مادران ما اگر از فضل تو دَم میزدند
آش نذری تو را با گریهها هم میزدند
بچههامان بین هیئت حال بازی داشتند
روز تاسوعا ولی زنجیر محکم میزدند
تا علَم میآمد و بوی محرم میوزید
ارمنیها هم سرِ هر خانه پرچم میزدند
جرعهای از چاییِ این روضه هم مشگل گشاست
اهل سقاخانه دستِ رد به زمزم میزدند
بوی اسفندِ عزا و دستهها میآمد و...
روی سنجِ سینه و بر طبل قلبم میزدند
شب به پا رفتیم و برگشتیم بر دوش پدر
بین روضه چشمها در خواب شبنم میزدند
مجلس اُمالبَنین بودیم، زهرا هم رسید
روضهی عباس بود و ناله باهم میزدند
خوش قد و بالا نگفتم اینقدر زیبا مرو ؟
شور چشمان تیرها را نامنظم میزدند
تیر بر تو میزدند و دادِ آن را میزدم
داد وقتی میزدم با نیزه درهَم میزدند
از تنِ پاشیدهات هم آن جماعت ترس داشت
تیغها دورِ تنِ تو حلقه کمکم میزدند
این طرف شاهِ نجف بالاسرت هم مادرم
از غمِ اُمالبَنین بر سینهی غم میزدند
از حرم تا علقمه فریاد زینب میرسید
بچهها را بیمروّتها که از دَم میزدند
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
باز کن بر شانهات موی بهم پیچیده را
با تبسم وا کن اَبروی بهم پیچیده را
با ادب پا را بکش بر خاک، کمتر شرم کن
باز کن اینبار زانوی بهم پیچیده را
این یکی بر مَشک و آن یک بر علم چسبیده است
با خود آوردم دو بازوی بهم پیچیده را
تیرها و نیزهها باهم تو را بد دوختند
میکَنم از خاک، پهلویِ بهم پیچیده را
تیر چرخی زد میان چشم و بعدش هم علم
وای میبینم اگر روی بهم پیچیده را
قبل از آنی که تو را تا پیش طفلانم کشم
میکشند از دست النگوی بهم پیچیده را
این سرِ کج زود میاُفتد زمین پیش حرم
وا مکن از نیزه گیسوی بهم پیچیده را
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#محرم_۱۴۰۴
#تاسوعا
#حسن_لطفی
@hadithashk
با گریه تا به علقمه از بس دویده ام
مثل دل شکسته کنارت تپیده ام
گریه امان نداد که بهتر ببینمت
آه از برادری که پراکنده دیده ام
یک عمر سر به زیر نشستی کنار من
حالا منم که سر به خجالت کشیده ام
دنبال غارت حرمند و ندیده اند
غارت زده منم که تو را داغ دیده ام
ای دست و دل بریده ز دنیا نگاه کن
از بس صدای خنده شنیدم بریده ام
پاشو گره گشا گره افتاده در حرم
من حرف گوشواره و غارت شنیده ام
هر نیزه یک هجای تو را قطعه قطعه کرد
مصرع به مصرع است تنت ای قصیده ام
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#وحید_عظیم_پور
@hadithashk
رفتی و پشت سرت پشت حرم تیر کشید
ناخودآگاه تمام کمرم تیر کشید
قامتم تا شده محتاج عصایم چه کنم ؟
باز یاد علی اکبر جگرم تیر کشید
پُر تیر و پَر تیر است تن مختصرت
ریخته بال و پرت بال و پرم تیر کشید
دسته دسته موی تو از سر دستم افتاد
سرت افتاد به دستم که سرم تیر کشید
مثل پیشانی ات ای ماه بهم ریخته ام
دلم از هلهله ی دوروبرم تیر کشید
پهلویت باز شد از چشمه ی خون یعنی باز
پهلوی مادر نیکو سیَرم تیر کشید
در نگهداری زینب به پدر گفتی چشم
چشم تو بسته شد و چشم ترم تیر کشید
