eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
173 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
عمریست برای تو دل ما تنگ است دنیای بدون تو سراسر جنگ است ای لنگر هفت آسمان ، ای منجی برگرد که بی تو کار دنیا لنگ است @hadithadith
سلطان سلام! غیر تو ارباب و شاه نیست هر کس گدایتان بشود بی پناه نیست روی سیاهه ها بنویس عاشقت شدم روی سیاه دارم و بختم سیاه نیست دلبر اگر که دل ببرد، دل چکاره است؟ عشق گناهکار به یارش گناه نیست عاشق شدی اسیری دل میکُشد ترا ... عاشق، اگر اسیر نشد روبراه نیست مستی که میخورد به لبش مِی، حلالِ او راهی که میخورد به حرم اشتباه نیست شمس الشموس! کوری دل را شفا بده خورشید من! نگاه تو کار نگاه نیست پیران دم ضریح تو فریاد می زنند عمری که رفته پای زیارت، تباه نیست محتاج خلق نیستم، آقای من علی است هرگز کسی شبیه پدر تکیه گاه نیست در حجره ی پدر، پسری زار می زند روی لب پر از ترکش، غیر آه نیست وقت عزاست! نوحه بخوان! فابک للحسین تشنه تر از حسین، میان سپاه نیست مادر رسید و گفت بقربان شکل تو این ماه خون گرفته، دگر شکل ماه نیست با دیدن قفای تو از خیر سر گذشت آن خنجری که ضربه زده، خیرخواه نیست @hadithashk
روح بلند مصطفی تا عرشِ اعظم می رسد بالاتر از بالاست...من اینقدر عقلم می رسد! هر زحمتی که می کشد، خیرش به عالم می رسد پس بوسه بر خاک درش، بر نسل آدم می رسد با او ترازوی عمل، آنقدر سنگین می شود... شاءن گدایش برتر از شاءن سلاطین می شود وقت کرم، در کیسه اش درّ و گهر دارد فقط چون از میان خانهء زهرا گذر دارد فقط از قُوسِ اَو اَدنای او، حیدر خبر دارد فقط در غزوه ها بر ذوالفقار او نظر دارد فقط با دست خود نهری کنار نهر کوثر می کشد صد جرعه را وقت عطش، با یاعلی سر می کشد انگشتر دستش، سراغ سنگ خاتم را گرفت در بین هیئت ها خودش هربار، پرچم را گرفت بعد از حُسینُ مِنِّی اش، در روضه ها دم را گرفت با گریه های او گدا، اشک محرم را گرفت لرزه به روی شانهء عرش برین افتاده است بابا بزرگ روضه خوان ها بر زمین افتاده است آنکس که ماهِ هر سحر، شب زنده دارش بوده است بعد نماز آخرش، زهرا کنارش بوده است ام ابیها که نبی هم بیقرارش بوده است... میخ ثقیفه، سال ها در انتظارش بوده است مانده جنازه بر زمین، هیزم میان کوچه هاست آن چادر خاکی شده وقتی که می سوزد عزاست در با لگد که وا شود، صد لاله پرپر می شود یاس سفید باغ حیدر رنگ دیگر می شود زهرا نگفته با کسی که باز، مادر می شود محسن که شش ماهش شود، اوضاع، بدتر می شود ای وای! از این کوچه و این خانه و این سرزمین صد مرد باهم جان دهد، یک زن نیفتد بر زمین! یا مصطفی! شد بعد تو تنهای تنها دخترت هرچند بارانی شده چشمان زهرا دخترت... کاری ندارد هیچکس، این دور و بر با دخترت راحت بغل کرده ترا هر دفعه اینجا دخترت با آن غمی که مانده در قلب حزینت گریه کن امشب برای دختر ویران نشینت گریه کن آن دختری که خسته در آغوشِ خار افتاده بود از دست زجر بی حیا، دستش ز کار افتاده بود از روی ناقه بر زمین، با چشم تار افتاده بود بین طبق می دید سر را که کنار افتاده بود قدری بغل می خواست که آغوش بابا را ندید سر بود...گردن بود...اما باز آقا را ندید @hadithashk
