
جان علی بگو این یک روز سینه زن بود
کلا مرا بسوزان ، قلب مرا ولی نه
این خانهی شکسته جای ابالحسن بود
کشتی دل شکستهم دور از حرم نشستهم
در روضهای که اشکش تنها پناه من بود
گفتی اگر عدا هم باشد قبول دارم
این گریه کمترین کار در حق بی کفن بود
آسایش دو عالم در قتلگه به هم خورد
وقتی که چکمهی شمر بر روی آن بدن بود
در زلف چون کمندش رفتهست پنجهی شمر
خنجر نمیبرید و مشغول کوفتن بود
با ساربان بگویید انگشت را نبرّد
زهرا دلش به رنگ انگشتر یمن بود
در کوی نیک نامان آن زینب شریفه
عصر دهم اسیر یک مشت بد دهن بود
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#وحید_عظیم_پور
@hadithashk
منم سیه دل و ناپاک، بی قرارِ علی
خدا مرا شده شافی به اعتبار علی
«علی امام من است و منم غلام علی»
تمام هستی خود را کنم به نام علی
بگفت بنت نبی در مصائبش با رب
نظر نما به علی و محبتش یا رب
عقیق پاک نبی را نگاه داشت علی
میان قلب پیمبر سپاه داشت علی
صداقت و جلواتش برای ما کافی
خدا به واسطه اش می شود مرا شافی
میان نار و به روز رحیلِ رستاخیز
همی شفاعتِ مردم کند،امامِ عزیز
امید فاطمه در کوچه های کوفه شود
امید این همه عاشق چرا علی نشود؟
امیر عالَم و مومن به حکم حضرت دوست
علی هر آنچه کند در قلوب ما نیکوست
#شعر_مدح_مناجات_امیرالمومنین_ع
#مهدی_صالحی
@hadithashk
گل رویش ز اشک دیده تر بود
امید کودکان بی پدر بود
به شرح غربتش باید بگویم؛
علی از فاطمه مظلوم تر بود
رسانده بر لب ما جان یتیمی
به کوفه قسمت طفلان، یتیمی
کنار سفره ی خالی بخوانند
«یتیمی درد بی درمان یتیمی»
به لب گل نغمه اش یا ربّنا بود
میان بستر خون در دعا بود
ولی با فرق تا ابرو شکسته
به فکر کودکان بی غذا بود
#شعر_شهادت_امیرالمومنین_علی_ع
#امیررضا_فرجوند
@hadithashk
منم آن گناهکاری که به معصیت اسیرم
تو مرا عزیز کردی ز گنه ولی حقیرم
تویی آنکه بینیازی و منم نیازمندم
تو عطا کننده و من سر کوی تو فقیرم
تویی آن بزرگواری که کرامت است کارت
چه شود که من هم امشب ز تو توشه ای بگیرم
نظری کن و برایم بنویس یک نجف را
خوشم آنکه در همه عمر سگ درگه امیرم
همه هست آرزویم که علی علی بگویم
که میان ذکر گفتن وسط حرم بمیرم
سر سفره وقت افطار نظرم به آب افتاد
دل من شکست و یادِ علیِ نخورده شیرم
به فدای مادری که سر کودکش به نی دید
به اشاره گفت اما ز غم حسین پیرم
#شعر_مناجات_با_خدا
#محمود_اسدی
@hadithashk
شبای قدر گذشت و رفت
فراق به سر نیومده
خیلی دلم گرفته که
از تو خبر نیومده
قرآن به سر گرفتم و
دیدی تو شور وشینمو
تو دل شب شنیده ای
الهی بالحسینمو
قبول دارم که روسیام
گناه برام یه عادته
رها نکردی دستمو
نگاه تو سعادته
لحظه به لحظه معصیت
گره تو کارِ فرجه
صراط مستقیم تویی
ببخش که راه من کَجه
من دم افطار برا تو
با گریه میکنم دعا
به جون مادرت قسم
روزای آخری بیا
خسته از این جدائی ام
دیدنت آرزوم شده
نام قشنگت آقاجون
بغض توی گلوم شده
تموم ترسم اینه که
ندیده،مرگم برسه
تموم کن این فاصله رو
این همه انتظار بسه
بیا به حق مرتضی
زمانه رو صفا بده
با دست مهربان خود
برات کربلا بده
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُورًا
و اگر [به خاطر تهیدستی و فقر] باید از آنان [که به پرداخت حقّشان سفارش شدی] روی بگردانی [و این روی گردانی] برای طلب رزقی است که از سوی پروردگارت رسیدن به آن را امید داری؛ پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنی نرم و امیدوار کننده بگو
#قرآن
#سوره_اسراء
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
بگو: «من هم مِثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مىشود كه خداى شما خدایى یگانه است. پس هر كس به لقاى پروردگار خودامید دارد باید به كار شایسته بپردازد، و هیچ كس را در پرستش پروردگارش شریك نسازد.»