خنده ی شمر به خیمه خبرت را برده
سینه دخترک منتظرم تیر کشید
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#محرم_۱۴۰۴
#حبيب_اوليايی_فر
@hadithashk
صاحب العصر سلام
ای به دستت علم نصر سلام
چشمهی نوش حیات
نظری کن به عدم
به گِل مرده ما دم بده ای وارث شمشیر دودم
فاتح قلعهی دل
به همان وصله که جد تو به نعلینش زد
دل معیوب مرا هم به خودت وصله بزن
به کرمخانهی باباو عموی تو حسن
محرم راز بیا
دورهی قحط وفاست
فطرس سوخته بالم، پر پرواز بیا
پر شال تو دواست
ای که با ذکر حسینجانِ همه سینه زنانی تو هم آواز بیا
خانهی دوست کجاست؟
تو کجایی آقا؟
صاحب اصلی هر روضه کجا خیمه زدی؟
روضهی خانگیات را تو کجا میگیری؟
روضهخوانت چه کسیست؟
چه کسی روضه مشک و علم و دست عمو جان تو را میخواند؟
سینهزنهای تو آیا دودمه میگیرند؟
دم "ای اهل حرم...
دودم "میر و علمدار کجاست"
وسط سینه زنیها
وسط روضه عباس بگو
عمهات لطمهزنان میآید؟
مادرش امبنین گریهکنان میآید؟
چه کسی تیر به چشم پسرم، نور دو عینم زده است؟
ضرب شمشیر به دستان علمدار حسینم زده است؟
وای بر جمعیتی که قمرم را کشتند
بعد عباس، حسینم؛ پسرم را کشتند
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#امیر_عظیمی
@hadithashk
راه نجات اهل زمین و زمان شده
لب تشنه ای که ساقی لب تشنگان شده
اینجا فرشته های خداوند زائرند
این خاک محترم شرف آسمان شده
تا روز حشر اهل ادب سجده میکنند
این آستانه را که ادب را مکان شده
باب الحوائجی که دل چاکران او
با روضه ی محرم او شادمان شده
از حاجتِ روا شده اش حرف میزند
هر سائلی که بر سر کویش روان شده
دارند انبیا ز غمش گریه می کنند
وقتی قد حسین ز داغش کمان شده
جانی نمانده است و جهانی نمانده است
جانان اهل جان به جهان نیمه جان شده
شاه نجف ببین قمرت را در علقمه
از بهر تیرها هدف امتحان شده
این مشک آب آبروی اهل محشر است
یعنی برای عالم و آدم امان شده
دشمن اگر که دوروبرش پرسه میزند
آقا بدون دست شده ناتوان شده
این قد و قامتی که خودش یک قیامتست
در بین ازدحام برایش نشان شده
زهرا به یاد اینکه زمین خورد و پا نشد
صاحب عزای هر شب او در جنان شده
حالا که نیست اهل حرم گرد زینبند
دیگر پناه اهل حرم عمّه جان شده
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#محرم_۱۴۰۴
#تاسوعا
#حبیب_اولیایی_فر
@hadithashk
روز مرگ منه روزی که تا شی
اسیر دست مشتی بی حیا شی
فدا یک تار موت که تشنه موندم
امیدوارم خودت آب خورده باشی
اونا که از تو جز خوبی ندیدن
برای کشتنت نقشه کشیدن
محاله که یه لحظه ام چشم بدوزم
به اونایی که دستاتو بریدن
تو دستاته همه هستی عمو جون
تو زخمی هم عموم هستی عمو جون
واسه اینکه برا ما آب بگیری
غرورت رو که نشکستی عموجون؟
فدا یک تار موت هستی عمو جون
بکش از دور سرم دستی عمو جون
تو حتی با همین چشمای زخمی
برا ما چشم زخم هستی عمو جون
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#محرم_۱۴۰۴
#تاسوعا
#شهریار_سنجری
@hadithashk