هنوز دل نگرانم از آن دوشنبه به بعد هنوز آه نهانم از آن دوشنبه به بعد مراشکسته در این خانه خنده های زنم کسی نبود که حرفی مگو به او بزنم مدینه سبّ علی میکند مقابل من رفیق نان و نمک، طعنه می زند به حسن به آن دلی که شکسته است دست رد زده اند چهل نفر به غرور حسن لگد زده اند بگو که خوردم از این ها شکست سنگینی زده است مادر من را چه دست سنگینی میان کوچه زمین خورد گل؛ ز ریشه شکست همینکه ضربه بد خورد، بار شیشه شکست غریب ماندن بابایم از سرم افتاد دری که سوخت فقط روی مادرم افتاد دعای مادر خود را شنیدم ای مردم قنوت دست ورم کرده دیدم ای مردم به خانه، حوریه را دست بر کمر دیدم لباس پاره او را به میخ در دیدم شنیدم آیه الهکم التکاثر را ولی نشد بتکانم غبار چادر را چقدر غصه آن کوچه ها بی اندازه است هنوز خونِ روی گوشواره اش تازه است حسین و زینب و عباس را خبر بکنید نظر به تشت و به این پاره جگر بکنید اگرچه خون دل تازه روی این لب هست هزار شکر که عباس، پیش زینب هست اگرچه تیر، تنم را به چوب می دوزد چه خوب، معجر زینب دگر نمی سوزد به دست های پراز بوسه ام طنابی نیست کنار تشت من اینجا دگر شرابی نیست تمام درد حسن درد کربلاست حسین سرت مقابل زینب به نیزه هاست حسین @hadithashk
چقدر نام دل انگیز شما غم دارد بعد دو ماه فقط روضه تو را کم دارد یک شب روضه ی جانسوز تو ای ماه غریب "داغ اندازه ی یک ماه محرم دارد" مادرت گفت بگویید به مردم آخر فاطمه غیر حسینش، حسنی هم دارد ای غریبانه ترین زخم حرم، این ماتم فقط از اشک محبان تو مرهم دارد آنکه باید به تو آرامش جان می نوشاند عوض عاطفه، پیمانه ی او سم دارد گریه کن های تو هرچند که کمتر هستند روضه ی کوچه ولی آدمِ محرم دارد وسط کوچه دلت سوخت سپس عمر تو سوخت مو سپیدی تو یک علت محکم دارد @hadithashk
خدا به خیر  کند ، روضه های امشب را بگو جناده تمیز کن ، خون بر لب را تمام ترس من این است قبل بردن تشت کسی خبر بدهد خواهر تو  زینب را @hadithashk
یا رسول الله ای آیینه ذات خدا یا حبیب الله ای خیر البشر خیر الوری حُسن خُلقت شهره در هفت آسمان و در زمین من کجا و مدح تو یا رحمت للعالمین در دوعالم مقتدای بوذر و سلمان تویی این دو نه، بلکه امیر عالم امکان تویی لحظه های استجابت را تو معنا کرده ای پرچم عدل و عدالت را تو برپا کرده ای تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک با تولّای تو سرمستیم و بهرت سینه چاک هر که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند در مقام قرب، عِزّ و آبرویش می دهند شُکر ایزد اینکه ما از پیروانت گشته ایم با دعای خیر تو از رهروانت گشته ایم رفتی و داغ تو پشت رحمت دین را شکست غصه های بی شماری بر دل کوثر نشست هتک حرمت، خون دل، سربسته گویم ماجرا درد پهلو، روی نیلی، غربت آل عبا ما از این نامهربانی