شورشی افتاده بر پا عرش را ماتم گرفت
فتح شد با لشکر غم آسمان هم دم گرفت
شد سیه پوش از غم و اندوه، سکان سما
حق تعالی مجلسی بر اشرف آدم گرفت
تا که آوردند یک پیراهنی را ناگهان
آسمانها را زمین را کبریا را غم گرفت
آسمان غمخانه شد تا عرش رب العالمین
از لباسی پاره پاره بیرق و پرچم گرفت
روضه خوان شد فاطمه (س) می گفت دشمن تشنه لب
از حسینم سر جدا کرد و از او خاتم گرفت
اشک مادر گشت جاری، تشنگی آمد به یاد
کام دنیا تلخ گشت و غصه در عالم گرفت
بر حسینش سوخت دلها، اشک ها جاری شدند
چشمها شد چشمه ساران رونق از زمزم گرفت
خون حق جوشید و زخم نیزه و شمشیرها
باز سر وا کرد و باز از اشکها مرهم گرفت
مردها مانند مادرهای کودک مْرده اند
روضه ها گرمی از این اصوات زیر و بم گرفت
سنگ می نالید، مرغان هوا گریان شدند
چشم هر جنبنده ای از این مصیبت نم گرفت
از قضا در ناحیه خواندم که ختم الاوصیاء
این بلا از چشمهایش اشک و خون، توام گرفت
زینب و نقل اسارت نیست کار شعر من
قلب شعرم از غم زنجیرِ نامحرم گرفت
#سیاهپوشان
#محرم_۱۴۰۴
#جواد_محمودآبادی
@hadithashk
گاهي براي درك يك مطلب
بايد كه از مقتل عقب تر رفت
هر قدر كه قصه مقدس تر
بايد كه در آن باادب تر رفت
روزي كه كوه آتش نمرود
حمله به ايمان خليل آورد
از آسمان هفتم رحمت
پيراهني را جبرييل آورد
پيراهني كه از بهشت آمد
تا حرز جان انبيا باشد
پيراهني كه خوب مي دانست
بابِل شروع ماجرا باشد
پيراهني كه تارو پود آن
در نقش تاريخ مصور بود
پيراهني كه بعد ابراهيم
ميراث اسحاق پيمبر بود
پيراهني كه يوسف عطرش
بينايي چشمان يعقوب است
پيراهني كه در شدائد نيز
آرامش اندوه ايوب است
آن پيرهن روز احد حتي
بر جان پيغمبر سپر بوده ست
زخم تنش از زخمهايي كه
خورده پيمبر بيشتر بوده ست
در همنشيني با پيمبرها
هرچند كسب آبرو كرده است
بالاتر از اين افتخارش نيست
اورا خود زهرا رفو كرده است
پيراهني كه احترامش را
پيغمبران هم حفظ مي كردند
روز دهم در گوشه گودال
از پيكري بي سر درآوردند
پيراهني كه عده اي بي دين
با نيت قربت درآوردند
با آنكه آسان در تن او رفت
بسيار با زحمت در آوردند
پيراهني زخمي شمشيرو
پيراهني زخمي سرنيزه
پيراهني كه عصر عاشورا
خورشيد را ديده است بر نيزه
پيراهني كه شعله اندازد
هر روز بر جان مقرمها
پيراهني كه زينت عرش است
در اول ماه محرمها
پيراهني كه بر تن منجي
فرياد مظلومي عاشوراست
پيراهني كه در قيامت هم
بر روي دست حضرت زهراست
#محرم_۱۴۰۴
#سیاهپوشان
#محسن_عرب_خالقی
@hadithashk
با اشک غمت خون دل آمیخته شد
بر فرق فلک خاک عزا ریخته شد
این صیحهی فاطمه است یعنی از عرش
پیراهن خونین تو آویخته شد
#محرم_۱۴۰۴
#سیاهپوشان
#سیدمیلادحسنی
@hadithashk
هر روز ، سر بر زانوی غم گریه کردم
بر اشرف اولاد آدم گریه کرم
در خانه ها منبر به منبر روضه خواندم
در کوچه ها پرچم به پرچم گریه کردم
من سالهای سال قبل از خنجر شمر
بر ضرب تیغ ابن ملجم گریه کردم
کوه گناهی را خدا میبخشد از مهر
وقتی به قدر بال شبنم گریه کردم
چه عالمی دارم در این روضه در این اشک
در عالمی فوق دو عالم گریه کردم
تا نوحه خوان دم داد ای اهل حرم را
با مشک پاره پاره آن دم گریه کردم
برآن هزار و نهصد و پنجاه زخمش
