eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
صبر از هجر رضا حوصله اش سر آمد دوری راه نشد مانع و خواهر آمد وقت آن است بر این بیت گریزی بزنیم یاد زینب که به دیدار برادر آمد @hadithashk
منم دُردانه ی موسی بن جعفر به شوق دیدن روی برادر به همراه برادر های دیگر شدم راهی من از شهر پیمبر به جاه و فر نشستم بر کجاوه رسیدم بین ره در شهر ساوه چو دشمن باخبر از حال ما شد به حال کاروان ما جفا شد به ناگه در میان جنگی به پا شد به راه حق عزیزانم فدا شد چنان آزرده ی پیکار گشتم به کلی خسته و بیمار گشتم من از تاثیر آن جنگ و شبیخون شدم آزرده و نالان و دلخون ز ساوه تا به قم در دشت و هامون نمودم طیِ ره با حال محزون میان شور و استقبال مردم شدم ساکن به شهر شیعیان قم چه گویم من ز لطف مردمانی که بنمودند با من مهربانی مرا بودند جمله یار جانی به تکریم و مرام خوش زبانی گرفت آندم که بودم من به هودج مهار ناقه ام را ابن خزرَج درون منزلش مسکن گزیدم بسی از شیعیان تکریم دیدم کجا دشنام و فحاشی شنیدم کجا ناکَس ز سر معجر کشیدم شده ذکر لبم تا هیفده شب امان از حال زار عمه زینب اسیر کوفه و شام است زینب اسیر خیل دشنام است زینب اسیر قوم بد نام است زینب اسیر سنگ از بام است زینب فراق یار اگر معصومه را کُشت چه دردی زینب مظلومه را کُشت؟ @hadithashk
به استجابتِ لب‌تشنگان، تو بارانی که چشمه‌ای به کویر آمدی به مهمانی کویر، قبل تو با مرگ‌و‌میر قافیه داشت سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی بمان و گرد و غبارِ مدینه را بتکان تو سهمِ مردمِ ما از مزارِ پنهانی ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است ببخش قم را، ای زائرِ خراسانی! ببخش لهجه‌ی ما در تلاوتت غلط است ای استخاره‌ی خوب، ای فصیحِ قرآنی! تو جان بخواه، که منت گذاشتی سرمان که پای هر قدمت می‌دهیم قربانی سپرده‌ایم گدایان صدا به در نزنند نشسته‌ایم درِ خانه‌ات به دربانی مراقبیم غباری به پای‌تان نرسد به تارِ چادرتان گردی از پریشانی مراقبیم نگاهی به سمت‌تان ندود اگر چه چشمه‌ی پاکی‌ست، چشمِ ایرانی مراقبیم که سنگی نیفتد از بامی و چوبه‌ای نزند بوسه‌ای به پیشانی سپرده‌ایم به آتش به سمت‌تان نرود شنیده‌ایم برای که روضه می‌خوانی! ببخش اگر که نشد جان‌نثارتان باشیم و تا قیامت مهمان پیش‌مرگانی! @hadithashk
از برادر در برش معصومه دارد نامه‌ای زینب اما جامه‌ای! یا رب چه خونین جامه‌ای @hadithashk
تُنگ ناچیز دلم عاشق دریا شده است در دل تنگ من این عشق عجب جا شده است هرچه غیبم بزند آخرش اینجا هستم مشت عاشق شدنم پیش همه وا شده است ماه می تابد و غم می وزد و بارانی است مثل هر شب چقدر صحن تو زیبا شده است ابر مغرور دلم را که تو باران کردی لاعلاجی است که پیش تو مداوا شده است چیست این غلغله ها؟! بین ملائک انگار سر جارو زدن صحن تو دعوا شده است یک نفر آمده چسبانده خودش را به ضریح یکی از دور فقط محو تماشا شده است من امیدم به خدا، بعد به دستان شماست روی پاهای خودش دخترکت پا شده است @hadithashk
با کوه گناه آمدم کاهم کن با روی سیاه آمدم ماهم کن ای خواهر مهربان آقای رئوف نزدت چو فقیر آمدم شاهم کن @hadithashk
