eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا اباعبدالله هرشب ندایی می رسداز عرش اعظم طوبی لباکین الحسین یا اهل العالم گر بنگری با چشم دل بالای مجلس زهرای اطهر ایستاده با قدی خم باور کنید این گریه‌ها یاری زهرا است او می‌کند اسباب هیات را فراهم این گریه‌ها و روضه‌ها را وعده داده بر دخترش زهرا رسول‌الله خاتم این اشک‌ها قطره به قطره روز محشر طعنه زند بر چشمه‌ی جوشان زمزم بی‌آبرو ها را حسین با آبرو کرد تاثیر خود را می‌گذارد گریه کم‌کم هر کس که هیئت بی‌تفاوت آمد ورفت حسرت خورد در خانه قبرش دمادم این اعتقاد ماست عالم را نمودند با ضرب به دسته سینه‌زن‌ها و منظم ماه محرم هم، کسی که اهل سِرّاست نامِ حسن را می‌نویسد روی پرچم آقا مدینه یک نفر زائر ندارد می‌میرم آخر جانِ آقایم ازاین غم هشدار نوکرها ، که نفروشید روزی یک یا حسین خویش را بر چند درهم یک روز پای ِ مُشتی ارزن اهل کوفه سر از تن آقا جدا کردند باهم @hadithashk
کربلا گرچه اثرهای خودش را دارد دوری‌اش نیز ثمر‌های خودش را دارد تپش قلب و دل سوخته و حال خراب آتش عشق شررهای خودش را دارد ناخوشی شب دوری به من آموخته است خوشی وصل ضرر‌‌های خودش را دارد دیر مُحرم شدن و محو مناظر بودن جاده‌ی امن خطرهای خودش را دارد سدره و قبله اگر بسته شد از باب خیال رو به من صحن تو درهای خودش را دارد دست، پابست ضریح است و دلم دور حرم هرکه در وصل نظر‌های خودش را دارد با شکستن بکند جلب نظر دور ضریح دل به هرحال هنرهای خودش را دارد مسلم و عون و حبیب و وهب و جون،حسین؛ آفتاب است و قمرهای خودش را دارد حسن از تشت جگر گوشه فرستاده به دشت سوی ازرق که پسرهای خودش را دارد آمد اما چو ابالفضل اگر کم سن بود عشق،اما و اگر های خودش را دارد @hadithashk
شورشی افتاده بر پا عرش را ماتم گرفت فتح شد با لشکر غم آسمان هم دم گرفت شد سیه پوش از غم و اندوه، سکان سما حق تعالی مجلسی بر اشرف آدم گرفت تا که آوردند یک پیراهنی را ناگهان آسمانها را زمین را کبریا را غم گرفت آسمان غمخانه شد تا عرش رب العالمین  از لباسی پاره پاره بیرق و پرچم گرفت روضه خوان شد فاطمه (س)  می گفت دشمن تشنه لب از حسینم  سر جدا کرد و از او خاتم گرفت اشک مادر گشت جاری، تشنگی آمد به یاد کام دنیا تلخ گشت و غصه در عالم گرفت بر حسینش سوخت دلها، اشک ها جاری شدند چشمها شد چشمه ساران رونق از زمزم گرفت خون حق جوشید و زخم نیزه و شمشیرها باز سر وا کرد و باز از اشکها مرهم گرفت مردها مانند مادرهای کودک مْرده اند روضه ها گرمی از این اصوات زیر و بم گرفت سنگ می نالید، مرغان هوا گریان شدند چشم هر جنبنده ای از این مصیبت نم گرفت از قضا در ناحیه خواندم که ختم الاوصیاء این بلا از چشمهایش اشک و خون، توام گرفت زینب و نقل اسارت نیست کار شعر من قلب شعرم از غم زنجیرِ نامحرم گرفت @hadithashk