دیدم فقط اشک است مرهم گریه کردم
بر عضو عضو پیکر از هم جدایش
واژه به واژه در محرم گریه کردم
قدر نگینی جای سالم در تنش نیست
بر غارت انگشت و خاتم گریه کردم
مقتل نوشت از تشنه کامی تار میدید
با چشم کوثر چشم زمزم گریه کردم
هی با لهوف اش روضه خواندم روضه خواندم
هی با مقرم گریه کردم گریه کردم
فردا که میفهمم بهای اشک من چیست
افسوس خواهم خورد که کم گریه کردم
#محرم_۱۴۰۴
#سیاهپوشان
@hadithashk
از اول ما بلی گفتیم بر این تا ابد روضه
که در تقدیرمان بنویسد ایزد بی عدد روضه
بهشتِ بهتر از قبل هبوط ماست میدانم
که حتی داده بر حوا و بر آدم مدد روضه
اگر عمری فدایش شد حلال عمرمان باشد
به تأویلی که قرآن گفته از هذا البلد_ روضه
خوشا محشر اگر در حلقه حدّاث او باشیم
در آن مجلس نشان، این پلک زخمی و سند روضه
تپش در سینه میگوید که باید سینه زن باشی
نزد بر سینهی دلتنگ هرگز دست رد روضه
مهیا باش و قبل از روضهها قصد زیارت کن
خدا دلتنگهای کربلا را میبرد روضه
تنی در جزر گودال و سری بر مد یک نیزه
زمین افتاده دریا و اسیر جزر و مد روضه
پس از آن ماجراهایی که آمد بر سر مویش
ندارد پیش چشم مادر آشفته حد روضه
#سیاهپوشان
#محرم_۱۴۰۴
#سعیده_کرمانی
@hadithashk
افتاده بر جانم تبِ ماتم دوباره
حالم دگرگون میشود از غم دوباره
از عرش می آید صدای گریه زاری
در کوچه وقتی میزنم پرچم دوباره
از پنج تن إذنِ عزاداری گرفتم
دادند راهم...پس شدم مَحرَم دوباره
حاجت گرفتم! گفته آقایم أباالفضل(ع)
پایِ علَم امسال هم باشم دوباره
آورده ام؛ بیتابیِ یکساله ام را...
حال دلم خوش میشود کم کم دوباره
بیچاره ام کرده به قران دردِ غفلت
عاصی شدم! کی میشوم آدم دوباره؟!
هر کس که مثل من مریض و دردمند است
با توبه می آید پیِ مرهم دوباره
همراه با صاحب-عزایِ روضه جاریست-
از چشم هایم چشمهٔ زمزم دوباره
هنگام ذکرِ "یا لَثاراتِ الحسین(ع)" است
افتاده در شور و نوا عالم دوباره
شال عزا را با اذان؛ بر گردن انداخت
صاحبزمان(عج) با گریهٔ نم نم دوباره
از داغِ آن پیراهنِ آغشته در خون
در کربلا زد خیمهٔ ماتم دوباره!
#محرم_۱۴۰۴
#سیاهپوشان
#مرضیه_عاطفی
@hadithashk
قسم بر دل همین که مست دلداریم ما را بس
همین که تشنهی یک جرعه دیداریم ما را بس
قسم بر ماه روی تو قسم بر عطر و بوی تو
همین که ما به موی تو گرفتاریم ما را بس
چه غم گر دل بوَد پر غم نباشد یاری و همدم
همین که ما در این عالم تو را داریم ما را بس
یقین دارم نمیافتیم از چشمت، همین که ما
به یاد چشم خونین علمداریم ما را بس
دو چشم ما برای ماتم تو چشمهی اشکیست
به یاد تنگی گودال میباریم ما را بس
نمردیم از غم عریانیات اما، همین که ما
به یاد پیکرت عمریست بیماریم ما را بس
حرامیهابه رویت راه میرفتند و میگفتند
همین که پا به روی سینه بگذاریم ما را بس
#سیاهپوشان
#محرم_۱۴۰۴
#محمود_اسدی
@hadithashk
ناقابلیست سر که سرِ دار میبریم
سر دادهایم و از همه دلدادگان سریم
«تقدیمِ جان» و «دادن خون» و «نثار سر» ...
ما ناز یار را به همین شیوه میخریم
از هر چه هست جز خود او دست شستهایم
در اوج افتخار، گدایان این دریم
یا مُنتهیٰ رجایْ وَ یا غایَةُ مُنای
یا سیٌدَ الغریبُ وَ یا سیّدَ الکَریم ...