برای اینکه ببینم تو را سفر کردم به هر کجا که بگویی از آن گذر کردم زمین خشک بیابان گواه حرف من است که خاک بادیه را با دو کاسه تر کردم خدا کند که به درد تو مبتلا بشوم تو را چرا که من اینگونه در به در کردم همیشه غصه من را تو خوردی و من هم تمامیِ زحمات تو را هدر کردم به بی مرامی خود واقفم چرا که فقط تو را زمان نزول بلا سپر کردم گناه باعث حبس دعای من شده است ز خیر بوده ام عاری، همیشه شر کردم به همکلامی با هر کسی طمع دارم به پای حرف تو نَنْشستم و حذر کردم تو که نیاز نداری به نوکری چون من منم فقط که ز دوری تو ضرر کردم حلال کن که تو را این چنین می آزارم تو را ببخش که اِنقدر خون جگر کردم به ضرب تیشه ببین ریشه را ز جا کندم درخت مثمر خود را بلا ثمر کردم میان صحن نجف ذکر یا علی گفتم و گوش پنجره ها را پر از شِکر کردم هم آبِ روی مرا ریخت، هم گناهم را همان زمان که به ایوان او نظر کردم برای بوسه به حنجر عقیله آمد و گفت: که از میانه ی نامحرمان گذر کردم برای اینکه تو را از زمین بَرَت دارم مخدرات حرم را فقط خبر کردم @hadithashk
آمد اینجا، نه که درگیر حقارت بشود چادر و مقنعه و پوشیه غارت بشود قم نشد کرببلا، اهل ولا بگذارند قسمت خواهر غمدیده اسارت بشود @haditgashk
فاطمه نامیده شد هم نام بنت المصطفی اولی اُمّ ابیها، دیگری اخت الرضا هر دو مدفونند در شهر نبی، در شهر قم هر دو را تشییع کردند، این کجا و آن کجا @hadithashk
ای صاحب علم و کرم و باب مناجات هستیِ "غریب الغربا" عمه ی سادات ای عمه و ای خواهر و ای دختر معصوم ای ماهِ شب چهارده اختر معصوم بیت الکرمی حضرت "معصومه" کریمه مریم به درِ خانه ی تو گشت ندیمه حاتم به سر خوان تو گر جای بگیرد کِی بر سر خوان دگری پای بگیرد؟ تفسیر مسجّل شده ی سوره "کوثر" ای زینب کبرای دگر... دختر "حیدر" ما بر در این خانه نشستیم و گدائیم مانند "سگان" در پی یک لقمه غذائیم @hadithashk
شکر حق که حالشان خوب است همه مشتاق روی دلدارند مرد و زن بین به شوق استقبال همه با خنده اشک می بارند شهر قم هم به شوق دیدارش جلوه هائی دگر به خود داده اشعریون پیاده در راهند پیر خَزْرَج جلوتر افتاده پسری داد زد که ای مردم کاروانی ز دور می آید بین آن قافله که من دیدم محملی غرق نور می آید مردها گرم چاووشی خوانی لاله ی سرخ دست زن ها بود محرمان دور محملش بودند فرشی از گل به زیر پاها بود با قدومت برای این مردم عزت و آبرو تو آوردی با تمسک به نامتان،حقا نیست ما را دگر هماوردی یادمان نرفته که در این شهر شیعه غرق مشقت و غم بود از برای نجاتشان اینجا خاک پای شما فقط کم بود تا توسل به چادرت کردیم شده روشن مسیرمان تا قم چقدر آبرو به ما دادی چقدر آبرو گرفت این قم خواهر شاه و رکن ایمانی نامتان آبروی ایران است ذره ای ز عفو و رحمتت بانو روزی عالمان شیخان است لحظه ی پر کشیدنت گفتی کاش امشب برادر اینجا بود جان عالم فدای تو بی بی گریه هایت شبیه زهرا بود دور تا دور بسترت سادات دسته دسته نشسته محضرتان چه بگویم ز کوچه ای تاریک خورد سیلی ز خصم مادرتان بعد از آن روز مادرت هر شب گریه می کرد و در تبی می سوخت آن شلوغی کوچه را تا دید چشم خود را به زینبش می دوخت کاش زینب نبیند آن دم را چکمه پوشی ز دور می آید بعد از آن ازدحام، در گودال بوی خون از تنور می آید @hadithashk
تاخیر دارد زمان آمدنت دیر می شود دارد جوان سینه زنت پیر می شود وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود کی این دل رمیده ی من هم؛ زهیروار در دام چشم های تو تسخیر می شود؟ این کشتی شکسته ی طوفان معصیت با ذوق دست توست، که تعمیر می شود حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه با حلقه های زلف تو درگیر می شود در قطره های اشک قنوت شب شما عکس ضریح گمشده تکثیر می شود تقصیر گریه های غریبانه ی شماست دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود!؟ وحید قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