ها پریشان خاطریم شِکوِه هامان را به سوی حجت الله می بریم ای که با خون دلت پرورده ای اسلام را با کتاب و عترت خود برده ای ابهام را ما کنون یاری گر دین تو هستیم ای نبی جان نا مقدار ما بادا به قربان ولی مکتب نورانی تو دست ما افتاده است امت تو با ولایت دست بیعت داده است شیعه و سنی همه تحت لوای احمدیم ماهمه دلدادگان آن رسول سرمدیم رمز پیروزی یقینا وحدت و ایستادگیست تفرقه ممنوع؛ اینک موقع همبستگیست فاتح جنگیم و بیزاریم از خصم یهود تا ابد بر روح تهرانی مقدم ها درود فاتح و فتاح و خرمشهر و سجیلیم ما در نبرد ابرهه طیرا ابابیلیم ما وعده حقیم و پیروزیم بر خناس ها این حرم دارد هزاران قاسم و عباس ها گرچه از داغ عزیزان غرق آه و محنتیم لیک ما هم چون سلامی جانفدای ملتیم گوشمان همواره بر فرمایشات نائب است وقت مرگ و وقت تدفین رژیم غاصب است (خزان) @hadithashk
امشب شبِ شهادت پیغمبر خداست امشب تمام عرش سیه پوش این عزاست جن و مَلک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف سلطان انبیاست خیل رُسُل به ماتم و جبریل نوحه گر فریادشان به ارض و سما وا محمّدا ست زهرا و حیدر و حسنینند غرق غم زینب ز کودکی به غم و رنج مبتلاست در کُنج بستر است و نگاه مبارکش گاهی به سوی فاطمه گاهی به مرتضی ست گاهی به دیده ی نگران غرقِ در غم است دلشوره اش شروع نخستین فتنه هاست مزد رسالت نبوی را چه خوش دهند آندم که پاره ی تن او بین شعله هاست در بین آتش و در و دیوار مانده است زهرا که پاره ی تن و ناموس کبریاست گویا به چشم دیده که از کینه بسته اند دستان مرتضی که شه مُلک لافتی ست چشمش گهی به سوی حسین است و گاه بر رخسار پاک و دیده ی گریان مجتبی ست در تشت دیده لخته ی خونِ جگر بسی کان آتشش ز اخگر الماس ریزه هاست گریان تر آن دمی ست که بیند به گوشه ای در بر گرفته زانوی غم ، شاه کربلاست یاد آرد آن دمی که حسینش به دوش او بود و سرش به کرب و بلا از بدن جداست یاد آرد آن دَمی که شود تشنه لب شهید پیکر به روی خاک و سرش روی نیزه هاست ای مسلمین نبی ز جهان میرود ولی تازه شروع فتنه ی آن قوم بی حیاست @hadithashk
لحظه های فراق و دلتنگیست آرمیده نبی به بستر خویش نه ز دنیای دون که دل کندن سخت باشد ز روی دختر خویش دید زهرا چه بیقرار شده اشک بسیار کرده بیتابش دید، این آه و زاری بی حد پیش چشم پدر کند آبش گفت زهرا بیا پدر به فدات در کنارم عزیز دلجو یم بیقراری مکن عزیز دلم تا که راز نهفته ای گویم لب خود را کنار گوشش برد همه گفتند میدهد پندش لحظاتی دگر همه دیدند همره اشکهاش، لبخندش حیدرو زینب و حسین و حسن همه بودند محو گفتارش همه حیران ، چه گفت پیغمبر فاطمه شاد گشته رخسارش نکند ماندن رسول الله راز فرموده ی پیمبر بود کاش راز سلامتش باشد آنچه با پاره ی تنش فرمود فاطمه ، ای ملیکه ی ملکوت جان عالم فدات یا زهرا راز بگشا، بگو که پیغمبر دم آخر چه گفت با زهرا گفت زهرا که مژده اش این بود وحی فرموده ذات حضرت حق به پدر در بهشت فاطمه جان اولین کس تو میشوی ملحق @hadithashk