گفتم: حسین(ع) جان! پدری کن برایمان
فرمود: از پدر به شما مهربانتریم
کوچک شدیم نزد تو و بچههای تو
اصغر شدیم نزد تو، بر خلقْ اکبریم
... ما را حسین(ع) زیر پر خود گرفته است
اینگونه شد که جز سر بامش نمیپریم
او جامه داد، جام بلا خورد، جان سپرد
ما هم فقط برای خودش جامه میدریم
خارج نبوده منصب ما از همین دو حال
یا نوکریم ... «یا» ی دگر نیست! نوکریم
#سجاد_شاکری
#سیاهپوشان
#محرم_۱۴۰۴
@hadithashk
عمریست که ما خانه خراب غمت هستیم
از روز اَزل دربدر پرچمت هستیم
لُطفی کن و بر خیل گدایان نَظَری کن
ما مُرده دِلان مُنتظرِ یک دَمَت هستیم
یک سال فقط ما غزل گریه نوشتیم
ما مُنتظر ماهِ غَمُ و ماتَمَت هستیم
اِحرام به تَن کرده و ما مُحرِم عشقیم
بُگذار بیاییم اگر مَحرَمَت هستیم
بر زَخم تَنَت اَشکِ مُحِبّان شده مَرهَم
صَد شُکر حسین جان کمی مَرهَمَت هستیم
خُشکیم و کویریم ولی پای غَم تو
ما لشگر اَشکیم ؛ نمِ زَمزَمَت هستیم
خواندیم و نوشتیم که جِسمَت شده پامال
ما گریه کُن آن بَدَن مُبهَمَت هستیم
#سیاهپوشان
#نوید_طاهری
#محرم_۱۴۰۴
@hadithashk
جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم
تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم
جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما
چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم
تو چنان بوده ای ای عشق، که من از اینکه
به کسی جز تو بدهکار شوم بیزارم
ما که گفتیم غلامیم شما هم مولا
لطف کن بین غلامان خودت بشمارم
پسرم از پدرم نوکری ات برده به ارث
پدرم، من، پسرم، عاشق این تکرارم
آنچنانم که بدون تو بهشتم نروم
فکر بی تو شدنم سخت دهد آزارم
چندمین مرتبه اش نیست به یادم که چه خوب
دست پر مهر تو برداشت گره از کارم
از ضریحت دو سه تا بوسه طلبکارم من
تا ضریحت طلبم را ندهد، بیمارم
#سیاهپوشان
#محرم_۱۴۰۴
#حسن_کردی
@hadithashk
دنیای خیر با تو معادل نمی شود
دیوانه ی نگاه تو عاقل نمی شود
قلبی که خالی از هوس کربلا ی توست
یک قطعه سنگ می شود و دل نمی شود
دنیا هزار قبله اگر رو کند ولی
نوکر بجز به سمت تو مایل نمی شود
حتی ثواب نافله های شبانه هم
بی اشکِ در عزای تو کامل نمی شود
سجده به تربت است که معراج می دهد
عاشق که از جلال تو غافل نمی شود
آنجا که هر امید نروییده پر پر است
تنها امیدوار تو زایل نمی شود
هر کس چشید طعم خوش چایی تو را
دیگر اسیر نسخه ی باطل نمی شود
در محضر تو درد فراموش می شود
مشکل به پای عشق تو مشکل نمی شود
جنت، حسین جان ملکوت غم تو بود
زائر دچار دوریِ منزل نمی شود
چیزی به نام زندگی بی حسین نیست
مهری دلم به غیر تو غائل نمی شود
#محرم_۱۴۰۴
#سیاهپوشان
#حسن_کردی
@hadithashk
بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین
بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم
باز هم فصل بهارِ گریه و آهم رسید
شکر می گویم دوباره ماه دلخواهم رسید
السلام ای بهترین ماه ای محرم السلام
السلام ای بهترین ارباب عالم السلام
از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین
با تمام روسیاهی دعوتم کردی حسین
تو مسیحای منی و روضه ات دارالشفاست
گریه بر داغ تو بر هر درد بی درمان دواست
قطره ی اشکی سبب شد کور بینا بازگشت
با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت
هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین
بی نگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین
حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است
مثل او این حرف در طوفان فریاد من است
«هر که هستم هر چه هستم بر کسی مربوط نیست»
جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست
پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است
یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است
واجب عینی است گریه قابل تبدیل نیست
کعبه هم تعطیل باشد روضه ات تعطیل نیست
گر چه دور افتاده ایم از کربلا، هیئت که هست
دست ما کوتاه مانده از حرم، تربت که هست
چادر زهرای اطهر سایبان روضه هاست
بانوی پهلو شکسته میزبان روضه هاست
روضه ای را که به پا کرده در این دنیا خودش
اختیارش نیست دست هیچکس الا خودش
بی اراده غرق ناله بی امان بی اختیار
گریه باید کرد مثل مادران داغدار
گریه های مادرانه یادگار فاطمه است
روضه خواندن کار ماها نیست کار فاطمه است
سوختی درآتش صحرا بُنَیّ سوختم
رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم
کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل
پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل
#محرم_۱۴۰۴
#علی_ذوالقدر
#سیاهپوشان
@hadithashk