گاهي براي درك يك مطلب بايد كه از مقتل عقب تر رفت هر قدر كه قصه مقدس تر بايد كه در آن باادب تر رفت روزي كه كوه آتش نمرود حمله به ايمان خليل آورد از آسمان هفتم رحمت پيراهني را جبرييل آورد پيراهني كه از بهشت آمد تا حرز جان انبيا باشد پيراهني كه خوب مي دانست بابِل شروع ماجرا باشد پيراهني كه تارو پود آن در نقش تاريخ مصور بود پيراهني كه بعد ابراهيم ميراث اسحاق پيمبر بود پيراهني كه يوسف عطرش بينايي چشمان يعقوب است پيراهني كه در شدائد نيز آرامش اندوه ايوب است آن پيرهن روز احد حتي بر جان پيغمبر سپر بوده ست زخم تنش از زخمهايي كه خورده پيمبر بيشتر بوده ست در همنشيني با پيمبرها هرچند كسب آبرو كرده است بالاتر از اين افتخارش نيست اورا خود زهرا رفو كرده است پيراهني كه احترامش را پيغمبران هم حفظ مي كردند روز دهم در گوشه گودال از پيكري بي سر درآوردند پيراهني كه عده اي بي دين با نيت قربت درآوردند با آنكه آسان در تن او رفت بسيار با زحمت در آوردند پيراهني زخمي شمشيرو پيراهني زخمي سرنيزه پيراهني كه عصر عاشورا خورشيد را ديده است بر نيزه پيراهني كه شعله اندازد هر روز بر جان مقرمها پيراهني كه زينت عرش است در اول ماه محرمها پيراهني كه بر تن منجي فرياد مظلومي عاشوراست پيراهني كه در قيامت هم بر روي دست حضرت زهراست @hadithashk
با اشک غمت خون دل آمیخته شد بر فرق فلک خاک عزا ریخته شد این صیحه‌ی فاطمه است یعنی از عرش پیراهن خونین تو آویخته شد @hadithashk
هر روز ، سر بر زانوی غم گریه کردم بر اشرف اولاد آدم گریه کرم در خانه ها منبر به منبر روضه خواندم در کوچه ها پرچم به پرچم گریه  کردم من سال‌های سال قبل از خنجر شمر بر ضرب تیغ ابن ملجم گریه کردم کوه گناهی را خدا می‌بخشد از مهر وقتی به قدر بال شبنم گریه کردم چه عالمی دارم در این روضه در این اشک در عالمی فوق دو عالم گریه کردم تا نوحه خوان دم داد ای اهل حرم را با مشک پاره پاره آن دم گریه کردم برآن هزار و نهصد و پنجاه زخمش دیدم فقط اشک است مرهم گریه کردم بر عضو عضو پیکر از هم جدایش واژه به واژه در محرم گریه کردم قدر نگینی جای سالم در تنش نیست بر غارت انگشت و خاتم گریه کردم مقتل نوشت از تشنه کامی تار میدید با چشم کوثر چشم زمزم گریه کردم هی با لهوف اش روضه خواندم روضه خواندم هی با مقرم گریه کردم گریه کردم فردا که میفهمم بهای اشک من چیست افسوس خواهم خورد که کم گریه کردم @hadithashk
از اول ما بلی گفتیم بر این تا ابد روضه که در تقدیرمان بنویسد ایزد بی عدد روضه بهشتِ بهتر از قبل هبوط ماست می‌دانم که حتی داده بر حوا و بر آدم مدد روضه اگر عمری فدایش شد حلال عمرمان باشد به تأویلی که قرآن گفته از هذا البلد_ روضه خوشا محشر اگر در حلقه حدّاث او باشیم در آن مجلس نشان، این پلک زخمی و سند روضه تپش در سینه می‌گوید که باید سینه زن باشی نزد بر سینه‌‌ی دلتنگ هرگز دست رد روضه مهیا باش و قبل از روضه‌ها قصد زیارت کن خدا دلتنگ‌های کربلا را می‌برد روضه تنی در جزر گودال و سری بر مد یک نیزه زمین افتاده دریا و اسیر جزر و مد روضه پس از آن ماجراهایی که آمد بر سر مویش ندارد پیش چشم مادر آشفته حد روضه @hadithashk
افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره حالم دگرگون میشود از غم دوباره از عرش می آید صدای گریه زاری در کوچه وقتی میزنم پرچم دوباره از پنج تن إذنِ عزاداری گرفتم دادند راهم...پس شدم مَحرَم دوباره حاجت گرفتم! گفته آقایم أباالفضل(ع) پایِ علَم امسال هم باشم دوباره آورده ام؛ بیتابیِ یکساله ام را... حال دلم خوش میشود کم کم دوباره بیچاره ام کرده به قران دردِ غفلت عاصی شدم! کی میشوم آدم دوباره؟! هر کس که مثل من مریض و دردمند است با توبه می آید پیِ مرهم دوباره همراه با صاحب-عزایِ روضه جاریست- از چشم هایم چشمهٔ زمزم دوباره هنگام ذکرِ "یا لَثاراتِ الحسین(ع)" است افتاده در شور و نوا عالم دوباره شال عزا را با اذان؛ بر گردن انداخت صاحبزمان(عج) با گریهٔ نم نم دوباره از داغِ آن پیراهنِ آغشته در خون در کربلا زد خیمهٔ ماتم دوباره! @hadithashk
قسم بر دل همین که مست دلداریم ما را بس همین که تشنه‌ی یک جرعه دیداریم ما را بس قسم بر ماه روی تو  قسم بر عطر و بوی تو همین که ما به موی تو گرفتاریم ما را بس چه غم گر دل بوَد پر غم  نباشد یاری و همدم همین که ما در این عالم  تو را داریم ما را بس یقین دارم نمی‌افتیم از چشمت، همین که ما به یاد چشم خونین علمداریم ما را بس دو چشم ما برای ماتم تو چشمه‌ی اشکی‌ست به یاد تنگی گودال  می‌باریم ما را بس نمردیم از غم عریانی‌ات اما، همین که ما به یاد پیکرت عمری‌ست بیماریم ما را بس حرامی‌هابه رویت راه می‌رفتند و می‌گفتند همین که پا به روی سینه بگذاریم ما را بس @hadithashk
ناقابلی‌ست سر که سرِ دار می‌بریم سر داده‌ایم و از همه دلدادگان سریم «تقدیمِ جان» و «دادن خون» و «نثار سر» ... ما ناز یار را به همین شیوه می‌خریم از هر چه هست جز خود او دست شسته‌ایم در اوج افتخار، گدایان این دریم یا مُنتهیٰ رجایْ وَ یا غایَةُ مُنای یا سیٌدَ الغریبُ وَ یا سیّدَ الکَریم ... گفتم: حسین(ع) جان! پدری کن برایمان فرمود: از پدر به شما مهربانتریم کوچک شدیم نزد تو و بچه‌های تو اصغر شدیم نزد تو، بر خلقْ اکبریم ... ما را حسین(ع) زیر پر خود گرفته است اینگونه شد که جز سر بامش نمی‌پریم او جامه داد، جام بلا خورد، جان سپرد ما هم فقط برای خودش جامه می‌دریم خارج نبوده منصب ما از همین دو حال یا نوکریم ... «یا» ی دگر نیست! نوکریم @hadithashk
عمریست که ما خانه خراب غمت هستیم از روز اَزل دربدر  پرچمت  هستیم لُطفی کن و بر خیل گدایان نَظَری کن ما مُرده دِلان‌ مُنتظرِ یک دَمَت هستیم یک سال فقط ما غزل گریه نوشتیم ما مُنتظر ماهِ غَمُ و ماتَمَت  هستیم اِحرام به تَن کرده و ما مُحرِم عشقیم بُگذار بیاییم اگر مَحرَمَت هستیم بر زَخم تَنَت اَشکِ مُحِبّان شده مَرهَم صَد شُکر حسین جان کمی مَرهَمَت هستیم خُشکیم و کویریم ولی پای غَم تو ما لشگر اَشکیم ؛ نمِ زَمزَمَت هستیم خواندیم و نوشتیم که جِسمَت شده پامال ما گریه کُن آن بَدَن مُبهَمَت هستیم @hadithashk
جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم تو چنان بوده ای ای عشق، که من از اینکه به کسی جز تو بدهکار شوم بیزارم ما که گفتیم غلامیم شما هم مولا لطف کن بین غلامان خودت بشمارم پسرم از پدرم نوکری ات برده به ارث پدرم، من، پسرم، عاشق این تکرارم آنچنانم که بدون تو بهشتم نروم فکر بی تو شدنم سخت دهد آزارم چندمین مرتبه اش نیست به یادم که چه خوب دست پر مهر تو برداشت گره از کارم از ضریحت دو سه تا بوسه طلبکارم من تا ضریحت طلبم را ندهد، بیمارم @hadithashk