بنویس که ساقی کوثر مرتضی بود
دلداده زهرای اطهر مرتضی بود
بنویس یار غار پیغمبر جز او نیست
بنویس که نفس پیمبر مرتضی بود
دیدم در عالم دستگیری هم اگر بود
تا انتهای روز محشر مرتضی بود
دزد لقب ها را بگو خاموش باشد
از ابتدا صدیق اکبر مرتضی بود
این اسم ها جز او نمی آید به شخصی
فاروق اعظم حیدر و شیر خدا بود
جانم فدای این دو القاب تو حیدر
فاروق اعظم حضرت صدیق اکبر
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_فرخنده
@hadithashk
تو ضمانت نکنی در شب قبرم چه کنم؟!
بار عصیان مرا جز تو کسی ضامن نیست
#امام_رضا_ع
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk
گرچه وصال او به آسانی میسر نیست
غیر از هوای کربلایش هیچ در سر نیست
ما را به وقتش گرم در آغوش می گیرد
ای گریه کن ها ! وضع ما از حُر که بدتر نیست
باید بمیریم از غمش امروز یا فردا
نوکر نمیرد از غم ارباب ، نوکر نیست
چون سوختیم از روضه های آن تن عریان
دیگر هراس از آفتاب داغ محشر نیست
طبع بلندش گوشه ی گودال ما را کُشت
حتی دلش از دستِ قاتل هم مکدر نیست !
از دشمنش شاید قیامت دستگیری کرد !
شاهی که انگشتر دهد ، دنبال کیفر نیست
از قتلگاهش تا سرِ بازار زینب بود
عشقی شبیه عشق این خواهر بردار نیست
با زحمت بسیار در گودال پیدا شد
پیکر که شد پامالِ ده مرکب که پیکر نیست
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#وحید_قاسمی
@hadithashk
علت نامگذاری روز جمعه
عن ابى حمزه بن عن جعفر - عليه السلام - قال له رجل :
كيف سميت الجمعة ؟
قال : ان الله - عزوجل - جمع فيها خلقه لولاية محمد و وصية فى الميثاق فسماه يوم الجمعة لجمعه فيه خلقه
ابوحمزه مى گويد: مردى به امام صادق - عليه السلام - عرضه داشت : ((چگونه است كه روز جمعه ، جمعه ناميده شد))؟
حضرت فرمودند: خداوند عزوجل در روز جمعه ، خلق خويش را جهت گرفتن پيمان براى ولايت پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه وآله ) و وصى اش امیرالمؤمنین على صلوات الله علیه جمع نمود و سپس به خاطر گرد آمدن مخلوقاتش در آن روز، آن را جمعه نامگذارى كرد.
📚 اصول كافى ، ج 3، ص 415
@hadithashk
تاج و مسند نابِ تو رادزدیدند
آیه هایِ جذّابِ تو را دزدیدند
لعنت خدا و حضرت زهرا بر
آن عِدّه که القابِ تورا دزدیدند
#صدیق_فاروق
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#میرزا_رضا_آهی
@hadithashk
پیش تو هستیم و صدها فیض بر ما می رسد
قطره ی ناچیز هم آخر به دریا می رسد
ظرف عاشق بشکند یعنی که معشوق آمده
حال مجنون خوب باشد نذر لیلا می رسد
التماست می کنم این گریه را از من نگیر
بر وصال یار، سائل با تمنا می رسد
هر کجا هم رفته برمیگردد اینجا صبح زود
نوکر بد آخرش به حرف مولا می رسد
آن کسی که دوستش دارم همین نزدیکی است
قول داده زودتر ... امروز و فردا می رسد
از هوای شهر بیزارم، هوایت کرده ام
کی به روی چشم تارم گرد صحرا می رسد
یوسفی و من شدم سرگرم بازاری شلوغ
در صف عشاقت از دستم تماشا می رسد
یا ابانا! با همین اعمال زشتم آمدم
زحمت من که گنهکارم به بابا می رسد
یک نفر حال مرا می پرسد و آنهم تویی
فکر من هستی که دائم لطف زهرا می رسد
ریزه خوار سفره ی سلطانم و معصومه اش
روزی من از کنار خوان آنها می رسد
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#رضا_دین_پرور
