آقای جهان
باید از این همه تزویر و ریا برگردیم
سمت آقای جهان از همه جا برگردیم
فارغ از این همه درخواست که گفتیم بیا
شاید او منتظر ماست بیا برگردیم
بین هر کوچه دکان باز شد از نام تو حیف
از تو هیچ آدرسی نیست، کجا برگردیم؟
رفته بودیم پی نفس و هوای گندم
دارم امید که حلت به فنا برگردیم
شوق آغوش تو داریم برای خودمان
ما به دنبال فراریم، کجا برگردیم؟
تو بگو جمعه ،همین هفته ظهورت باشد
منتظر باش همین جمعه که تا برگردیم
بین هفتاد و سه مذهب ،همه سر در گم و گیج
راه ما کج شده باید به شما برگردیم
بی تو هر راه که رفتیم به ابلیس رسید
باید از باطل خود سوی خدا برگردیم
کاش یک روز صدامان بزنی در کوفه
بعد، با هم به سوی کرب و بلا برگردیم
گرچه در این غزل از وصل تو گفتیم ولی
حال ما بی تو روال است چرا برگردیم
گروه شعر هو الطرید
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #گروه_شعر_هو_الطرید
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای کاش بمیریم برای تو شبی هم
مردن که برای تو علی جان قدغن نیست
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
غم رفت و زمان شور و شادی آمد
حقا که عجب پاک نهادی آمد
تا پیک خدا گفت که نامش حسن است
خنده به لب حضرت هادی آمد
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
با اجازه عِیادت آمده ایم
با اجازه عِیادت آمده ایم
جمع همسایه های این کوچه
با خود آورده اید بی بی جان
خیر و برکت برای این کوچه
خیر باشد بلا به دور چرا
بنت موسی به بستر افتادی
زیر گریه زدی به حال خراب
تا که یاد برادر افتادی
ختم قرآن گرفته ایم برات
تاکه حال شما شود بهتر
نذر ها کرده ایم بی بی جان
پاشوی آخر از دل بستر
چونکه طبع شما نمیگیرد
بوی نان از محل بلند نشد
از غم حال تو میان شهر
هیچ جایی بِگو بِخند نشد
ضعف کردی و روی تو زرد است
باز شکر خدا که نیلی نیست
اولین فاطمه تو هستی که
صورت تو کبود سیلی نیست
بکنی تا شما قدم رنجه
شهر آذین شد و چراغانی
کوچه هایش اگر چه غلغله بود
بازهم رد شدی به آسانی
گفته بودیم در ورودی شهر
تا بخوانند مدح بابایت
شاد بودیم ما به این نیت
کم شود غصه ای ز غم هایت
جمع باشد خیالتان درقم
چشم ناپاک از شما دور است
عُشِّ آل محمد” ست این شهر قم به مهمان نوازی مشهوراست روضه خواندی برای ما بانو ازاَذَلَ عَزیزُنا ” گفتی از زمانی که در اسیری رفت عمه در بین کوچه ها گفتی ...اینکه یک شهر دشمنش بودند شام با مردم فُرومایه سایه اش شد سر به نی آنکه سایه اش را ندیده همسایه گاه گفتی رضا و گاه حسین در نفس های آخرت بانو پهن شد با وصیتت آخر زیر خورشید بسترت بانو محمد داوری #شعر_آیینی #شعر_روضه_حضرت_معصومه #شعر_مذهبی #محمد_داوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آب زنید راه را راه نجات می رسد
مژده دهید باغ را جلوه ی ذات می رسد
آب حیات می رسد جلوه ی ذات می رسد
دسته گل محمدی با نفحات می رسد
