eitaa logo
حدیث اشک
16.1هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
شده سهم دلم سراسر، عشق تا برایم شده مقدّر، عشق امشب از شوق و ذوق لبریز و می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق باز نازل شده است اعطینا می رسد کوثری ز کوثر، عشق چه معطّر فضای زیبایی در مدینه به پاست از سَر، عشق دسته دسته ملک رسیده زمین تا بیفتد به پای دلبر، عشق چقَدَر از بهشت گل ریزند بر قدوم عزیز حیدر، عشق هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست هیچ ماهی شبیه زینب نیست آب شد قلبم از تماشایش محو شد در نگاه زیبایش چشم معصوم او شبیه علی چقَدَر آشناست آوایش دختری آمده به دنیا که مثل زهراست نور سیمایش باید از آسمانیان پرسید اثر برکت قدمهایش دیدنی تر شده پیمبر با خبر جبرئیل و اهدایش صلوات و سلام حق اینکه نام زینب نوشته شد پایش چه برازنده زینت باباست دختری که تجلّی زهراست صورتش بوسه گاه پیغمبر چون خدیجه است عطر این دختر پیش عطر ملیح این مولود گلِ بی بو، گلابی از قمصر گلِ دامان فاطمه آمد خنده اش می برد دل از مادر مرج البحرين يلتقيان که رسیده است نوبت گوهر صبر گوید به هر طواف سرش نیست از دختر علی بهتر قبله ی اهل معرفت اینجاست اینکه زهرا گرفته است در بر از نگاهش فرشته می ریزد چشمه ها رشته رشته می ریزد گریه اش اتفاق معنادار دلبری کرده در پی دلدار روی دست کسی به غیر حسین او نگیرد دمی دوباره قرار می شود از نگاهشان فهمید قصه ی عاشقیِ بی تکرار از همین لحظه بود شکل گرفت حس خواهر برادری انگار طرحی از خاطرات فردا شد این تلاقیِ لحظه ی دیدار اشک در چشم حیدر و زهراست از حدیث نگفته ای بسیار ... تا ابد قدر و آبرو دارد هر که دختر شبیه او دارد صحبت کائنات زینب شد باب خیر و برات زینب شد هم عقیله، فهیمه، عالمه هم جمع کلّ صفات، زینب شد حیدر و فاطمه، حسین و حسن از تمام جهات، زینب شد بعد تفسیر پنج تن گویا رمز صوم و صلات، زینب شد قهرمان قیام عاشورا شرح باب النجات، زینب شد نفسش شعله های آتشِ مِهر آب و تابِ حیات، زینب شد عشق را با خدا زده پیوند دل به غارت بَرَد به یک لبخند جانِ ما هدیه ای به جانِ حرم دل ما برده تا میان حرم چه کند می شود گدا دلتنگ چقَدَر دیر شد زمان حرم حسرت یک زیارت دلچسب مانده بر سینه با امان حرم تا که هستیم کم نمی گردد غیرت ما در امتحان حرم زنده می ماند این نماز اگر برسد از حرم اذان حرم حرف ناموس حیدر است اینجا که شدیم از مدافعان حرم چه شود دیده ها جلا گیرد از کَرَم رزق کربلا گیرد... @hadithashk
تو مُهر قبول کربلایی زینب زهرای بتول کربلایی زینب ای وارث نهضت حسین بن علی در شام، رسول کربلایی زینب @hadithashk
بلند شو مادر شب تولد زینب بلند شو مادر به جان دخترت امشب بلند شو مادر شب تولد زینب دعای مرگ مکن بیاو خانه مهیا برای مرگ مکن شب تولد زینب بخند مادر جان دو پلک زخمی خود را مبند مادر جان شب تولد زینب نفس بکش مادر بیا ز دست اجل دست پس بکش مادر شب تولد من مثل شمع میسوزی به جای طفل به تابوت چشم می دوزی فدای آنهمه احساس مادرانه تو شب تولد زینب کجاست شانه تو شب تولد من تیر می کشد پهلوت شب تولد من درد می کند بازوت شب تولد من دست من کفن دادی به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی محسن عرب خالقی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مادر این ندا از عرش بالا میرود دختر آمد حیف مادر میرود مادر.. مادر... مادر... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا صدیقه الشهیده (س) صحبت از دستی که رزق خلق را می‌داد شد هر کجا شد حرف از بانو به نیکی یاد شد او که جای خود گلوبندش اسیر آزاد کرد حر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد معنی نازک برای روضه اش آورده ام وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود دست او روزی رسان خانه ی صیاد شد این در آتش گرفته زود حاجت میدهد این در آتش گرفته پنجره فولاد شد روضه مظلومه بعد از رفتنش مکشوفه شد تا مصیبت خوان کوچه صورت مقداد شد بعد پیغمبر اگر چه با تبسم قهر بود لحظه ای با دیدن تابوت زهرا شاد شد اشک هایش گاه می‌گوید حسن گاهی حسین گریه های آخرش موقوفه اولاد شد شاعر؟؟؟؟ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خورشید عالمتاب من خورشید عالمتاب من! تابش نکردی در خانه ات احساس آرامش نکردی یکبار هم از شوهرت خواهش نکردی مظلوم من! با ظالمان سازش نکردی حتی میان بسترت هم ایستادی زهرا عجب درسی به اهل ظلم دادی! این زخمِ روی سینه ی تو کارِ در نیست در شهر گشتم، مرهم درد کمر نیست باور کن اینجا از علی مظلوم تر نیست حالا که من تنها شدم وقت سفر نیست کار مرا با رفتن خود زار کردی با درد پهلو روز آخر کار کردی میخواهد از اشکم دو دست لاغرت چه؟ چیزی بگو! آمد سر این پیکرت چه؟ گیرم لباست نو شود، آن بسترت چه؟ میخندی اما گریه های دخترت چه؟ آن پهلوان که لشکر خیبر بهم ریخت پای وصیت های تو آخر بهم ریخت تابوت تو آماده و تابوت من نه! کاری اگر داری بگو، غسل و کفن نه! در شعله ها افتاده بوده این بدن، نه؟ جای همه هست این وسط، جای حسن نه! خیره شدن هایش به آن چادر، اشاره است در دست هایش تکه های گوشواره است خانم! ندیدم بین کوچه مَردی اصلاً پیدا نکردم همدمی، همدردی اصلاً زهرا نمی آید به من شبگردی اصلاً فکری برای بچه هایت کردی اصلاً؟ برخیز و آن چادر نمازت را سرت کن جان علی، چاره برای دخترت کن لرزان شده پایم، دگر حیدر بریده قلب برادر سوخته، خواهر بریده روزی حسینش میشود حنجر بریده با کُندی خنجر شود آن سر، بریده آنجا که غیر از نیزه ها چیزی تنش نیست دنبال سر می گردی و پیراهنش نیست رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حجت اللهِ معظم زهرا! حجت اللهِ معظم زهرا! همه ی حُسنِ مجسم زهرا! هر پیمبر به نگاهت محتاج.. جان پیغمبر خاتم زهرا آنکه مولای امامان من است.. کیست غیر از تو در عالم زهرا؟! ظاهرا رو به خدایم کردم.. باطناً رو به تو کردم زهرا سجده کردند به آدم در عرش.. کرد سجده به تو آدم زهرا طعم خرمای نجف از‌ فدک است هم گدای علی‌ام هم زهرا! هرکسی خرج تو شد رفت بهشت هرکسی نه! به جهنم زهرا! اسم اعظم که همه می‌خواهند یک کلام است،همین دم..زهرا! از شب قدر ْ همین مارا بس آن تویی قدر‌ِ مسلّم زهرا درک تو شان کسی چون فضه ست کیست در باب تو محرم زهرا؟! ای به قربان زمانی که علی.. شد به دست تو معمم زهرا خیر تو خرج حسینت میشد! بانی ماه محرم زهرا! هیچ از کوچه نگفتی با ما.. بگو از حادثه یک‌کم زهرا ضربه ی کاری محکم قنفذ! چادر خاکی درهم زهرا! بعد از آن سیلی بی رحم چه شد.. شده آن آینه مبهم زهرا! سید پوریا هاشمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حتی کنیز خانه ی زهرا عزیز است حیران شدم حیران،رسیدم تا به فضه باید توسل جست در هر جا به فضه حتی کنیز خانه ی زهرا عزیز است قبل از تولد داده ام دل را به فضه ظرف وجودش را طلا کرده ست زهرا آموخته اسرار را مولا به فضه او صاحب علم بلایا و منایاست در تشنگی رو زد لب دریا به فضه شیری به امرش قتلگه را شد نگبان دادند علم را شام عاشورا به فضه در سوره ی انسان به قدر خود شریک است تفسیر شد این آیه ها حتی به فضه عمری تکلم کرد با قرآن ناطق خیلی حسادت میکند دنیا به فضه من بنده ی حلقه به گوش اهلبیتم من را سپرده حضرت زهرا به فضه هر حاجتی که داشتم در طول عمرم یا گفته ام آن را به قنبر یا به فضه محسن صرامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بسم رب النور بسم رب النور ، باید از زنی والا نوشت باید از رمز وجود عالمِ بالا نوشت شکر حق نام مرا از لطف خود ربِ جلی در میان خادمان حضرت زهرا نوشت خلق عالَم میشد آیا بی وجودِ فاطمه؟ در جوابم روی این‌کاغذ ، قلم یک لا” نوشت کیست زهرا؟ آنکه باید در مقامِ وصفِ او کوه عفت ، اوج عزت ، اُسوه ی تقوا نوشت خواستم تا این قلم بنویسد از وصفِ حیاش چهره پوشی از کسی که بوده نابینا نوشت باب خَیرِ بی نهایت باز شد بر مصطفی کاتب وحی خدا وقتی که اَعطَینا” نوشت هدیه داده هستی خود را خدا بر مرتضی تا کنار نام حیدر ، نام زهرا را نوشت ابتدا از ریشه باید گفت و از غصبِ فدک بعد از آن باید غزل از روز عاشورا نوشت ابتدا از ماجرای کوچه باید گفت و بعد از مصیبت های سختِ زینبِ کبری نوشت طبع شعرم مصرعی از ماجرای کوچه گفت اشک من بر روی دفتر وای و واویلا نوشت حال حیدر بعد زهرا را قلم با سوز و آه حال یک مرد ابرقدرت ولی تنها نوشت گفتم آیا ای قلم می آید آخر منتقم؟ در جوابم `کَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا” نوشت یونس وصالی (یونس) لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نام تو را نوشتم و دفتر شکسته شد نام تو را نوشتم و دفتر شکسته شد جوهر کبود شد، گل پرپر شکسته شد آتش گرفت خانه و کاشانه، در شکست با آن، غرور فاتح خیبر شکسته شد همواره گفته اند که پهلوی گل” شکست تنها نه گل، که سرو تناور” شکسته شد جسمش که در کشاکش دیوار و در شکست قلبش به وقت بردن حیدر، شکسته شد `در بین هدیه های تو پس گوشواره کو؟” آهی کشید فاطمه، دختر شکسته شد بر موی دختر نگرانش که شانه زد پر زد، و رسم جنگ برابر شکسته شد حیدر غریب ماند و به قرآن پناه برد بغضش میان سوره کوثر شکسته شد ارباب ذوالفقار که در جنگ خم نشد خون دید روی میخ، و دیگر شکسته شد از بس که فکر کرد به دفن شبانه ات فرقش میان سجده آخر شکسته شد ما را که کشت کوچه، ببین با علی چه کرد آن لحظه ای که حرمت مادر شکسته شد معصومه ترک‌نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زهرای من زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود زهرا ستون خانه‌ی ایمان حیدر بود ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود زهرا اگر حوراست حورای علی بود و زهرا اگر انسیه بود انسان حیدر بود زهرا تنور خانه اش گرم از ولایت بود در سفره‌ی زهرا همیشه نان حیدر بود هر جا تبسم کرد علی زهرا دلیلش شد شیرینی خرمای نخلستان حیدر بود زهرا دعا کرد و علی هم فتح خیبر کرد آرامش قبل از دم طوفان حیدر بود از سوره‌ی زهرا سه آیه جلوه کرد اما زهرا تمام جلوه‌ی قرآن حیدر بود زهرا برای ماندن نام علی جان داد آن زخمهای پشت در درمان حیدر بود زهرا که باشد از علی درد و بلا دور است زهرا همه عمرش بلاگردان حیدر بود وقتی دم در رفت یعنی فاطمه اول اذن ورود خلق بر ایوان حیدر بود زهرا مواساتش میان دود و آتش شد پهلو شکست اما یل میدان حیدر بود زهرا اگر صد سال پشت در لگد میخورد از پا نمی افتاد چون در خانه حیدر بود باری اگر افتاد ارزش داشت که افتاد مردی که پایش کشته شد دردانه ، «حیدر» بود با چل غلاف از دور و بر هی میزدند او را دستش ولی پیوسته در دامان حیدر بود در بین دست و پای دشمن دست و پا میزد دلدار حیدر بین بدخواهان حیدر بود ‌‌‍‍زهرا حسینی داشت او هم زیر پا افتاد اما به فکر دختر گریان حیدر بود زینب کنار خیمه حیران برادر بود انگار زهرا پشت در حیران حیدر بود خلخال از پای یهودی هم نباید کند چشم حرامی ها پی طفلان حیدر بود  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