از برادر در برش معصومه دارد نامهای
زینب اما جامهای! یا رب چه خونین جامهای
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#سیدمیلادحسنی
@hadithashk
تُنگ ناچیز دلم عاشق دریا شده است
در دل تنگ من این عشق عجب جا شده است
هرچه غیبم بزند آخرش اینجا هستم
مشت عاشق شدنم پیش همه وا شده است
ماه می تابد و غم می وزد و بارانی است
مثل هر شب چقدر صحن تو زیبا شده است
ابر مغرور دلم را که تو باران کردی
لاعلاجی است که پیش تو مداوا شده است
چیست این غلغله ها؟! بین ملائک انگار
سر جارو زدن صحن تو دعوا شده است
یک نفر آمده چسبانده خودش را به ضریح
یکی از دور فقط محو تماشا شده است
من امیدم به خدا، بعد به دستان شماست
روی پاهای خودش دخترکت پا شده است
#حضرت_معصومه_س
#سیده_تکتم_حسینی
@hadithashk
با کوه گناه آمدم کاهم کن
با روی سیاه آمدم ماهم کن
ای خواهر مهربان آقای رئوف
نزدت چو فقیر آمدم شاهم کن
#حضرت_معصومه_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
برای اینکه ببینم تو را سفر کردم
به هر کجا که بگویی از آن گذر کردم
زمین خشک بیابان گواه حرف من است
که خاک بادیه را با دو کاسه تر کردم
خدا کند که به درد تو مبتلا بشوم
تو را چرا که من اینگونه در به در کردم
همیشه غصه من را تو خوردی و من هم
تمامیِ زحمات تو را هدر کردم
به بی مرامی خود واقفم چرا که فقط
تو را زمان نزول بلا سپر کردم
گناه باعث حبس دعای من شده است
ز خیر بوده ام عاری، همیشه شر کردم
به همکلامی با هر کسی طمع دارم
به پای حرف تو نَنْشستم و حذر کردم
تو که نیاز نداری به نوکری چون من
منم فقط که ز دوری تو ضرر کردم
حلال کن که تو را این چنین می آزارم
تو را ببخش که اِنقدر خون جگر کردم
به ضرب تیشه ببین ریشه را ز جا کندم
درخت مثمر خود را بلا ثمر کردم
میان صحن نجف ذکر یا علی گفتم
و گوش پنجره ها را پر از شِکر کردم
هم آبِ روی مرا ریخت، هم گناهم را
همان زمان که به ایوان او نظر کردم
برای بوسه به حنجر عقیله آمد و گفت:
که از میانه ی نامحرمان گذر کردم
برای اینکه تو را از زمین بَرَت دارم
مخدرات حرم را فقط خبر کردم
#شعر_مناجات
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
#روضه
آمد اینجا، نه که درگیر حقارت بشود
چادر و مقنعه و پوشیه غارت بشود
قم نشد کرببلا، اهل ولا بگذارند
قسمت خواهر غمدیده اسارت بشود
#شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_چرمی
@haditgashk
فاطمه نامیده شد هم نام بنت المصطفی
اولی اُمّ ابیها، دیگری اخت الرضا
هر دو مدفونند در شهر نبی، در شهر قم
هر دو را تشییع کردند، این کجا و آن کجا
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_چرمی
@hadithashk
ای صاحب علم و کرم و باب مناجات
هستیِ "غریب الغربا" عمه ی سادات
ای عمه و ای خواهر و ای دختر معصوم
ای ماهِ شب چهارده اختر معصوم
بیت الکرمی حضرت "معصومه" کریمه
مریم به درِ خانه ی تو گشت ندیمه
حاتم به سر خوان تو گر جای بگیرد
کِی بر سر خوان دگری پای بگیرد؟
تفسیر مسجّل شده ی سوره "کوثر"
ای زینب کبرای دگر... دختر "حیدر"
ما بر در این خانه نشستیم و گدائیم
مانند "سگان" در پی یک لقمه غذائیم
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#نیما_نجاری
@hadithashk
شکر حق که حالشان خوب است
همه مشتاق روی دلدارند
مرد و زن بین به شوق استقبال
همه با خنده اشک می بارند
شهر قم هم به شوق دیدارش
جلوه هائی دگر به خود داده
اشعریون پیاده در راهند
پیر خَزْرَج جلوتر افتاده
پسری داد زد که ای مردم
کاروانی ز دور می آید
بین آن قافله که من دیدم
محملی غرق نور می آید
مردها گرم چاووشی خوانی
لاله ی سرخ دست زن ها بود
محرمان دور محملش بودند
فرشی از گل به زیر پاها بود
با قدومت برای این مردم
عزت و آبرو تو آوردی
با تمسک به نامتان،حقا
نیست ما را دگر هماوردی
یادمان نرفته که در این شهر
شیعه غرق مشقت و غم بود
از برای نجاتشان اینجا
خاک پای شما فقط کم بود
تا توسل به چادرت کردیم
شده روشن مسیرمان تا قم
چقدر آبرو به ما دادی
چقدر آبرو گرفت این قم
خواهر شاه و رکن ایمانی
نامتان آبروی ایران است
ذره ای ز عفو و رحمتت بانو
روزی عالمان شیخان است
لحظه ی پر کشیدنت گفتی
کاش امشب برادر اینجا بود
جان عالم فدای تو بی بی
گریه هایت شبیه زهرا بود
دور تا دور بسترت سادات
دسته دسته نشسته محضرتان
چه بگویم ز کوچه ای تاریک
خورد سیلی ز خصم مادرتان
بعد از آن روز مادرت هر شب
گریه می کرد و در تبی می سوخت
آن شلوغی کوچه را تا دید
چشم خود را به زینبش می دوخت
کاش زینب نبیند آن دم را
چکمه پوشی ز دور می آید
بعد از آن ازدحام، در گودال
بوی خون از تنور می آید
#شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س
#اصغر_مومنی
@hadithashk
تاخیر
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود
وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود
کی این دل رمیده ی من هم؛ زهیروار
در دام چشم های تو تسخیر می شود؟
این کشتی شکسته ی طوفان معصیت
با ذوق دست توست، که تعمیر می شود
حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه
با حلقه های زلف تو درگیر می شود
در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود
تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود!؟
وحید قاسمی
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #مناجات_امام_زمان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گیسوی تو بر هر طرفی ریخت دلم ریخت
صد شکر، خدا از گِل تو روی گِلم ریخت
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
به زیر بالش من هست تا ابد کفنی
به شوق آنکه صدا زد فمن یَمُت یَرَنی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_فرخنده
@hadithashk
ما دلخوشی نداریم ، غیر از حسین گفتن
پس خوشبهحال آنکه ، نام تو را صدا کرد
تا لحظه ی وفاتم ، مدیون مادرم من
دست مرا گرفت و ، در روضهها رها کرد
دنبال دسته هایت ، از کودکی دویدیم
ما را از اهل دنیا ، تیغ علم سوا کرد
خِشت منازلِ ما ، تکیه به پرچمت داد
الطافِ بیرق تو ، این خانه را بنا کرد
سجّادهی نمازم ، دارالشَّفای من شد
مُهری که تربت توست ، درد مرا دوا کرد
دار و ندار مایی ، سرمایه ی گدایی
اشک تو چشم ما را ، مَشکی گرانبها کرد
نوکر برای گریه ، سیری نمی شناسد
شوری اشک هیئت ، ما را خوشاشتها کرد
#عزیزم_حسین_ع
#بردیا_محمدی
@hadithashk