بشنو حدیث قند را ز دامن حدیث عشق
هادی امام عشق را شاخه نبات می رسد
ماه اگر ز آسمان نور دهد بر این زمین
نور حسن ز سامرا تا به کُرات می سد
حُسن جمال او حسن، قدر و کمال او حسن
جاه و جلال او حسن،عین صفات می رسد
احمد و حیدری دگر گشته دوباره جلوه گر
حُسن تمام اهل بیت ،با حسنات می رسد
خلوتیان آسمان سجده به درگهش برند
همره جبرئیل چون وقت صلاه میرسد
احمد و جمله اولیا جانب سُرَّ مَن رَءا
همره خیل انبیا با صلوات می رسد
پای چو بر زمین نهد به خاک مرده جان دهد
سبزه گیاه و گل دمد آب حیات می رسد
پشت نماز او زند صف سپه ملائکه
مدح و ثنای او به گوش ز کائنات می رسد
گشته به یُمن مقدمش زنده مسیح از دمش
وز نفس مطهرش شور و نشاط می رسد
تا که عبا تکان دهد رزق همه جهان دهد
چون که امام عسکری با برکات می رسد
آمده از صبح امید،دهد به شیعیان نوید
ز صُلب پاک عسکری راه نجات می رسد
صبا خبر به عاشقان دهد امام انس و جان
ز کعبه سوی جمکران و عتبات می رسد
ابن رضا همچو رضا به داد شیعیان خود
وقت وفات می رسد روز ممات می رسد
بهر ظهور مهدی اش منتظران دعا کنید
وقت گذشتن از صراط در عرصات می رسد
حسن اگر دعا کند کرب و بلا عطا کند
ز دست پاک فاطمه برگ برات می رسد
بی مدد حسن مگر، ز طبع شعر شاعرش
این کلمات می رسد این ابیات می رسد؟
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
ذکر لب هر شیعه ی مولا حسن است
هر گز نروم جای دگر تا حسن است
من غیر در خانه ی او را نزنم
تا نام کرم خانه ی دنیا، حسن است
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
سلام ای فوق باورها
سلام ای دختر موسی ، سلام ای فوق باورها
سلام ای سرو ِ در سایه ، سلام ای سایه ی سرها
چه در غیرت ،چه در عفت ، چه با این عمر کوتاهت
تو دادی پیروی از مادران را یاد دخترها
کریمه گر تویی بانو ،کجا دستی شود خالی
شفیعه گر تویی بانو ، ندارد ترس محشرها
پناه آرند بر صحن و سرای با صفای تو
همین که می شود بی تاب زهرا قلب نوکرها
دری در شهر قم باز است از جنت به روی ما
چه غم داریم اگر بسته شود بر ما همه درها
دل ما لحظه ای در قم ، دل ما لحظه ای مشهد
که گفته جَلد یک بامند در عالم کبوترها
فقط کار دعاهای رضاجان و شما باشد
اگر که گشته این کشور، حریف کل کشورها
یکی دلتنگ در طوس و یکی دلتنگ تر در قم
امان از این جدایی ِ برادر ها و خواهر ها
ندارد درد تو اصلا ، طبیبی جز رضا آری
دوای درد خواهر هاست ، دیدار برادر ها
سرت بالاست تا محشر ، ندیدی گر چه سلطان را
ولی آورده ای بهرش ، به همراهت تو یاور ها
هزاران بار شکر حق ، چه جایی آمدی بانو
همه زنها و مردانش ،کنیزانند و نوکرها
در این شهر ولایی نیست حرف کینه ی حیدر
به جز فضل علی را کس نمی گوید به منبر ها
صدایت کس نکرده خارجی یا خارجی زاده
ندارد قصد تکفیر ِ تو را الله اکبر ها
تو مهمانی ، تو مهمانی ، تو مهمانی ، تو مهمانی
نباید در خرابه دفن گردی مثل کافر ها .....