#دهه_کرامت
@hadithashk
آقای من
تو بودی بهاری که پایان نداشت
کسی مثل تو دست احسان نداشت
تو احسانِ بارانی و این زمین
به جز فیض چشم تو باران نداشت
کرامت، سخاوت، سیادت،کسی
شبیه تو این قدر، عنوان نداشت
چنان می درخشی در آفاق ما
که میلی به خورشید، ایران نداشت
قرارست فردا نجاتم دهی
زمانی که این نوکرت جان نداشت
تو یک شهر را سائلت کرده ای
چرا که گدایت غم نان نداشت
تو تنها مسیر دُرست منی
جهانم بدون تو سامان نداشت
تو حصن حصین همه عالمی
ندارد تو را هر که ایمان نداشت
رواقت بهشت است و با تو دگر
نیازی به جنت خراسان نداشت
تو آرامش روزگار منی
تمامی دار و ندار منی
کسی از گدایت شدن بد ندید
کسی بین ما با شما سد ندید
جهان از فرشته به دور ضریح
چنین جمع پر رفت و آمد ندید
کسی زائری را ز سمت حرم
که با دست خالی بیاید ندید
کسی در مرام امام رئوف
گنهکار اینجا نیاید ندید
حرم بر دل زائرت نعمتی...
که در آرزویش بماند ندید
دلم تا کنون هیچ خیر از کسی
بجز شخص آقای مشهد ندید
کسی از زبان گدای درت
بگوید که آقا، ندارد، ندید
نگاهت هوادار هر زائر است
و خواهش ز تو کار هر زائر است
جهان مرا آبرو داده ای
به آهوی قلبم تو رو داده ای
تو از کودکی هر چه را در دلم...
که من داشتم آرزو، داده ای
امام من ای حامیِ مهربان
به تقوایِ من رنگ و بو داده ای
تن زیر بار گناه مرا
به خاک حرم شستشو داده ای
اگر اهل شعرم اگر عاشقم
تو بر من چنین خُلق و خو داده ای
اگر قطره ای معرفت خواستم
سبو در سبو در سبو داده ای
تو از آستان بوسی این حرم
به زوّار روی نکو داده ای
من و آرزوی شب آخرم
بیا در دم مرگ بالا سرم
حسن کردی
#حسن_کردی #دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امام رضا(ع)
با تو هر حرفی که ممکن بود و میشد را زدم
شاید و امّا و لازم هست و لابُد را زدم
تو امام مهربانی بودی و من بارها
در بیان درد خود قید تقیُّد را زدم
ای سلیمانی ترین! تا خود بگویم از خودم
با کسی از تو نگفتم، بال هُدهُد را زدم
تا نگویم شِکوهام را روبروی گنبدت
قید زائر بودن روز تولد را زدم
در نمازم سمت مشهد گفتم اللّه الصمد
پس بدین ترتیب زیرآب تَعَبُّد را زدم
با ستاره هشت، آرامش گرفتم روز و شب
هر تماسی که گرفتم قبلش این کُد را زدم
تا بیایم زودتر پیش تو در حین نماز
باز گیسوی سلام هر تشهد را زدم
نفْس من از بس مسلط گشته بر رفتار من
شاید ایندفعه کنار تو رگ خود را زدم
مهدی رحیمی زمستان
#دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا #شعر_ولادت_شمس_الشموس
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حضرت عشق
کار دارد در کنارت باز مشکل میشود
پس کجا این صد دل بیچاره یک دل میشود
من برای درد دل کردن که اینجا نیستم
آمدم با این یقین که عشق حاصل میشود
باب حاجات است هر چه در در این صحن و سراست
بوسه بر هر در خودش طی منازل میشود
هیچ کس از لطف بی پایان تو محروم نیست
رحمت تو بر سر زوار نازل میشود
هم تعز من تشائی هم تذل من تشا
با تو سائل پادشه ، شه بی تو سائل میشود
عالم آل محمد هستی و با این حساب
بیسواد از بوسه بر این خاک فاضل میشود
من سراپا نقصم و هستم دخیل این حرم
نقص پشت پنجره فولاد کامل میشود
شاعری هستم دهاتی ساده میگویم غزل
این دهاتی عاقبت شاگرد دعبل میشود...