#قرآن
#سوره_کهف
@hadithashk
تا گناه آمد زمینم زد، دلم را غم گرفت
مادری از راه آمد، دست من را هم گرفت
روزگاری چشم هایم زمزمی از اشک بود
از دو چشمم اشک را، این معصیت کم کم گرفت
توبه ام توبه نشد، اما تو راهم داده ای
بین خوبان خدا، چشم تو من را هم گرفت
مطمئنم آدم از گریه به جایی می رسد
اشک ارثی بود که ذریه ی آدم گرفت
من به شوق دیدن روی تو ای حسن تمام
مرگ را در لحظه ی مردن بغل خواهم گرفت
دست شستم از همه دنیا و دل بستم به تو
دست عباس آمد و روی سرم پرچم گرفت
گم نخواهد کرد راه بندگی را هر کسی
یک نخ از پرچم سیاه روضه را محکم گرفت
مطمئنا مادرت زهرا دعایش می کند
هر کسی اسم تو را یک بار حتی دم گرفت
عاقبت یک روز از داغ تو من جان میدم
چند خط از مقتلت را خواندم و قلبم گرفت
ناگهان تیر آمد و زیر گلو را ناز کرد
ناله از عرش خدا آمد، دل عالم گرفت...
#شعر_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_ع
#وحید_محمدی
@hadithashk
آمده بین روایتها مکرر از یمن
سرنوشت مسلمین گشته مقدر از یمن
مهدی موعود و منجی بشر میآید و
در سپاهش هست قطعاً چند لشکر از یمن
خاک حاصلخیز و نفت و گاز و معدن داشتن
بهر استعمار جایی نیست بهتر از یمن
دست خالی، پا برهنه رو به روی دشمنان
آفرین، یا للعجب، الله اکبر از یمن
خواب راحت را گرفت از ظالمان بیوجود
سخت ترسیده است چشمان ستمگر از یمن
سنگهایش لعل شد از خون مردان خدا
شهره شد سنگ عقیق و دُرّ و گوهر از یمن
میدهد پایان به عمر نحس صهیون عاقبت
میرود در قلب اسرائیل خنجر از یمن
کاش میشد حذف کرد از نقشه اسرائیل را
کاش میشد ساخت جایش چند کشور از یمن
گاه از اسرائیل اگر موشک به «صنعا» میرود
سوی «حیفا» میرود چندین برابر از یمن
غرش موشک شبیه صور اسرافیل بود
ظاهراً برپا شده غوغای محشر از یمن
بار دیگر دست اسرائیل سوی غزه رفت
خورد اسرائیل سیلی بار دیگر از یمن
از سران مسلمین قلب محمد(ص) خون شده
جای آن اما شده راضی پیمبر از یمن
ذوالفقار افتاده در دستان اولاد علی
هان! که بیرون آمده شمشیر حیدر از یمن
اُف به آن واعظ که یاد ملت مظلوم نیست
اُف به هرکس که نگوید روی منبر از یمن
شاید اصلا نوبت جنگاوری ما نشد
با وجود شیرمردانی دلاور از یمن
میرسد روزی که برخیزند ملتها همه
میرود این خیزش مردم فراتر از یمن
#یمن
#آرش_براری
@hadithashk