ای وجودت قرار ثارالله
ابرویت ذوالفقار ثارالله
قامتت افتخار ثارالله
همه دار و ندار ثارالله
مهربان قبیله ی احساس
السلام و علیک یا عباس
ریسمان الهی محکم
صاحب اقتدار و هم پرچم
مات چشمان تو همه عالم
با وجود تو دل ندارد غم
کاشف الکرب سیدالشهدا
ای به قربان تو همه دنیا
ما حسینی شدیم فقط با تو
مونسی هم نداریم الا تو
ما همه قطره ایم و دریا تو
ما همه تشنه ایم و سقا تو
تشنه ی لطف و جود و احسانت
تشنه ی دیدن دو چشمانت
خوش قد و قامتی و رعنایی
فوق العاده ترین و زیبایی
باب حاجات خلق دنیایی
عشق ما ها و ارمنی هایی
غیرت از ازل گرفتارت
تا قیامت کرم بدهکارت
چه بگویم ز بس که غوغایی
نوکری کرده ای در آقایی
در خصائص مثال مولایی
سومین بچه شیر زهرایی
داده مادر ز کودکی ام یاد
وقت مشکل تو را زنم فریاد
روز میلاد تو امامانت
با ملائک شدن ثناخوانت
بعد بوسه به رو و چشمانت
همه بوسیده اند دستانت
در دوعالم زبان زدی ساقی
عالمی فانی و تویی باقی
همه مبهوت احتشام تو اند
کل ایران همه غلام تو اند
کفتر جلد روی بام تو اند
آذری ها مرید نام تو اند
اینچنین میکنند از تو یاد
یابن ام البنین اوین آباد
بس که بر عهد خود عمل کردی
پرم از عشق و از غزل کردی
رخنه در قلبم از ازل کردی
مشکل آوردم و تو حل کردی
چاره ساز مسائل مشکل
نظری کن به ما ابوفاضل
ساقی خانواده ی خورشید
ساغر چشم های پر امید
هر که آمد زما ، نسب پرسید
گفته ایم حرف حقِ بی تردید
ما همه نوکریم نسب به نسب
خاک پای تو ایم خدای ادب
شعله ی سوز آه ثارالله
لشگر و هم سپاه ثارالله
ای به دستت نگاه ثارالله
حضرت مهر و ماه ثارالله
بر دلم مهرت از ازل افتاد
شیر ام البنین حلالت باد
مدح تو بیش از آنچه گفتم بود
گفتم اما ببخش کم هم بود
تا تو بودی حسین بی غم بود
دست تو تا همین که پرچم بود
سمت خیمه غمی نمی تابید
فارغ از غم رقیه میخوابید
بس که برتو حسین باور داشت
با تو انگار که دو لشگر داشت
لشگری مثل تو برادر داشت
تا تو بودی علیِ اصغر داشت
بین آن و دشت و قوم درنده
شد حسین هم به تو پناهنده
رفتنت از حرم مسلم شد
نگرانت دم مخیّم شد
تا که رفتی دلش پر از غم شد
سایه ات تا که از حرم کم شد
نگران حرم شد و معجر
لرزش دست هاش شد بدتر
وای از آن لحظه ای که غوغا شد
حرمله با کمان محیا شد
غرق تیر عدو سراپا شد
در میان خیام بلوا شد
خیمه ها غرق ترس شد کم کم
شد گره های روسری محکم
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#رامین_برومند
@hadithashk
دنیا و زیر پرت میگردونم
دشمنو دور سرت میگردونم
حتی با این کمر شکسته هم
اجازه بدی برت میگردونم
تو امید آخر منی بمون
تکیهگاه خواهر منی بمون
نزا دنیا رو سرم خراب بشه
تو ستون لشکر منی بمون
تو باشی حرمله جرأت نداره
که بخواد تیر سپر در بیاره
پاشو کارشو تموم کن و نزار
پاره پاره شه گلوی شیرخواره
تو بری خون به دل ما میکنن
مارو با خنده تماشا میکنن
پاشو و ببین که از حالا دارن
قتلگاهمو مهیا میکنن
تو بری خیلی حسین تنها میشه
چشمای خواهرمون دریا میشه