محسن صرامی
#دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا #شعر_ولادت_شمس_الشموس
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کویر تشنه محتاج بارانم
چون کویر تشنهای محتاج بارانیم ما
همتی ایدل که دلتنگ خراسانیم ما
نیمِدل مشتاق مشهد، نیمِدل مشتاق قم
بین این خواهر-برادر مثل سمنانیم ما
پادشاهی دوعالم را به دست آوردهایم
تا گدای کوچکی از خیل سلطانیم ما
خلوتی داریم در کنج حرم با یاد او
وقتی از چشم تمام خلق پنهانیم ما
هر زمان در جمع حرف از آرزوها میشود
جز زیارت حاجتی دیگر نمیدانیم ما
از میان خیل القاب و عناوین در جهان
آنچه سلطان میپسندد بیگمان آنیم ما
تا که فهمیدیم میآید به استقبالمان
از همان آغاز هم مشتاق پایانیم ما
گنبد افلاکیان نور است و ما پروانهایم
ساکنان آستان قدسی این خانهایم
بس که پرکرده فضای صحن را فریادها
نیست پیدا در حریمت هایوهوی بادها
کور بینا شد، فلج پا شد، گدا روزی گرفت
پشت هم رخ میدهد اینجا از این رخدادها
جملهای تکرار شد، هرصحن را پر کرده است؛
`کار من با گوشهی چشم تو راه افتاد”ها
میشود حسکرد از فیروزهکاریهای صحن
حسرت دیوارها را در دل شمشادها
از شفای درد پشت پنجره فهمیدهام
نرم شد از اشک زائرها دل فولادها
ضامن آهوشدی، صیاد آهو را رهاند
شک نمیکردند در خوشقولیأت صیّادها
پایتخت کشور دلهای عالم مشهد است
مانده حسرت در دل تهرانوعشقآبادها
از فراق کربلا دیگر چهغم داریم ما
چونکه در هرگوشهی ایران حرم داریم ما
با همان شوقی که از آغاز روشن مانده است
در دل ما حسرت پرواز روشن مانده است
” آمدم ای شاه” شد شیرینترین آوای ما
تا قیامت شور این آواز روشن مانده است
ناامید از جا گرفتن در دل او نیستیم
کورسوی کوچک ابراز روشن مانده است
فاصله بسیار نزدیک است در دلها بههم
این معانی نزد اهل راز روشن مانده است
کارهای غیر ممکن نیز ممکن میشوند
پس در اینجا معنی اعجاز روشن مانده است
سایهی موسیبنجعفر بر سر ایران ماست
نوری از این خانه در شیراز روشن مانده است
بازهم امشب شب اینشهر بیخورشید نیست
چلچراغ گنبد او باز روشن مانده است
در طواف است و مسیرش را نخواهد کرد گم
دل کبوتروار بین مشهد و شیراز و قم
در کنار خوبها گمراه میآید حرم
با تمام زائرانش راه میآید حرم
هیچفرقی نیست بین زائرانش، چونکه هم
بنده میآید حرم، هم شاه میآید حرم
لحظهای خالی نمیماند اگر دقت کنیم
روزها خورشید و شبها ماه میآید حرم
رتبهها برعکس دنیا میدهد اینجا جواب
کوه از ...
#دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا #شعر_ولادت_شمس_الشموس
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا علی ابن موسی الرضا(ع)
مانده ام مثل کجا می شده ایران بی تو
یا چه ویران کده ای بود خراسان بی تو
مردم ما به کسی غیر تو حاجت نبرند
نزد این طایفه هیچ اند کریمان بی تو
در حرم لذت مهمان شدنت را دیدیم
چه غریب است رضا، معنی احسان بی تو
حرف دیروزم و امروزم و فردای من است
کاش هرگز نرسد عمر به پایان بی تو
ما رضا جان، همه از نام تو جان می گیریم
مُردگانیم همه حضرت سلطان بی تو
رعیت راضیِ از نوکری سلطانیم
حرفی از خویش ندارند غلامان بی تو
آمدی و حرمت جان به مسلمانی داد
شیعه کی می شده این قوم به قرآن بی تو؟
به خداوند و رسولش قسم ای قبله ی عشق
هیچ کس پیش خدا نیست مسلمان بی تو
باغ فردوس به چشمان حرم دیده ی ما
هست چون پنجره ای رو به بیابان بی تو
مثل سلمانی عاشق به تو ایمان دارم
نگذرد برزخم ای کاش که یک آن بی تو
حسن کردی
#حسن_کردی #دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم رضا(ع)
چشم خود را بستم و دیدم حرم را بازهم
احترام خادمانِ محترم را بازهم
بین من با تو فقط یک چشم بستن فاصلهاست
احتیاجی نیست بردارم قدم را بازهم
چشم خود را بستم و دیدم که با نقارهها
در دلم کوبیدن بابالکرم را بازهم
چشم خود را بستم و دیدم که قبلِ آمدن
میکشیدی بر گناهانم قلم را بازهم
چشم خود را بستم و دیدم شبی با ویلچر
میبرم آهسته سمتت مادرم را بازهم
از کریمان”خانی”اش در گوشیام آواز خواند
قلب من میخواند با او ” آمدم ” را باز هم
چشم خود را بستم و دیدم که دادی زودتر
حاجت آنکه نمیآید حرم را بازهم
چشم خود را بستم و دیدم خودت برداشتی
بی صدا از شانههایش بارِ غم را باز هم
چشم خود را بستم و خواندم میان صحن تو
زیر لبها شعرهای محتشم را بازهم
بازکردم چشم را دیدم به دستم دادهای
تو برات کربلایی پشت هم را بازهم
آنقدر دادی مکرر در مکرر دَمبهدَم
تا بگویم تا قیامت `بازهم” را بازهم
هرکسی هرجا که باشد پَر به مشهد میکشد
یاااااا علی موسی الرضااااا را تا که با مَد میکشد
بسکه مشتاقاند دلها بر خراسانِ رضا
سِیل آمد سیل هم شد باز مهمان رضا
شستنِ دلهای ما هیچ است وقتی دیدهایم
آب هم تطهیر میشد زیر باران رضا
این حرم بسیار دیده سالها و قرنها
سیلِ اشک زائران و سیلِ احسان رضا
اولیا جمعاند شبها در حرم فهمیدهاند
فاطمه هرشب میآید در شبستان رضا
باید از دُرّ نجف میساختند این قبله را
من نجف را دیدهام در پیش ایوان رضا
در حرم بودم در و دیوار میگفتند علی
هِی گریبان میدرم با هر علیجانِ رضا
ما از این آقا خدا تنها خدا را خواستیم
مابقی را خواستیم از زیردستانِ رضا
کوزهام سیرابِ آب سرد سقاخانهام
بی نیاز از دست میکائیلم از نان رضا
اقتداری هست اگر با ما فقط الطاف اوست
چارده قرن است نام ماست ایران رضا
وقت جان دادن خدایا کاش با این جان دهم
ای به قربان حسین و ای به قربان رضا
در شلوغی یاد چشمان غریبت سوختیم
ما همه یک عمر با یابنالشبیبت سوختیم
حسن لطفی
#حسن_لطفی #دهه_کرامت #شعر_ولادت_امام_رضا #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_علی_ابن_موسی_الرضا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