به نام شَهَنشاهِ بی سر : حسین
نوشتیم بالای دفتر حسین
هم اول حسین و هم آخر حسین
سپردیم دل را به دلبر ؛ حسین!
اَمیری حسینُ وَ نِعْمَ الاَمیر
دم اربعین دست ما را بگیر
جهان شد هواخواه کربُبَلا
چراغان شده راه کرببلا
چه زیباست درگاه کرببلا
سلامٌ عَلیٰ شاه کرببلا
اگر زهر هستم ، عسل کن مرا
میان شلوغی ، بغل کن مرا
قفس را شکستند آزادهها
به دلبر رسیدند دلداده ها
چه حال خوشی دارد این جادهها
بنوشان به عُشّاق از آن باده ها
همین استکان ، جام صَهبای توست
شراباً طَهورای ما ، چای توست
به دیدار تو صف به صف می رویم
چنان تیر سمت هدف می رویم
پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم
به دنبال شاه نجف می رویم
بهشت است دنیا ، کنار علی
مسلمانی ماست کار علی
سرآغاز عشق تو بی خاتمه است
کنار تو دل عاری از واهمه است
دم دیگ نذری تو همهمه است
نگو موکب ، این منزلِ فاطمه است
گدایی هر خانه را پس زدیم
سر سفره ی مادرت آمدیم
زمین سوخته ، آسمان در تب است
عَوالِم از این داغ ، جان بر لب است
زنی خسته دنبال یک مرکب است
گمانم که این روضه خوان ، زینب است
چُنان داد زد : آه! همراهِ من!
کجا رفته انگشترت ، شاه من!
نشد قبل ذبح تو ، داخل شوم
نشد تا حریف اراذل شوم
نشد مانعِ تیغ قاتل شوم
نشد بین شمر و تو ، حائِل شوم
سنانِ حرامی مرا پیر کرد
نوکِ نیزه در حلقِ تو گیر کرد
مرا کُشت تنهایی قافله
پَرَم زخم خورده است از سلسله
نشد لحظه ای ختم ، این غائله
ربابت چهها دید از حرمله
دوباره دلم را تکان داد و رفت
به ما مشک پاره نشان داد و رفت
تو رفتی ، خوشی رفت ، ختم کلام
نبودی ببینی چه شد بین شام
بَدَم آمد از کوچه و ازدحام
کشاندند ما را به بزم حرام
سرِ راهِ اطفال ، بنبست بود
غـیـورم! کنارم پُر از مست بود
#اربعین
#بردیا_محمدی
@hadithashk
به دربار رضا باید بیاید
هم از خوبان و هم از بد بیاید
به هرکس نا امید از هر کجا شد
بگو یک بار به مشهد بیاید
#امام_رضا_ع
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جای نوحه و غزل بگو در عالمین حسین!
حسین حسین حسین حسین
حسین حسین حسین حسین
#سید_پوریا_هاشمی
@hadirhashk
کعبهی عشق، حریم پسر شیر خداست
شب جمعهستو دل ما به سوی کربوبلاست
مادری با قدخم سوی حرم میآید
ذکر لبهاش بوَد وای حسینم تنهاست
یا بُنیّ ته گودال تو را بد کشتند
دیدهام تا ابدالدّهر برایت دریاست
یاد آنروز که دنبال سرت می گشتم
چه سری که رَد سر نیزه به حلقت پیداست
پیرهن دوخته بودم که نمانی عریان
پسر بی کفنم، پیرُهنِ کهنه کجاست
جای شمشیرو سِنان جای خودش، میبینم
به روی پیکر درهم شدهات جای عصاست
هر که با هرچه به کف داشت به جسمت میزد
کفِ گودال، تن پاکِ تو ارباً ارباست
آه مادر تو دعا کن که بیاید مهدی
تا نیاید پسرت، دربدری قسمت ماست
#عزیزم_حسین_ع
#کربلا
#محمود_اسدی
@hadithashk
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال مرا این گریه ها بهتر بسازد
اسم تو طبع خشک من را تر بسازد
ویرانه ای هستم که مشرف بر بهشتم
این روضه رفتن ها مرا آخر بسازد
وقتی که نشنفت اسم ارباب خودش را
آن گوش را باید خدایم کر بسازد
یک عمر زحمت میکشد بابای خوبم
تنها برای اینکه یک نوکر بسازد
من را نجاتم دادی از مرداب دنیا
عشق تو از سنگ دلم گوهر بسازد
فطرس گمان پر زدن را هم نمیکرد
تا از پر قنداق تو شهپر بسازد
با گریه بر تو بوالبشر را توبه دادند
ذکر حسین اینگونه پیغمبر بسازد
هر کس که با تو دوست شد اهل نجات است
ارباب ما از دیو هم دلبر بسازد
با پا تو را چرخاند و زیر لب به من گفت
باید که با کندی این خنجر بسازد
خورشید را گفتم به اینجا کم بتابد
این چند روزه با تن بی سر بسازد
#عزیزم_حسین_ع
#کربلا
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا
بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا
یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند
کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا
اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر
تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا
فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت
دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا
اهل کسا به آمدنت وعده داده اند
اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا
اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب
ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا
سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام
تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا
صدها اویس تو به قرن کشته می شوند
بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا
چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است
با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا
دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا
در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#مرحوم_رضا_رسول_زاده
@hadithashk
برگشت خیل قافله ، اما رباب ماند
با اشک و آه و درد و غم بیحساب ماند
در زیر سایبان نه ، که در زیر آفتاب
با داغ طفل و با پسر بو تراب ماند
تاراج شد عقیق سلیمان کربلا
جای نگین خاتم او در رکاب ماند
یک سال روضه خواند و ز چشمان اشکبار
بر قبرِ لاله، ژاله و بوی گلاب ماند
یک دشتِ تشنه مانده و یک شطِّ پُر ز آب
او یک سوال داشت ولی بی جواب ماند
یک جرعه آب کم شود از شط چه می شود؟
وجدان آب با گله اش در عذاب ماند
#حضرت_رباب_س
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پر می کشد دوباره دلم درهوای تو
گل می کند به روی لبم ذره های تو
صدشکر باعنایت بی حد تو شدم
از کودکی به زیر علم آشنای تو
لطف و دعای حضرت زهراست یا حسین
حالا اگر که من شده ام مبتلای تو
من پای روضه های شما پیر می شوم
آقا به یک نگاه و بایک دعای تو
قسمت نشد که پای پیاده به شوق تو
امسال اربعین برسم کربلای تو
حتی اگر که جان بسپاریم هم کم است
نیزه سوار شهر به پای عزای تو
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#امیر_جعفر_صدیقی
@hadithashk
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خسته ایم از اتفاقات جهان آقا بیا
شیعیانت را ببین رو به قسم آورده اند
#یا_صاحب_الزمان_عج
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
وقت وداع بود
وقت وداع بود و شروع غمِ حرم
رفتی کنار زینب و گفتی که خواهرم:
دیدم در این میانه من امروز هی فراق
هی زخم روی زخم و فقط داغ پُشتِ داغ
شد هر یکی پس از دگری بر غَمَم گواه
آه از تمام حادثه ها ، آه ثُمَّ آه
آه از غمی که تازه شود با غمی دگر
جز همدلی نباشدمان مرهمی دگر
هنگامِ رزمِ توست خودت یک قیام باش
من می روم مراقبِ اهل خیام باش
زینب به اشک بدرقه ات کرد و آه شد
رفتی سپس تمام جهان قتلگاه شد
آری تَرک تَرک لبِ تو حرفِ تازه داشت
گویا دهانِ کوه شکوهِ گدازه داشت
از فَرطِ تشنگی همه جا بود غرقِ دود
چشمانِ خیسِ تو نگران سوی خیمه بود
ای تکیه گاهِ عالم امکان ، در آن میان
بر نیزه ای شکسته زدی تکیه نیمه جان
گودالِ تنگ بود و نفس های آخَرَت
زد هرکه هرچه داشت در آن دَم به پیکرت
خنجر کشید و ذبحِ تو را بود در کمین
پایین ز اسب آمد و بالا زد آستین
با چکمه بر دهانِ تو گل های تازه کاشت
قرآن ورق ورق شد و شیرازه ای نداشت
بر سینه ات نشست و سَرِ صبر و حوصله
مابین “حا “ و “سین” تو انداخت فاصله
این کارِ شمر خواهرتان را مریض کرد
با جامه ی تو خنجرِ خود را تمیز کرد
شد ناله ای ز علقمه در کُلِ دشت پخش
عباسم و نشد که بمانم مرا ببخش
قلبِ مرا شکست و قرار از دلم ربود
نعلی که تازه بود و لباسی که کهنه بود
تا جانماز را بکشانند آب ها
بستند بر تو آب ، مقدس مآب ها
جانم فدای بی کَسی ات که به اسم دین
از تو حسین تر شده بودند مشرکین
بر نینوای تو سُمِ مَرکب نواختند
گفتند کافری و به جسم تو تاختند
گفتند از حسین زمین پاکِ پاک شد
جسمِ تو خاک بر دهنم خاکِ خاک شد
بَس خاکِ کربلای تو دریای غربت است
سوغاتِ آن دیار کفن نیست تربت است
در زیرِ آفتاب تَنت سایه بان نداشت
آن جسمِ پاره پاره دگر استخوان نداشت
پیداست قصّه از رخ آشفته ی رُباب
بعد از حسین خانه ی شادی شود خراب
رد می شُد از کنار تو با گریه کاروان
زینب به ناله گفت عزیزم حسین جان
چون چاره نیست میروَم و میگُذارمت
ای پاره پاره تن به خدا میسپارمَت
از این بلا نبود بلایی شدیدتر
زینب همان دقیقه شد از تو شهیدتر
در وصفِ عصرِ روزِ دهم مانده عالمی
تنها کشیده فرشچیان از یَمی نَمی
پیراهنَت مباد ردایِ حَریص ها
جسمت مباد مطلبِ عریان نویس ها
هنگامِ روضه های تو ما هیچ ما نگاه
آه از تمام دلهره ها ، ...
#حضرت_زینب_س
#شعر_آیینی #شعر_روضه #عزیزم_حسین_ع #محسن_کاویانی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
وقتی که غرق آه و محن می شویم ما
یعنی که بی قرارِ دو تن می شویم ما
بعد از چهلُمِ پسر فاطمه حسین
آماده ی عزای حسن می شویم ما
گاهی به یادِ کرببلا سینه می زنیم
گاهی مدینه ایِ علَن می شویم ما
هم گریه بَهرِ کُشته ی دور از وطن کنیم
هم مونس غریبِ وطن می شویم ما
یک بی حرم، وَ دیگری هم بی کفن بُوَد
بر اين دوتن اُویس قرن می شویم ما
جایی که شأن این دو عبای یمانی است
پس طالب عبای یمن می شویم ما
ارباب ما حسین و، جهاندار ما حسن
در مدح این دو گرم سُخَن می شویم ما
در روضه ها همیشه به دنبال نکته ایم
بی تابِ سَم و تیر و کفن می شویم ما
خورده کشیده پیش حسن، مادر حسین
هم ناله ی نوایِ مَزَن می شویم ما
می آید عاقبت کسی از نسل این دو که
با دیدنش رها زِ بدن می شویم ما
#امام_حسن_ع
#دهه_آخر_صفر
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
@hadithashk