سر اینکه سرمو کی ببره
میون شمر و سنان دعوا میشه
خزون زندگیمو بهاری کن
یهبار دیگه حسین و یاری کن
لرزه افتاده به جون بچه ها
رسیدن حرم، پاشو یه کاری کن
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#محرم_۱۴۰۴
#تاسوعا
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
اي آب بقا اشک روانت عباس
اي نور خدا در دل و جانت عباس
يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم
قربان دو چشم نگرانت عباس
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
بیا ای چاره ی کارم. أغثنی یا اباصالح
ببین که بی تو بیچارم. أغثنی یا اباصالح
در این دنیا وانفسا در آن عقبای واویلا
فقط تنها تو را دارم. أغثنی یا اباصالح
تویی تو دین و ایمانم. تویی آرامش جانم
تویی ماه شب تارم. أغثنی یا اباصالح
به هر دردی طبیی تو بخوان امن یجیبی تو
ببین مولا که بیمارم. أغثنی یا اباصالح
پریشانم پریشانم. پشیمانم پشیمانم
گرفتارم گرفتارم. أغثنی یا اباصالح
منم آن یار سربارت همان که داده آزارت
ببخشا گر خطاکارم أغثنی یا اباصالح
تو میخوانی غم مارا تو داری مرهم مارا
تو می دانی که ناچارم أغثنی یا اباصالح
من اشک نم نم آوردم. ببین مولا کم آوردم
تویی تنها خریدارم أغثنی یا اباصالح
به خشکی لب اصغر به اشک دیده ی مادر
نگاهی بر دل زارم. أغثنی یا اباصالح
بیا جانها بقربانت تورا جان عموجانت
گره واکن تو کارم. أغثنی یا اباصالح
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
مهر شده ست مشتری نور شمایل تو را
ماه نموده آرزو جلوه ی کامل تو را
وه چه قیامتی به پا کرده شکوه قامتت
دیده زشوق دیده آن دیده ی خوشگل تو را
ای در ناب هل اتی، دو دست کرده ای عطا
دو بال هم بجای آن ، نداشت قابل تو را
محمل رادمردی و فضل و فتوت و ادب
دهر کجا توان کشد بار حمایل تو را
خصلت توست مردی و عهدو وفا مرام تو
ادب عصاره ای بود جمع خصائل تو را
عقل شده ست مات تو محو تو و صفات تو
مانده که سجده چون کند قبله ی مایل تو را
مرجع رساله میدهد غافل از اينکه جبرئیل
عمر نهاده خوانده یک سطر رسائل تو را
هم که به فضل قائلی هم که ابوالفضائلی
شرح چسان دهد غزل جمع فضائل تو را
گر که خدا زند سند جنت خود بنام تو
داده یک از هزار حق مزد نوافل تو را
کفر نگفته ام که حق مزد تو را بر آن شود
تا بنهد وصال یار اجر مقابل تو را
جنت بی حسین را کی تو پسندی از وفا
نور حسین روشنی داده محافل تو را
وافی شهره در وفا ساقی آل مصطفی
قحطی آب شعله زد آتش در دل تو را
دست بدادی و بصر هم که سپر نموده سر
تا ندهد فلک هدر قربه حاصل تو را
آه از آن دمی که شد تیر به مشک آب تو
خرد نمود موج غم زورق ساحل تو
فاطمه گشته در خروش وز غم روضه ات
زهوش
باز نمیکنم از این بیش مقاتل تو را
کاش که در قیامت از جمله شاهدان شوم
تا که به دیده بنگرم کیفر قاتل تو را
دست تهی نمی رود سائلی از سرای تو
ام بنین عطا کند حاجت سائل تو را
#تاسوعا
#محرم_۱۴۰۴
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk