کار من در زندگی این است تنها، نوکری
کار تو لحظه به لحظه از گدایان دلبری
من که با پای خودم اینجا نمیآیم، فقط
می کشد من را به اینجا دست لطف مادری
دود اسپند تو را در شهر پیدا میکنم
تا نشیند بر سرم از آتش ات خاکستری
از دیار خویش هر شب زائر صحن توام
میشود از روضه وا سوی بهشت تو دری
میخری اشک مرا هم قیمت دُرّ و گُهر
مثل تو پیدا نخواهم کرد جایی مشتری
بی شک از گریه کنانت بوده اند اجداد من
میرسد این منصب از نسلی به نسل دیگری
من کجا روضه کجا اینجا پیمبر پرور است
بوده اشک روضهء تو رزق هر پیغمبری
بی گمان سوی برادر میرود فکر همه
هر کجا که دست، بر سر میگذارد خواهری
میگذارد خواهری گودال را روی سرش
میرسد تا شمر بالای سرت با خنجری
شمر از گودال بیرون رفت اما ساربان
دست بر شال کمر انداخت با خیره سری
هر کسی سهم خودش را میبَرد از پیش تو
سهم خواهر میشود از کربلا در به دری
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_مدح_اباعبدالله_الحسین #شعر_مدح_امام_حسین #شعر_مدح_سید_الشهداء #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دیدی که گریه کردم گفتی بیا به خانه
دیدی که گریه کردم گفتی بیا به خانه
از من تو را گرفته نفرین بر این زمانه
جلد تو بودم اما شیطان به من کلک زد
گندم به پشت بامش انداخت دانه دانه
نفس ضعیف خود را تربیتش نکردم
از خود فریب خوردم آن هم چه زیرکانه
هر چه که تو بگویی آن را قبول دارم
آری گناه کردم اما نه عامدانه
من دور بودم از تو تا آن زمان که از نو
عشق حسین زهرا زد در دلم جوانه
خیلی دروغ گفتم صادق نبودم، اما
من دوست دارم او را آنهم چه خالصانه
آتش مرا نخواهد سوزاند مطمئنم
وقتی که میکِشد در این دل غمش زبانه
از تو برات عفو خود را گرفتم امشب
این گریه ها بماند پیش تو چون بیعانه
دنبال قطره اشکی تا که مرا ببخشی
این اشک بر حسین است بهتر ازین بهانه؟
شد مونسم پدرجان بعد از تو دردهایم
بد همدمی ست بابا در رفتگی شانه
دنبال من دویدند خوردم زمین به صورت
حالا کلافه هستم از زخم زیر چانه
از مو مرا گرفته بر ناقه ام نشانده
این زجر بی مروت با خوی وحشیانه
این زجر نانجیب است در ظلم بی رقیب است
بهر اذیت ما سر میرسد شبانه
هم سهم آب و نان خود را به کودکان داد
هم جای کاروانی خورد عمه تازیانه
چون مرغ بال بسته شد دختر تو خسته
میمیرم آخر کار در کنج آشیانه
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_آیینی #شعر_روضه #شعر_روضه_حضرت_رقیه_س #شعر_مذهبی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای امام منتظر
ای امام منتظر دل بیقراری تا به کی
در مسیر آمدن چشم انتظاری تا به کی
چه دعاهایی که خواندم در فراغت سیدی
پاسخی ده به سوالم اشک و زاری تا به کی
معنویت که ندارم.. فقر دین بیانتهاست
با وجود تو بگو که این نداری تا به کی
دستگیری کن به حق مادرت یابن الحسن
خوردن بر خاک غم با آبشاری تا به کی
مثل یک مرده شدم جانی بده عیسای من
زندگی با لحظههای احتضاری تا به کی
معصیت حال مرا تغییر داده چون کنم؟
از خودم پرسیده ام بی بندو باری تا به کی
العجل ای آبرودار تمام نه فلک
ای امام منتظر دل بیقراری تا به کی
محسن راحت حق
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #محسن_راحت_حق
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
دل بسته ام فقط به تماشای چشم تو
مانند رود ، تشنه ی دریای چشم تو
پلکی بزن ز گوشه ی چشمت غزل بریز
شاعر نشسته با قلمش پای چشم تو
پرواز شعر محتشم و دعبل و کمیت
دور مدار چرخش دنیای چشم تو
چون گرد و خاک ، پیش قدمهای گردباد
باید بلند شد به بلندای چشم تو
در محضر خودت دل ما را سند بزن
کافیست پای این غزل امضای چشم تو
اصغر چرمی
#اصغر_چرمی #شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آن رشته که بر جان بشر حبل متین است
صد شکر که گیسوی امیر مومنین است
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_فرخنده
@hadithashk
غزل مدح حضرت عبدالعظیم ع و شعر مقاومت :
ما خادمانِ حضرتِ عبدالعظیمیم
ما نوکرانِ درگهِ شاهِ کریمیم
عطرِ حریمش مست کرده شهرری را
ما تا اَبَد مستِ سبویِ این نسیمیم
دنبال جنت هر که هست، اینجا بهشت است
با عشقِ این آقا، به شهرِری مقیمیم
تهران پُر از آقاست، اما قبله ینجاست
ما رو به این قبله، از ایامِ قدیمیم
وقتی که دلتنگِ حسین و کربلائیم
در این حرم، با زائرانِ او سهیمیم
با اقتدا بر حضرت اربابِ عالم
ما مردمی با غیرت و قلبِ سلیمیم
با تکیه بر دستانِ عباسِ علمدار
رو در رویِ ابلیس و شیطانِ رَجیمیم
ما راهِمان راه امیرالمؤمنین است
تنها به دنبالِ صراطِ مستقیمیم
ساکت نمی مانیم پای ظلم صهیون
در انتظارِ طلعتِ روزِ عظیمیم
#حضرت_سیدالکریم_ع
#وحید_خیری
@hadithashk
تصنیفِ هر قصیدهٔ ما، نِی شد عاقبت
شُربِ مدامِ هر شبِ ما، مِی شد عاقبت
بی کربلا نشستنِ ما طِی شد عاقبت
چون قبله گاهِ هر شبِ ما، رِی شد عاقبت
مَن زارَ حضرتش که همان زارَ کربلاست
یا سیدالکریم،همان یا حسینِ ماست
میخواستم که واژه برایت عَلَم کنم
دل را به شوقِ وصلِ شما اَرگِ بَم کنم
جوشانده ای ز شعر ،برایِ تو دَم کنم
خود را برایِ مدحِ شما مُحتشم کنم
کاسه کجا و وُسعتِ دریایِ بی کران
من جایِ خویش هستم و توجایِ خود بمان
امشب بهانه هایِ دلم چیست؟ شهرِ ری
برگو شَرابِ تو زِ خُمِ کیست؟ شهرِ ری
مستی فُزون تر از مِیِ تو نیست شهرِ ری
با او شده است منطقهٔ بیست شهرِ ری
تعظیم میکنم به تو در لحظهٔ ورود
ای از امامِ هادیِ ما بر شما درود
فرمود رهبرم که تویی قبله گاهِ شهر
آری تویی تو یک تنه پشت وپناهِ شهر
ای آفِتابِ روشنِ بختِ سیاهِ شهر
هست آن ضریحِ نقره ای ات مِهر و ماهِ شهر
این پایِتخت با تو که صاحب حرم شده
تهران به خِیرِ بودنِ تو محترم شده
یا سیدالکریم!! تو ای بندهٔ عظیم
از جانبِ تو بر دلِ ما می وزد نسیم
دل بستهٔ نگاهِ تو هستیم از قدیم
با عشق، تا کنارِ ضریحِ تو میرسیم
از بس غریقِ رحمتِ بی انتها شدیم
حس میکنیم زائر کرب و بلا شدیم
وقتِ زیارتت به دلم شور میرسد
فیضت به هر شکستهٔ رنجور میرسد
در مسلمیه از حرمت نور میرسد
شبهایِ جمعه نالهٔ منصور میرسد
نوکر رسید و در حرمِ تو دخیل شد
در اعتکافِ روضهٔ ابن عقیل شد
#حضرت_سیدالکریم_ع
#مهدی_قربانی
@hadithashk
هستند مبتلایِ تو نوح و کلیمها
هستند در مدارِ نگاهت نسیمها
عمریست پای سفرهیِ مهرت نشستهایم
ای سیدالکریمِ تبارِ کریمها
از ابتدا تو قبلهی تهرانی و همه
هستند در پناهِ تو از آن قدیمها
مانند مجتبی همگی شاهدند که...
لطفت رسیده به فقرا و یتیمها
دارالنعیم، معنیِ مُلکِ بهشت شد
صحنِ تو است حسرتِ دارالنعیمها
#حضرت_سیدالکریم_ع
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
دم زدن از غم او نكته ي آساني نيست
اگر آغاز شود نقطه ي پاياني نيست
پدرم گفت كه معشوق حسين است حسين است حسين
مادرم گفت كه بي او به تنم جاني نيست
هر كه مجنون حسين است خوشا بر حالش
مست ليلا نشدن رسم پريشاني نيست
چشم گريان در اين خانه سعادتمند است
واي بر ديده ي آن مست كه باراني نيست
سر شكستم كه سرش را به سر نيزه زدند
روضه اي سخت تر از روضه ي عرياني نيست
ميهمان را چه كسي جاي دهد كنج تنور
اينچنين بي ادبي رسم مسلماني نيست
قطعأ آن كس كه براي غم او گريه نكرد
سهم او روز جزا غير پشيماني نيست...
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#محسن_صرامی
@hadithashk
علت خلق دو دنیا را علی باید نوشت
نغمه ی درب جنان را یاعلی باید نوشت
وقت رزمش پهلوان و با یتیمان مهربان
وقت وصفش لا فتی الّا علی باید نوشت
در مقام قاب قوسین ، صد نشان از روی اوست
پس عروج مصطفی را تا علی باید نوشت
خالق ما جز علی ، هم کفو زهرایش نداشت
در کنار شهرتِ زهرا ، علی باید نوشت
وقت گفتن از شفیع روز حشر شیعیان
از ولی الله ، مولانا علی باید نوشت
از "مع الحقِ" پیمبر اینچنین دریافتم:
جلوه ی حق را همیشه با علی باید نوشت
تحت نقش دلبرِ "هذا محب الفاطمه"
بر جبین جمع سائل ها ، علی باید نوشت
صدر منبرها فقط مدح و ثنایش جایز است
در دل محراب ها ، خوانا علی باید نوشت
در کتاب درسی ما عاشقانِ فاطمه
جای هرچه واژه ی بابا ، علی باید نوشت
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
خوانده از اول کارم، مَلَکی در گوشم
عشقِ مولای جهان را به جهان نفروشم
دم به دم ذکر علی روی لبم جاری هست
این چه سرّیست که از ذکر علی مدهوشم
زنده آن است که از یاد علی پُر باشد
من در آن روز که یادش نکنم، خاموشم
عمر من صرفِ رضایش نشود، ناچیز است
کلِّ اوقات به امّیدِ رضایش کوشم
چشمهها با نفسِ گرمِ علی جوشیدند
گر نگاهی به من از لطف کند، میجوشم
جنسِ بازارِ حراجی به چه کارم آید؟!
تا ابد جامهی حُبّش به تنم میپوشم
#شعر_مناجات_امیرالمومنین_علی_ع
#عرشیا_رزاق
@hadithashk
باز کن در را دوباره آمدم ای یار من
در دلم بنشین دوباره دلبر و دلدار من
بعد عمری نوکری باز هم که جای اولم
سخت در جا میزنم ای محرم اسرار من
کاش میشد محضرت باشم همیشه بیامان
تا مراقب باشی از این بد.. گل بیخار من
تا به حالا که به درد تو نخوردم لحظهای
پر شد از آلودگی این دامن پربار من
زاده ی عقده گشا.. عقده گشایی کن فقط
گر که مقدور است وا کن یک گره از کار من
عنقریب است آبروریزی شود، من را بخر
ای به قربان مرامت حضرت ستار من
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#محسن_راحت_حق
@hadithashk