چه در شام و چه در کوفه ، چه در قم گشت این ثابت
که در این سلسله هستند زهرا ، کل دختر ها
محمد حسین رحیمیان
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #محمد_حسین_رحیمیان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بانو
گل بود که میریخت سر خواهر سلطان
هم صحبت معصومه نشد مرد در ایران
نه گرمی آفِتاب نه سوز عطش بود
دادند به او خانه در باغ و گلستان
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا کریمه اهل بیت
معصومه با زینب عزایش فرق دارد
اصلا تمام روضه هایش فرق دارد
خیلی شبیه عمه جانش بود اما
مهمانی و مهمانسرایش فرق دارد
می شد زاستقبال شهر قم بفهمی
مهمان که زن باشد برایش فرق دارد
دور و برِ معصومه را زنها گرفتند
قم غیرت و شرم و حیایش فرق دارد
با احترام او را به بیتالنور بردند
چون دختر زهراست جایش فرق دارد
اینجا یهودی نیست خاکستر بریزد
با شام حتی کوچه هایش فرق دارد
اینجا سر کوچه تماشایش نکردند
اما عقیله ماجرایش فرق دارد
بر روی نی راس برادر را ندیده
با عمه حتی وااخایش فرق دارد
خیلی اذیت شد به شهر کوفه اما
شام بلا درد و بلایش فرق دارد
با هر چه می شد میزدند اما رقیه
میگفت سیلی بی هوایش فرق دارد
با دیدن اصغر رباب از حال میرفت
بین اسیران وایوایش فرق دارد
میگفت لالایی نخواب از نی میافتی
این دفعه مادر لای لایش فرق دارد
عبد الحسین میرزایی
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #عبد_الحسین_میرزایی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گدای کریمه شدن افتخار است
در این روزگاری که دل بیقرار است
گدای کریمه شدن افتخار است
ثواب زیارت برایم نوشتند
خودم نه، دلم سوی تو رهسپار است
دوباره حرم قسمتم نه نشد – آه
چقدر این دل بینوا بد بیار است
چنان گنبدت جلوه دارد که انگار
حریم تو در آسمانها مدار است
کسی که قدم میزند در حیاطت
روی فرش بال ملائک سوار است
نگاهت مرا از غریبی در آورد
ببین خنده روی لبم آشکار است
همین هم نشان از کرم خانه دارد
گدا زادهای با شما همجوار است
کریمه! کرم کن گدای خودت را
گدایی که در ماتمت سوگوار است
چکید اشک تو بر زمین، بعد از آن بود
که از ساوه تا قم درخت انار است
دلم خون شده از غم ماجرایت
دلت تنگ بوده برای رضایت
محمد حسن بیاتلو
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #محمد_حسن_بیاتلو
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بی بی جانم
گل باغ پدرت بودی و پر پر نشدی
سوخته در وسط شعله پس در نشدی
فاطمه بوده ای اما جگری از تو نسوخت
وسط شعله ی آتش پسری از تو نسوخت
گل رویت به خدالطمه ای از خار ندید
پهلویت از نوک مسمار در آذار ندید
تو گل یاس پدر بوده ای اما نه کبود
روی گلبرگ تنت جای غلافی که نبود
قم تو را از وسط کوچه ی نا امن نَبُرد
دستِ نا محرم بی رحم به روی تو نخورد
هیفده روز قم از داغ تو سرتاسر سوخت
او نود روز غریبانه در آن بستر سوخت
او که جای همه با ظلم شده رودر رو
یک نفر نیست که احوال بپرسد از او
محمد جواد مطیع ها
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #محمد_جواد_مطیع_ها
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای عزیزم خدا گواه من است
ای عزیزم خدا گواه من است
بارگاه تو سرپناه من است
خیره بر گنبدت نگاه من است
روشنی دل سیاه من است
لطف بر عبد بی بضاعت کن
اشفعی لی مرا شفاعت کن
کنج حجره غریب افتادی
بی کس و بی حبیب افتادی
بی دوا بی طبیب افتادی
از رضا بی نصیب افتادی
آن دلت که شراره میافروخت
در فراق برادرت میسوخت
چه قَدَر شکل مادرت هستی
فکر دیدار دلبرت هستی
پیِ روی برادرت هستی
در نفس های آخرت هستی
زیر لب یا رضا بخوانی تو
حضرت فاطمه جوانی تو
شکر، که در عزای تو در نیست
وسط روضه های تو در نیست
شکر، در ماجرای تو در نیست
مثل زهرا جزای تو در نیست
شکر، که حرفی لگد نشده
آه از گل که سرسبد نشده
سید محسن حبیب اله پور
#سید_محسن_حبیب_اله_پور
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